آیا در جنگ هرکاری مجاز است؟ بررسی اخلاق در میدان نبرد
در جنگ، ضوابطی حاکم است که محدوده جنگ را مشخص و اخلاق هم در هر یک از این حوزهها نوع خاصی از جنگیدن را تجویز میکند.
به گزارش خبرگزاری مهر، حجتالاسلام سیدسجاد ایزدهی رئیس پژوهشکده نظام های اسلامی پژوهشگاه با حضور در برنامه «فقه پویا» رادیو معارف به موضوع دامنه اخلاقی و حقوقی جنگ پرداخت که در ادامه به آن اشاره میشود.
جنگها در طول تاریخ، متناسب با بسیاری از امور، بهتدریج متحول شدهاند.
جنگها از جنگ با شمشیر آغاز شدهاند؛ پیش از آن با سنگ و سپس با شمشیر و نیزه ادامه یافتهاند تا به جنگهای امروز رسیدهاند.
این جنگها اقتضائات خاص خود را دارند.
برای مثال، در جنگهای گذشته ابزارها محدود بود و فاصله میان دو طرف جنگ شاید ۲۰۰ یا ۳۰۰ متر میشد.
در آن شرایط، نوع خاصی از جنگیدن وجود داشت.
صبح جنگ را آغاز میکردند و شبها نمیجنگیدند.
با رجزخوانی شروع میشد، یک نفر از این طرف و یک نفر از آن طرف رجز میخواندند، سپس با هم مبارزه میکردند.
بعد گروههایی با یکدیگر میجنگیدند.
هنگامی که شب و غروب فرا میرسید و دید کافی وجود نداشت، متوقف میشدند و دوباره روز بعد ادامه میدادند.
در کنار اینها، یکسری امور ناگفته و نانوشته اما مشخص نیز وجود داشت؛ برای مثال، ناجوانمردی را در جنگ انجام نمیدادند، معمولاً با نظامیان سروکار دارند و کاری به غیرنظامیان ندارند، با حیوانات کاری ندارند و به محیط زیست آسیب نمیزنند.
با پیام رسانان جنگی کاری نداشتند.
در آن تعبیری که از پیامبر گرامی اسلام نقل شده است، آمده که از سپاه مسیلمه آمدند تا پیامی را به پیامبر برسانند.
پیامبر در آنجا فرمودند: «لولا أن الرسل مأمونین لقتلتکما»؛ یعنی اگر نبود که پیامرسانان جنگی در امان هستند، شما را میکشتم.
پیامبر این قاعده را جعل نکردند، بلکه فرمودند رسم جنگ اینگونه است.
به عبارت دیگر، اخلال در نظام جنگ را نمیپسندیدند.
جنگ قواعد و الزاماتی دارد و آنها این قواعد را بر هم نمیزدند.
به همین خاطر، پیک جنگی را نمیکشتند.
بیان این مصادیق از باب حکم شرعی نیست، بلکه یک عرف بوده است و چنین رویهای وجود داشته است.
ضوابط چگونه جنگیدن
مهم این است که در فضای جنگ، آن چیزی که «چگونه جنگیدن» را در هر زمان مشخص میکند، عبارتند از محیط زیست و شرایط پیرامونی، ابزار و اخلاق.
مراد از محیط زیست آن است که شما در فضای دریایی یکگونه میجنگید، در فضای هوایی به گونهای دیگر و در فضای زمینی به شکل دیگری میجنگید.
اقتضائات آب، خاک و هوا متفاوت است و ابزارهای آنها نیز متفاوتاند.
حتی در جنگ زمینی نیز اگر منطقهای هموار باشد، نوع جنگیدن با زمانی که در منطقهای کوهستانی قرار دارید متفاوت خواهد بود.
ابزارها نیز در این مسئله نقش دارند شما در گذشته با دشمن خود رودررو و با شمشیر میجنگیدید، اما امروز دیگر طرفین حتی یکدیگر را نمیبینند در حالی که در گذشته این کار نوعی نامردی تلقی میشد.
امروز ممکن است ناگهان گلولهای شلیک شود یا یک پهپاد ناگهان ظاهر میشود و انسان اصلاً متوجه نمیشود چه اتفاقی افتاده است.
در حالی که در گذشته چنین شیوهای را نمیپسندیدند.
یعنی در جنگ، ضوابطی حاکم است که محدوده جنگ را مشخص میکند.
این ضابطه ممکن است ابزار باشد.
خود ابزار ضابطه نیست، بلکه نوعی از جنگیدن را ایجاد میکند.
محیط زیست نیز گونهای از جنگیدن را اقتضا میکند.
اخلاق هم در هر یک از این حوزهها نوع خاصی از جنگیدن را تجویز میکند.
به همین نسبت، حقوقدانان و مباحث فقهی موضوعی به نام حقوق بشردوستانه مطرح می کنند.
اینکه با یک بمب اتمی ناگهان صد هزار نفر را بدون هیچ آگاهی و هشداری نابود کنید و حتی نسلهای بعدی نیز گرفتار آثار و تبعات آن شوند، آیا قابل تجویز است؟
طبیعتاً گفته میشود نه؛ این کار ناجوانمردانه است.
هر چند هدف در جنگ پیروزی است اما آیا به هر قیمتی؟
حتی مباحث حقوقی نیز پیوست اخلاقی دارند.
در حوزه اخلاق گفته میشود که این کار ناجوانمردانه است.
در فقه نیز گفته میشود که این عمل ناجوانمردانه است.
البته ما در این زمینه نصوصی هم داریم.
قاعدتاً یک انکار اولیه و بدیهی نسبت به چنین رفتارهایی وجود دارد که بر همین مبنا شکل گرفته است؛ البته این موضوع نیازمند توضیح بیشتری است.
آیا هدف، وسیله را توجیه می کند؟
این پرسش مطرح میشود که آیا هدف، وسیله را توجیه میکند یا نه؟
اگر من بخواهم در جنگ پیروز شوم، آیا میتوانم به هر قیمت و با هر وسیلهای این کار را انجام دهم یا خیر؟
هرچند در جنگ باید پیروزی حاصل شود، اما نه با هر وسیلهای.
بلکه خودِ وسیله نیز باید موجه و مشروع باشد.
امروزه یکی از مسائل مهمی که در جنگها با آن مواجه هستیم این است که دشمن میخواهد به هر شکل ممکن پیروز شود.
حالا اگر لازم باشد خلف وعده میکند، اگر لازم باشد نقض عهد میکند، اگر بخواهد نظامی و غیرنظامی را هدف قرار میدهد.
پرسش این است که آیا ما هم باید مقید به این محدودههای اخلاقی، حقوقی و شرعی باشیم یا نه؟
آیا چون هدف ما پیروزی است، میتوانیم از هر وسیلهای استفاده کنیم؟
بنابراین، مسئله «چگونه جنگیدن» در واقع به این برمیگردد که بر اساس چه محدودهها و ضوابطی باید جنگید.
جنگ، جنگ است؛ اما همین جنگ نیز ضوابطی دارد.
این ضوابط در اخلاق، فقه و حقوق مطرح است و حتی در ارتکاز بشر نیز وجود دارد.