خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

پنجشنبه، 14 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

امام، عدالت، آزادی و کرامت انسانی را در جامعه ایران زنده کرد

مشرق | سیاسی | پنجشنبه، 14 خرداد 1405 - 16:36
اصولی که امام خمینی در انقلاب اسلامی مطرح کرد، برگرفته از مبانی دینی است و این‌گونه نیست که ایشان به‌عنوان یک شخصیت، اندیشه‌ای از آن خودش داشته باشد.
امام،جامعه،اسلامي،انديشه،مباني،انقلاب،ديني،اسلام،ايران،رأي،ش ...

به گزارش مشرق، زمانی که خمینی کبیر انقلاب اسلامی را بنیان گذاشت، جهان محاسباتش را در مورد انقلاب‌ها تغییر داد، اما برخی محاسبات خطا همچنان وجود داشت از جمله اینکه با رحلت امام، جهان فکر می‌کرد انقلاب اسلامی ایران پای در مسیر استحاله خواهد گذاشت، اما رهبر شهید انقلاب با ایده و میراثی که امام بنیان آن را گذاشته بود، انقلاب اسلامی ایران را ۳۷ سال با همان اصول راهبری کرد و پس از شهادت او نیز رهبر فعلی انقلاب این مسیر را با همان استمرار ادامه داده است.
طی این مسیر پرپیچ و خم نشان می‌دهد که برخلاف نگاه‌های خطا، انقلاب اسلامی ایران نه متکی به افراد که متکی به ایده‌هاست.
میراث خمینی کبیر به ارمغان آوردن استقلال، آزادی، عدالت و مردم‌گرایی مبتنی بر اندیشه اسلامی بود که تا امروز نیز تداوم دارد.
در گفت‌وگو با عباس سلیمی‌نمین، کارشناس تاریخ به بررسی ابعاد و اثرات میراث امام خمینی پرداختیم که در ادامه از نظر می‌گذرانید.
امام؛ احیاگر اندیشه دینی در حکومت
علی‌رغم اینکه تمام انقلاب‌ها با ازدست‌رفتن رهبران، به‌مرور ضعیف می‌شوند، اما انقلاب اسلامی ایران پس از امام از اصول اولیه عقب نشست.
سلیمی‌نمین این اندیشه را برآمده از ایده اسلام شیعی دانست و گفت: «اصولی که امام مطرح کرد، برگرفته از مبانی دینی است.
این‌گونه نیست که امام به‌عنوان یک شخصیت، اندیشه‌ای از آن خودش داشته باشد، او اندیشه اسلامی را پالایش می‌کند.
پالایش از برخی تحریف‌ها در طول زمان.
ایشان احیاگر اندیشه دینی است.
رسالت اصلی‌شان همین است که اسلام را از برخی غبارگرفتگی‌ها یا تحریفات رها کنند و امام نیز قطعاً در این وادی یکی از شخصیت‌های کم‌نظیر تاریخ معاصر ما بود که تلاش سلطه‌گران را برای متفاوت جلوه‌گر ساختن مبانی اسلامی ناکام گذاشت.
آن‌ها سال‌ها سرمایه‌گذاری کرده و مبانی دینی را تحریف کرده بودند تا اسلام را به گونه دیگری ارائه کنند.
امام و برخی از شخصیت‌ها مثل آیت‌الله طالقانی، شهید بهشتی، دکتر شریعتی، جلال آل‌احمد و خیلی افراد دیگر رسالت خودشان را پاک‌سازی دین از تحریفاتی که به‌صورت هدفمند و سازمان‌یافته، صورت گرفته بود می‌دانستند و به‌خوبی نیز توانستند از عهده انجام این وظیفه بربیایند.»
احیای تفکر اسلامی با کارویژه عدالت
امام برخلاف مسیر کسانی پیش رفت که امکان ایجاد حکومت عادلانه در زمان غیبت امام معصوم را ممکن نمی‌دانستند.
سلیمی‌نمین در این مورد توضیح داد: «در دوران پهلوی این‌گونه تبلیغ می‌شد که ما به‌عنوان مسلمان در دوران غیبت امام معصوم نمی‌توانیم در مسیر اجرای عدالت گام برداریم.
این آن‌قدر تبلیغ شده بود که بخشی از جامعه ما این مطلب را پذیرفته بود که هرگونه تلاش برای نیل به عدالت و کوتاه‌کردن دست سلطه‌گران از ایران محکوم به شکست خواهد بود و ما وظیفه‌ای در دوران غیبت نداریم و دست کفار را از سلطه بر کشورمان که منشأ بی‌عدالتی و نفی آزادی‌ها و مفاسد دیگر بود، کوتاه کنیم.وقتی امام آمد و اسلام واقعی را عرضه داشت، شما می‌فهمید که چنین نیست و اسلام چقدر به آزادی و برابری توجه دارد و این تحول بزرگی در جامعه ایجاد کرد.
اگر در نهضت امام خمینی با اندیشه امام به‌عنوان شخصیت برجسته مواجه بودیم که کاربرد آن زمان و مکان داشت، اما تحولی که ایجاد شده از جانب امام و به تبع آن رهبر شهید آن را دنبال کرد، احیای تفکر اسلامی است که زمان و مکان نمی‌شناسد و به همین دلیل هم دشمنان در این وادی تمام تلاششان را برای به شکست کشاندن نهضت امام خمینی، معطوف داشتند.
اگر این فقط ایده امام بود، بعد از مدتی از جانب جامعه کنار گذاشته می‌شد، چون یک اندیشه بشری مدتی می‌تواند تأثیرگذاری داشته باشد.
بعد اندیشه‌های جدید بشری می‌آید یا آن را کامل می‌کند یا آن را کنار می‌زند.
وقتی نگاه می‌کنید همه اندیشمندان در جامعه بشری اندیشه‌هایشان سرنوشت مشترکی داشته، اما در مورد نهضتی که امام رقم زده این‌طور نیست.
اندیشه‌ای است که ریشه در وحی دارد که زمان و مکان ندارد.»
امام به جامعه زمینه رشد می‌داد
سلیمی‌نمین در مورد نگاه امام به مردم و مردم‌گرایی انقلاب اسلامی هم گفت: «وقتی اسلام را موردمطالعه قرار می‌دهید نه‌فقط اسلام که همه ادیان، رسالت اصلی خودشان را ارتقای جایگاه انسان‌ها می‌دانند.
تمام تلاش ادیان الهی، رشد جامعه بشری است.
وقتی چنین هدفی از سوی آن‌ها دنبال می‌شود یعنی رسالت ادیان در مورد آزادی انسان، تعالی انسان و هرچه به رشد انسان برمی‌گردد را در ادیان الهی شاهد هستید.
وظیفه و رسالت اصلی ادیان، رشد انسان‌هاست.
لذا شما می‌بینید که پیامبر ما چگونه در کنار یک عرب بیابانگرد تلاش می‌کند، شخصیت او را بشناساند با رفتار خاصی که پیامبر اکرم دارد.
بنابراین، آنچه از امام در مورد آزادی، کرامت انسان یا مبنا قرار گرفتن رأی مردم شاهدید در دوران پیامبر هم شاهد آن هستید، ولو اینکه پیامبر معتقد بود که اجماع رأی در آن موضوع خیلی درست نیست، اما پیامبر بااین‌وجود رأی خود را کنار می‌گذارد و رأی جمع را به اجرا می‌گذارد.
این یعنی؛ زمینه رشد دادن به جامعه و انتخاب جامعه را ارزش گذاشتن.
حتی آیت‌الله خامنه‌ای شهید برای رأی مردم مشروعیت قائل بود.
این ناشی از همان مبانی دینی است که سرمایه‌گذاری زیادی از جانب سلطه‌گران در باره‌اش صورت گرفت و با این سرمایه‌گذاری بسیاری از مبانی دینی را جعل کردند و متفاوت ساختند تا بتوانند بر جوامع دینی مسلط شوند.
با اعتقاداتی که از اسلام دریافت می‌کنیم، مجامع اسلامی که تحت سلطه کفار قرار گرفتند، زمانی کفار توانستند مسلط شوند که هزینه کردند و از طریق هزینه توانستند تحریفاتی را در اعتقادات دینی ایجاد کنند.
مصدق می‌گوید وقتی من والی فارس بودم انگلیسی‌ها در فارس توسط سرکنسول انگلیس و در کل کشور توسط سفارت انگلیس، هزینه‌هایی در ارتباط با بحث اعتقادات دینی مردم به عمل می‌آوردند.
حتی در مورد عاشورا تاسوعا سفارت انگلیس هزینه می‌کرد.
معلوم است که هزینه به چه منظوری اتفاق می‌افتد.
مصدق می‌گوید بعد از کودتا و مطلق شدن قدرت انگلیس، به دنبال حاکم کردن استبداد سیاه بودند.
انگلیسی‌ها هزینه‌ای را که در زمینه تحریف اعتقادات دینی مردم انجام داده بودند را مطالبه کردند و دولت فروغی به‌عنوان اولین دولت بعد از رضاخان، همه آنچه انگلیسی‌ها مطالبه کرده بودند را پرداخت کرد.
دکتر مصدق به کار فروغی اعتراض می‌کند، به این معنی که پولی که آن‌ها علیه ما به کار گرفتند را متقبل شد و این جای تأسف است که در تاریخ برخی عناصر وابسته، به بیگانه کمک می‌کنند که بتواند به اهدافش برسد.»
تبعیت طابق النعل بالنعل از امام خمینی
رهبر شهید ایران تبعیت کامل از اندیشه و افکار امام داشتند.
سلیمی‌نمین در توضیح ادامه این مسیر گفت: «امام طابق النعل بالنعل از مبانی اسلامی بود و طبیعی بود که با تغییر شخصیت، تغییری ایجاد نشود.
اگر تحول ناشی از اندیشه انقلاب بود، خیلی از مبانی آن می‌توانست با اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای متفاوت باشد.
آنچه از آیت‌الله خامنه‌ای دریافت کردیم، پایداری نسبت به آن اصول بود.
طبیعتاً اصولی که ضد زیاده‌طلبی کشورهای استعمارگر است اجرایش با فشارهای مختلفی مواجه می‌شود و آن‌ها به‌راحتی نمی‌گذارند، جریانی شکل بگیرد.
اگر آنچه امام ایجاد کرد برآمده از دیدگاه‌های شخصی بود ممکن بود در آن اختلافات شخصی شکل بگیرد، اما این اتفاق نیفتاد، به این دلیل که امام روی اندیشه اسلامی تأکید داشت.
وقتی امام با مسئله‌ای مواجه می‌شد که با اندیشه اسلامی مغایر بود به‌شدت واکنش نشان می‌داد و سعی می‌کرد تحریفی وارد مبانی انقلاب نشود.
کسانی که این موضوع را درک کردند، می‌دانند امام روی این ماجرا به‌شدت حساسیت داشت که رأی افراد مبنا قرار نگیرد، بلکه مبانی اسلامی نعل به نعل دنبال شود.
بر این مبنا دوره آیت‌الله خامنه‌ای از جهت واردشدن فشار بیشتر موردتوجه است.» نکته حائز توجه در مورد رهبر شهید، چالش‌هایی بود که ایشان با آن مواجه می‌شوند.
سلیمی‌نمین در توضیح این چالش‌ها گفت: «در دهه اول انقلاب، موج عظیمی در سراسر کشور شکل گرفته بود.
خیلی از کسانی که مخالف مبانی دینی ما بودند، جرئت ابراز نظراتشان را نداشتند یا کمتر داشتند.
به‌مرور جرئت پیدا کردند و مخالفت علنی کردند.
مقاومت آیت‌الله خامنه‌ای مقابل این جریانات به گونه‌ای بود که تلاش می‌کردند به‌صورت اقناعی عمل کنند، نه اینکه اندیشه‌های مختلف را حذف کنند و امکان ابراز وجود به آن‌ها ندهند؛ بلکه تمام تلاششان را بر اقناع قرار دادند.
درواقع، کار سختی بود که اندیشه امام پیگیری شود و بتواند به مراحل بالاتری در جامعه ما دست پیدا کند؛ اما به خوبی انجام شد.»
نظام سیاسی ایران استبدادی نبود که با نبود شخصیت‌ها از هم بپاشد
سلیمی‌نمین در توضیح اینکه چرا نظام سیاسی بعد از انقلاب فرونپاشید، توضیح داد: «انقلاب اسلامی ایران بر مبنای اندیشه غربی یا استبداد رأی فردی حاکم نبود.
چون مبنایی دارد که ناشی از اعتقادات دینی جامعه است، طبیعتاً فرد نقش محوری ندارد.
آنچه نقش محوری دارد، مبانی‌ای است که از اسلام گرفته شده است.
نظام سیاسی ما هرگز بر اساس رأی فردی اداره نشده بود که اگر اداره شده بود جامعه ما بعد از شهادت امام وارد مشکل جدی می‌شد.
بر اساس یک‌سری مبانی، جامعه ما اداره شده بود که ملت ما به لحاظ تاریخی با این مبانی مأنوس بود، به این دلیل که عزت خود را در آن می‌بینند.
اگر ملت ما عزت خود را نمی‌دیدند، هرگز در جامعه به آن استمرار نمی‌بخشیدند.
علت اینکه بعد از شهادت، مردم ایران مجدد همین مسیر را ادامه می‌دهند و دچار سردرگمی نمی‌شوند ناشی از این است که مبانی حاکم است و در اجرا هم استبدادی وجود نداشته است و گرنه جامعه دچار مشکل جدی از جمله سردرگمی می‌شد، چون عادت نکرده بود تصمیم بگیرد؛ اما جامعه ما در دوران امام و دوران رهبری شهید آموخته بود که تصمیم بگیرد.
در نظام استبدادی، بخش‌های مختلف جامعه یاد نمی‌گیرند که تصمیم بگیرند، بلکه ذهنشان قفل می‌شود و عادت به تفکر پیدا نمی‌کنند.
بخش‌های مختلف که مسئولیت دارند اگر با یک نظام استبدادی مواجه شوند، نمی‌توانند در حوزه مسئولیت به‌صورت پویا عمل کنند.
این مطلب نشان از آن داشت که همه تهدیدات دشمن، دروغ و خلاف واقع بود و هم امام و هم رهبر شهید، سیره پیامبر را دنبال کرده بودند و دنبال فرصت دادن به این بودند که مردم در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت کنند.
در صدر اسلام هم وقتی پیامبر از دنیا می‌رود، جامعه دچار مشکل نمی‌شود.»