خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

چهارشنبه، 13 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

شکار سکوها؛ چرا گنبد آهنین در برابر پهپادهای انتحاری حزب‌الله رنگ می‌بازد؟

مشرق | بین‌الملل، برگزیده | سه شنبه، 12 خرداد 1405 - 23:51
در حالی که گنبد آهنین برای رهگیری موشک‌ و راکت‌ها ساخته شده،FPVهای مرگبار از زیر رادار عبور کرده و با دقت جراحی سکوهای پرتاب آن را از کار می‌اندازند، مسئله‌ای که کابوس جدید رژیم صهیونیستی شده اند.
آهنين،گنبد،نبرد،تامير،پدافندي،سكوي،شكار،پرتاب،لبنان،ساده،دقي ...

سرویس جهان مشرق - در هفته‌های اخیر، تصاویر و گزارش‌های میدانی از شمال سرزمین‌های اشغالی، روایت تازه‌ای از نبرد نابرابر اما هوشمندانه را مخابره می‌کنند: پهپادهای انتحاری حزب‌الله لبنان یکی پس از دیگری سکوهای پرتاب گنبد آهنین را هدف قرار می‌دهند و ضربات مهلکی بر پیکره این سپر دفاعیِ به ظاهر شکست‌ناپذیر وارد می‌کنند.
در هفته‌های اخیر نبرد، حزب‌الله لبنان هفت سکوی گنبد آهنین را هدف قرار داده است
این تحول فقط یک پیشرفت تاکتیکی ساده نیست؛ بلکه نشانه‌ای از یک تغییر پارادایم در میدان نبرد است که معادلات امنیتی رژیم صهیونیستی را با چالشی بنیادین روبه‌رو کرده است.
در نگاه اول، تصاویری که از شمال سرزمین‌های اشغالی منتشر می‌شود، شاید ساده به نظر برسد، یک کوادکوپتر کوچک FPV (دید اول شخص) با شیرجه‌ای دقیق به یک سکوی پرتاب گنبد آهنین برخورد می‌کند و آن را از کار می‌اندازد.
اما این تصاویر کوتاه، در حکم زنگ خطری مهیب برای استراتژیست‌های نظامی رژیم صهیونیستی است.
این دیگر داستان پهپادهای انتحاری بزرگ و هواپیماشکل نیست؛ بلکه روایت ورود «گلوله‌های هوشمند سرگردان» به میدان نبردی است که گنبد آهنین، غول پدافندی، در برابر این مورچه‌های پرنده به شدت آسیب‌پذیر شده است.
این سلاح‌های کوچک و چابک، معادله‌ای را بر هم زده‌اند که دهه‌ها بر پایه برتری فناوری اطلاعات و رهگیری موشکی استوار بود.
برای درک این شوک، باید تفاوت ماهوی FPV با مهمات قبلی را درک کرد.
گنبد آهنین برای حل یک معادله مشخص ساخته شد.
رهگیری راکت‌های توپخانه‌ای که مسیر بالستیک (سهمی‌شکل) دارند.
رادارهای پیشرفته آن چند ثانیه فرصت دارند نقطه پرتاب و فرود را محاسبه کنند و موشک‌های تامیر را روانه اهدافی کنند که قرار است بر فراز مناطق مسکونی فرود آیند.
اما یک کوادکوپتر FPV یک تکه پلاستیک و فیبر کربن کوچک است که اپراتور آن، در فاصله چند کیلومتری، با عینک مخصوص آن را مانند یک پرنده شکاری در لابلای درختان و ساختمان‌ها هدایت می‌کند.
این پرنده کوچک در ارتفاع ۵۰ متری و با سرعت کم پرواز می‌کند و به معنای واقعی کلمه از زیر رادار عبور می‌کند.
سطح مقطع راداری آن به قدری ناچیز است که در نویز زمین ناپدید می‌شود و موشک‌های میلیون‌دلاری تامیر که برای شکار راکت‌های سریع طراحی شده‌اند، در برابر آن عملاً کور هستند.
حتی سامانه‌های راداری مکمل مانند فلاخن داوود نیز که برای اهداف ارتفاع بالاتر بهینه شده‌اند، در رهگیری این پرنده‌های ریز نقش درمانده می‌شوند.
اما نبوغ حیرت‌انگیز حزب‌الله در این ماجرا، انتخاب هدف و طراحی عملیاتی آن است.
چرا باید FPV را به مناطق غیرنظامی فرستاد، در حالی که می‌توان مستقیماً سراغ خود سکوهای گنبد آهنین رفت؟
این منطق یادآور تاکتیک‌های شکار سامانه‌های پدافندی در جنگ اوکراین است، با این تفاوت که حالا در مرز لبنان و با دست‌یابی به مختصات دقیق اجرا می‌شود.
دوربین‌های باکیفیت این FPVها به اپراتور اجازه می‌دهد تا نقطه ضعف سکو را با دقت جراحی پیدا کند: محل اتصال آنتن رادار، سیلوهای موشک تامیر، یا سیستم الکترونیکی پرتابگر.
برخورد دقیق یک کوادکوپتر ۵۰۰ دلاری به ریزترین بخش یک سامانه ۵۰ میلیون دلاری، نمادی از یک نبرد فرسایشی وارونه است.
این یک استراتژی «کور کردن» هوشمندانه به شمار می‌رود: وقتی سکوی پرتاب منهدم شود، نه‌تنها یک سامانه از چرخه خارج می‌شود، بلکه یک حفره بزرگ در چتر پدافندی منطقه ایجاد می‌کند که مسیر را برای راکت‌های سنگین‌تر و موشک‌های نقطه‌زن باز می‌نماید.
اینجاست که مفهوم «نبرد هزینه‌ای» به شکلی فاجعه‌بار به ضرر رژیم صهیونیستی رقم می‌خورد.
ساخت یا خرید یک موشک رهگیر تامیر ده‌ها هزار دلار هزینه دارد.
اما یک فروند FPV با مواد در دسترس و الکترونیک ساده و با بهره‌گیری از فناوری تجاری تولید می‌شود.
اسرائیل اگر بخواهد این تهدید ریزپرنده را با تامیر دفع کند، عملاً اعلام ورشکستگی اقتصادی-نظامی کرده است.
اگر هم نخواهد شلیک کند، سکوی خود را تقدیم مهاجم کرده است.
این یک بن‌بست تاکتیکی تمام‌عیار است.
از سوی دیگر، به کارگیری سامانه‌های لیزری مانند «سپر نور» که برای مقابله با تهدیدات ریزپرنده در دست توسعه است، هنوز به بلوغ میدانی نرسیده و با چالش‌های فنی نظیر نیاز به خط دید مستقیم و محدودیت در شرایط آب‌وهوایی روبروست.
منابع عبری زبان نیز اخیراً به «تهدید ریزپرنده‌ها» اذعان کرده‌اند و از آن به عنوان کابوس جدید پدافند یاد می‌کنند؛ تهدیدی که نه با فلاخن داوود، نه با گنبد آهنین و نه حتی با رگبار مسلسل به راحتی قابل دفع نیست.
حضور FPVها همچنین گواهی بر یک جهش در زنجیره اطلاعاتی-عملیاتی حزب‌الله است.
برای اینکه یک اپراتور FPV بتواند یک سکوی گنبد آهنین را که معمولاً متحرک و پنهان است شکار کند، نیاز به اطلاعات لحظه‌ای و دقیق از محل استقرار آن است.
این به معنای وجود یک حلقه کامل شناسایی است، یا یک پهپاد شناسایی بزرگ‌تر از بالا محل را علامت‌گذاری کرده، یا یک نیروی ویژه در عمق میدان، مختصات را مخابره می‌کند.
این حلقه کامل «کشف، شناسایی و انهدام» توسط یک سلاح دست‌ساز و ارزان‌قیمت، کابوسی است که نشان می‌دهد دکترین «برتری مطلق اطلاعاتی» ارتش اسرائیل ترک‌های عمیقی برداشته است.
این تحول یادآور نفوذ پهپادهای کوچک به حریم امن پایگاه‌های نظامی است که در سال‌های اخیر بارها خبرساز شده، با این فرق که این بار هدف، انهدام فیزیکی گران‌بهاترین دارایی پدافندی رژیم است.
فراتر از دستاوردهای تاکتیکی، شکار سکوهای گنبد آهنین با FPV یک پیام راهبردی روشن دارد: عصر انحصار آسمان توسط سامانه‌های میلیارد دلاری به پایان رسیده است.
این تاکتیک جدید، الگویی از «نبرد نامتقارن هوشمند» را به رخ می‌کشد که در آن، گروه‌های مقاومت با کمترین هزینه، بیشترین خسارت را به آسیب‌پذیرترین نقطه دشمن وارد می‌کنند.
در حالی که تل‌آویو به دنبال راه‌حل‌های فوری برای روزنه‌های پدافندی خود می‌گردد، جبهه مقاومت نشان داده که خلاقیت میدانی می‌تواند پیچیده‌ترین فناوری‌های نظامی را به چالش بکشد.
آنچه در مرز لبنان رخ می‌دهد، پایان عصر گنبد آهنین نیست، اما شروع دوران آسیب‌پذیری مطلق و فرسایش اعتبار آن است.
FPVهای تهاجمی، دموکراتیزه شدن نبرد هوایی را به نمایش می‌گذارند: جایی که یک فناوری ساده و ارزان، نماد میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری نظامی را تحقیر می‌کند.
صدای وزوز این کوادکوپترها پیش از انفجار، موسیقی مرگ تدریجی سپری است که دیگر نمی‌تواند از آسمان محافظت کند.