خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

شنبه، 16 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

چرا روایت ماکان نصیری از صدها گزارش خبری اثرگذارتر شد؟

مهر | فرهنگی و هنری | شنبه، 16 خرداد 1405 - 09:13
لیلا وصالی می‌گوید مخاطبان بیش از آمار و اطلاعات، با روایت‌های انسانی و داستان‌هایی ارتباط برقرار می‌کنند که احساسات آنها را درگیر کند.
روايت،اطلاعات،جنگ،افكار،عمومي،جهان،منتشر،قرار،مخاطب،اهميت،مو ...

به گزارش خبرنگار مهر، امروزه، جنگ‌ تنها در میدان نبرد رخ نمی‌دهند، بلکه بخش مهمی از آن‌ها در عرصه رسانه و افکار عمومی جریان دارد.
در چنین شرایطی، روایت خوب به یکی از مهم‌ترین ابزارهای تأثیرگذاری بر ذهن مخاطبان تبدیل شده است.
لیلا وصالی، عضو هیئت علمی دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و مدیر هسته پژوهشی سواد رسانه‌ای «سارع»، در گفتگویی به تشریح اهمیت روایت‌سازی، نقش رسانه‌ها در شکل‌دهی به افکار عمومی و تجربه رسانه‌ای ایران در جنگ اخیر پرداخت.
مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانیم:
* اهمیت روایت‌سازی و نقش آن در جنگ‌های شناختی و رسانه‌ای چیست و روایت اول چه تأثیری بر افکار عمومی دارد؟
بحث روایت‌سازی و به‌خصوص داشتن روایت اول، اهمیت بسیار زیادی دارد و زوایای مختلفی را شامل می‌شود.
از این جهت که زمانی که ما روایت اول را برای مردم خودمان داشته باشیم، می‌تواند از برخی شایعات پیشگیری کند.
روایت اول در واقع بخشی از جنگ شناختی را به خود اختصاص می‌دهد.
به این معنا که در طول جنگ، طرفین دعوا سعی می‌کنند به محض اتفاق افتادن یک رویداد، آن را به شکلی که تمایل دارند به مخاطب معرفی کنند.
این موضوع در افکار عمومی، هم در میان مردم خودشان و هم در میان مردم جهان، تأثیرگذار است.
بسیاری از مردم جهان، علی‌رغم مشاهداتی که از یک رویداد دارند، درکشان از وقایع بر اساس آن چیزی شکل می‌گیرد که رسانه‌ها آن موضوع را برایشان تعریف می‌کنند.
از این جهت، آنچه ما درک و دریافت می‌کنیم، تنها خود رویداد نیست، بلکه چگونگی روایت شدن آن نیز اهمیت دارد.
اینکه در یک رویداد چه کسانی سود برده‌اند یا متضرر شده‌اند، بسیاری از اوقات توسط روایت رسانه‌ها معنا پیدا می‌کند و حتی مردمی که در صحنه حضور داشته‌اند نیز آن را مطابق نوع روایت رسانه باور می‌کنند.
مثلاً ما در مورد اتفاقات دی‌ماه، آنچه در خیابان‌ها دیدیم با آنچه روایت رسانه‌ها بود تفاوت‌هایی داشت.
بسیاری از افرادی که مشاهدات شخصی نداشتند، موضوع را از دریچه رسانه‌ها دنبال کردند و رسانه‌ها این رخدادها را برای آنان معنادار کردند.
در واقع جریان‌سازی درباره اینکه چه کسی این رویدادها را رقم زده و چه عواملی در آن نقش داشته‌اند، از طریق روایت‌های رسانه‌ای صورت گرفت.
برخی روایت‌سازی‌های رسانه‌ای بر واقعیت‌های میدانی غلبه می‌کنند.
زمانی که ترامپ اعلام می‌کند نیروهای ما در سطح خیابان‌های ایران حضور دارند و با این تعبیر که معترضان را نیز مسلح کرده‌اند بر آن تاکید می‌کند و از طرف دیگر موساد اعلام می‌کند که نیروهای مسلح ما در خیابان‌های ایران حضور دارند و این موضوعات را به صورت رسمی بیان می‌کنند، این اظهارات در درون روایاتی که رسانه‌های فارسی زبان معاند می‌سازند، گم می‌شود و در کنار آنچه مخاطب احساس کرده و یا بخشی از آن را با چشم خود مشاهده کرده است قرار می‌گیرد.
و به فهم او از جریانات جهت می دهد و حتی درمورد مشاهداتش، فهم و معنای مورد نظر خود را خلق می‌کند.
وقتی درک ذهنی مخاطب از یک رویداد، دستکاری شده و تغییر می‌کند و موارد مشاهده شده را در کنار روایت‌های رسانه‌های فارسی‌زبان قرار می‌دهد، معنای جدیدی از موقعیت‌ها و رویداد در ذهن او شکل می‌گیرد.
بنابراین ما در اینجا بیش‌تر از درک فردی از یک رویداد، با یک تأثیر روایی مواجه هستیم که از سمت رسانه‌ها ایجاد می‌شود.
* تفاوت رسانه‌های حرفه‌ای و مبتنی بر واقعیت با رسانه‌هایی که صرفاً به دنبال ساخت روایت غالب هستند در چیست؟
رویدادهایی که به‌خصوص حادثه‌محور هستند، طبیعتاً باید بر اساس واقعیات مورد بررسی قرار بگیرند.
جمع‌آوری اخبار و اطلاعات، راستی‌آزمایی موضوعات، بررسی اینکه چه کسی مقصر بوده و چه اقداماتی انجام داده است، همگی نیازمند زمان هستند.
اما رسانه‌ای که می‌خواهد روایت خودش را به عنوان روایت غالب به مردم عرضه کند، الزاماً اهمیت نمی‌دهد که روایتش تا چه اندازه مبتنی بر واقعیت باشد.
چنین رسانه‌ای با سرعت بیشتری اطلاعات را منتشر می‌کند و اساساً خود را نیازمند راستی‌آزمایی نمی‌داند.
علی‌رغم اعداد و ارقامی که در مورد کشته‌شدگان دی‌ماه توسط برخی رسانه‌ها اعلام شد، زمانی که دولت ایران اسامی کشته‌شدگان را منتشر کرد و از طرف مقابل خواست که آنان نیز اسامی اعلام‌شده خود را منتشر کنند، تازه فراخوان‌هایی برای جمع‌آوری اسامی منتشر شد که نشان داد هیچگونه سند و مدرکی برای اثبات مدعای این رسانه از قبل وجود نداشته است.
در نهایت نیز کیوان عباسی؛ مدیر شبکه من‌وتو اذعان و اعتراف کرد که به رغم تلاش بسیار در این جنگ روایتی، نتوانسته‌اند دیگران را قانع کنند و چنین تصور ذهنی را به مخاطب بفروشند که در۲۴ ساعت، ۴۵ هزار تفر کشته شده‌اند و شاید این یکی از دلایل برچیده شدن شبکه من و تو و قطع پشتیبانی مالی آن توسط سفارش‌دهندگان این جنگ‌های روایتی باشد.
اعداد با هدف سندسازی و با تکنیک ادعای آشکار، برای اثرگذاری بر افکارعمومی منتشر می‌شوند و وقتی عددی اعلام می‌شود، کار رسانه‌ای گسترده‌ای روی آن صورت می‌گیرد و پافشاری زیادی نسبت به آن انجام می‌شود؛ اما هنگام ارائه اطلاعات دقیق و مستندسازی موضوعات، ناگهان رسانه عقب‌نشینی می‌کند و مشخص می‌شود اعداد و ارقامی که مطرح شده بود بر پایه مستندات دقیق قرار نداشت.
اینجاست که مشخص می‌شود آنچه اهمیت داشته، بحث روایت‌سازی و داشتن روایت اول بوده است.
رسانه فارغ از اینکه در واقعیت چه اتفاقی افتاده، تلاش می‌کند روایت خود را به عنوان روایت اول تثبیت کند.
* برای برطرف کردن نیاز اطلاعاتی مخاطبان و هدایت آن‌ها به منابع موثق، رسانه‌های داخلی و نهادهای رسمی چه وظایفی بر عهده دارند؟
به طور معمول و معقول، وقتی با یک موضوع مواجه می‌شویم این تصور وجود دارد که برای جمع‌آوری اطلاعات دقیق، به زمانی مشخص نیاز داریم.
بنابراین اگرچه در جنگ رسانه‌ای، روایت اول اهمیت بسیار زیادی دارد، اما دریافت اطلاعات از منابع موثق و منابع مطلع نیز اهمیت بسیار زیادی دارد.
ما باید به طور دائم مردم را برای دریافت اطلاعات به منابع معتبر ارجاع دهیم اما باید بدانیم، رسانه‌هایی از نظر مردم رسانه‌های موفق شناخته می‌شوند که بتوانند در زمان مناسب، نیاز اطلاعاتی مردم را برطرف کنند.
برطرف کردن نیاز مردم توسط رسانه‌های داخلی و رسانه‌های اصلی نیازمند آن است که افرادی که اطلاعات بیشتری از حادثه دارند و جزو منابع رسمی محسوب می‌شوند، اطلاعات بیش‌تری را در اختیار رسانه‌ها قرار دهند؛ اطلاعاتی که انتشار آن‌ها الزاما خطری برای کشور ایجاد نمی‌کند اما می توانند نیاز اطلاعاتی مخاطب را تا حدی برطرف کنند.
اگر باز هم از اتفاقات دی‌ماه مثال بزنیم، به محض اینکه یک حادثه یا واقعه در کشور رخ می‌دهد و در آن تعدادی از مردم جان خود را از دست می‌دهند، مردم انتظار دارند اطلاعات دقیق‌تری درباره نحوه وقوع حادثه، چگونگی رخداد، تعداد کشته‌شدگان و موارد مشابه به دست آورند.
به‌خصوص زمانی که فضاهای رسانه‌ای یا شرایط امنیتی محدود می‌شود و دسترسی به اینترنت نیز با محدودیت مواجه است، افرادی که مطلع هستند وظیفه دارند اطلاعات مورد نیاز مردم را ـ تا جایی که از نظر امنیتی مسئله‌ساز نباشد ـ در اختیار رسانه‌ها قرار دهند.
در چنین مواردی سازمان پزشکی قانونی، مراکز درمانی، علوم پزشکی و سایر نهادهای مسئول می‌توانند اطلاعات لازم را ارائه دهند.
همچنین نیروی انتظامی نیز می‌تواند درباره بازداشت‌شدگان و موضوعات مرتبط اطلاع‌رسانی کند.
جمع‌بندی این آمار و ارقام می‌تواند تصویر دقیق‌تری از آنچه رخ داده برای مردم فراهم کند.
هرچه این اطلاعات دیرتر منتشر شود، دشمن فرصت بیشتری برای روایت‌سازی پیدا می‌کند.
* تأخیر در اطلاع‌رسانی رسمی چه پیامدهایی در افکار عمومی داخلی و جهانی ایجاد می‌کند؟
این دست روایت‌ها، به‌خصوص در سطح جهانی و برای کسانی که دسترسی به آمار و اطلاعات دقیق ندارند، برای رسانه‌های معاند فرصتی ایجاد می‌کنند تا تصویر ذهنی منفی مطابق خواست خود در ذهن مخاطبان کشور مورد نظر خود ایجاد کنند.
پیش از رویدادهای دی‌ماه، آنچه درباره جنگ ۱۲ روزه در افکار عمومی جهان وجود داشت، تصویری بود که تا حد زیادی علیه اقدامات آمریکا و اسرائیل شکل گرفته بود و اعتراضات گسترده‌ای را در میان مردم جهان و حتی مردم خود آمریکا برانگیخته بود.
رویدادهای دی‌ماه با نوع بازتابی که توسط رسانه‌های معاند پیدا کرد، به دستاویزی برای رسانه‌های آمریکایی و اسرائیلی تبدیل شد تا روایت‌های دیگری را برجسته کنند.
البته بعدتر با اعلام آمار و اطلاعات رسمی، بخشی از این موضوع خنثی شد، اما زمانی این اطلاعات منتشر شد که رسانه‌های معاند تا حد زیادی تصویرسازی ذهنی خود را برای مردم ایران و افکار عمومی جهان انجام داده بودند.
این موضوع باعث شد برخی جوانان با باور این روایات جعلی، تصور مثبتی نسبت به حمله آمریکا به کشور پیدا کرده و آن را عملیات نجات تصور کنند.
این صرفاً بخشی از جنگ ادراکی و شناختی است که یکی از ابزارهای بسیار قدرتمند آن، جنگ روایت‌هاست؛ جنگی که بر پایه روایت‌های قبلی بنا می‌شود، روایت‌های جدید خود را می‌سازد و فضای ذهنی مخاطب را اشغال می‌کند.
* وضعیت جنگ اخیر و عملکرد رسانه‌های داخلی را در حوزه روایت‌سازی چگونه ارزیابی می‌کنید؟
در جنگ اخیر، ما عملکرد بهتری در زمینه جنگ روایت‌ها داشتیم.
اگرچه همچنان این انتظار وجود داشت که برخی اطلاعات مورد نیاز مردم سریع‌تر در اختیار رسانه‌ها قرار گیرد و بخشی از کنجکاوی‌های افکار عمومی پاسخ داده شود، اما در مجموع اقدامات روایی بهتری صورت گرفت.
به طور خاص، برخی تولیدات رسانه‌ای توانستند بخش جدی‌ای از روایت رسانه‌ای را در جهان بر عهده بگیرند و این موضوع حتی مورد اذعان رسانه‌های دشمن نیز قرار گرفت.
* کدام قالب‌ها و نمونه‌های رسانه‌ای در این دوره به عنوان تجربه‌ای موفق در روایت‌سازی شناخته شدند؟
ویدئوهای لگویی که در این دوره منتشر شدند، به دلیل خلاقیتی که در آن‌ها وجود داشت، مورد توجه قرار گرفتند.
استفاده از حس خوشایند مخاطبان نسبت به بازی‌های لگویی و همچنین نوع تصویرسازی انجام‌شده، باعث جذابیت بیشتر این روایت‌ها شد.
همین مسئله موجب شد این محتواها بازدیدهای فراوانی کسب کنند و با استقبال گسترده مخاطبان مواجه شوند.
در کنار این موارد، روایت‌های انسانی و به‌ویژه روایت‌هایی که از کودکان ساخته شد، بسیار اثرگذار بود.
روایت میکاییل میردورقی، پسر بچه‌ای که از مادرش خواسته بود در آخرین لحظه از او عکس بگیرد، اثر تکان‌دهنده‌ای در جهان ایجاد کرد.
انتشار آن عکس و روایت‌های مشابه بازتاب گسترده‌ای داشت.
روایت ماکان نصیری نیز تأثیرگذاری بسیار زیادی داشت.
همچنین روایت پدر و مادرهایی که بر سر مزار کودکان خود حاضر می‌شدند و روایت مادری که برای پیدا کردن قطعاتی از بدن فرزندش ناچار بود پیکرهای دیگر را نیز بررسی کند، از جمله روایت‌های بسیار تکان‌دهنده‌ای بود که بر افکار عمومی جهان تأثیر گذاشت.
ما در چند موضوع در رسانه‌ها عملکرد خوبی داشتیم.
در جنگ دوازده روزه، رفتار خانم سحر امامی و برندسازی رسانه‌ای از او یکی از اقدامات موفق بود که بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد.
همچنین روایت‌هایی که درباره مدرسه میناب، کودکان و نیز نگاه مردم به ترامپ و اقدامات آمریکا در ایران منتشر شد، نشان داد رسانه‌های داخلی در حوزه روایت‌سازی و انتقال واقعیت از طریق روایت، نسبت به گذشته تبحر بیشتری پیدا کرده‌اند.
* ساختار داستانی در روایت‌ها چه تأثیری بر پذیرش آن توسط مخاطب و افکار عمومی جهان دارد؟
زمانی که یک روایت دارای ساختار داستانی باشد، بیشتر بر جان مخاطب می‌نشیند.
اگرچه این روایت همچنان بر پایه واقعیت استوار است، اما درگیری احساسی‌ای که در روایت‌های متنی و تصویری ایجاد می‌شود، تأثیرگذاری آن را افزایش می‌دهد.
همین مسئله باعث شد افراد زیادی در جهان نسبت به آنچه در ایران رخ داده بود واکنش نشان دهند.
امروز افکار عمومی در بسیاری از کشورها نسبت به حمله یک کشور به کشور دیگر احساس انزجار دارد و کشورهای زیادی، ایران را نماد مقاومت در برابر ظلم و استثمار می‌دانند.