خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

یکشنبه، 03 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

زد و خورد ترامپ با جامعه اطلاعاتی آمریکا

باشگاه خبرنگاران | بین‌الملل | یکشنبه، 03 خرداد 1405 - 09:16
در واشنگتن، هیچ‌کس حتی رئیس‌جمهور نمی‌تواند برای همیشه با ساختار پنهان قدرت دربیفتد و پیروز از زمین خارج شود
اطلاعاتي،آمريكا،واشنگتن،كاخ،سفيد،دولت،ايران،سياسي،پنهان،اطلا ...

باشگاه خبرنگاران جوان؛ علی ودایع* - ساختار اطلاعاتی آمریکا باردیگر شاهد یک استعفا در رده‌های بالا بود.
این بار مدیر سازمان اطلاعات ملی کناره گیری کرده است؛ اتفاقی که نشان دهنده شکاف‌های عمیق در واشنگتن است.
کناره‌گیری گابارد ثابت کرد که در واشنگتن سال ۲۰۲۶، حقیقت اطلاعاتی اولین قربانی پیش‌پای جاه‌طلبی‌های سیاسی است؛ اما بوروکراسی پنهان آمریکا، استاد بازی در زمین زمان است و این تحقیر را بی‌پاسخ نخواهد گذاشت.
کناره گیری ناگهانی «تولسی گابارد» از مقام مدیریت سازمان اطلاعات ملی آمریکا (DNI)، بار دیگر پرده از آنارشی ساختاری و تناقض بنیادین در دکترین سیاست خارجی دونالد ترامپ برداشت.
بانوی کهنه سربازی که روزی با جنجال فراوان و به عنوان نماد جناح ضدجنگ و انزواطلب جنبش «ماگا» (MAGA) به هرم قدرت در جامعه اطلاعاتی ایالات متحده تزریق شده بود، در نهایت با کاخ سفید وداع کرد؛ وداعی که اگرچه چاشنی دراماتیک «بیماری همسر» را به عنوان دلیل رسمی یدک می‌کشد، اما واقعیت‌های زمخت واشنگتن، حکایت از یک «تصفیه حساب سیاسی» دارد تا اسم او در لیست بلند اخراجی‌های اطلاعاتی و عملیاتی توسط ترامپ قرار بگیرد.
برای کالبدشکافی این رویداد پرحاشیه و درک ضد و نقیض‌های آن، باید عینک خوش‌بینی دیپلماتیک را کنار زد و به جغرافیای منازعات در لایه‌های پنهان کاخ سفید نفوذ کرد.
بایکوت سخت خانم امنیتی
اداره کننده سابق اطلاعات ملی به عنوان کهنه سرباز جنگی و نماینده سابق کنگره از مخالفان سیاست خارجی ترامپ بود.
او در سال ۲۰۱۷ با بشار اسد رئیس جمهوری سابق سوریه نیز دیدار داشت و ناتو را به خاطر حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ سرزنش کرد.
او حتی در آن زمان برای نامزدی ریاست جمهوری از حزب دموکرات آماده می‌شد و تی‌شرت‌هایی با شعار «نه به جنگ با ایران» را تبلیغ می‌کرد.
اما در سال ۲۰۲۲ از حزب جدا شد و سپس در سال ۲۰۲۴ به حزب جمهوری‌خواه پیوست و از فعالان ضد جنگ جنبش ماگا MAGA شد.
اما پس از پیروزی ترامپ، انتصاب گابارد به عنوان اداره کننده اطلاعات ملی که مسئول هماهنگی ۱۸ آژانس اطلاعاتی آمریکا بود، بسیاری را نگران کرد.
در ویترین رسانه‌ای، ترامپ در شبکه اجتماعی خود تعارفات آنلاین نثار گابارد می‌کند و گابارد نیز در نامه‌ای احساسی، سرطان استخوان همسرش را دلیل استعفا می‌خواند.
این تمام حقیقت نیست؛ بلکه یک «خروج آبرومندانه» طراحی‌شده برای جلوگیری از آبروریزی سیاسی یک دولت لرزان است.
گابارد چهارمین مهره کلیدی کابینه دوم ترامپ است که طی ماه‌های اخیر از قطار دولت پیاده می‌شود.
واقعیت پنهان واشنگتن نشان می‌دهد که گابارد پیش از آنکه استعفا دهد، «ایزوله» شده بود.
او به عنوان ناظر بر ۱۸ آژانس اطلاعاتی، عملاً از تصمیم‌گیری‌های حساس امنیتی در لایه‌های اول کاخ سفید حذف شده و به یک مهره تشریفاتی مبدل گشته بود.
جرم او چه بود؟
تن ندادن به گزارش‌های اطلاعاتی سفارشی و ارزیابی‌های دیکته‌شده از سوی شاهین‌های کاخ سفید.
تهران کاتالیزور اختلافات
اصل غائله و کانون اصلی اختلافات گابارد با حلقه سخت قدرت در واشنگتن، در زمین تهران تعریف می‌شود.
پس از ماجراجویی‌ها و حملات نظامی سال گذشته آمریکا علیه برخی تأسیسات ایران، دونالد ترامپ نیازمند یک بازو برای توجیه استراتژیک این حملات و بزرگ‌نمایی «تهدید فوری هسته‌ای ایران» بود.
اما گابارد در قامت یک ناسیونالیست ضدجنگ، خط قرمز‌های کاخ سفید را زیر پا گذاشت.
بنا به روایت نیویورک تایمز، گابارد در ارزیابی‌های فنی خود به کنگره صراحتاً اعلام کرد که ایران تهدیدی فوری نیست و برنامه غنی‌سازی‌اش بازسازی نشده است.
این رویکرد رئالیستی و کارشناسی، مستقیماً دکترین تهاجمی ترامپ را به چالش کشید تا جایی که رئیس‌جمهور آمریکا با لحنی تحقیرآمیز در رسانه‌ها اعلام کرد: «من به حرف‌های او اهمیت نمی‌دهم.»
وقتی عالی‌ترین مقام اطلاعاتی یک کشور بگوید: «این تصمیم شخص رئیس‌جمهور برای حمله بود، نه تصمیم من»، یعنی طلاق عاطفی و ساختاری میان دستگاه اطلاعاتی و کارتابل سیاسی رئیس‌جمهور پیش از اینها امضا شده بود.
گابارد حاضر نشد واقعیت‌های فنی پرونده ایران را فدای آرزو‌های تندرو‌های واشنگتن کند و به همین دلیل، سیستم او را پس زد.
شبکه CNN نیز گزارش داده که گابارد در ماه‌های اخیر به دلیل مواضع ضدجنگ و مخالفت با تشدید تنش‌های نظامی، از خط سیاسی دولت فاصله گرفته بود.
این شبکه نوشت ویدئویی که گابارد در آن هشدار داده بود جهان بیش از هر زمان دیگری به نابودی هسته‌ای نزدیک شده، خشم اطرافیان ترامپ را برانگیخت و او را در موقعیتی «خارج از خط رسمی دولت» قرار داد.
همزمان، NBC News گزارش داده که گابارد در تصمیم‌گیری‌های مهم مربوط به ایران و اسرائیل عملاً کنار گذاشته شده بود و اختلافات درون جریان MAGA بر سر احتمال درگیری نظامی با ایران شدت گرفته بود.
این رسانه از شکل‌گیری شکاف جدی میان جناح‌های ضدجنگ و جنگ‌طلب در اردوگاه ترامپ خبر داده است.
روزنامه گاردین نیز پیش‌تر فاش کرده بود که ترامپ حتی در آوریل ۲۰۲۶ درباره جایگزینی گابارد با مشاوران خود گفت‌و‌گو کرده بود.
علت اصلی این نارضایتی، حمایت گابارد از جو کنت، معاون سابقش، عنوان شد که به دلیل مخالفت با سیاست‌های جنگ‌طلبانه علیه ایران استعفا داده بود.
تحلیلگران آمریکایی معتقدند کنار رفتن گابارد، نشانه‌ای از کاهش تحمل دولت ترامپ نسبت به دیدگاه‌های مخالف در حوزه امنیت ملی است.
گابارد که در آغاز به‌عنوان چهره‌ای ضدجنگ و منتقد مداخلات نظامی آمریکا وارد دولت شده بود، به‌تدریج با تغییر جهت سیاست‌های کاخ سفید به سوی رویکردی تهاجمی‌تر در قبال ایران، به حاشیه رانده شد.
غلبه «شاهین‌ها» بر ایده اولیه ترامپ
استعفای گابارد، تیر خلاصی بر این توهم بود که ترامپ دوم، دولتی ضدجنگ و انزواطلب خواهد بود.
خروج گابارد به همراه استعفا‌های پیشین چهره‌های ضدجنگ دیگری مانند جو کنت، نشان‌دهنده غلبه کامل و بی‌چون‌وچرای جناح جنگ‌طلب و سنتی حزب جمهوری‌خواه بر بدنه تصمیم‌گیری آمریکا است.
امروز در غیاب گابارد، فرمان سیاست خارجی و امنیتی واشنگتن به طور کامل در دستان چهره‌های رادیکالی همچون مارکو روبیو (وزیر امور خارجه) و جان راتکلیف (رئیس سیا) قرار گرفته است؛ شاهین‌هایی که زبان کارشناسی جامعه اطلاعاتی را نمی‌فهمند و ترجیح می‌دهند اطلاعات را بر اساس منویات سیاسی و رادیکال خود بازنویسی کنند.
تقابل ترامپ با دولت پنهان
برای درک ریشه‌ای بن‌بست گابارد در لنگلی و واشنگتن، نباید حافظه تاریخی را فراموش کرد.
آنچه امروز میان گابارد و ترامپ رخ داد، فصلی تازه از یک کینه ده‌ساله و ساختاری است؛ رویارویی خونین دونالد ترامپ با آنچه خود او «دولت پنهان» (Deep State) یا «باتلاق واشنگتن» می‌نامد.
از همان ژانویه ۲۰۱۷، زمانی که ترامپ پیش از مراسم تحلیف خود، آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا را با «آلمان نازی» مقایسه کرد، طلاق میان کاخ سفید و لایه‌های حرفه‌ای جامعه اطلاعاتی شامل ۱۸ سازمان و نهاد اطلاعاتی آغاز شد.
ترامپ هیچ‌گاه «راست‌آزمایی کارشناسی» را برنتافته است؛ او اطلاعاتی را می‌پسندد که متمم تصمیمات سیاسی‌اش باشد، نه منعکس‌کننده واقعیات زمینی.
از ماجرای «روسیه‌گیت» در دوره اول تا ارزیابی‌های مربوط به اوکراین، دستگاه اطلاعاتی همواره استخوانی در گلوی ببر ماگا بوده است.
در دولت دوم، ایده ترامپ برای پایان دادن به این نافرمانی مدنی، تزریق مهره‌های وفادار و ساختارشکن مانند تولسی گابارد به قلب سیستم بود؛ زنی که قرار بود به عنوان یک «بولدوزر سیاسی»، بدنه بروکراتیک و سنتی اطلاعات را درو کند و منویات ترامپ را پیش ببرد.
اما پارادوکس ماجرا دقیقاً همین‌جاست که ساختار اطلاعاتی آمریکا (از سیا تا آژانس اطلاعات دفاعی) یک ارگانیسم زنده، حرفه‌ای و بوروکراتیک با دهه‌ها سنت کاری است که کورکورانه به دستورات سیاسی تن نمی‌دهد.
وقتی گابارد در کسوت مدیر سازمان اطلاعات ملی مستقر شد، ناچار بود میان «تئوری‌های توطئه کاخ سفید» و «حقایق میدانی و کیس‌های اطلاعاتی صیقل‌خورده توسط هزاران تحلیل‌گر حرفه‌ای» یکی را انتخاب کند.
او در پرونده ایران، حقیقت فنی را انتخاب کرد و گزارش داد که تهران پس از ضربات نظامی، تهدید فوری نیست.
همین گزارش واقع‌بینانه کافی بود تا بدنه سخت اطرافیان ترامپ و شاهین‌هایی نظیر مارکو روبیو و جان راتکلیف، او را به عنوان مهره‌ای که «توسط دولت پنهان بلعیده شده» شناسایی کنند.
ترامپ که گابارد را فرستاده بود تا دولت پنهان را تنبیه کند، وقتی دید عالی‌ترین مقام اطلاعاتی‌اش همان حرف‌های کارشناسی و سنتی سیستم را تکرار می‌کند، او را ایزوله و طرد کرد.
استعفای گابارد ثابت کرد که در ساختار سیاسی ایالات متحده، حتی وفادارترین مهره‌های ترامپ نیز در صورت مواجهه با واقعیات بوروکراتیک و پافشاری بر گزارش‌های کارشناسی، توسط ماشین حذف کاخ سفید بلعیده خواهند شد.
این نه یک استعفای خانوادگی، که پیروزی مجدد ذهنیت تهاجمی ترامپ بر واقع‌گرایی دستگاه‌های اطلاعاتی است.
گزینه انتقام در جامعه اطلاعاتی
اما فراتر از این استعفا، باید به یک تئوری استراتژیک و کلان‌تر اندیشید؛ فرضیه‌ای که رفتارشناسی بوروکراسی پنهان آمریکا آن را تایید می‌کند؛ «ساختار اطلاعاتی ایالات متحده در نهایت با دونالد ترامپ تسویه حساب خواهد کرد.»
تاریخ سیاسی واشنگتن نشان داده است که جامعه اطلاعاتی آمریکا (USIC) با شبکه‌ای از هزاران مأمور حرفه‌ای، تحلیل‌گران مادام‌العمر و تکنوکرات‌های لایه‌های زیرین، هرگز «حذف»، «تحقیر» و «سیاسی‌سازی» خود را بی‌پاسخ نمی‌گذارد.
ترامپ در دو دوره ریاست‌جمهوری خود، ساختار بوروکراتیک امنیتی را به لجن کشیده، به ارزیابی‌های کارشناسی آنها پوزخند زده و مهره‌های وفادار خود را برای شخم زدن این زمین فرستاده است.
اما بوروکراسی پنهان، استاد بازی در «زمین زمان» است.
انتقام و تسویه حساب این ساختار از ترامپ، نه از جنس کودتای سخت نظامی، بلکه از جنس «انتقام موریانه‌ای» و بوروکراتیک خواهد بود.
جامعه اطلاعاتی برای به زانو درآوردن ترامپ از سه ابزار کلاسیک، اما ویرانگر استفاده خواهد کرد:
۱-کودتای نشت اطلاعات:دستگاه اطلاعاتی بزرگ‌ترین انبار اسرار یک دولت است.
جریان سیستماتیک و قطره‌چکانی افشای اسناد محرمانه، جزئیات دیدار‌های پنهان و گاف‌های امنیتی کاخ سفید به رسانه‌ها (نظیر آنچه در ماجرای اوکراین‌گیت در دوره اول رخ داد یا افشاگری‌های اخیر رویترز و گاردین درباره پنهان‌کاری‌های جنگ ایران)، مشروعیت و ثبات دولت ترامپ را از درون متلاشی خواهد کرد.
۲-نافرمانی بوروکراتیک: ماشین اطلاعاتی می‌تواند با سرعت حلزونی حرکت کند.
وقتی کاخ سفید اطلاعاتی سفارشی برای توجیه یک جنگ یا بحران جدید بخواهد، سیستم با ارائه گزارش‌های چندپهلو، مبهم و مشروط، دست ترامپ را در حنا خواهد گذاشت؛ دقیقاً همان کاری که در جلسات استماع مارس ۲۰۲۶ با گابارد کردند و او را مجبور ساختند بگوید: «این تصمیم شخص رئیس‌جمهور بود، نه سیستم».
۳-پرونده‌سازی برای پسا-ریاست‌جمهوری: اسناد اقدامات فراقانونی ترامپ، از مداخله در بازرسی‌های اف‌بی‌آی در جورجیا گرفته تا دستورات خارج از پروتکل در جنگ‌های خاورمیانه، همگی در حال آرشیو شدن هستند.
جامعه اطلاعاتی این فاکتور‌ها را برای روزی نگه‌می‌دارد که ترامپ مصونیت کاخ سفید را از دست بدهد؛ آن روز، روز نقد کردن چک تسویه حساب خواهد بود.
۴-ایجاد حفره حفاظتی: ترور رئیس جمهوری آمریکا به یک اتفاق عادی سازی در «خشونت سیاسی» آمریکا تبدیل شده است.
از خاورمیانه تا قلب واشنگتن، خیلی‌ها چشم به مرگ مرد دیوانه دوخته‌اند.
ترامپ تلاش کرده از تلاش برای ترور در انتخابات الکترال و ماجرای هتل هیلتون بهره برداری تبلیغاتی کند، اما دفعات بعد معلوم نیست که آیا تیر به خطا می‌رود یا خیر!
پیروز کوتاه
کناره‌گیری تولسی گابارد ثابت کرد که در واشنگتن سال ۲۰۲۶، حقیقت اطلاعاتی اولین قربانی پیش‌پای جاه‌طلبی‌های سیاسی است.
با رفتن گابارد، خاکریز عقلانیت در لایه اطلاعاتی آمریکا فروریخت و کاخ سفید اکنون بی‌واسطه‌تر از گذشته، در مسیر ماجراجویی‌های پرهزینه ژئوپلیتیکی، به‌ویژه در قبال خاورمیانه و ایران، گام برخواهد داشت.
نکته اینجاست که اساسا جنگ یا صلح با ایران سوژه بنیادین نیست؛ بلکه یک کاتالیزور است.
کناره‌گیری پرحاشیه تولسی گابارد، پیروزی موقت و کوتاه‌مدت ترامپ بر لایه‌های بوروکراتیک واشنگتن بود.
ترامپ شاید تصور کند با حذف کبوتر‌های ضدجنگ و پر کردن جای آنها با شاهین‌های مطیع، دستگاه اطلاعاتی را رام کرده است؛ اما واقعیتِ رئالیستی سیاست آمریکا می‌گوید او روی یک انبار باروت نشسته است.
جامعه اطلاعاتی آمریکا زخمی است، اما نمرده است.
آنها منتظر زمان مناسب هستند تا درسی تاریخی به «پدیده ماگا» بدهند: در واشنگتن، هیچ‌کس حتی رئیس‌جمهور نمی‌تواند برای همیشه با ساختار پنهان قدرت دربیفتد و پیروز از زمین خارج شود.
این تسویه حساب، قطعی است؛ فقط تاریخ اجرای آن هنوز داغ باطل‌شدن نخورده است.
*کارشناس روابط بین‌الملل