توافق خیلی دور خیلی نزدیک؛ منطقه در تبوتاب مهار بحران تهران و واشنگتن
آنچه امروز در خاورمیانه جریان دارد، صرفاً یک بحران مقطعی میان تهران و واشنگتن نیست؛ بلکه بخشی از بازآرایی بزرگ موازنه قدرت در منطقه است.
خبرگزاری مهر، گروه سیاست - نفیسه عبدالهی: در حالی که خاورمیانه یکی از حساسترین مقاطع ژئوپلیتیک سالهای اخیر را پشت سر میگذارد، همزمانی تحرکات فشرده دیپلماتیک با آرایش کمسابقه نظامی در منطقه، نشان میدهد پرونده تنش میان ایران و آمریکا وارد مرحلهای تعیینکننده شده است؛ مرحلهای که در آن، «توافق» و «تقابل» تنها به اندازه یک خطای محاسباتی از یکدیگر فاصله دارند.
چهلوهفت روز از آغاز آتشبس غیررسمی میان تهران و واشنگتن میگذرد؛ آتشبسی شکننده که نه بر پایه اعتماد متقابل، بلکه بر اساس موازنه بازدارندگی و نگرانی مشترک از گسترش جنگ شکل گرفته است.
اکنون، از اسلامآباد و دوحه گرفته تا آنکارا، بغداد، مسقط و حتی پکن، مجموعهای از بازیگران منطقهای و فرامنطقهای در تلاشاند تا آخرین پنجره دیپلماسی را پیش از بازگشت احتمالی به درگیری نظامی حفظ کنند.
در این میان، سفر کوتاه اما معنادار «عاصم منیر» فرمانده ارتش پاکستان به تهران، به یکی از مهمترین رخدادهای سیاسی روز گذشته تبدیل شد؛ سفری که بنا بر روایت منابع پاکستانی ، حامل پیامهایی مستقیم میان تهران و واشنگتن بوده و در مسیر نهاییسازی «یادداشت تفاهم کاهش تنش» انجام شده است.
توصیف ارتش پاکستان از این مذاکرات بهعنوان «پیشرفتی امیدوارکننده به سوی تفاهم نهایی» نشان میدهد اسلامآباد فراتر از یک میانجی سنتی، اکنون به یکی از کانالهای اصلی مدیریت بحران تبدیل شده است.
دیپلماسی در سایه تهدید
همزمان با فعال شدن خطوط میانجیگری، مواضع نظامی دو طرف نیز همچنان در اوج آمادهباش قرار دارد.
پنتاگون آشکارا از آمادگی برای اجرای هرگونه دستور عملیاتی سخن میگوید و در سوی مقابل، سپاه پاسداران نیز اعلام کرده برای تمامی سناریوها، از جنگ محدود تا درگیری فراگیر منطقهای، آمادگی کامل دارد.
این همزمانیِ «دیپلماسی و تهدید»، مهمترین ویژگی وضعیت فعلی است؛ وضعیتی که نه صلح محسوب میشود و نه جنگ، بلکه نوعی تعلیق راهبردی است که هر لحظه میتواند به یکی از این دو سمت متمایل شود.
در چنین فضایی، اظهارات اخیر «مارکو روبیو» وزیر خارجه آمریکا مبنی بر اینکه واشنگتن اجازه نخواهد داد ایران امنیت انرژی جهان را تهدید کند، بار دیگر نشان داد کاخ سفید همچنان از ادبیات فشار و تهدید فاصله نگرفته است.
با این حال، پاسخ تهران نیز صریح و بدون ابهام بود.
محمدباقر قالیباف، رئیس هیأت مذاکرهکننده ایران، در دیدار با فرمانده ارتش پاکستان تصریح کرد: ما در حال مذاکره بودیم که آمریکا جنگ به راه انداخت و حالا میگوید برای پایان آن مذاکره کنیم.
جملهای که بیش از هر چیز، نشاندهنده بیاعتمادی عمیق تهران نسبت به رفتار واشنگتن است.
قالیباف همچنین با اشاره به بازسازی ظرفیتهای نیروهای مسلح ایران در دوران آتشبس هشدار داد در صورت تکرار هرگونه اقدام نظامی، پاسخ ایران کوبندهتر و تلختر از روز نخست خواهد بود؛ پیامی که آشکارا با هدف تقویت بازدارندگی و جلوگیری از محاسبه اشتباه در واشنگتن ارسال شد.
قطر، عمان و ترکیه؛ محور مهار بحران
در کنار پاکستان، قطر و عمان نیز بهصورت فعال در مسیر تثبیت آتشبس و جلوگیری از فروپاشی روند مذاکرات وارد میدان شدهاند.
تماسهای گسترده میان دوحه، تهران، ریاض و واشنگتن نشان میدهد کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بیش از هر زمان دیگری نگران تبعات امنیتی و اقتصادی گسترش تنشها هستند.
نگرانی اصلی این کشورها نه صرفاً جنگ مستقیم، بلکه احتمال اختلال در امنیت انرژی، مسیرهای کشتیرانی و توازن اقتصادی منطقه است.
به همین دلیل، رایزنیهای فشرده اخیر میان امیر قطر و رئیسجمهور آمریکا، یا تماسهای مکرر عراقچی با مقامهای عمان، ترکیه و عراق، بخشی از یک تلاش گسترده برای مهار بحران پیش از خروج اوضاع از کنترل تلقی میشود.
در این میان، نقش عمان همچنان کلیدی است.
مسقط در سالهای گذشته ثابت کرده یکی از معدود بازیگرانی است که همزمان توان حفظ ارتباط مؤثر با تهران و واشنگتن را دارد و میتواند در شرایط بحرانی، کانالهای ارتباطی را زنده نگه دارد.
میدان، مذاکره و افکار عمومی؛ سه ضلع یک معادله
واقعیت آن است که تحولات جاری را دیگر نمیتوان صرفاً در قالب «مذاکرات هستهای» یا «تنش نظامی» تحلیل کرد.
آنچه امروز در جریان است، یک معادله چندلایه امنیتی، سیاسی و اجتماعی است که سه ضلع اصلی آن را «میدان»، «دیپلماسی» و «افکار عمومی» تشکیل میدهد.
تجربه ماههای اخیر نشان داده موفقیت هرگونه توافق یا حتی حفظ بازدارندگی، بدون انسجام داخلی و اعتماد عمومی ممکن نیست.
در چنین شرایطی، تبدیل مذاکرات و تحولات امنیتی به سوژه رقابتهای جناحی، میتواند هزینههای سنگینی برای کشور به همراه داشته باشد.
چرا که هرگونه دوگانگی در فضای داخلی، مستقیماً بر محاسبات طرف مقابل اثر میگذارد و قدرت چانهزنی ایران را کاهش میدهد.
آمریکا میان دو راهی توافق یا بحران
با وجود نشانههای مثبت دیپلماتیک، هنوز هیچ تضمینی برای دستیابی به توافق نهایی وجود ندارد.
پیامهای متناقضی که از واشنگتن مخابره میشود، نشان میدهد در ساختار تصمیمگیری آمریکا همچنان اختلافنظر جدی درباره نحوه مواجهه با ایران وجود دارد.
اظهارات اخیر «میخائیل اولیانوف» نماینده روسیه در سازمانهای بینالمللی وین نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ جایی که او تأکید کرد روایت ایران از روند مذاکرات به واقعیت نزدیکتر بوده و مواضع آمریکا کمتر مسئولانه به نظر میرسد.
در حقیقت، اکنون دولت آمریکا در برابر یک انتخاب راهبردی قرار گرفته است: پذیرش واقعیتهای جدید منطقه و حرکت به سمت توافقی پایدار، یا تداوم سیاست فشار که میتواند بار دیگر منطقه را وارد چرخهای پرهزینه از تنش و بیثباتی کند.
پیچ تاریخی منطقه
آنچه امروز در خاورمیانه جریان دارد، صرفاً یک بحران مقطعی میان تهران و واشنگتن نیست؛ بلکه بخشی از بازآرایی بزرگ موازنه قدرت در منطقه است.
در این میان، کشورهایی مانند پاکستان، قطر، عمان و ترکیه تلاش میکنند مانع از فروپاشی نظم شکننده موجود شوند؛ نظمی که هرگونه درگیری گسترده میتواند آن را بهطور کامل دگرگون کند.
در چنین شرایطی، ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند ترکیبی از اقتدار میدانی، هوشمندی دیپلماتیک و انسجام داخلی است.
چرا که عبور از این «پیچ تاریخی» تنها زمانی ممکن خواهد بود که میدان، مذاکره و افکار عمومی در یک مسیر واحد و در خدمت منافع ملی قرار گیرند.