ارمغان جنگ برای مجلس پساجنگ
پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفتم خرداد، سالروز تشکیل نخستین دوره مجلس شورای اسلامی و آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم، حاوی نکات مهم و راهبردی متعددی بود.
به گزارش مشرق، پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفتم خرداد، سالروز تشکیل نخستین دوره مجلس شورای اسلامی و آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم، حاوی نکات مهم و راهبردی متعددی بود؛ از توصیه به حفظ وحدت و کمک به دولت گرفته تا توجه به دیپلماسی پارلمانی، ترجیح منافع ملی بر منافع جناحی و تمرکز بر تصویب قوانینی که مستقیما با زندگی مردم پیوند دارد.
بخشی از این توصیهها امتداد همان نگاه و تأکیداتی بود که رهبر شهید نیز پیشتر بر آنها تأکید داشتند.
اهمیت یک هشدار
در میان این محورها، تأکید رهبر انقلاب بر «پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی و برجستهسازی تفاوتهای اجتماعی» اهمیت ویژهای داشت؛ هشداری که اگر مورد غفلت قرار گیرد، میتواند سرمایه اجتماعی کشور را فرسوده کند.
حتی درباره نطقهای نمایندگان نیز بر امیدآفرینی و جریانسازی تأکید شد؛ یعنی مجلس باید علاوه بر قانونگذاری، در میدان افکار عمومی نیز نقشآفرین باشد.
اما شاید یکی از مهمترین کلیدواژههای این پیام توجه به «مجلس پساجنگ» بود؛ مجلسی که اکنون بهدلیل شرایط امنیتی ناشی از جنگ با مختصات متفاوتی اداره میشود.
پرسش اصلی اینجاست که مجلسِ پساجنگ چه تجربه و توشهای از مجلس دوران جنگ با خود به همراه خواهد آورد.
حدود ۳ماه از آخرین جلسه حضوری صحن علنی مجلس در ساختمان بهارستان میگذرد.
با آغاز جنگ و بهدلیل حساسیت امنیتی پارلمان، ساختمانهای اصلی عملا از چرخه استفاده خارج شدند و بخشهای اداری، کمیسیونها و دیگر واحدها به مکانهای جایگزین انتقال یافتند تا روند فعالیتها متوقف نشود.
حتی اصلاحات بودجه سال۱۴۰۵ نیز در همین شرایط تصویب و ابلاغ شد.
پاسخ به تعطیل بودن نهاد مجلس
بیتردید، صحن علنی مجلس مزایای مهمی داشت.
نخست آنکه همه نمایندگان زیر یک سقف و در برابر دیدگان افکار عمومی، خبرنگاران و رسانهها گرد هم میآمدند.
مجلس، حتی زمانی که بسیاری از نهادها از شفافیت فاصله داشتند، مذاکراتش را بهصورت مستقیم پخش میکرد و همین ویژگی آن را به یکی از شفافترین نهادهای کشور تبدیل کرده بود.
از سوی دیگر، امکان تصویب قوانین، قرائت نطقها و تذکرها، طرح سؤال، استیضاح و صدور بیانیهها در قالب صحن علنی فراهم بود.
البته بخشی از این کارکردها را میتوان با استفاده از ظرفیت رسانهها جبران کرد، اما امور تقنینی نیازمند سازوکار قانونی است، از بررسی در کمیسیون آییننامه داخلی گرفته تا تصویب در صحن و طی مراحل اجرایی.
با این حال، در آغاز جنگ و پس از هشدار نهادهای امنیتی، هیأترئیسه مجلس ناچار شد مسیرهای جایگزین را در پیش بگیرد؛ تصمیمی که گرچه مطلوب نبود اما اجتنابناپذیر به نظر میرسید.
طبیعی است که بسیاری از نمایندگان از این وضعیت رضایت نداشته باشند، اما شرایط جنگی اقتضائات جنگی خود را دارد.
همانطور که نیروهای نظامی، انتظامی یا نهادهای حساس از ترک محل اصلی فعالیت خود خشنود نیستند، اما برای تداوم مأموریت، ناچار به تغییر شیوه عمل میشوند.
کار جهادی یعنی وابسته نبودن به ساختمان و میز و صندلی، یعنی استمرار مأموریت حتی در شرایط غیرعادی.
امروز نه فرمانده سپاه در دفتر معمول خود مستقر است و نه فرمانده هوافضا در ساختمان شناختهشده غرب تهران، اما مأموریتها همچنان با دقت و در زمان مناسب انجام میشود.
با این حال، برخی نخبگان سیاسی و رسانهای تعطیلی صحن علنی را معادل تعطیلی مجلس معرفی کردهاند، درحالیکه چنین برداشتی با واقعیت فاصله دارد.
مجلس در شرایط عادی، ماهانه ۳هفته جلسه علنی دارد و در هر هفته نیز ۳جلسه ۴ساعته برگزار میشود؛ یعنی مجموعا ۳۶ساعت در ماه و حدود ۴۳۲ساعت در سال.
اگر هر روز کاری را ۸ساعت در نظر بگیریم، صحن علنی در مجموع معادل ۵۴روز کاری در سال فعال است.
اما آیا مجلس صرفا صحن علنی است؟
قطعا خیر.
مجلس نهادی است که ۳۶۵روز سال فعالیت دارد، زیرا نماینده مردم حتی در روزهای تعطیل نیز در حال انجام وظایف نمایندگی است.
هر نمایندهای حداقل عضو یک کمیسیون تخصصی است و کمیسیونها و کمیتههای زیرمجموعه آنها تقریبا بهصورت مستمر تشکیل جلسه میدهند.
علاوه بر این، نمایندگان چه بهصورت فردی و چه در قالب کمیسیونها وظیفه نظارت بر عملکرد دستگاههای اجرایی را بر عهده دارند، از وزارتخانهها گرفته تا مدیران استانی و محلی.
روشن است که بخش مهمی از این مأموریتها اساسا نیازی به صحن علنی ندارد.
از سوی دیگر، بخش مهمی از وظیفه نمایندگی در ارتباط مستقیم با مردم تعریف میشود: حضور در حوزههای انتخابیه، دیدارهای مردمی، پیگیری مطالبات عمومی و شرکت در شوراهای استانی.
این مأموریتها نیز خارج از فضای صحن علنی انجام میشود و اتفاقا در شرایط جنگی اهمیت بیشتری یافته است.
مجلس ۲کارکرد اصلی دارد: نظارت و قانونگذاری.
بخش نظارتی همچنان پابرجاست و از طریق جلسات مجازی صحن، نشستهای کمیسیونها و حضور نمایندگان در وزارتخانهها دنبال میشود.
در حوزه قانونگذاری نیز طرحها و لوایح ابتدا در کمیسیونهای تخصصی و مرکز پژوهشها بررسی و چکشکاری میشوند و سپس به صحن میآیند؛ فرایندی که اکنون نیز ادامه دارد.
بر همین اساس، باید چند نکته را پذیرفت: نخست آنکه تعطیلی صحن علنی حضوری وضعیت مطلوبی نیست.
دوم آنکه صحن علنی همه مجلس نیست.
و سوم آنکه بخش قابل توجهی از وظایف نمایندگی همچنان برقرار است؛ از فعالیت کمیسیونها و فراکسیونها گرفته تا سفرهای نظارتی، دیدارهای مردمی، پیگیری مسائل حوزههای انتخابیه، برگزاری بیش از ۱۳۰جلسه کمیسیون با حضور وزرا و مسئولان و همچنین ۳جلسه مجازی صحن با حضور وزرای جهاد کشاورزی، کار و بهداشت در ۳ماه گذشته.
علاوه بر این، فرایندهای مقدماتی قانونگذاری در کمیسیونها و مرکز پژوهشها نیز بدون توقف ادامه یافته است.
اما مهمترین پرسش همچنان باقی است: مجلسِ پساجنگ چه چیزی را باید از مجلس دوران جنگ به یادگار ببرد؟
همراهی نمایندگان و مردم
ملت مبعوثشده در روزهای سخت جنگ در خیابان بودند و هستند و نمایندگان نیز باید پابهپای آنها در اجتماعات حضور داشته باشند.
مجلس تراز مردم(آنگونه که رهبر انقلاب بر آن تأکید دارند) مجلسی است که نمایندگانش در میان مردم حضور داشته باشند نه صرفا در ساختمانهای اداری.
این اجتماعات مردمی حتی پس از پایان جنگ نیز در جایجای کشور در مساجد، هیئتها، اماکن عمومی و متن جامعه تداوم خواهد یافت.
نکته دیگر تجربه زیست غیرمتمرکز و غیربهارستانی مجلس در این دوران است.
هرچند پس از جنگ، ساختمانهای مجلس دوباره فعال خواهند شد و شأن نظارتی مجلس اقتضا میکند که وزرا و مسئولان برای پاسخگویی در صحن و کمیسیونها حاضر شوند اما تجربه این ماهها نشان داد حضور مستقیم نمایندگان در دستگاههای اجرایی و مشاهده میدانی مسائل میتواند به تصمیمگیری دقیقتر و واقعبینانهتر کمک کند.
در گذشته، اغلب این وزرا بودند که به بهارستان میآمدند، اما امروز نمایندگان بیش از قبل به دل دستگاهها، بخشها و حوزههای جزئی اجرایی رفتهاند.
این تجربه اگر حفظ شود، شاید مهمترین ارمغان مجلس دوران جنگ برای مجلس پساجنگ باشد.