نمایشگاه مجازی کتاب، بدون بازتولید ارتباط انسانی ناقص میماند
یک نویسنده گفت: نمایشگاه مجازی، برای اثرگذاری در فضای امروز، نیازمند بازتولید تجربه تعاملی و ارتباطی مخاطبان در زیست دیجیتال است. تجربهای که فراتر از یک سامانه ساده خرید اینترنتی تعریف شود.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: نمایشگاه کتاب تهران برای بسیاری از مخاطبان، فقط محلی برای خرید کتاب نیست؛ هر دوره از این رویداد، مجموعهای از رفتارها، عادتها و تجربههای فرهنگی را نیز با خود شکل میدهد.
از قدمزدن میان غرفهها و جستوجوی کتابهای تازه گرفته تا دیدارهای کوتاه، گفتوگوهای پراکنده و حتی تغییر شیوه مواجهه مردم با کتاب در دوره برگزاری مجازی نمایشگاه، همه بخشی از زیست فرهنگی مخاطبانی است که هر سال به نوعی با این رویداد ارتباط برقرار میکنند.
در سالهای اخیر، با گسترش نمایشگاه مجازی کتاب تهران، این تجربه نیز دستخوش تغییر شده و بخشی از آن از فضای فیزیکی به بسترهای آنلاین منتقل شده است؛ تغییری که پرسشهایی تازه درباره نحوه ارتباط مخاطبان با کتاب و نمایشگاه ایجاد کرده است.
در همین زمینه و با نگاهی به کتاب «اردیبهشت کتاب» که تجربه مردمنگارانه نمایشگاه کتاب تهران را روایت میکند، با مهدی کاموس به گفتوگو پرداختیم.
* برگزاری نمایشگاه کتاب بهصورت مجازی چه تأثیری بر میزان تعامل میان مخاطبان و متولیان حوزه نشر دارد و آیا این تغییر باعث کمرنگ شدن کارکرد ارتباطی نمایشگاه و حرکت آن به سمت رویکرد صرفاً فروشگاهی نشده است؟
همچنین این وضعیت را چگونه در مقایسه با نمایشگاههای بینالمللی کتاب تحلیل میکنید و آیا میتوان گفت در مدل تهران، تمرکز بر فروش موجب کاهش جذب مخاطب عام و کاهش کارکرد فرهنگی نمایشگاه شده است؟
نمایشگاه کتاب مجازی را میتوان نوعی نمایشگاه «نخبگانی» دانست؛ چراکه تفاوت اساسی آن با نمایشگاه حضوری، در ماهیت مخاطب و نوع مواجهه با فضا و کتاب شکل میگیرد.
در نمایشگاه حضوری، ما با یک فضای عمومی روبهرو هستیم که صرفاً محدود به مخاطبان حرفهای کتاب نیست و طیف گستردهای از مردم در آن حضور پیدا میکنند، اما در نمایشگاه مجازی، مخاطب تا حد زیادی از پیش، اهل کتاب و جستوجوگر است؛ کسی که مشخصاً برای خرید یا جستوجوی کتاب وارد فضا میشود.
تفاوت مهم دیگر، مسئله «فضا» و «مکان» است.
در نمایشگاه حضوری، مکان فیزیکی وجود دارد؛ مخاطب در محیط حرکت میکند، غرفهها را میبیند، با آدمها مواجه میشود و تجربهای زیسته از حضور در نمایشگاه پیدا میکند.
اما در نمایشگاه مجازی، این فضا و مکان فیزیکی حذف میشود و در واقع ما با یک فضای سایبری روبهرو هستیم.
در نمایشگاه حضوری، با انسانهایی مواجه هستیم که حضور واقعی و فیزیکی دارند، اما در فضای مجازی، این حضور جای خود را به آواتارها و هویتهای مجازی میدهد.
در چنین شرایطی، طبیعتاً بخشی از کارکردهای فرهنگی و اجتماعی نمایشگاه از بین میرود.
نمایشگاه مجازی عملاً نمیتواند تجربه زیسته حضور در یک رویداد فرهنگی را بازتولید کند، اما در عوض، کارکردهای دیگری را تقویت میکند.
مهمترین کارکرد آن، حفظ حداقل ارتباط میان مخاطبان کتاب و صنعت نشر است.
در واقع باید این مسئله را از این زاویه دید که اگر نمایشگاه مجازی وجود نداشته باشد، چه اتفاقی برای صنعت نشر و ارتباط مخاطبان با کتاب رخ میدهد.
نمایشگاه مجازی امکان دسترسی همزمان به کتابها، جستوجوی آسانتر، خرید متمرکز، تخفیفها و ارسال پستی را فراهم میکند و همین مسئله باعث میشود بخش اقتصادی ماجرا همچنان فعال باقی بماند.
علاوه بر این، بخشی از برنامههای جنبی مانند نشستها، نقد و بررسیها و گفتوگوهای فرهنگی نیز در بستر مجازی ادامه پیدا میکند.
برای مثال، در دوره برگزاری نمایشگاه مجازی، خبرگزاریها، خانه کتاب و مجموعههایی مانند باغ کتاب نیز نشستها و برنامههای مختلفی برگزار میکنند که به این رویداد بُرد و گستره بیشتری میدهد.
با این حال، نمایشگاه مجازی بیشتر یک وضعیت «حداقلی» را حفظ میکند؛ یعنی جنبه اقتصادی و دسترسی به کتاب را تا حدی تأمین میکند، اما بخش مهمی از ابعاد فرهنگی، اجتماعی و ارتباطی نمایشگاه حضوری در آن تضعیف میشود.
در نمایشگاه مجازی، آن جنبههای مربوط به ارتباطات میانفردی، شکلگیری سرمایه نمادین فرهنگی، تجربه جمعی خاطره جمعی و حتی گذران اوقات فراغت تا حد زیادی از بین میرود.
به همین دلیل، نمایشگاه مجازی را نمیتوان جایگزین کامل نمایشگاه حضوری دانست، بلکه باید آن را راهکاری برای شرایط خاص و بحرانی تلقی کرد؛ همانطور که در دوران کرونا بسیاری از فعالیتهای اجتماعی، آموزشی و فرهنگی ناچار به سمت فضای مجازی رفتند.
همانگونه که آموزش مجازی نمیتواند جایگزین کامل آموزش حضوری شود، نمایشگاه مجازی نیز نمیتواند تمام کارکردهای نمایشگاه حضوری را بازتولید کند، اما میتواند در شرایط خاص، حداقل ارتباط میان مخاطب، کتاب و صنعت نشر را حفظ کند.
*با توجه به تفاوت میان آموزش مجازی و نمایشگاه کتاب مجازی، بهنظر شما چرا آموزش مجازی توانسته مخاطب خود را حفظ کند اما در نمایشگاه مجازی کتاب، مخاطب عام و افراد ناآشنا کمتر جذب میشوند؟
همچنین این مسئله را چگونه در ارتباط با حذف تجربه حضوری، کاهش امکان مواجهه مستقیم با کتاب و دشواری دسترسی به جستوجوی هدفمند در فضای مجازی تحلیل میکنید؟
نمایشگاه مجازی، اگر بخواهد در فضای امروز اثرگذار باشد، باید لوازم زیست شبکهای و زندگی در فضای دیجیتال را نیز در نظر بگیرد.
به این معنا که صرفاً تبدیل کردن نمایشگاه فیزیکی به یک سامانه خرید اینترنتی کافی نیست، بلکه باید ویژگیهای تعاملی و ارتباطی فضای شبکهای را نیز بازتولید کند.
برای مثال، امکان مشاهده ویدئویی کتابها، راهنمایی مخاطب در فضای مجازی، ایجاد پیوند میان خریداران با یکدیگر و با ناشران و بخشهای مختلف و اتصال به شبکههای اجتماعی، بخشی از الزاماتی است که میتواند تجربه نمایشگاه مجازی را کاملتر کند.
امروز بخش مهمی از فروش کتاب، پیش از انتشار و از طریق تبلیغات و معرفی در شبکههای اجتماعی شکل میگیرد.
پلتفرمهایی مانند اینستاگرام نقش مهمی در آشنایی مخاطبان با کتابها پیدا کردهاند و همین مسئله نشان میدهد که الگوی مصرف فرهنگی نیز وارد مرحلهای تازه شده است.
آن وجه نمایشی زندگی اجتماعی که پیشتر در فضاهای فیزیکی نمود پیدا میکرد، امروز تا حد زیادی به استوریها، پستها و شیوه بازنمایی افراد در شبکههای اجتماعی منتقل شده است.
افراد از طریق همین فضاها، خود و سبک زندگی فرهنگیشان را نمایش میدهند.
با این حال، باید توجه داشت که نمایشگاه مجازی و نمایشگاه حضوری، اساساً دو تجربه متفاوت هستند و هیچکس ادعا نمیکند که نمایشگاه مجازی میتواند جایگزین کامل نمایشگاه فیزیکی شود.
در شرایط عادی، نمایشگاه حضوری کارکردهایی دارد که در فضای مجازی قابل بازتولید نیست؛ از حضور دانشآموزان و دانشجویان در قالب تورهای فرهنگی گرفته تا تجربه قدم زدن در فضای نمایشگاه، دیدارهای مستقیم و شکلگیری ارتباطات انسانی و فرهنگی.
برگزاری نمایشگاه مجازی بیشتر پاسخی به شرایط بحرانی و اضطراری است؛ شرایطی مانند دوران کرونا یا موقعیتهایی که امکان برگزاری رویداد حضوری وجود ندارد.
در چنین وضعیتی، نمایشگاه مجازی حداقل امکان ارتباط مخاطبان با کتاب و حفظ جریان صنعت نشر را فراهم میکند.
اگر همین بستر هم وجود نداشته باشد، بخشی از مخاطبان امکان دسترسی به کتاب را از دست میدهند و ناشران نیز انگیزه و ضرورت کمتری برای برنامهریزی انتشار آثار جدید خواهند داشت.
از سوی دیگر، نمایشگاه در شکل مجازی باعث ایجاد تمرکز زمانی و رسانهای میشود؛ یعنی ناشران تلاش میکنند آثار خود را تا موعد مشخصی آماده انتشار کنند و فضای رسانهای نیز بهصورت متمرکز به کتاب و نشر توجه نشان میدهد.
همین مسئله نوعی موج فرهنگی ایجاد میکند که در زمانهای عادی کمتر اتفاق میافتد.
در نهایت، تفاوت میان نمایشگاه مجازی و حضوری، مسئلهای روشن و پذیرفتهشده است.
تقریباً تمام نمایشگاههای معتبر دنیا، از جمله نمایشگاه فرانکفورت، همچنان به شکل حضوری برگزار میشوند و در کنار آن از ظرفیتهای مجازی نیز استفاده میکنند.
بنابراین، اصل ماجرا این نیست که نمایشگاه مجازی جایگزین نمایشگاه حضوری شود، بلکه مسئله، استفاده از ظرفیتهای فضای مجازی برای حفظ و تقویت ارتباط مخاطب با کتاب در شرایط خاص و در کنار تجربه اصلیِ حضور فیزیکی است.
*با توجه به وجود فروشگاههای مجازی کتاب مانند «بازار کتاب» و همچنین نقش نهادهایی مانند صداوسیما، خبرگزاریها و مجموعههایی مانند باغ کتاب، نقش و کارکرد نمایشگاه کتاب مجازی را چگونه ارزیابی میکنید؟
آیا میتوان گفت این نهادها پیشتر نیز امکان معرفی، فروش و ترویج کتاب را داشتهاند و بنابراین ضرورت برگزاری نمایشگاه مجازی در قالب فعلی همچنان قابل توجیه است؟
بهطور طبیعی، صداوسیما یا رسانهها در طول سال برای بازار کتاب و فروش ناشران به آن شکل تبلیغ نمیکنند، اما وقتی به ایام نمایشگاه کتاب میرسیم، ماجرا متفاوت میشود؛ چون «نمایشگاه کتاب» صرفاً یک عبارت یا یک بازار فروش نیست، بلکه پشت آن یک فضای فرهنگی، ذهنی و اجتماعی شکل گرفته است.
نمایشگاه کتاب در طول سالها تبدیل به یک «فضای زیستشده» و «فضای تصورشده» شده؛ مفهومی که هانری لوفور نیز در نظریههای خود به آن اشاره میکند و از سهگانه «فضای درکشده، فضای زیستشده و فضای تصورشده» سخن میگوید.
وقتی از نمایشگاه کتاب صحبت میکنیم، فقط یک مکان یا رویداد ساده در ذهن ما شکل نمیگیرد، بلکه مجموعهای از خاطرات، تصاویر، تجربهها و روایتهای جمعی فعال میشود؛ از آنچه سالها در تلویزیون دیدهایم و در رسانهها خواندهایم تا تجربههای شخصی حضور در نمایشگاه، قدم زدن میان غرفهها، دیدار با دوستان، خرید کتاب و حتی حالوهوای اردیبهشت.
همین حافظه جمعی باعث میشود «نمایشگاه کتاب» به یک فضای فرهنگی فراتر از یک بازار فروش تبدیل شود.
در نمایشگاه مجازی نیز، هرچند فضا و مکان فیزیکی حذف شده، اما آن بار معنایی و هویت فرهنگی همچنان باقی مانده است.
همین که عنوان «نمایشگاه کتاب» مطرح میشود، مخاطب احساس میکند در یک رویداد فرهنگی مشارکت دارد؛ رویدادی که زمان مشخص، فضای رسانهای و مشارکت جمعی دارد.
به همین دلیل، حتی کسی که در تمام سال کتاب میخرد، باز هم ممکن است در همین ایام خریدش را تحت عنوان «نمایشگاه مجازی کتاب» انجام دهد و آن را بخشی از یک تجربه جمعی بداند.
در واقع، آنچه اهمیت دارد فقط خرید کتاب نیست، بلکه شکلگیری یک «فضای مشترک فرهنگی» است؛ فضایی که رسانهها، خبرگزاریها، نشستها و گفتوگوها نیز در ایجاد آن نقش دارند.
اگر همین برنامهها در زمان دیگری از سال برگزار شود، لزوماً همان اثر را نخواهد داشت، زیرا زمان نیز بخشی از معنا را میسازد.
همانطور که برخی فصلها و زمانها در ذهن ما با تجربههای خاصی پیوند خوردهاند، اردیبهشت نیز در حافظه فرهنگی جامعه با کتاب و نمایشگاه کتاب گره خورده است.
از این منظر، حذف کامل نمایشگاه حضوری میتواند این پیوند ذهنی و فرهنگی را تضعیف کند.
ممکن است افراد بهصورت فردی همچنان از کتابفروشیها یا سایتهای مختلف خرید کنند، اما آن حس مشترک، آن حافظه جمعی و آن روان فرهنگی که جامعه را حول کتاب جمع میکند، از بین میرود.
نمایشگاه مجازی، دستکم بخشی از این پیوند را حفظ میکند؛ هرچند روشن است که نمیتواند جایگزین کامل نمایشگاه حضوری باشد.
نمایشگاه حضوری کتاب، یک فضای ترکیبی و چندوجهی است؛ فضایی که در آن، هم بازار و کسبوکار جریان دارد، هم اوقات فراغت شکل میگیرد، هم سرمایه فرهنگی و منزلت اجتماعی بازتولید میشود و هم نوعی تجربه جمعی فرهنگی به وجود میآید.
در مقابل، نمایشگاه مجازی بیشتر بر وجه اقتصادی و دسترسی متمرکز است و بسیاری از ابعاد اجتماعی و فرهنگی آن کمرنگ میشود.
البته حتی در فضای مجازی نیز، بخشی از سرمایه نمادین همچنان باقی میماند؛ برای مثال، مخاطبی که خریدهایش را در شبکههای اجتماعی منتشر میکند، همچنان در حال بازنمایی هویت فرهنگی خود است.
اما عنصر «اوقات فراغت» و تجربه زیسته حضور در یک رویداد فرهنگی، تا حد زیادی حذف میشود.
دیگر آن پرسهزدنها، دیدارها، گفتوگوها و تجربه فیزیکی حضور در فضای نمایشگاه وجود ندارد.
با این حال، نمایشگاه مجازی توانسته بخش اقتصادی صنعت نشر را حفظ کند و حتی در برخی دورهها، فروش قابل توجهی نیز داشته باشد.
اما تجربه سالهای گذشته نشان داده که ترکیب نمایشگاه حضوری و مجازی، کارآمدتر از حذف یکی به نفع دیگری است.
به همین دلیل نیز بسیاری معتقدند نمایشگاه مجازی نباید جایگزین کامل نمایشگاه فیزیکی شود، بلکه باید در کنار آن قرار بگیرد.
در نهایت، نمایشگاه کتاب صرفاً محل خرید کتاب نیست؛ بلکه یک رخداد فرهنگی، اجتماعی و حتی ذهنی است که در حافظه جمعی جامعه معنا پیدا کرده و بخشی از زیست فرهنگی مردم شده است.