موانع اداری سد راه توسعه نیروگاههای خورشیدی خانگی در ایران
توسعه نیروگاههای خورشیدی پشتبامی در ایران به دلیل بروکراسی پیچیده ۱۷ مرحلهای و زمانبر بودن صدور مجوزها با کندی شدیدی مواجه شده است.
به گزارش خبرنگار مهر،در سالهای اخیر، توسعه نیروگاههای کوچکمقیاس، بهویژه سامانههای خورشیدی پشتبامی، از یک گزینه صرفاً زیستمحیطی به یک ضرورت گریزناپذیر در سیاستگذاری انرژی تبدیل شده است.
فشار فزاینده بر شبکه برق، رشد بیوقفه مصرف، محدودیتهای مالی برای توسعه سریع زیرساختهای متمرکز و نیاز به افزایش تابآوری شبکه، باعث شده است بسیاری از کشورها توجه ویژهای به تولید پراکنده نشان دهند.
نیروگاههای خورشیدی نصبشده روی بام منازل، واحدهای تجاری و ساختمانهای عمومی، این مزیت راهبردی را دارند که تولید برق را از حالت متمرکز خارج کرده و بخش قابلتوجهی از بار مصرف را در همان محل تأمین میکنند.
این رویکرد نهتنها فشار روی شبکه انتقال و توزیع را کاهش میدهد، بلکه به کاهش اتلاف شبکه و بهبود امنیت انرژی در مقیاس محلی منجر میشود.
از سوی دیگر، در شرایط اضطراری، کشوری که سهم زیادی از برق خانگیاش توسط پنلهای روی سقف شهروندانش تأمین شود، از بالاترین سطح پدافند غیرعامل و مصونیت در شبکه انرژی برخوردار خواهد بود.
تجربه جهانی؛ پیشتازی با مشوق و مقرراتزدایی
بررسی روندهای جهانی نشان میدهد که توسعه نیروگاههای کوچکمقیاس در سراسر دنیا، از اروپا تا خاورمیانه، با شتابی چشمگیر در حال پیگیری است.
به عنوان نمونه، ایتالیا با بیش از ۳۰ گیگاوات ظرفیت نصبشده خورشیدی، یکی از بزرگترین بازارهای اروپا به شمار میرود که برآورد میشود بین ۱۴ تا ۱۸ گیگاوات آن (بخش قابلتوجهی از کل شبکه) در قالب سامانههای توزیعشده و پشتبامی توسعه یافته باشد.
در هلند نیز ظرفیت خورشیدی نصبشده به حدود ۲۴ تا ۲۷ گیگاوات رسیده است که سهم سامانههای پشتبامی خانگی و تجاری در آن بسیار پررنگ است.
حتی در کشورهای همسایه با مقیاس اقتصادی کوچکتر مانند لبنان، روند توسعه خورشیدی پشتبامی در سالهای گذشته شکل انفجاری داشته است.
با وجود آنکه کل ظرفیت شبکه برق لبنان حدود ۵هزار مگاوات است، آمارهای اولیه نشان میدهد در سالهای اخیر بیش از هزار مگاوات پنل خورشیدی سقفی در این کشور نصب شده است.
این موفقیت جهانی ریشه در دو مؤلفه اساسی دارد: «ارائه مشوقهای اقتصادی جذاب» و «سادگی فرایند صدور مجوز».
وضعیت ایران؛ پتانسیل بالا، عملکرد ضعیف
ایران با برخورداری از روزهای آفتابی متعدد و تابش خورشیدی بسیار مناسب، در موقعیت جغرافیایی ایدهآلی برای توسعه انرژی خورشیدی قرار دارد.
با این حال، سهم نیروگاههای سقفی از کل ظرفیت برق کشور همچنان ناچیز است.
برآوردهای فعلی نشان میدهد ظرفیت نیروگاههای خورشیدی انشعابی در ایران تنها بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ مگاوات است؛ رقمی که در مقایسه با وسعت شبکه و پتانسیل کشور، فاصلهای معنادار با استانداردهای جهانی دارد.
این عقبماندگی صرفاً ناشی از مسائل فنی یا اقتصادی نیست.
هرچند جذابیت اقتصادی نصب پنلها در برخی بخشها افزایش یافته، اما مانع اصلی در جای دیگری است؛ بروکراسی اداری فرساینده.
سامانه مهرسان و هزارتوی اداری
در سالهای اخیر، سامانه «مهرسان» با هدف ساماندهی و الکترونیکی کردن درخواستهای احداث نیروگاه خورشیدی راهاندازی شد.
در ظاهر، این سامانه قرار بود درگاه واحدی برای تسهیل امور باشد، اما در عمل به یکی از گلوگاههای اصلی تبدیل شده است.
بررسیها نشان میدهد که متقاضی احداث یک نیروگاه خانگی، برای اخذ مجوز و پروانه بهرهبرداری باید ۱۷ مرحله اداری را پشت سر بگذارد.
حتی اگر هیچ مشکلی در پرونده وجود نداشته باشد، طی کردن این مراحل بین ۳۰ تا ۶۰ روز زمان میبرد.
الزام به مراجعه حضوری مأمور شرکت برق، اخذ امضای گرم (فیزیکی)، الزام متقاضی به حضور در شرکت برق برای عقد قرارداد، و تأییدیههای مرحلهبهمرحله، باعث شده است تا بسیاری از خانوارها و کسبوکارهای کوچک در میانه راه از سرمایهگذاری منصرف شوند.
متقاضی نصب یک سامانه خورشیدی پنج کیلوواتی، نباید با مسیری مواجه شود که از نظر پیچیدگی تفاوت چندانی با احداث یک پروژه بزرگ صنعتی ندارد.
لزوم الگوبرداری از درگاه ملی مجوزها
تسهیل مجوزهای نصب پنل خورشیدی بخشی از سیاست توسعه زیرساخت انرژی و رفع ناترازی برق کشور است.
در سالهای اخیر، «درگاه ملی مجوزها» با هدف حذف امضاهای طلایی و کاهش مراجعات حضوری، تحول مثبتی در فضای کسبوکار ایجاد کرد.
انتظار میرود وزارت نیرو نیز با الگوبرداری از این درگاه، فرآیندهای پیچیده فعلی را به نفع توسعه سریع تجدیدپذیرها تغییر دهد.
در همین رابطه، علی مرادی، تحلیلگر و کارشناس حوزه انرژی، در بررسی دلایل کندی توسعه این بخش معتقد است که ریشه مشکل را باید در نبود زیرساختهای تسهیلگر جستجو کرد.
وی در تحلیل این وضعیت میگوید: «تا زمانی که نصب پنلهای خورشیدی سقفی برای مردم به اندازه کافی جذاب، ساده و کمهزینه نشود، توسعه این بخش بهعنوان یکی از مهمترین راهکارهای رفع ناترازی برق شتاب نخواهد گرفت.
در دنیا پیش از هر چیز شرکتهای واسطی (تجمیعکنندهها) شکل گرفتهاند که فرآیند نصب را تسهیل میکنند.
اما حتی اگر این شرکتها در ایران فعال شوند، تا زمانی که بروکراسی کاهش نیابد، اثرگذاری جدی نخواهند داشت.
فرآیند اخذ مجوز نباید بیش از ۳ تا ۵ روز به طول بینجامد.
راهکارهایی مانند اعلام پیشینی ظرفیت شبکه، انعقاد قرارداد غیرحضوری با احراز هویت مجازی و تأیید خودکار سیستم در صورت تعلل شرکتهای توزیع، کاملاً امکانپذیر است.»
تجربه جهانی یک پیام روشن دارد: توسعه نیروگاههای خورشیدی کوچکمقیاس تنها زمانی شتاب میگیرد که نیاز بازار، صرفه اقتصادی و «فرایند اداری ساده و شفاف» در کنار هم قرار گیرند.
ایران مزیتهای بیبدیلی در تابش خورشیدی دارد، اما بخش عمدهای از ظرفیت توسعه این بخش، نه به دلیل کمبود سرمایه، بلکه در پیچوخم بروکراسیهای بیمورد معطل مانده است.
اگر هدف کشور رفع ناترازی برق است، بازطراحی فرآیندها و حذف مقررات دستوپاگیر باید در صدر اولویتهای سیاستگذاران انرژی قرار گیرد.