اشغال آمریکا توسط اسرائیل شدت میگیرد؟/ خیز خاموش کنگره برای ادغام ارتشهای آمریکا و اسرائیل!
در زمانی که مردم آمریکا بیسابقهترین سطح بیاعتمادی را به رژیم اسرائیل ابراز میکنند، کنگره به تازگی پیشنهاد داده است که آمریکا را بیش از هر زمان دیگر به ارتش اسرائیل گره بزند.
به گزارش سرویس جهان مشرق، در نخستین گام برای انتقال کمکها به اعماق سایهها، لایحهی بودجهی دفاعی سال ۲۰۲۷ مجلس نمایندگان، نیروهای مسلح دو کشور را تقریباً به یکدیگر جوش میدهد.
در زمانی که مردم آمریکا بیسابقهترین سطح بیاعتمادی را به رژیم اسرائیل ابراز میکنند، کنگره به تازگی پیشنهاد داده است که آمریکا را بیش از هر زمان دیگر به ارتش اسرائیل گره بزند.
به گزارش وبگاه آمریکایی«Responsible Statecraft»(29 مِی)در لایحهی نسخهی مجلس نمایندگان از «قانون اختیارات دفاع ملی سال ۲۰۲۷» که روز سهشنبه منتشر شد، بند ۲۲۴ با عنوان «ابتکار همکاری فناوری دفاعی آمریکا و اسرائیل» گنجانده شده است.
میتوان گفت که این بند، بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار (با تعدیل تورم) کمک نظامی که اسرائیل از زمان تأسیسش در سال ۱۹۴۸ از آمریکا دریافت کرده، برای درهمتنیدن ارتش آمریکا با ارتش اسرائیل نقش ایفا میکند.
بند ۲۲۴ زمینه را برای تحقیق و توسعهی دوجانبه، تولید مشترک تسلیحات، سرمایهگذاری مشترک، موافقتنامههای مجوزدهی و به ظاهر تمام انواع همکاری مجتمع نظامی-صنعتی آمریکا و رژیم صهیونی فراهم میکند.
آمریکا و اسرائیل هماکنون به طور گسترده در زمینهی دفاع موشکی با یکدیگر همکاری میکنند، اما این بند هماهنگی را ظاهراً به تمام حوزههای فناوری دفاعی از جمله هوش مصنوعی، محاسبات کوانتومی، سامانههای خودمختار، انرژی هدایتشده، جنگ سایبری، زیستفناوری و بسیاری موارد دیگر به شدت گسترش میدهد.
همچنین «ادغام شبکهای» و «یکپارچگی دادهها» را پیشنهاد میکند.
به عبارت دیگر، به زودی دادههای ارتش آمریکا میتواند دادههای ارتش اسرائیل باشد.
در صورت اجرای کامل، این پیشنهاد سطحی از ادغام نظامی-صنعتی را فراهم میکند که آمریکا با هیچ کشور دیگری در جهان نداشته است.
بیشک، آمریکا با شرکای ناتوی خود در زمینهی تولید مشترک و زنجیرهی تأمین مشترک همکاری نزدیک داشته، به ویژه از طریق «برنامه اقدام تولید دفاعی».
و به عنوان بزرگترین فروشندهی تسلیحات در جهان، آمریکا تسلیحات را در اختیار ارتشهای سراسر جهان قرار میدهد.
اما این بیشتر یک خیابان یکطرفه است، جایی که آمریکا تسلیحات را به خریداران خارجی میدهد که تنها گهگاه خودشان قطعات آن تسلیحات را میسازند، مانند مورد زنجیره تأمین جهانی اف-۳۵.
بند ۲۲۴ وضعیتی کاملاً متفاوت خواهد بود.
این بند بخشهای دفاعی آمریکا و اسرائیل را در حوزههای متعددی که برای میادین جنگ آینده حیاتی هستند، مانند سامانههای خودمختار و جنگ سایبری، در هم ادغام میکند.
همچنین نفوذ فوقالعاده اسرائیل را در آمریکا فراتر از آنچه که هم اکنون از طریق لابی اسرائیل و شبکه قدرتمند تأثیرگذاران رسانههای اجتماعی دارد، به ارمغان میآورد.
این بند به رژیم اسرائیل این فرصت را میدهد تا یکی از قدرتمندترین اهرمهای نفوذ در سیاست آمریکا یعنی «ایجاد شغل در آمریکا» را به شدت گسترش دهد.
با گسترش یا راهاندازی تأسیسات جدید تولید مشترک مانند آنچه که هماکنون در میسیسیپی و آرکانزاس دارد، رژیم صهیونی میتواند به ایجاد مشاغل در خاک آمریکا ببالد و از این طریق متحدانی در میان اعضای کنگره که نمایندهی حوزههای انتخابیهی آن مشاغل هستند، جذب کند.
نتیجه به احتمال زیاد، تحولی عمده در سیستم سیاسی آمریکایی خواهد بود که حتی بیشتر از گذشته در برابر هوسهای رژیم صهیونی آسیبپذیر میشود؛ رژیمی که به نظر نمیرسد از کشاندن آمریکا به درگیریهای نظامی در خاورمیانه ابایی داشته باشد.
این سطح بیسابقه از ادغام نظامی آمریکا و رژیم در تضاد آشکار با الگوی سنتی کمکهای دفاعی است؛ الگویی که در آن رژیم صهیونی پیشتر نیز برترین دریافتکنندهی کمکهای نظامی آمریکا بود.
همانطور که در یادداشت اخیر مؤسسهی کوئینسی به قلم استیون سایمون آمده است، این تغییر از الگوی کمک به الگوی ادغام نظامی پیامدهای نگرانکنندهای دارد، از جمله:
تغییر، مکانیسمهای نظارت سیاسی و دیپلماتیک را که رابطه را در برابر عموم پاسخگو میکند، حذف خواهد کرد و آن را از رأیگیری سالانه و آشکار برای کمک، به درون ماشین مبهم تدارکات دفاعی منتقل میکند، جایی که نظارت، محدود و پاسخگویی سیاسی، حداقل است.
نتیجه رابطهای دفاعی خواهد بود که هم عمیقتر است و هم کمتر شفاف.
همهی اینها در حالی رخ میدهد که ارتش تروریستی اسرائیل بارها از تسلیحات آمریکایی در حملاتی استفاده کرده که قوانین بینالمللی بشردوستانه در غزه را نقض کردهاند، و همچنین در حالی که اسرائیل (و همچنین خود آمریکا) در جنگ غیرضروری رژیم ترامپ با ایران، بارها آتشبس را نقض کردهاند.
شکاف عظیم بین آنچه اکثر آمریکاییها میخواهند و آنچه رئیسجمهور در قبال صهیونیستها انجام میدهد و کنگره در اینجا پیشنهاد میکند، نباید نادیده گرفته شود.
تنها ۳۰ درصد از شرکتکنندگان در نظرسنجی نیویورک تایمز/سینا در اواسط ماه مه معتقدند که ترامپ «تصمیم درستی» برای رفتن به جنگ با ایران گرفته است و ۶۴ درصد گفتند که اشتباه بوده است.
نظرسنجی مؤسسهی امور جهانی که اوایل همین هفته منتشر شد، به عمق روانشناسی آمریکاییها در مورد تسلیح اسرائیل پرداخت و نشان داد که «تنها ۱۶ درصد میگویند ایالات متحده باید بدون محدودیتهای جدید به تأمین تسلیحات رژیم صهیونی ادامه دهد.
۳۸ درصد خواهان توقف کامل تأمین تسلیحات هستند و ۲۴ درصد دیگر نیز خواهان اعمال شرایط بر اساس نحوه استفاده از آنها هستند.»
با این حال، رهبری جریان اصلی در هر دو حزب تا حد زیادی طرفدار اسرائیل باقی مانده است و همچنان متن پایهی قانونگذاری را قبل از باز شدن اصلاحیهها و بحث گستردهتر کنگره در برابر صحن اصلی، شکل میدهد، همانطور که در مورد این بند از قانون NDAA صادق است.
اگرچه به آرامی، اما جزر و مد در هر دو حزب در حال تغییر است، زیرا اعضای بیشتری علیه شکاف رو به رشد بین اقدامات رژیم صهیونی و منافع آمریکا سخن میگویند.
به عنوان مثال، سناتور کریس ون هالن (دموکرات از مریلند) روز سهشنبه در نیویورک تایمز نوشت: «حزب دموکرات از دولتهای اسرائیل حمایت واکنشی و بیقید و شرط کرده است، حتی زمانی که اقدامات آنها به طور فزایندهای منافع و ارزشهای آمریکا را تضعیف کرده است.» در سوی دیگر راهرو، توماس مسی (جمهوریخواه از کنتاکی) و مارجوری تیلور گرین (جمهوریخواه سابق از جورجیا) آشکارا تأثیر فاسدکنندهی لابی اسرائیل را محکوم کردهاند – موضعی که ممکن است حداقل تا حدی باعث از دست دادن کرسیهایشان در کنگره شده باشد.
دیگر اعضای کنگره که نگران اقدامات بیثباتکنندهی اسرائیل هستند، هماکنون چه کاری میتوانند انجام دهند؟
ادغام نظامی-صنعتی اسرائیل و آمریکا را در همان مسیر متوقف کنند.
قانونگذاران باید بند ۲۲۴ را از قانون NDAA رد کنند تا از ادغام عمیق با ارتش اسرائیل در زمانی که شمار فزایندهای از آمریکاییها با اقدامات اسرائیل در منطقه مخالف هستند، اجتناب ورزند.