دلالتهای حکمرانی پیام رهبر معظم انقلاب به مجلس
پیام رهبر انقلاب به مجلس را باید تصویری از حکمرانی مورد نظر ایشان در دوره جدید جمهوری اسلامی تلقی کرد.
به گزارش مشرق، احسان صالحی کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی تحت عنوان «دلالتهای حکمرانی پیام رهبری به مجلس شورای اسلامی» به تبیین پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی بهمناسبت سالروز مجلس پرداخته است.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت سالروز مجلس، فراتر از یک پیام مناسبتی با توصیههایی صرفاً به نمایندگان مجلس است.
این پیام در واقع، یک صورتبندی از نوع نگاه رهبر سوم جمهوری اسلامی به حکمرانی و منطق اداره ایران در دوران پساجنگ و نقشه راه نوسازی و پیشرفت کشور است.
بر این اساس رهبری در پیام خود در کنار بیان مهمترین وظایف و مأموریتهای مجلس بر دو رویکرد بنیادین تأکید میکنند که میتوان آنها را ستونهای اصلی بازسازی و پیشرفت دانست؛ دو رویکرد مهمی که از این پیام به عنوان چارچوب حرکت کشور در دوره جدید قابل برداشت است، عبارت است از «امید» و «اتحاد».
در خصوص رویکرد امید، در دورهای که دشمن پس از ناکامی در میدان نظامی، تمرکز خود را بر فرسایش اجتماعی، تضعیف روحیه عمومی و ایجاد شکاف در درون جامعه ایرانی قرار داده است، رهبر انقلاب تصریح میکنند که جامعه «پیش از هر چیز نیازمند مشاهدهی نشانههای واقعی امید، مسیر باثبات و چشمانداز روشن از آینده است.» راهبرد و رویکرد امید و افقگشایی در نقطه مقابل طراحی دشمن و رساندن جامعه به تصاویر ذهنی مخرّب از آینده از این قبیل است که «آیندهای وجود ندارد»، «مشکلات حلشدنی نیست» و «کشور در بنبست قرار گرفته است».
ناامیدی، جامعه را از درون فرسوده میکند و توان مقاومت ملی را کاهش میدهد.
نهضت امیدآفرینی جزو اصول حکمرانی رهبر شهید نیز بود و تقریباً در همه سخنرانیهای چند سال اخیر ایشان یا امید مسئله و موضوع محوری بود یا دلالتهای مشخصی برای آن وجود داشت.
رهبری در پیام خود از نمایندگان مجلس میخواهند که مصوبات، نطقها و مواضعشان، مجلس را به نهاد پیشران امیدآفرینی کنند.
این یعنی حتی شیوه سخن گفتن مسئولان نیز بخشی از امنیت و پیشرفت کشور است.
تکیه رهبری بر شاخص امیدآفرینی در خروجی مجلس و نمایندگان آن، از آن جهت اهمیت دارد که گاهی به نظر میرسد برخی نمایندگان نه تنها این شاخص را مدنظر قرار نمیدهند بلکه با بیان اظهارات سیاه، یأسآفرین و اختلافافکن در صدد جلب توجه هستند؛ از این رهگذر اگرچه توجهات به نماینده پرهیاهو جلب میشود اما به بهای کاهش سرمایه اجتماعی نظام، التهاب افکار عمومی و سرخوردگی جامعه از تداوم منازعات و درگیریهای بیحاصل.
هیچ جامعهای بدون امید، قدرت برنامهریزی، سرمایهگذاری، تولید، نوآوری و مشارکت اجتماعی نخواهد داشت.
امید، موتور حرکت جمعی است.
وقتی مردم احساس کنند آینده قابل ساختن است، ظرفیتهای اقتصادی و اجتماعی فعال میشود، سرمایهها به سمت تولید میرود، نخبگان انگیزهی ماندن و ساختن پیدا میکنند و جامعه در برابر فشارها مقاومتر میشود.
البته امیدآفرینی مورد نظر رهبر انقلاب، امید واهی و تبلیغاتی نیست.
ایشان بر ضرورت کار هماهنگ و همافزای قوا برای بروز «نشانههای واقعی امید» سخن میگویند.
یعنی مردم باید در عمل، آثار حرکت کشور را ببینند؛ کاهش تورم، رونق تولید، بازسازی مناطق آسیبدیده، مبارزه با فساد، بهبود معیشت.
اما آنچه نقداً به عنوان یک موتور قوی تولید امید در کشور، روشن و فعال است و از این سرمایه باید برای تولید کار و حرکت در بخشهای مختلف استفاده کرد، امید خلق شده از قدرت شگفتانگیز نظامی و مردمی ایران است که رؤیاهای دو قدرت اتمی جهان را به کابوس آنها تبدیل کرد و نشان داد که جمهوری اسلامی و ملت ایران نه تنها پوشالی یا به ادعاهای آنها رو به ضعف و فروپاشی نیست بلکه از قدرت و استحکام درونی عظیمی برخوردار است.
نشان داد ایران نه تنها میتواند خود را حفظ کند بلکه میتواند هزینههای سنگین به متجاوزان و متحدان آنها وارد کند به نحوی که آنها برای جبران هزینههایشان ناگزیر از در پیش گرفتن مسیر گفتگو و پذیرش شروط نظام و ملتی هستند که سودای نابودی آن را در سر داشتند.
این امید و قدرت بیسابقه باید به سوخت بازسازی و پیشرفت اقتصادی و نظامی کشور در مسیر راهبرد کلان قویتر شدن ایران تبدیل شود.
اما راهبرد و رویکرد دیگری که در پیام رهبری کاملاً برجسته و در قالب مطالبهای جدی و عمومی است، صیانت از اتحاد ممتاز پدید آمده از دل دفاع مقدس سوم است.
رهبر انقلاب از این انسجام با تعبیر «نعمت عظیم» و «مهمترین عامل ظفر» یاد میکنند.
قدرت واقعی ایران صرفاً در تجهیزات نظامی یا ظرفیتهای اقتصادی خلاصه نمیشود، بلکه در پیوستگی اجتماعی و همبستگی مردم ریشه دارد.
تجربه جنگها و بحرانهای جهانی نشان میدهد که شکستها زمانی آشکار میشود که کشورها از درون دچار شکاف و فرسایش اجتماعی شوند.
البته راهبرد دشمن مبنی بر توسعه اختلافات داخلی در ایران محدود به مقطع کنونی نیست.
فقط به عنوان یک نمونه تازه رسانهای شده، روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحرونوت در گزارشی مفصل برای نخستین بار از فعالیت شاخهای مخفی در موساد پرده برداشته است که ماموریت آن نه ترور و عملیاتهای کلاسیک اطلاعاتی، بلکه جنگ روانی، عملیات نفوذ و تاثیرگذاری بر افکار عمومی در ایران از طریق ایجاد شکاف میان جامعه و حکومت ایران، تضعیف مشروعیت جمهوری اسلامی و فراهم کردن زمینههای تغییر سیاسی در ایران بوده است.
به هر ترتیب، روشن است که دشمن در ادامه رویکردهای خصمانه خود به سراغ ترمیم نقاط آسیبپذیر نقشه خود و در رأس آنها ضربهای که از انسجام ملی ایرانیان خورد و محاسبات آن را از اساس بهم ریخت خواهد رفت و بر همین اساس است که رهبری در پیام خود میدان جاری منازعه با دشمن را پس از جنگ نظامی، فشار اقتصادی و محاصره تبلیغاتی و سیاسی، ایجاد تفرقه و تجزیه اجتماعی برشمردهاند.
این یعنی جنگ اصلی در دوره کنونی، جنگ بر سر «جامعه» است.
از همین جا است که منطق توصیه ایشان به کنار گذاشتن اختلافات نه تنها اختلافات برخاسته از مسائل پوچ و غیر موجه بلکه حتی کنار گذاشتن اختلافات موجّه روشن میشود.
هر اقدامی که شکافهای اجتماعی را تشدید کند، میتواند در زمین دشمن تعریف شود.
این نگاه، به معنای نفی نقد، اختلافنظر یا رقابت سیاسی نیست؛ بلکه به معنای مدیریت اختلافات در چارچوب منافع ملی است.
جامعه زنده، جامعهای است که در آن دیدگاههای مختلف وجود دارد؛ اما هنگامی که کشور در معرض فشار خارجی و جنگ ترکیبی قرار دارد، تبدیل اختلافات به نزاعهای فرسایشی، سرمایه ملی را تخریب و اصطلاحاً برای دشمن زخمخورده از این نقطه، کوچه باز میکند.
پر تکرارترین توصیه رهبر شهید انقلاب پس از جنگ 12 روزه تا شهادت ایشان در 9 اسفند 1404، توصیه به پاسداشت اتحاد مقدس پدیدآمده از دل جنگ 12 روزه بود.
اگر آن توصیه به اندازه کافی مورد توجه قرار میگرفت، چه بسا مسیر حوادث بهگونهای دیگر پیش میرفت؛ چه بسا حوادث تلخ دی ماه در آن ابعاد رخ نمیداد؛ چه بسا دشمن و ایادی مزدور آن به نتیجهبخش بودن تحمیل جنگ بر ایران عزیز امیدوار نمیشدند.
زمانه، زمانه اتحاد و همکاری در برابر لشکر دیوان جنایتکاری است که قصد نابودی ایران عزیزمان را داشتند و البته مشت آهنین ایران و ایرانی آنها را پشیمان و رسوا کرد.
مشت گره کرده ایران اگر در برابر دشمن از هم باز شود و سرگرم خراشیدن سرمایه و ظرفیتهای درونی خود شود، متجاوزان زخمخورده مجدداً امیدوار خواهند شد.
اینکه رهبری در پیام خود از برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی پرهیز میدهند نشانه روشنی است برای آنکه دستکاریهای اجتماعی در مقطع فعلی بدتر از هر زمان دیگری است.
امروز هر اقدامی که باعث تولید خشم و عصبانیت در جامعه شود مطابق الگوی دشمن برای ایجاد گسل و بازی در آن است.
اگر این نگاه بر هر سه قوه حاکم باشد، ملاک تصویب و اجرای قوانین ملاک، تأمین رضایت عمومی خواهد شد و با این نگاه، دیگر نباید بازگشایی اینترنت و دسترسی مردم به حق آنها این قدر بیجهت مورد مناقشه قرار بگیرد.
با این نگاه دیگر نباید مذاکره عزتمندانه به قصد استیفای حقوق مردم از طرف برخی افراد و جریانها مورد طعن و کنایه قرار بگیرد.
با این نگاه نباید نسخههای شوکدرمانی در اقتصاد که هر بار و در هر دولتی باعث بروز بینظمیهای عمیق سیستمی و التهابات اجتماعی شد، بهعنوان نسخههای ناگزیر مقابل سیاستگذار قرار بگیرد.
با این نگاه باید زمینه برای حضور شایستگان و متخصصان دلبسته به ایران و انقلاب اسلامی بخصوص جوانان در مناصب کلیدی کشور فراهم شود تا با نشستن طعم کارآمدی در ذائقه مردم، اتحاد و انسجام ملی هر چه بیشتر تقویت شود.
با این نگاه باید شفافیت و مبارزه با فساد به قدری پر رنگ و بیملاحظه انجام شود که دل قاطبه مردم، گرم شود و معدود مفسدانی که عمله دشمن برای بدنام کردن جمهوری اسلامی هستند متوجه شوند که ایران قوی که پشت ابرقدرت دنیا را به خاک مالیده در برابر چند زالوصفت دستبسته و مقهور نیست.
خلاصه آنکه پیام رهبر انقلاب به مجلس را باید تصویری از حکمرانی مورد نظر ایشان در دوره جدید جمهوری اسلامی تلقی کرد و بخصوص برای صیانت و تقویت دو رویکرد مهم امید و اتحاد برنامهریزی و دستورکارهای عملیاتی تعریف کرد.