درخواست از دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی / با آموزش مجازی بر تاثیر ۶۰ درصدی معدل بر کنکور اصرار نکنید
سه ماه از آغاز آنچه میتوان «جنگ تحمیلی آموزش» نامید، میگذرد؛ روزهایی که نظام آموزشی به ناچار به سامانه «شاد» و آموزشهای مجازی پناه برد. اگرچه این اقدام در شرایط بحرانی پیش آمده، تلاشی برای تداوم آموزش بود، اما اکنون که به فصل امتحانات نزدیک میشویم، این پرسش بنیادین به مطالبهای عمومی تبدیل شده است: آیا میتوان بر اساس آموزشهای مجازی که حتی در ایدهآلترین شرایط نیز جایگزین تعاملات حضوری و فرآیند اجتماعی شدن نیست، بر اجرای سفتوسختِ مصوبه تاثیر قطعی ۶۰ درصدی اصرار ورزید؟
سه ماه از آغاز آنچه میتوان «جنگ تحمیلی آموزش» نامید، میگذرد؛ روزهایی که نظام آموزشی به ناچار به سامانه «شاد» و آموزشهای مجازی پناه برد.
اگرچه این اقدام در شرایط بحرانی پیش آمده، تلاشی برای تداوم آموزش بود، اما اکنون که به فصل امتحانات نزدیک میشویم، این پرسش بنیادین به مطالبهای عمومی تبدیل شده است: آیا میتوان بر اساس آموزشهای مجازی که حتی در ایدهآلترین شرایط نیز جایگزین تعاملات حضوری و فرآیند اجتماعی شدن نیست، بر اجرای سفتوسختِ مصوبه تاثیر قطعی ۶۰ درصدی اصرار ورزید؟
کد خبر: 774654 | ۱۴۰۵/۰۳/۰۳ ۱۰:۰۹:۱۹
«مطالبهای از دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی» عنوان یادداشت امیرعباس میرزاخانی برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده؛ جناب آقای دکتر خسروپناه؛ دبیر محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ لطفا صدای دانشآموزانِ گرفتار در «برزخِ اضطرار» را بشنوید.
سه ماه از آغاز آنچه میتوان «جنگ تحمیلی آموزش» نامید، میگذرد؛ روزهایی که نظام آموزشی به ناچار به سامانه «شاد» و آموزشهای مجازی پناه برد.
اگرچه این اقدام در شرایط بحرانی پیش آمده، تلاشی برای تداوم آموزش بود، اما اکنون که به فصل امتحانات نزدیک میشویم، این پرسش بنیادین به مطالبهای عمومی تبدیل شده است: آیا میتوان بر اساس آموزشهای مجازی که حتی در ایدهآلترین شرایط نیز جایگزین تعاملات حضوری و فرآیند اجتماعی شدن نیست، بر اجرای سفتوسختِ مصوبه تاثیر قطعی ۶۰ درصدی اصرار ورزید؟
جناب دبیر؛ وضعیت دانشآموزان، بهویژه در پایههای یازدهم و دوازدهم، اکنون به «بحرانی در دلِ بحران» بدل شده است.
در شرایطی که نه تقویم امتحانات نهایی شفاف است و نه چشمانداز کنکور مشخص، دانشآموزان در یک بلاتکلیفی تاریخی و فشار روانی کمرشکن گرفتار شدهاند.
واقعیتهای میدانی نشان میدهد که شکافِ میانِ دانشآموزان برخوردار و مناطق محروم، در دوران آموزش مجازی عمیقتر از هر زمان دیگری شده است.
این پافشاری بر اجرای مصوبه در شرایطی که عدالت آموزشی در سایه «شکاف دیجیتال» رنگ باخته، در تضادِ عیان با روحِ حاکم بر «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» است.
آنجا که این سند، نظام آموزشی را متعهد به «عدالتمحوری» و «تامین فرصتهای برابر تربیتی» (فصل دوم، بیانیه ارزشها) میداند، آیا تحمیلِ «تاثیر قطعی» در یک بسترِ کاملا نابرابر، با عدالتِ مورد نظرِ آن سند همخوانی دارد؟
در واقع، اصرار بر این رویه در وضعیتِ اضطرار، عملا به معنای رسمیت بخشیدن به ناکامی دانشآموزانی است که به زیرساختهای آموزشی دسترسی نداشتهاند.
به عنوان ولی دانشآموز و به نمایندگی از والدین پایههای یازدهم و دوازدهم، از جنابعالی و اعضای محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی تقاضا دارم با نگاهی واقعبینانه، برای صیانت از عدالت آموزشی و کاهش استرسهای فزاینده، دو اقدامِ عاجل را در دستور کار قرار دهید...
۱- تعدیلِ تاثیر سوابق تحصیلی پایه یازدهم: با توجه به نقصِ آموزشهای مجازی، ضروری است تاثیر سوابق تحصیلی این پایه از «تاثیر قطعی» به «تاثیر مثبت» تغییر یابد تا فشار روانی مضاعف از دوش دانشآموزان برداشته شده و فرصتِ جبرانِ خلأهای آموزشی فراهم شود.
۲- جداسازی امتحاناتِ نهایی از زمانِ کنکور (پایه دوازدهم): برگزاری امتحانات نهایی پایه دوازدهم باید به پس از زمان برگزاری کنکور منتقل شود.
این تصمیمِ منطقی به دانشآموزان فرصت میدهد تا در فضایی به دور از اضطرابِ امتحاناتِ نهایی ناعادلانه، تمرکز خود را بر آمادهسازی برای کنکور متمرکز کنند.
جناب دبیر، آنچه امروز نظام آموزشی به آن نیاز دارد، «انعطافِ هوشمندانه» برای عبور از توفان است، نه پافشاری بر مصوباتی که برای «شرایط عادی» تدوین شدهاند.
مدیریتِ بحران یعنی شنیدنِ صدای نسلی که ناخواسته در این گرداب گرفتار شده است.
اصلاح این رویه، نه یک عقبنشینی، بلکه یک «مصلحتسنجی عالمانه» در راستای اهدافِ سند تحول است تا عدالت آموزشی از بندِ کلمات و نامهنگاریها خارج شده و در میدانِ واقعیت جاری شود.
امید است با صدور دستوری شجاعانه، آرامش به فضای آموزشی کشور بازگردد، چراکه هزینههای اجتماعی بیتوجهی به این بحران، بیش از هر نهاد دیگری، متوجه سیاستگذاران خواهد بود.