خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

یکشنبه، 17 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

پازلی که پس از شهادت کامل شد؛ روایتی از زندگی شهید محمدرضا جوان‌بخت

مهر | استان‌ها | یکشنبه، 17 خرداد 1405 - 11:12
کازرون-شهید محمدرضا جوان‌بخت افسر نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ،جوانی دهه هشتادی از کازرون که مسیر خدمت را تا عرشه جماران پیمود و آسمانی شد.
محمدرضا،شهيد،شهادت،روزها،پدر،خانواده،تعزيه،كودكي،اشاره،حضور، ...

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها: برخی روایت‌ها تنها شرح زندگی یک انسان نیستند؛ روایتی از مسیری هستند که از سال‌ها قبل برای رسیدن به مقصدی بزرگ‌تر آغاز شده است.
مسیری که در ظاهر با روزهای معمولی کودکی، نیمکت‌های مدرسه، آرزوهای جوانی و تلاش برای ساختن آینده گره خورده اما در نهایت به نقطه‌ای می‌رسد که نام صاحب آن را در حافظه یک ملت ماندگار می‌کند.
ناوبان یکم محمدرضا جوان‌بخت، افسر جوان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، از جمله همین جوانان بود؛ متولد دهه هشتاد، از دیار کازرون، که با پشتکار و علاقه مسیر دشوار حضور در دانشکده افسری را پیمود و لباس خدمت به کشور را بر تن کرد.
جوانی که به گفته خانواده، دوستان و معلمانش، از همان سال‌های کودکی شخصیتی متفاوت، محبوب و دوست‌داشتنی داشت و هر جا حضور پیدا می‌کرد، ردپایی از اخلاق نیک، فروتنی و مسئولیت‌پذیری از خود بر جای می‌گذاشت.
شهادت او در جریان مأموریت ناو جماران و در پی حمله رژیم صهیونیستی، نامش را در شمار شهدای سرافراز وطن ثبت کرد، اما آنچه این روزها بیش از هر چیز در میان نزدیکانش روایت می‌شود، تنها چگونگی شهادت او نیست؛ بلکه خاطرات، رفتارها و سخنانی است که ماه‌ها و حتی سال‌ها پیش از شهادت بر زبان آورده بود و اکنون برای خانواده‌اش معنایی متفاوت یافته است.
جملاتی که در آن روزها شاید تنها یک حرف عادی به نظر می‌رسید اما امروز در کنار یکدیگر تصویری از جوانی را ترسیم می‌کند که گویی دلش بیش از آنکه به زمین تعلق داشته باشد، در هوای دیگری پرواز می‌کرد.
پدر شهید محمدرضا جوان‌بخت که سال‌ها در کسوت معلم به تربیت نسل جوان پرداخته است، در گفتگو با خبرنگار مهر از فرزندی می‌گوید که محبوبیتش تنها به جمع خانواده محدود نبود و از مدرسه و دانشگاه تا محیط خدمت، دل‌های بسیاری را با خود همراه کرده بود.
او در لابه‌لای خاطراتش از نشانه‌هایی سخن می‌گوید که امروز برایش رنگ و بوی دیگری دارد؛ نشانه‌هایی که در کنار روزهای دشوار چشم‌انتظاری برای بازگشت فرزند، روایتی متفاوت از زندگی کوتاه اما پربار این شهید جوان را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد.
محمدرضا مسئولیت پذیر بود
عبدالکریم جوان‌بخت با بیان اینکه فرزندم از همان سال‌های کودکی میان اطرافیان جایگاه ویژه‌ای داشت، گفت: محمدرضا از همان سنین پایین روحیه‌ای مستقل، مسئولیت‌پذیر و دوست‌داشتنی داشت.
احترام به دیگران و اخلاق نیکوی او باعث شده بود در میان خانواده، معلمان، همکلاسی‌ها و حتی همسایه‌ها محبوب باشد.
وی با اشاره به دوران تحصیل فرزندش ادامه داد: در مقطع ششم ابتدایی معلم خودش بودم و همواره تلاش می‌کردم عدالت را رعایت کنم تا هیچ‌کس تصور نکند میان او و دیگر دانش‌آموزان تفاوتی قائل هستم.
به گفته این پدر شهید، علاقه محمدرضا به پوشیدن لباس نظامی از سال‌های نوجوانی شکل گرفت.
او در دوران دبیرستان تصمیم خود را برای ورود به دانشکده افسری گرفته بود و با پشتکار فراوان مراحل مختلف آزمون، گزینش و مصاحبه را پشت سر گذاشت تا سرانجام در سال ۱۳۹۹ به دانشکده علوم و فنون دریایی امام خمینی(ره) نوشهر راه یابد.
عاشق امام حسین(ع) و فدایی وطن
اما آنچه امروز بیش از هر چیز ذهن خانواده را به خود مشغول کرده، سخنان و رفتارهایی است که به اعتقاد آنها رنگ و بوی وداع داشت، جوان‌بخت در این باره گفت: هرچه زمان می‌گذرد و خاطراتش را مرور می‌کنیم، بیشتر احساس می‌کنیم که محمدرضا از شهادتش بی‌خبر نبوده است.
گاهی جملاتی بر زبان می‌آورد که آن روزها معنای خاصی برایمان نداشت اما امروز مفهوم دیگری پیدا کرده است.
وی یکی از این خاطرات را به حضور فرزندش در مجالس تعزیه مرتبط می‌داند.
محمدرضا که در کودکی از شخصیت شمر در تعزیه هراس داشت، سال‌ها بعد به یکی از فعالان هیئت‌های مذهبی تبدیل شد و در اجرای تعزیه نیز نقش‌آفرینی می‌کرد.
پدر این شهید ادامه داد: آخرین عاشورایی که در برنامه تعزیه حضور داشت، از مادرش خواسته بود مرا برای تماشای اجرای آن شب راضی کند و گفته بود شاید این آخرین باری باشد که در چنین مراسمی شرکت می‌کنم.
به گفته وی، تماس‌های آخر محمدرضا نیز حال و هوایی متفاوت داشت.
او در یکی از آخرین گفت‌وگوهای تلفنی از پدرش خواسته بود که او را حلال کند؛ درخواستی که چندین بار در روزها و هفته‌های پیش از شهادتش تکرار شده بود.
پیکری که هنوز پیدا نشده است
جوان‌بخت همچنین به خاطره‌ای از شب یلدا اشاره می‌کند؛ شبی که جمع خانوادگی به شوخی از محمدرضا درباره ازدواجش سخن گفته بودند اما او پاسخی داده بود که امروز برای خانواده‌اش معنایی متفاوت پیدا کرده است.
پدر شهید معتقد است مجموعه این اتفاقات، اکنون همچون قطعات یک پازل در کنار هم قرار گرفته و تصویری روشن از آمادگی روحی فرزندش برای شهادت را ترسیم می‌کند.
وی با اشاره به جایگاه والای شهادت در فرهنگ اسلامی، تأکید کرد: محمدرضا ویژگی‌های مثبت فراوانی داشت اما آنچه بیش از همه او را ممتاز می‌کرد، پاکی قلب، اخلاص و صداقت او بود.
پدر این شهید در بخش دیگری از سخنانش به روزهای دشوار انتظار خانواده برای یافتن پیکر فرزندشان اشاره کرد و گفت: نزدیک به دو ماه در بی‌خبری و انتظار سپری شده و این روزها به‌ ویژه برای مادرش بسیار سنگین بود و او تنها برای انجام آزمایش‌های لازم از خانه خارج شد.
وی در پایان با گرامیداشت یاد همه شهدای اسلام اظهار داشت: مردم قدر شهدا را می‌دانند و نام آنان را زنده نگه می‌دارند.
محمدرضا عمر کوتاهی داشت اما خداوند چنان عزتی به او بخشید که یاد و نامش در دل‌ها ماندگار شد و امروز بسیاری با احترام و ارادت از او یاد می‌کنند.