بازتاب روزانه جنگ علیه ایران در رسانههای جهان
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی برای متجاوزان در حال آشکار شدن است.
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است.
این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است.
هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شد و درا دامه هم توسط ترامپ تمدید شد اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های غربی
خبرگزاری رویترز در گزارشی به نقل از منابع نزدیک به تصمیمگیران ایرانی فاش کرد که جمهوری اسلامی ایران به دنبال یک توافق محدود و موقت با ایالات متحده است تا ضمن کاهش فشارهای اقتصادی فزاینده و خرید زمان، از دادن امتیازات عمده در برنامه هستهای خود اجتناب کند.
این رویکرد که بازتابی از راهبرد آشنای ایران در «جذب فشار» توصیف شده، با هدف تبدیل تنش نظامی به «فضای تنفسی» و نقدینگی، بدون مهار فعالیتهای حساس هستهای طراحی شده است.
بر اساس این گزارش، تهران خواهان پایان خصومتها در تمامی جبههها از جمله لبنان، دسترسی به میلیاردها دلار از درآمدهای نفتی بلوکهشده، لغو محاصره بنادر و تداوم اهرم خود بر تنگه هرمز است، در حالی که تصمیمگیری درباره مسائل اصلی مانند توان غنیسازی و ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد را به آینده موکول میکند.
یک منبع آگاه با اشاره به اینکه «ترامپ با شروع این جنگ، هدیه کنترل تنگه هرمز را به ایران داد»، تصریح کرد که هدف از توافق محدود، بازگرداندن عملی شرایط به وضعیت پیش از جنگ بدون تسلیم در برابر خواستههای واشنگتن است.
تحلیلگران بر این باورند که ایران گفتگوی محدود را به «دورهای بیپایان از فرسایش اقتصادی و عدم قطعیت» ترجیح میدهد و تنگه هرمز نیز دیگر صرفاً یک برگ چانهزنی نیست، بلکه به یک «دارایی راهبردی بادوام» برای ایران تبدیل شده است.
نشریه فارن افرز در تحلیلی نوشت که جمهوری اسلامی ایران نه تنها به دنبال بقا و تابآوری در برابر آمریکا، بلکه خواستار تغییر بنیادین در نحوه تعامل جهان با خود است و این جنگ را ابزاری برای دستیابی به این هدف میداند.
به نوشته این نشریه آمریکایی، شکست توافق هستهای ۲۰۱۵ و حملات مکرر آمریکا در حین مذاکرات، توازن قدرت داخلی در ایران را به طور کامل به سمت جریانهایی سوق داده که رویارویی را بر مصالحه ترجیح میدهند.
فارن افرز تصریح میکند که بستن تنگه هرمز، عدم تقارن تاریخی که در آن آمریکا با تحریمهای یکجانبه اقتصاد ایران را هدف میگرفت، از میان برداشته و اکنون تهران نیز توانایی وارد آوردن آسیب اقتصادی مستقیم به مصرفکنندگان آمریکایی را دارد.
رهبران ایران معتقدند که این فشارها نهایتاً ترامپ را وادار به کاهش تحریمها خواهد کرد و سایر کشورها را نیز به ایجاد ترتیبات تجاری دوجانبه با ایران و دور زدن تحریمهای آمریکا متمایل میسازد.
این گزارش میافزاید که ایران مذاکرات را صرفاً به عنوان «ابزاری برای مدیریت جنگ» به کار میگیرد تا فشار بینالمللی را کاهش دهد، اما از دادن هرگونه امتیازی که اهرمهایش را تضعیف کند یا نشانه ضعف تلقی شود، خودداری میکند.
در پایان، فارن افرز هشدار میدهد که جهان ممکن است به سمت وضعیت عادی جدیدی پیش برود که در آن آمریکا به محاصره خود و ایران نیز به کنترل تنگه هرمز ادامه میدهند و درگیریهای پراکنده یا تمامعیار به امری دائمی بدل میشود.
بیبیسی در تحلیلی نوشت که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به شدت نیازمند پایان دادن به این جنگ است، اما جمهوری اسلامی ایران عقبنشینی نمیکند.
به نوشته این رسانه انگلیسی، ترامپ در دام پیامدهای «اشتباه فاحش» خود گرفتار آمده است؛ جنگی که با توهم پیروزی آسان آغاز شد، اکنون به بنبستی فرساینده تبدیل شده است.
این تحلیل تصریح میکند که بازگشایی تنگه هرمز پیششرط مذاکرات جدی است و ایران بهای آن را در قالب کاهش تحریمها یا آزادسازی داراییهای بلوکهشده مطالبه خواهد کرد.
در حالی که کشتیها تنها به صورت قطرهچکانی از تنگه عبور میکنند، اقتصاد جهانی تقریباً ۲۰ درصد از عرضه معمول نفت و گاز خود را از دست داده و قیمت بنزین در آمریکا تابع بازار جهانی نفت باقی مانده است.
این گزارش میافزاید که اسرائیل نیز با از سرگیری بمباران بیروت، گزینههای ترامپ را محدودتر کرده است.
بنیامین نتانیاهو که از ابتدا مخالف آتشبس با ایران بود، هرگونه توافق را «بد» میداند.
در مقابل، ایران نیز پایان حملات اسرائیل در لبنان را به توافق جامع گره زده است.
بیبیسی نتیجه میگیرد که ترامپ و نتانیاهو در درک ماهیت حکومتی که نزدیک به نیم قرن در برابر جنگ، تحریم و انزوا دوام آورده دچار اشتباه مهلکی شدند و اکنون ایالات متحده و اسرائیل، همراه با بقیه جهان، تاوان این محاسبه غلط را میپردازند.
پایگاه خبری اماسنو (MS NOW) در تحلیلی به تناقضگوییهای فزاینده دونالد ترامپ درباره جنگ ایران پرداخت و نوشت که ادعاهای رئیسجمهور آمریکا مسیری عجیب و متناقض را طی میکند.
به نوشته این رسانه، ۱۲ روز پس از آنکه ترامپ مدعی شد توافق صلح «تا حد زیادی مذاکره شده» و جزئیات آن «به زودی» اعلام خواهد شد، نیروهای آمریکایی مجموعهای از حملات را در جنوب ایران انجام دادند و ایران نیز متقابلاً یک پایگاه آمریکایی را هدف قرار داد.
اماسانو با اشاره به نقل قول نیویورک تایمز تصریح میکند که «نوسانات پاندولی ترامپ در قبال ایران اغلب ناشی از حال و هوا و لحظه به نظر میرسد، نه هیچ استراتژی قابل تشخیصی.»
این رسانه همچنین به مصاحبه جنجالی ترامپ با لارا ترامپ اشاره میکند که در آن رئیسجمهور گفت مسئله اورانیوم غنیشده ایران صرفاً یک «مسئله روابط عمومی» است و الزاماً نیازی به حل آن نیست؛ موضعی که مستقیماً با تأکیدات مکرر پیشین او مبنی بر لزوم خروج این ذخایر از ایران در تناقض است.
رسانه های عربی و منطقه ای
رأی الیوم در مقاله ای استدلال کرد که مسئله اصلی خاورمیانه صرفاً احتمال وقوع یک حمله نظامی جدید نیست، بلکه وابستگی سرنوشت کشورهای منطقه به تصمیمهای معدودی از بازیگران خارجی و منطقهای است.
نویسنده با اشاره به گزارشهای مربوط به احتمال حمله اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت و نقش احتمالی آمریکا در جلوگیری از آن، میگوید که منطقه بار دیگر در آستانه بحرانی قرار گرفت که میتوانست سرنوشت میلیونها نفر را تغییر دهد.
از نگاه نویسنده، خاورمیانه دیگر بر پایه «بازدارندگی پایدار» اداره نمیشود، بلکه در وضعیت «توازن ترس متقابل» قرار دارد.
اسرائیل از گسترش جنگ و باز شدن جبهههای متعدد هراس دارد، ایران هزینههای یک جنگ منطقهای فراگیر را میداند و آمریکا نیز نگران پیامدهای چنین درگیریای بر اقتصاد جهانی، بازار انرژی و مسیرهای راهبردی است.
به همین دلیل، واشنگتن بیش از خود جنگ، از خارج شدن آن از کنترل بیم دارد.
مقاله همچنین از کمرنگ شدن نقش جمعی کشورهای عربی انتقاد میکند و میپرسد چرا امنیت و آینده پایتختهای عربی همچنان به تصمیم دیگران وابسته است.
نویسنده هشدار میدهد که عادی شدن تهدید جنگ، آوارگی و ویرانی در افکار عمومی، حساسیت جوامع را نسبت به خطرات واقعی کاهش داده است.
در پایان تأکید میشود که بزرگترین تهدید، نه جنگی تازه، بلکه تداوم نظم منطقهایای است که جنگ را به احتمالی دائمی و صلح را به آتشبسی موقت و شکننده تبدیل کرده است.
المیادین در مقاله ای نوشت که پایداری حزبالله در برابر فشارهای نظامی و سیاسی نتیجه مجموعهای از عوامل سازمانی، اجتماعی، جغرافیایی و منطقهای است و نه یک پدیده موقت یا اتفاقی.
به باور نویسنده، نخستین عامل، ساختار سازمانی انعطافپذیر حزبالله است.
این گروه پس از ترور و حذف برخی فرماندهان ارشد، توانسته با تکیه بر رهبری جمعی، نهادهای شورایی و تمرکززدایی در تصمیمگیریهای میدانی، خلأهای ایجادشده را جبران کند.
همچنین استفاده از تاکتیکهای جنگ نامتقارن، پهپادها، موشکها و کمینهای هدفمند، توان نظامی آن را حفظ کرده است.
دومین عامل، بهرهگیری از جغرافیای لبنان و زیرساختهای دفاعی است.
شبکه گسترده تونلها و تأسیسات زیرزمینی، امکان حفظ بخشی از توان رزمی و لجستیکی را فراهم کرده است.
نویسنده همچنین مدعی است که حزبالله با وجود محدود شدن برخی مسیرهای تدارکاتی، از طریق تولید داخلی پهپادها و موشکهای کوتاهبرد و استفاده از مسیرهای جایگزین، توانسته بخشی از نیازهای خود را تأمین کند.
عامل سوم، وجود پایگاه اجتماعی در جنوب لبنان، ضاحیه جنوبی بیروت و بقاع است.
به اعتقاد نویسنده، خدمات اجتماعی، درمانی و امدادی وابسته به حزبالله باعث حفظ حمایت بخشی از جامعه و تقویت انسجام داخلی شده است.
در نهایت، مقاله به نقش ائتلافهای سیاسی داخلی، حمایت متحدان منطقهای و پرهیز نهادهای رسمی لبنان از درگیری مستقیم با حزبالله اشاره میکند.
نتیجهگیری نویسنده این است که حزبالله همچنان بازیگری مهم در معادلات لبنان و منطقه باقی مانده و نادیده گرفتن آن در هرگونه توافق یا نظم سیاسی آینده دشوار خواهد بود.
الشرق الاوسط در مقاله ای نوشت که علت تداوم منازعه میان آمریکا و ایران، تفاوت اهداف دو طرف است.
آمریکا، بهویژه پس از خروج دونالد ترامپ از توافق هستهای در سال ۲۰۱۸، تنها به محدود کردن برنامه هستهای ایران نمیاندیشید، بلکه در پی اثبات ناکارآمدی توافق دولت اوباما و تحمیل توافقی سختگیرانهتر بود.
از همین رو، سیاست واشنگتن میان فشار حداکثری، تهدید نظامی و مذاکره در نوسان بوده و مشخص نیست هدف نهایی آن تغییر رفتار ایران است یا تغییر خود نظام.
در مقابل، ایران طی دههها زندگی زیر فشار تحریمها و تهدیدها، توانسته سازوکارهای بقا و سازگاری خود را تقویت کند.
به باور نویسنده، هدف اصلی تهران شاید نه دستیابی به بمب اتمی، بلکه تبدیل شدن به «دولت آستانه هستهای» باشد؛ یعنی کشوری که توان ساخت سریع سلاح هستهای را دارد، بدون آنکه رسماً به قدرت هستهای تبدیل شود.
این وضعیت هم بازدارندگی ایجاد میکند و هم از هزینههای سیاسی و نظامی اعلام رسمی برخورداری از بمب میکاهد.
مقاله همچنین نقش اسرائیل را در تشدید تنشها برجسته میکند و معتقد است که اشتباهات راهبردی آمریکا و متحدانش، از جمله جنگ عراق و تحولات سوریه، فرصت گسترش نفوذ منطقهای ایران را فراهم کرده است.
در نهایت، نویسنده نتیجه میگیرد که آمریکا از «قدرت» برخوردار است اما فاقد هدفی روشن است، در حالی که ایران با وجود ضعفها و خسارتها، راهبرد «صبر و پایداری» را دنبال میکند.
به همین دلیل، هیچیک قادر به تحمیل پیروزی قاطع نیستند و منطقه وارد دورهای شده که در آن بازیگران میتوانند از شکست جلوگیری کنند، اما توان دستیابی به پیروزی نهایی را ندارند.
رسانه های چین و روسیه
روزنامه ایزوستیا روسیه در گزارشی با تیتر «یک گام به پیش؛ ایران و آمریکا در پی هماهنگی بر سر شروط توافق صلح» نوشت که تهران و واشنگتن در آستانه دستیابی به توافقی اولیه برای تمدید آتشبس و آغاز مذاکرات بلندمدت قرار گرفتهاند، اما اختلافات عمیق بر سر برنامه هستهای ایران، وضعیت تنگه هرمز و آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران همچنان مانع از دستیابی به یک توافق جامع صلح شده است.
بر اساس این گزارش، مذاکرهکنندگان دو کشور هفته گذشته بر سر چارچوب یک یادداشت تفاهم اولیه به توافق رسیدهاند که تمدید ۶۰ روزه آتشبس و آغاز مذاکرات بلندمدت را در بر میگیرد.
با این حال، تأیید نهایی این سند از سوی دونالد ترامپ و مقامات ایرانی همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
رسانههای آمریکایی گزارش دادهاند که ترامپ پس از نشست ۲۹ مه در کاخ سفید خواستار اعمال اصلاحاتی در مفاد مربوط به برنامه هستهای ایران، نحوه آزادسازی داراییهای خارجی تهران و همچنین مقررات مربوط به تنگه هرمز شده است.
ایزوستیا مینویسد که آمریکا رفع محدودیتهای اقتصادی را به پیشرفت در پرونده هستهای ایران مشروط کرده، در حالی که تهران خواستار پایان جنگ، لغو تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده پیش از ورود به مذاکرات درباره جزئیات برنامه هستهای است.
ایران بر آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای خود تأکید دارد و برخی منابع ایرانی اعلام کردهاند که ادامه گفتوگوها منوط به پرداخت فوری نیمی از این مبلغ خواهد بود.
این گزارش همچنین به تداوم تنشهای نظامی میان دو کشور اشاره کرده و مینویسد که با وجود پیشرفت مذاکرات، حملات متقابل همچنان ادامه دارد.
در همین حال، مقامات آمریکایی تهدید کردهاند در صورت شکست مذاکرات، گزینه ازسرگیری عملیات گسترده نظامی همچنان روی میز خواهد بود.
به نوشته ایزوستیا، کارشناسان روس معتقدند دستیابی به یک توافق محدود و موقت در کوتاهمدت امکانپذیر است، اما رسیدن به یک توافق جامع و پایدار به دلیل اختلافات بنیادین دو طرف بعید به نظر میرسد.
این کارشناسان همچنین معتقدند ایران تلاش میکند روند مذاکرات را تا انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا ادامه دهد تا از تحولات احتمالی در فضای سیاسی واشنگتن بهرهبرداری کند.
خبرگزاری شینهوا در گزارشی با تیتر «چرا حملات اسرائیل علیه لبنان تشدید شده؟» نوشت که در روزهای اخیر، اسرائیل دامنه عملیات نظامی خود در لبنان را افزایش داده و تهدید کرده است کنترل نظامی خود را در جنوب لبنان گسترش دهد و حتی اهدافی در بیروت را نیز هدف قرار دهد؛ در حالی که آتشبسی که از اواسط آوریل میان اسرائیل و لبنان برقرار شده بود، عملاً در وضعیت شکننده قرار گرفته است.
بر اساس این گزارش، مقامهای اسرائیلی از جمله وزیر جنگ این رژیم اعلام کردهاند که منطقه جنوب رود لیتانی باید به یک منطقه تحت کنترل نظامی تبدیل شود و حملات علیه مواضع حزبالله تا توقف کامل عملیات این گروه ادامه خواهد داشت.
همچنین مقامات اسرائیلی هشدار دادهاند که در صورت ادامه تنش در شمال اسرائیل، بیروت نیز از حملات در امان نخواهد بود.
همزمان، گزارشهایی از پیشروی نیروهای اسرائیلی در عمق مناطق جنوبی لبنان و تصرف نقاط استراتژیک منتشر شده که واکنش منفی کشورهای عربی و برخی کشورهای اروپایی را در پی داشته است.
شینهوا مینویسد که یکی از دلایل اصلی تشدید درگیریها، شکست مذاکرات سهجانبه میان لبنان، آمریکا و اسرائیل در واشنگتن بوده است؛ مذاکراتی که در آن اسرائیل با درخواست آتشبس فوری و عقبنشینی از برخی مناطق مخالفت کرده است.
در کنار آن، تحلیلگران معتقدند اسرائیل با افزایش فشار نظامی به دنبال تضعیف حزبالله و تغییر موازنه سیاسی داخلی لبنان است.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که برخی ناظران، تشدید حملات را مرتبط با ملاحظات داخلی اسرائیل نیز میدانند؛ از جمله فشارهای سیاسی بر دولت نتانیاهو و احتمال برگزاری انتخابات زودهنگام.
در همین چارچوب، افزایش حملات به بیروت میتواند تلاشی برای نمایش قدرت در داخل اسرائیل تلقی شود.
این گزارش همچنین تأکید میکند که تنش در جبهه لبنان بر روند مذاکرات گستردهتر ایران و آمریکا نیز تأثیر گذاشته و تهران در واکنش به اقدامات اسرائیل، برخی گفتوگوهای غیرمستقیم با واشنگتن را متوقف کرده است.
با این حال، تحلیلگران چینی معتقدند اگرچه بحران لبنان میتواند فضای دیپلماسی را پیچیدهتر کند، اما لزوماً تعیینکننده سرنوشت نهایی مذاکرات ایران و آمریکا نخواهد بود و اختلافات اصلی همچنان بر سر پرونده هستهای و تنگه هرمز باقی مانده است.
رسانه های رژیم صهیونیستی
روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارانوت در گزارشی نوشت: ارتش اسرائیل در حال بررسی حملات اخیر پهپادهای «اف پی وی» حزبالله در جنوب لبنان است که برای نخستینبار در شب نیز نیروهای اسرائیلی را هدف قرار داده و منجر به کشته شدن دو نظامی شده است.
این رخداد نگرانی جدی در ارتش ایجاد کرده، زیرا پیشتر تصور میشد این پهپادها فاقد سامانههای حرارتی هستند و توان عملیات در شب را ندارند.
اکنون احتمال استفاده حزبالله از حسگرهای حرارتی و بهبود توان پرواز و هدفگیری این پهپادها مطرح شده است.
یدیعوت آحارانوت افزود: مقامات نظامی اسرائیل میگویند حزبالله در حال طی کردن «شیب یادگیری» سریع است؛ ابتدا از راکت و موشک ضدزره استفاده میکرد و سپس به پهپادهای اف پی وی روی آورد و اکنون دقت و کارایی آنها را افزایش داده است.
در مقابل، ارتش اسرائیل با کاهش حرکت نیروها در شب، استفاده از پوششهای محافظ، جنگ الکترونیک و سامانههای مقابله با پهپاد تلاش میکند تهدید را مهار کند.
این رسانه صهیونیستی نوشت: کارشناسان خارجی هشدار دادهاند که این روند میتواند به تغییر جدی در شیوه عملیات شبانه ارتش اسرائیل منجر شود، زیرا حزبالله از تاکتیکهای جنگ نامتقارن و فناوریهای ارزان اما مؤثر استفاده میکند.
با وجود این، هر دو طرف در یک رقابت مداوم تطبیق و پاسخ قرار دارند و احتمال تشدید استفاده از پهپادها در آینده وجود دارد.
روزنامه صهیونیستی هاآرتص گزارش داد تهدیدات نتانیاهو و یسرائیل کاتز وزیر جنگ رژیم صهیونیستی درباره بمباران ضاحیه جنوبی بیروت توخالی است.
در این گزارش آمده است، نتانیاهو مدعی است که صهیونیست ها قدرتمندتر از هر زمان دیگری قلعه الشقیف در لبنان را اشغال کرده اند اما شک و تردیدهای زیادی در میان افکار عمومی در اراضی اشغالی وجود دارد.
گسترش پیشروی زمینی فراتر از رود لیتانی باعث می شود ارتش اسرائیل کشته های بیشتری دهد.
طی ۱۰ روز گذشته شش کشته و ده ها زخمی برجای مانده است.
بر اساس این گزارش، حزب الله همچنان می تواند به نظامیان صهیونیست ضربه وارد کند.
این حزب توانسته نقطه ضعف مهمی را در ارتش رژیم صهیونیستی پیدا کند.
صهیونیست ها هیچ راهکاری برای مقابله با پهپادهای انتحاری حزب الله ندارند به همین دلیل حزب الله با قدرت از این مسئله بهره می برد.
نیروهای زیادی در حمله به لبنان حضور ندارند و این ادعاها در رسانه ها دروغ است.
روزنامه صهیونیستی اسرائیل هیوم در گزارشی نوشت: حزبالله پس از جنگهای اخیر همچنان تلاش میکند با ایجاد یک «معادله فشار» جدید، ارتش اسرائیل را دچار فرسایش کرده و آن را وادار به عقبنشینی از جنوب لبنان و پذیرش شرایط خود سازد.
این رسانه صهیونیستی افزود: حزب الله بار دیگر با حمایت ایران و با اتکا به حملات موشکی و پهپادی، همان الگوی قدیمی «فرسایش اسرائیل در برابر آتشبس» را دنبال میکند.
اسرائیل هیوم به تلاش رژیم صهیونیستی برای تاثیرگذاری بر معادلات سیاسی داخلی لبنان در جهت تضعیف حزب الله اشاره کرد و افزود: تل آویو با ایجاد تغییراتی در ساختار سیاسی لبنان و شکلگیری جریانهای مخالف حزبالله، فرصتهایی برای تضعیف این سازمان ایجاد کرده است.
با این حال، حزبالله همچنان خواستههای جدیدی مانند عقبنشینی کامل اسرائیل از جنوب لبنان، آزادی زندانیان و توقف حملات را مطرح میکند و تهدید کرده در صورت عدم تحقق آنها، به حملات ادامه می دهد.
این رسانه صهیونیستی در عین حال، حزب الله را کماکان دارای قدرت سیاسی ارزیابی کرد و نوشت: نقطه قدرت حزبالله نه فقط توان نظامی، بلکه «دولت پنهان» آن در لبنان است؛ شبکهای از نهادهای سیاسی، اقتصادی و اداری که از آن حمایت میکنند.
اسرائیل هیوم به تصمیم گیران رژیم صهیونیستی توصیه کرد برای تضعیف حزب الله لبنان، ساختارهای غیرنظامی حامی آنرا هدف قرار دهد.