فلسفه سیاسی اسلامی با تاکید بر گفتمان علوی
در فلسفه سیاسی علوی، قدرت برای اهداف الهی و وسیلهای برای رسیدن به قرب و خشنودی خداوند است.
باشگاه خبرنگاران جوان؛ محمد جواد گودینی نویسنده و استاد حوزه و دانشگاه - نیکولو ماکیاولی سیاستمدار و فیلسوف سیاسی ایتالیایی (سده پانزدهم و شانزدهم میلادی) در کتاب مشهور "شهریار" بر رویکرد فرصت طلبانه و نه وظیفه گرایانه سیاست مداران تاکید کرده و تصریح مینماید: برخی اوقات، خشک دستی بهتر از بخشش، ستم موثرتر از رحم ورزیدن و شکستن ایمان سودمندتر از درستکاری است.
وی در این اثر که در زمان حیاتش منتشر نشد و به سال ۱۵۳۲ میلادی (پس از مرگ نویسنده) انتشار یافت، میگوید: اگر نمیتوانید هر دو را با هم داشته باشید، بسیار بهتر است از شما بترسند تا شما را دوست داشته باشند!
(فیلسوفان تاریخ ساز، ص۱۰۵- ۱۰۴).
این اندیشه که نتیجه فلسفه سیاسی منفعت گرایانه و ترجیح آن بر جامعه میباشد، در نقطه مقابل اندیشه سیاسی بزرگان ادیان آسمانی به طور ویژه گفتمان علوی قرار دارد؛ گفتمانی که بر اساس تکلیف الهی وارد بر عرصه سیاسی شده و گسترش خداپرستی و فضیلتهای اخلاقی را سرلوحه کار خود قرار داده و میکوشد جامعه را از جهل، بدی و کژی نجات بخشیده و به علم، دانایی، بزرگی، معنویت در سایه خداپرستی و مهر با بندگان خدا و استفاده از فرصت خدمت به دیگران، رهنمون سازد.
گفتمان عدالت گرایی، ایستادگی در برابر رانت و ظلم خواص، تسلیم نشدن در برابر زیاده خواهی ها، روشنگری در عرصه سیاسی، دوری از نژاد گرایی، انتخاب مدیران بر اساس سوابق و شایستگی و دینداری، فقرزدایی، گسترش خداگرایی در جامعه و به طور خلاصه اجرای احکام دین مبین اسلام در همه عرصهها به ویژه سیاسی و اجتماعی و حمایت همه جانبه از اقشار ناتوان و تهی دست.
با دقت در نکتههای سیاسی و حاکمیتی نهج البلاغه، چارچوب فلسفه سیاسی امام الموحدین علی بن ابی طالب (ع) که همان نگاه اسلام ناب است، روشن میگردد.
امام (ع) در سومین خطبه نهج البلاغه، علت پذیرش خلافت از سوی خود را این گونه توصیف فرموده است: "به خدایی که دانه را شکافت و انسان را (در زمین) پراکنده کرد، اگر حضور حاضران نبود و این که با وجود یاور، حجت تمام میشود و خداوند از دانشمندان عهد گرفته (و آنان را ملزم ساخته) نسبت به پرخوری ستمگر و گرسنگی مظلوم آرام نگیرند، ریسمانش را بر دوشش میانداختم (تعبیری استعاری؛ خلافت به مرکبی تشبیه شده که لوازمی دارد از جمله داشتن کوهان و پشت) و واپسینش را با جام نخستین مینوشیدم (همان مسیر گذشته را ادامه داده و خلافت را نمیپذیرفتم).
این دنیای شما نزد من، از عطسه بزی پستتر است".
در این خطبه، فلسفه پذیرش خلافت از سوی امام (ع)، احساس مسئولیت نسبت به جامعه و عهدی است که خداوند از دانایان گرفته تا نسبت به مشکلات اقتصادی و بی عدالتیها در سطح جامعه، بی تفاوت نباشند.
یعنی پذیرش حکومت بر اساس تکلیف الهی و گسترش عدالت و مبارزه با رانت و ویژه خواری عدهای ستمکار و نگه داشتن بیشتر مردم در فقر و نداری.
به تعبیر دیگر در فلسفه سیاسی علوی، قدرت برای اهداف الهی و وسیلهای برای رسیدن به قرب و خشنودی خداوند است؛ اما در نگاه ماکیاولی و برخی دیگر از اندیشمندان فلسفه سیاسی غرب، قدرت برای قدرت بوده و سلطه یابی و ماندن در مسئولیت به هر روشی، هدف و مقصود است.
در نامه امام علی (ع) به مالک اشتر (نامه ۵۳)، نکتههای عمیقی از سیاست ورزی و مدیریت جامعه درج شده که ماهیت سیاست اسلامی را روشن میسازد.
در ابتدا، امام (ع) به لزوم خودسازی، تقوا، تبعیت از فرامین الهی، دوری از خواهشهای درونی و نیز کردار صالح و پاک دعوت فرموده است؛ به دیگر سخن، حکومت در نگاه امام علی (ع) فرصتی برای آخرت گرایی و افزودن کارهای نیک و پسندیده است تا ذخیرهای برای آخرت گردد، نه اینکه سیاست فرصتی برای مال اندوزی و افزایش ثروت و قدرت به شمار آید.
در ادامه پیشوای روسفیدان (ع) به یار و سردار لشکرش مالک اشتر توصیه فرموده با مردم به نیکی رفتار کرده و مهربانی و لطف با آنان را سرلوحه برنامه هایش قرار دهد و از بدرفتاری و آزار نسبت به آنان خودداری کرده و بداند او از مردم بالاتر بوده و امیر مومنان (ع) از او بالاتر است و خداوند نیز بالاتر از کسی است که به او حکم اعطا کرده است.
همچنین توصیه فرموده هنگامی که دچار خود بزرگ بینى گردید (به دلیل برخورداری از حکومت و برتری سیاسی نسبت به مردم)، به بزرگى حکومت پروردگار (بزرگی آفرینش و جهانهایی که خداوند ایجاد کرده و مالک مطلق همه جهانیان است) بنگرد تا از سرکشى نجات یابد و تندروى اش فروکش کرده و عقلش به جایگاه اصلى باز گردد.
در این توصیه نیز سیاست با لزوم خودسازی و توجه به رفتار و کردار عجین شده و به دیگر سخن، قدرت نباید موجب فساد اخلاقی فردِ سیاستمدار شود که در این صورت، آخرت خود را میبازد و ورود به عرصه سیاست، جز خسارت برایش چیزی ندارد.
در ادامه نیز بر امور مهمی همچون توجه به رعیت و مردم، حق گرایی، راز داری، مشورت با نیکوکاران و دوری از مشورت با انسانهای بخیل و ترسو و حریص به دنیا، گفتوگو و همنشینی با پارسایان، راستگویان و دانشمندان، توجه به اقشار گوناگون جامعه و رفتار متناسب با هر یک از اقشار تاکید کرده و اینکه قُضات از بهترین افراد جامعه انتخاب گردد و به احوال نیازمندان و طبقه زیرین جامعه (تهی دستان، زمین گیران و گرفتاران) توجه کرده و بخشی از بیت المال و غلات و غنیمتها را به آنان اختصاص دهد و از یتیمان و افراد سالخورده دلجویی کرده و به حل مشکلات آنان اقدام نماید که هیچ گونه عذری در کوتاهی وظیفه نخواهد داشت.
همچنین به ارتباط مستمر با مردم و خود را از مردم پنهان نکردن امر فرموده و در پایان این نامه نسبت به چند چیز هشدار میدهد: ریختن خون به ناحق، خودپسندی و خودشیفتگی، منت گذاری و شتابزدگی.
سیاست در نگاه امام علی (ع)، فرصتی برای دستیابی به خشنودی خداوند بوده و حاکم اسلامی باید ویژگیهایی همچون خداترسی، حق طلبی، دوست داشتن مردم، مساوات در رفتار با رعیت، عدالت اجتماعی و اقتصادی، دوری از فرصت طلبی و ثروت اندوزی و ...
را داشته باشد تا بتواند از این فرصت جهت خدمت به بندگان خدا و ساختن آخرت خود بهره برداری نماید.
گفتمان سیاسی علوی، دنباله مسیر روشنی است که پیامبران الهی (ع) به دنبال تحقق آن بودند؛ یعنی خداپرستی و تقویت توحید و نیز گسترش فضیلتهای انسانی در جامعه و اقامه عدل و قسط در میان مردم.
منابع:
۱- نهج البلاغه
۲- ویلکینسون، هوگو، فیلسوفان تاریخ ساز، نشر سایان ۱۴۰۲