خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

یکشنبه، 03 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

بازتاب روزانه جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

مهر | بین‌الملل | یکشنبه، 03 خرداد 1405 - 10:14
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی برای متجاوزان در حال آشکار شدن است.
آمريكا،ايران،جنگ،اسرائيل،صهيونيستي،نوشت،رسانه،نظامي،آلمان،جه ...

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی برای طرف‌های متجاوز در حال آشکار شدن است.
این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرده و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخته است.
هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شد و درا دامه هم توسط ترامپ تمدید شد اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.
رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.
رسانه های غربی
پایگاه خبری آکسیوس در گزارشی اختصاصی فاش کرد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز جمعه نشستی فوری با تیم ارشد امنیت ملی خود برای بررسی گزینه بازگشت به جنگ با ایران برگزار کرده است.
به نوشته این رسانه، ترامپ به طور جدی به انجام حملات جدید علیه ایران فکر می‌کند، مگر آنکه در آخرین لحظات، پیشرفتی غیرمنتظره در مذاکرات حاصل شود.
منابع نزدیک به ترامپ می‌گویند او به شدت از روند مذاکرات ناامید شده و تا پنج‌شنبه شب به صدور فرمان حمله متمایل بوده است.
بر اساس این گزارش، این نشست هم‌زمان با سفر فرمانده ارتش پاکستان و یک هیئت قطری به تهران برای تلاش‌های دیپلماتیک لحظه آخری برگزار شد.
یک مقام آمریکایی مذاکرات را «عذاب‌آور» توصیف کرد و گفت پیش‌نویس‌ها «هر روز بدون پیشرفت قابل توجه» رد و بدل می‌شوند.
ترامپ همچنین به دلیل «شرایط مربوط به دولت»، حضور در مراسم عروسی پسرش را لغو کرد تا در واشنگتن بماند.
آکسیوس می‌افزاید که ترامپ احتمال یک عملیات نظامی «قاطع» نهایی را مطرح کرده که پس از آن بتواند پیروزی را اعلام کرده و به جنگ پایان دهد.
با این حال، هنوز تصمیم نهایی برای از سرگیری جنگ گرفته نشده است.
در مقابل، یک منبع نزدیک به تیم مذاکره‌کننده ایران گفت که تمرکز اصلی بر «پایان دادن به جنگ» است و تا تحقق این هدف، هیچ موضوع دیگری مورد مذاکره قرار نخواهد گرفت.
برخی منابع هنوز به احتمال دستیابی به توافق در ۲۴ ساعت آینده خوش‌بین هستند.
شبکه سی‌بی‌اس در گزارشی اختصاصی فاش کرد که دولت ترامپ خود را برای دور تازه‌ای از حملات نظامی علیه ایران آماده می‌کند، هرچند تا عصر جمعه تصمیم نهایی در این باره اتخاذ نشده بود.
بر اساس این گزارش، منابع آگاه از لغو مرخصی‌های آخر هفته نیروهای نظامی و اطلاعاتی در انتظار حملات احتمالی خبر داده و اعلام کردند که فهرست‌های فراخوان نیروها در تأسیسات خارج از کشور به‌روزرسانی شده است.
سی‌بی‌اس می‌افزاید که ترامپ با انتشار پستی از لغو حضور در مراسم عروسی پسرش به دلیل «شرایط مربوط به دولت» خبر داد و سخنگوی کاخ سفید تأکید کرد که رئیس‌جمهور «خطوط قرمز خود را کاملاً روشن ساخته است: ایران هرگز نمی‌تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد و نمی‌تواند اورانیوم غنی‌شده خود را حفظ کند.» یک منبع آگاه نیز فاش کرد که پیشنهاد آمریکا به ایران با این هشدار همراه بوده که رد این «به اصطلاح پیشنهاد نهایی» به معنای از سرگیری حملات نظامی خواهد بود.
این شبکه آمریکایی تصریح می‌کند که ایران در حال بررسی این پیشنهاد است و انتظار می‌رود پاسخ تهران به زودی از طریق پاکستان به عنوان میانجی ارسال شود.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، پیش از عزیمت به هند مدعی شد ترامپ دیپلماسی را به حمله ترجیح می‌دهد، اما هم‌زمان از رایزنی با اعضای ناتو درباره «طرح ب» برای بازگشایی نظامی تنگه هرمز خبر داد.
نیویورک تایمز در گزارشی فاش کرد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، صبح جمعه در نشستی محرمانه با پیت هگست، وزیر دفاع، در کاخ سفید گزینه‌های نظامی برای از سرگیری احتمالی بمباران ایران را بررسی کرده است.
به نوشته این روزنامه، ترامپ لغو حضور در مراسم عروسی پسرش به دلیل «شرایط دولت» را نشانه‌ای از وخامت اوضاع و احتمال قریب‌الوقوع بودن تصمیمی سرنوشت‌ساز دانست.
بر اساس این گزارش، گزینه‌های روی میز شامل حملات گسترده به زیرساخت‌های غیرنظامی مانند نیروگاه‌ها و پل‌ها، بمباران سنگین سواحل تنگه هرمز برای شکستن محاصره، و استفاده از عظیم‌ترین بمب‌های سنگرشکن برای نابودی ذخایر ۴۴۰ کیلوگرمی اورانیوم ۶۰ درصد در تأسیسات زیرزمینی اصفهان است.
پنتاگون اما با چالش کمبود شدید مهمات دوربرد مواجه است.
همچنین ارزیابی‌های اطلاعاتی فاش‌شده نشان می‌دهد که برخلاف تصور اولیه، ۹۰ درصد از تأسیسات موشکی زیرزمینی ایران «کاملاً یا نیمه‌عملیاتی» شده و ایران به ۳۰ پایگاه از ۳۳ پایگاه موشکی خود در سواحل تنگه هرمز مجدداً دسترسی یافته است.
نیویورک تایمز با اشاره به سقوط محبوبیت ترامپ به ۳۷ درصد و افزایش قیمت بنزین در آمریکا، تصریح می‌کند که ترامپ با خطرات سیاسی بالایی مواجه است، اما هم‌زمان از سوی تندروهایی مانند سناتور راجر ویکر برای «تمام کردن کار» تحت فشار است.
این گزارش تأکید می‌کند که ترامپ پیش‌تر عملیات کماندویی برای ربودن اورانیوم را به دلیل خطر تلفات بالا وتو کرده و اکنون گزینه بمباران هوایی این تأسیسات را بررسی می‌کند.
رسانه های عربی و منطقه ای
اسکای نیوز در گزارشی به بررسی تغییر جایگاه اسرائیل در روند مذاکرات میان آمریکا و ایران پس از تشدید تنش‌های نظامی پرداخت و نوشت: در آغاز بحران، بنیامین نتانیاهو نقش فعالی در تصمیم‌گیری‌های مشترک با دونالد ترامپ داشت و حتی از حمله مشترک آمریکا و اسرائیل برای تضعیف یا سقوط نظام ایران حمایت می‌کرد.
اما به‌تدریج، با آغاز مذاکرات غیرمستقیم میان واشنگتن و تهران و اجرای آتش‌بس، اسرائیل از روند تصمیم‌سازی کنار گذاشته شد.
براساس گزارشات رسانه ای مقام‌های اسرائیلی از جزئیات مذاکرات اطلاع چندانی ندارند و ناچار شده‌اند اطلاعات خود را از طریق تماس با دیپلمات‌ها و فعالیت‌های اطلاعاتی به دست آورند.
این وضعیت برای نتانیاهو، که همواره خود را نزدیک‌ترین متحد ترامپ معرفی می‌کرد، از نظر سیاسی، به‌ویژه در آستانه انتخابات داخلی اسرائی ضربه‌ای جدی محسوب می‌شود.
همزمان، گزارش‌هایی از اختلاف و تنش میان ترامپ و نتانیاهو منتشر شده است.
نتانیاهو معتقد است توافق احتمالی با ایران اشتباه است و خواهان ادامه فشار نظامی برای تضعیف بیشتر تهران است.
در مقابل، دولت آمریکا ظاهراً مسیر مذاکره را ترجیح می‌دهد.
با این حال، اسرائیل همچنان احتمال شکست مذاکرات و اجرای حمله نظامی علیه ایران را جدی می‌داند و ارتش این رژیم خود را برای چنین سناریویی آماده کرده است.
الجزیره در مقاله ای نوشت: نظام جهانی کنونی، که پس از جنگ جهانی دوم و بر پایه رقابت دو بلوک سرمایه‌داری به رهبری آمریکا و سوسیالیستی به رهبری شوروی شکل گرفت، امروز دچار فرسودگی و بحران عمیق شده است.
در دوران جنگ سرد، توازن میان دو قطب مانع رویارویی مستقیم هسته‌ای شد، اما جهان شاهد جنگ‌های نیابتی و رقابت برای گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی بود.
آمریکا با نهادهایی چون بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول نفوذ خود را گسترش داد و شوروی نیز از جنبش‌های آزادی‌بخش و دولت‌های همسو حمایت می‌کرد.
پس از فروپاشی اتحاد شوروی، جهان وارد مرحله تک‌قطبی شد و آمریکا به قدرت مسلط تبدیل گردید.
نویسنده معتقد است این وضعیت تعادل جهانی را برهم زد و بسیاری از کشورها را وابسته به نظم سرمایه‌داری کرد.
با این حال، در سال‌های اخیر، به‌ویژه در دوره دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، ضعف و آشفتگی این نظام آشکار شده است.
سازمان‌های بین‌المللی، ناتو و حتی روابط آمریکا با متحدان اروپایی دچار بحران شده‌اند و واشنگتن بیشتر به‌دنبال منافع خود، حتی به زیان متحدانش، حرکت می‌کند.
به باور نویسنده، جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران شکاف عمیق میان آمریکا و اروپا را نمایان کرد؛ زیرا بسیاری از کشورهای اروپایی حاضر به همراهی کامل با واشنگتن نشدند و حتی مواضعی انتقادی نسبت به اسرائیل اتخاذ کردند.
هم‌زمان، روسیه در تلاش برای بازگرداندن جایگاه خود است و چین نیز به‌تدریج به قدرتی اقتصادی و شاید نظامی هم‌سنگ آمریکا تبدیل می‌شود.
در این فضای آشفته، جهان به‌سمت شکل‌گیری نظم جدیدی پیش می‌رود که در آن تنها قدرت‌های بزرگ و بلوک‌های منسجم نقش تعیین‌کننده خواهند داشت.
جایگاه اعراب در این نظم چیست.
او معتقد است کشورهای عربی، با وجود منابع عظیم، موقعیت ژئوپلیتیکی مهم و میراث فرهنگی مشترک، فاقد اراده سیاسی برای تشکیل یک بلوک قدرتمند هستند.
راه‌حل پیشنهادی ایجاد چارچوبی عربی برای همکاری دفاعی، امنیتی و اقتصادی است؛ بدون از بین بردن استقلال دولت‌های عربی.
به اعتقاد او، تنها از مسیر اتحاد و هماهنگی است که اعراب می‌توانند در نظام جهانی آینده جایگاهی مؤثر و محترم داشته باشند.
المیادین در دو مقاله جداگانه، به بررسی بحران فزاینده در ایالات متحده در پی جنگ با ایران پرداخت و توضیح داد که این جنگ، فراتر از میدان نظامی، به بحرانی مالی، سیاسی و راهبردی برای واشنگتن تبدیل شده است.
این سایت در مقاله نخست بر پیامدهای اقتصادی جنگ تمرکز کرد.
به‌گفته نویسنده، افزایش تنش‌ها در خلیج فارس و بسته‌شدن تنگه هرمز، باعث رشد تورم و افزایش نگرانی سرمایه‌گذاران درباره آینده اقتصاد آمریکا شده است.
در نتیجه، بازده اوراق قرضه دولتی آمریکا به بالاترین سطح خود از زمان بحران مالی ۲۰۰۸ رسیده است.
این افزایش به معنای بالا رفتن هزینه استقراض برای دولت، شرکت‌ها و شهروندان آمریکایی است؛ از وام مسکن و خودرو گرفته تا کارت‌های اعتباری.
همچنین، بالا رفتن سود اوراق قرضه فشار شدیدی بر بازار سهام وارد می‌کند و هزینه خدمت بدهی عظیم آمریکا را که اکنون به حدود ۳۹ تریلیون دلار رسیده، سنگین‌تر می‌سازد.
نویسنده تأکید می‌کند که جنگ با ایران و هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم آن، عامل مهمی در تشدید این بحران مالی بوده است.
مقاله دوم، جنگ ایران را «آشکارکننده بحران آمریکا» توصیف می‌کند.
این گزارش توضیح می‌دهد که جنگ، شکاف‌های عمیق سیاسی و نهادی در واشنگتن را نمایان کرده است؛ از استعفاها و اختلافات در دولت دونالد ترامپ(استعفای تولسی گابارد، مدیر اطلاعات ملی آمریکا تازه ترین مورد آن) گرفته تا دودستگی در حزب جمهوری‌خواه میان جریان «اول آمریکا» و محافظه‌کاران مداخله‌گرا.
افزایش هزینه‌های جنگ و بالا رفتن قیمت انرژی نیز موجب افت محبوبیت ترامپ و رشد مخالفت افکار عمومی با ادامه درگیری شده است.
المیادین در مجموع نتیجه می‌گیرد که جنگ علیه ایران تنها یک رویارویی منطقه‌ای نیست، بلکه به نقطه‌ای تبدیل شده که هم بحران ساختاری اقتصاد آمریکا و هم تردید درباره توان رهبری جهانی واشنگتن را آشکار کرده است؛ بحرانی که می‌تواند بر آینده نظم بین‌المللی و جایگاه آمریکا در جهان تأثیر بگذارد.
رسانه های رژیم صهیونیستی
یک رسانه صهیونیستی با بیان اینکه تنگه هرمز از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های دیجیتال جهان است، نوشت نظارت ایران بر داده‌های عبوری میان ابوظبی و تل‌آویو، تهدیدی فرضی نیست بلکه تهدیدی راهبردی است.
تارنمای صهیونیستی اسرائیل نیوز در گزارشی با عنوان «غیر از تنگه هرمز؛ ایران می‌خواهد اینترنت را هم در اختیار بگیرد» نوشت: در سال ۱۹۷۳، سلاح مورد استفاده اعراب، نفت بود.
در سال ۲۰۲۶، تهران به سراغ اینترنت رفته است.
این رسانه صهیونیستی افزود: وقتی کشورهای عرب عضو اوپک در سال ۱۹۷۳ تحریم نفتی خود را اعمال کردند، سلاحشان ملموس و فیزیکی بود: نفتکش‌ها بازگردانده شدند، پالایشگاه‌ها بدون خوراک ماندند و جهان صنعتی دریافت تا چه اندازه امنیت انرژی خود را به کشورهایی واگذار کرده که منافع مشترکی با آن ندارند.
درک کامل آن درس دهه‌ها زمان برد.
اسرائیل نیوز نوشت: کابل‌های فیبر نوری زیردریایی که از این تنگه عبور می‌کنند، روزانه بیش از ۱۰ تریلیون دلار تراکنش مالی را منتقل می‌کنند.
هفت سامانه بزرگ ارتباطی از بستر دریا از این منطقه عبور می‌کنند؛ از جمله سامانه‌های FALCON، GBI و Gulf-TGN که مراکز داده در آسیا، اروپا و خاورمیانه را به هم متصل می‌کنند.
سامانه پیام‌رسان مالی سوئیفت، زیرساخت‌های رایانش ابری کشورهای خلیج فارس و بخش بزرگی از ترافیک اینترنت بین‌المللی هند، امارات، عربستان و دیگر کشورها همگی از این گذرگاه باریک عبور می‌کنند.
این رسانه صهیونیستی نوشت: هرگونه تسلط ایران بر تعمیر، مسیردهی یا نظارت بر کابل‌ها، به اهرم فشاری علیه کل معماری همکاری اقتصادی اسرائیل و کشورهای خلیج فارس تبدیل می‌شود.
سپاهی که اختیار نظارت بر داده‌های عبوری میان ابوظبی و تل‌آویو را داشته باشد، تهدیدی فرضی نیست؛ بلکه تهدیدی راهبردی است.
یک رسانه صهیونیستی، شکست براندازی در ایران و قاچاق گسترده سلاح و پهپاد به غزه، کرانه باختری و سرزمین‌های اشغالی را ماتریس جدید تهدیدها عنوان کرد و حتی آسمان را برای صهیونیست‌ها امن ندانست.
روزنامه صهیونیستی اسرائیل هیوم در گزارشی درباره با عنوان «ماتریس جدید تهدیدها علیه اسرائیل» نوشت: دیوید بارنیا رئیس موساد، پیش‌تر به همتایان آمریکایی خود گفته بود که در دهه گذشته، دولت آمریکا نگرانی‌های او را این‌گونه پاسخ می‌داد که چه کسی می‌داند در بلندمدت چه اتفاقی می‌افتد، مثلاً در سال ۲۰۲۶ وقتی توافق برجام پایان یابد.
حالا در سال ۲۰۲۶ قرار داریم و همان بلندمدت مورد ادعای آمریکایی ها فرا رسیده است.
حتی اگر رهبری جدید ایران با توقف ۱۵ ساله برنامه هسته‌ای این کشور موافقت کند، در نهایت سال ۲۰۴۱ هم خیلی زود از راه خواهد رسید.
اسرائیل هیوم، پهپادهای و سلاح های قاچاق شده به غزه، کرانه باختری و سرزمین های اشغالی را بخش دیگر ماتریس تهدیدها علیه رژیم اشغالگر ارزیابی کرد و نوشت: جنگ علیه حماس در غزه، تهدیدات موجود در کرانه باختری، تهدیدات علیه جان نخست‌وزیر و تهدیدات داخلی به اندازه کافی دستگاه امنیتی اسرائیل را درگیر کرده بودند و اکنون دو تهدید جدید نیز ظاهر شده‌اند: پهپادها و قاچاق سلاح.
این رسانه صهیونیستی نوشت: پنج سال پیش فقط قدرت‌های نظامی پیشرفته، از جمله اسرائیل قادر بودند فردی را از فاصله دور ردیابی کرده و از هوا هدف قرار دهند.
امروز اما نوجوانان ۱۴ ساله هم می‌توانند چنین کاری انجام دهند.
قیمت یک نارنجک حدود ۴۰۰ شِکِل و قیمت یک پهپاد حدود ۳۰۰ دلار است.
اسرائیل هیوم افزود: اکنون محافظان امنیتی که به دنبال مهاجمی احتمالی برای ترور نخست‌وزیر هستند، باید آسمان را هم زیر نظر بگیرند.
پرسش این است که مسئول حفاظت از حریم هوایی چه نهادی است؟
چه کسی اطلاعات لازم را فراهم می‌کند؟
آیا برخورد با پهپادی که از جنوب لبنان برای ترور یک مقام اسرائیلی به پرواز درمی‌آید، مسئولیت نیروی هوایی است یا شین‌بت؟
یک رسانه صهیونیستی، لیبرال دموکراسی غربی را مدافع رژیم صهیونیستی در جهان ارزیابی و درباره رشد ملی‌گرایی و راست‌گرایی در اروپا و به ویژه آلمان ابراز نگرانی کرد.
روزنامه صهیونیستی «تایمز اسرائیل» در گزارشی درباره فروپاشی لیبرال دموکراسی حاکم بر جهان غرب ابراز نگرانی کرد و نوشت: افزایش ملی‌گرایی و نفرت، ترس‌هایی را دامن زده است مبنی بر اینکه شاید لیبرال دموکراسی آن‌قدر که بسیاری تصور می‌کردند امن و پایدار نباشد؛ ترسی که یهودیان آن را به‌خوبی می‌شناسند.
این رسانه صهیونیستی به تقویت ملی گرایی در آلمان و قدرت گرفتن جریان راستگرای «آلترناتیو برای آلمان» اشاره کرد و افزود: برای بسیاری از یهودیان و اسرائیلی‌ها، آلمان پس از جنگ نمونه‌ای بود از اینکه یک جامعه می‌تواند نه‌تنها از نظر مادی، بلکه از نظر اخلاقی نیز تغییر کند.
این کشور قوی‌ترین شاهد اروپا بود مبنی بر اینکه دموکراسی لیبرال می‌تواند ملی‌گرایی و نفرت را مهار کند اما اکنون این اعتماد در حال تضعیف شدن است.
تایمز اسرائیل نوشت: فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، با یکی از ضعیف‌ترین میزان‌های محبوبیت در میان رهبران آلمان پس از جنگ جهانی روبه‌روست.
ائتلاف او خسته و دچار اختلاف به نظر می‌رسد.
در همین حال، حزب آلترناتیو برای آلمان در حال صعود است.
این رسانه صهیونیستی درباره فروپاشی لیبرال دموکراسی حاکم بر جامعه اروپا ابراز نگرانی کرد و نوشت: زندگی یهودیان در اروپا زمانی شکوفا شده که هنجارهای لیبرال، نهادهای قدرتمند و تکثرگرایی مدنی حفظ شده‌اند.
برای بسیاری از یهودیان، امنیت اسرائیل و دموکراسی اروپایی زمانی مکمل یکدیگر به نظر می‌رسیدند.
تایمز اسرائیل نوشت: آلمان برای مدت طولانی مهم‌ترین نمونه احیای دموکراسی در اروپا بود.
اگر خود آلمانی‌ها نیز به دوام این احیا تردید پیدا کنند، پیامدهای آن محدود به آلمان نخواهد ماند.
یهودیان دلایل کافی دارند که این تردید را جدی بگیرند.
اروپا نیز باید همین کار را بکند.