نابودی نیروی دریایی صدام به روایت یک نوجوان
کتاب «هنوز یک نفر باقی مانده»، داستان شجاعت همه مردم ایران است: از نیروهای نظامی تا مردم عادی و حتی بچههای این سرزمین. بچههایی مانند عقیل که در لحظهای مهم تصمیم میگیرند «ایرانی» باشند.
به گزارش خبرنگار مهر، سرزمین ایران روزهایی را به خود دیده است که تعریف و بیان هر یک از اتفاقات آن به سالها نوشتن و گفتن و شنیدن نیاز دارد؛ بهویژه آنچه که در جنوب ایران، در خلیج همیشه فارس رخ داده است.
امروز نیز دوباره شاهد همین ماجراها هستیم: ماجرای هجوم و حمله جنایتکاران و استعمارگران به خاک و آب وطن و دفاع شجاعانه نیروهای نظامی و مردم.
امروز باز هم ما شاهد جنگ دریایی هستیم و دشمنی که میخواهد با اتکا به زور و با بهانههای پوچ به خلیج فارس و خاک و آب ایران دستدرازی کند.
این اتفاقات برای مردم ایران و برای این سرزمین کهنسال و مقاوم، جدید نیست.
در سالهای نهچندان دور در زمان حمله صدام و دولت بعثی عراق به ایران نیز شاهد این ماجراجوییها و خیالبافیها بودهایم.
شاید ما در آن زمان نبودیم؛ اما مادران و پدران و پدربزرگها و مادربزرگهایمان میدانند در جنگ تحمیلی اول چه اتفاقهایی برای ایران افتاده است.
اگر دوست دارید شما هم درباره جنگ دریایی عراق و ایران بدانید، مطالعه کتاب «هنوز یک نفر باقی مانده» را پیشنهاد میکنیم.
این کتاب از مجموعه «روزی روزگاری ایران» است که به نویسندگی مهدی میرکیایی از سوی کتابهای شکوفه (دفتر کودک و نوجوان انتشارات امیرکبیر) منتشر شده است.
تصویرگری این اثر را مریم فاضلی برعهده داشته است.
داستان «هنوز یک نفر باقی مانده» به روزهای نبرد دریایی عراق و ایران میپردازد؛ وقتی که نیروی دریایی عراق در آذرماه سال ۱۳۵۹ به خلیج فارس حمله کرد و سعی داشت نیروی دریایی ایران را نابود کند اما ایرانیهای شجاع مقابل آنها ایستادند و در عملیات «مروارید» آنها را نابود کردند.
داستان درباره عقیل و خانوادهاش است که در جنوب ایران زندگی میکنند.
پدر عقیل با جمعآوری صدف و فروش مروارید به تاجری عرب خرج خانواده را فراهم میکرده اما در بحبوحه جنگ اسیر میشود و این مسئولیت بر گردن عقیل است.
این پسر نوجوان باید به قول و قرار کاری پدرش با تاجر عرب وفا کند و به صیدگاه برود و صدف جمع کند و مروارید پیدا کند اما تلاشهای او نیز بیفایده است؛ چراکه نزدیک صیدگاه که صدفهای بسیاری در آنجا قرار دارد، جنگ دریایی رخ داده است.
تاجر عرب این را باور نمیکند و فکر میکند عقیل دروغ میگوید که نیروهای دریایی ایران، نیروی دریایی عراق را نابود کرده است.
او بر این باور است که عقیل برای دور زدن تاجر این حرفها را از خودش درآورده.
عقیل بارها خاطره آن روز را برای تاجر عرب و بقیه تعریف میکند اما فایدهای ندارد.
کار به دادگاه میکشد؛ اما در روز دادگاه اتفاقی میافتد و کسی در آنجا حاضر میشود که کسی انتظارش را نداشته.
کتاب «هنوز یک نفر باقی مانده»، داستان شجاعت همه مردم ایران است: از نیروهای نظامی تا مردم عادی و حتی بچههای این سرزمین.
بچههایی مانند عقیل که در لحظهای مهم تصمیم میگیرند «ایرانی» باشند.
کتاب از قلم روان و خوشخوانی برخوردار است و مهدی میرکیایی تلاش کرده در این اثر هم مانند آثار پیشین خود، سوژههای واقعی تاریخی را با ماجراهای تخیلی گره بزند و داستانی خواندنی و آگاهیبخش به مخاطب تحویل دهد.
تصویرگریهای این هم توانسته فضاسازی مناسبی از جنوب و مردم ساکن در آن و حالوهوای جنگ ارائه دهد.
کتابهای شکوفه (دفتر کودک و نوجوان انتشارات امیرکبیر) کتاب «هنوز یک نفر باقی مانده» از مجموعه «روزی روزگاری ایران» به قلم مهدی میرکیایی با تصویرگری مریم فاضلی را در ۳۶ صفحه مصور رنگی منتشر کرده که با استقبال مخاطبان نیز روبهرو شده و بهتازگی به چاپ دوم رسیده است.