چرا نشستهای سه جانبه پنتاگون به سرانجام نمیرسد
به گزارش مشرق، قاسم غفوری فعال رسانه در تلگرام نوشت:
سران آمریکا که ادعا دارند دوران ریاست جمهوریاش سراسر اقدامات برای صلح و امنیت در جهان بوده و حتی جنگ افروزیهایش را با ادعا صلح از دریچه جنگ توجیه می کنند، جمعه میزبان نشسست سه جانبه میان مقامات نظامی لبنان، رژیم صهیونی و آمریکا در پنتاگون بوده است.
وزارت جنگ آمریکا در بیانیه ای مدعی شد که هیئتهای نظامی لبنان و اسرائیل در مذاکرات پنتاگون گفتگوهای سازندهای داشتند که بر ایجاد چارچوبهای عملیاتی برای امنیت و ثبات منطقهای متمرکز بود و نتایج این مذاکرات مستقیما در خدمت مسیر سیاسی به رهبری وزارت امور خارجه آمریکا قرار خواهد گرفت.پنتاگون در ادامه اعلام کرد: وزارت جنگ آمریکا اهمیت بسیار بالایی برای مشارکتهای راهبردی اش با ارتش اسرائیل و ارتش لبنان قائل است.پنتاگون افزود نتایج ملموس حاصل از این مذاکرات به مثابه منبعی مستقیم برای مسیر سیاسی به رهبری وزارت خارجه خواهد بود که جلسات آن هفته آینده از سر گرفته میشود.
به رغم ادعای آمریکا مبنی بر پیشرفت مذاکرات منابع رسمی لبنان به روزنامه العربی الجدید اعلام کردند که نشست جمعه در پنتاگون میان هیئتهای لبنانی و اسرائیلی نتوانسته است پیشرفتی در پرونده آتشبس ایجاد کند و اختلافات اصلی همچنان پابرجاست.به گفته این منابع، مهمترین مانع در مسیر توافق، اصرار اسرائیل بر ادامه عملیات نظامی و ایجاد یک منطقه حائل در جنوب لبنان است؛ موضوعی که از دید طرف لبنانی قابل پذیرش نیست و مانع تثبیت کامل آتشبس شده است.در مقابل، ارتش لبنان در مذاکرات واشنگتن بر این موضع پافشاری کرده که اولویت نخست، برقراری کامل آتشبس و عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از مناطق اشغالی است تا ارتش بتواند در جنوب کشور مستقر شده و کنترل کامل این منطقه را در دست بگیرد.
این روایتهای متفاوت از نشست مذکور در حالی صورت می گیرد که نگاهی واقع بینانه به روند تحولات نشانگر دور باطلی است که عملا نتیجه ای به همراه ندارد و بیانگر آن است که آمریکا با این نشستها از یک سو به دنبال جلوگیری از ورود سایر میانجیگران و استمرار بحران است و از سوی دیگر سعی دارد تا لبنان در میان دو گزینه تسلیم شدن و یا توجیه تشدید تجاوزگری رژیم صهیونی قرار دهد تا با هر کدام از این دو گزینه اهداف رژیم صهیونی در اشغال لبنان و منطقه محقق گردد.
نکته اساسی آن است که بر اساس شواهد منطقی عملا این نشستها نمیتواند به رهیافتی از صلح و امنیت دست یابد، چرا که میانجی نشست آمریکایی است که از یک سو جز کشتار و جنایت هیچ کارکردی ندارد، چنانکه طرح های صلح ادعایی همچون صلح اوکراین، مذاکرات هستهای با ایران، صلح غزه و...
تماما به جنگ و کشتار ختم شده است از سوی دیگر سران کاخ سفید تاکید دارند که هیچ تعهدی جز تحقق اهداف رژیم صهیونی ندارند لذا هر نشست ومذاکرهای با سرنوشت یک جانبه گرایی جانبدارانه مواجه خواهد بود.
وقتی آمریکا رسما عنوان می کند که تنها مرجع مورد حمایت رژیم صهیونی است یعنی آنکه نتیجه مذاکرات از همان ابتدا مشخص است و هیچ دستاوردی برای لبنان در نظر گرفته نشده است و این با اصول میانجیگری که اساس آن را بی طرفی تشکیل می دهد مغایرت دارد.
در سوی دیگر معادله نیز رژیم صهیونی قرار دارد که اشغال و نابودی لبنان را رسما هدف خود عنوان کرده در حالی که هرگونه صلح در منطقه نیز به منزله فروپاشی درونی این رژیم و پایان حیات سیاسی فرادی همچون نتانیاهو است، چنانکه بر اساس گزارشها طی یک هفته ۷۷ کودک لبنانی به شهادت رسیدهاند.
این رژیم نشان داده است که هیچ تعهدی را پذیرا نبوده چنانکه پس از ماهها آتش بس در غزه همچنان جنایات و نسل کشی ادامه دارد و حتی آتش بس لبنان که نتیجه توافقات اسلام آباد بوده نیز اجرایی نشده است.
در جایی که یک سوی معادله رژیم صهیونی است عملا انتظار صلح و توافق داشتن سرابی است که هیچ محقق نخواهد شد.
نکته مهم دیگر آن است که هر چند که برخی دولتمردان لبنان همچون سلام نخست وزیر به دنبال سازش هستند اما جامعه لبنان در کنار مقاومت است و خلع سلاح حزب الله یک توهم دست نیافتنی است.
نکته مهم آنکه بر اساس قانون سال ۲۰۰۸ مقاومت در کنار مردم و ارتش استراتژی دفاعی لبنان هستند هر اقدامی برای خلع سلاح نیازمند تصویب در پارلمان است.
همچنین اقدام حزب الله نه قدرت طلبی بلکه حراست از لبنان در برابر اشغالگران است که بر اساس حقوق بین الملل اقدامی مشروع و قانونی است بر این اساس عملا خلع سلاح نشدنی است.
در چنین شرایطی عملا می توان گفت که مذاکرات ادعایی آمریکا نه تنها کارکردی ندارد بلکه بیشتر یک نمایش ساختگی است در نهایت دو هدف یا تسلیم سازی لبنان و یا توجیه حملات رژیم صهیونی را دنبال می کند در حالی مقاومت حزب الله تاکنون تحقق چنین سناریوهایی را با شکست مواجه کرده است.
در همین حال پایان جنگ در سراسر منطقه از جمله لبنان از محورهای اصلی توافق اسلام آباد است لذا باز کردن روندی موازی با آن توسط آمریکا جز فریب کاری و تحمیل علیه لبنان هیچ هدف و کارکردی نخواهد داشت.
با توجه به این مولفهها می توان گفت که نشست اخیر پنتاگون و هر نشستی که در آینده نیز برگزار شود عملا محکوم به شکست است چرا که ماهیت رژیم صهیونی اشغالگری و جنایت است و از سویی نیز مقاومت لبنان حاضر به تسلیم شدن نیست چنانکه پاسخ هر نقض آتش بسی را با حملات سنگین انجام میدهد و این یعنی آنکه معادله لبنان نه با سیاسی کاری بلکه با زبان گلوله است که مشخص می شود چنانکه در سال ۲۰۰۰ و ۲۰۰۶ حزب الله با همین زبان این رژیم را تسلیم و وادار به عقب نشینی کرد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.