خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

یکشنبه، 03 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

پارادایم خدمت؛ حکمرانی تراز جمهوری اسلامی

مشرق | سیاسی | یکشنبه، 03 خرداد 1405 - 05:36
اجتماعي،دولت،اسلامي،دكترين،انقلابي،حكمراني،رئيسي،تراز،شهيد،س ...

به گزارش مشرق، علیرضا اسپرهم فعال رسانه در تلگرام نوشت:
شهادت رئیس‌جمهور انقلابی و مردمی، صرفاً یک ضایعه انسانی و سیاسی نبود؛ بلکه نقطه عطفی در بازاندیشی نسبت ما با «دولت اسلامی» و مفهوم «حکمرانی انقلابی» است.
هم‌زمانی سالگرد این حادثه با تحولات امنیتی و ژئوپلیتیکی اخیر، پرسشی راهبردی را برجسته می‌کند: چه نسبتی میان «دکترین خدمت‌محور شهید رئیسی» و «پایداری نظم اجتماعی و سیاسی» در شرایط فشار حداکثری وجود دارد؟
در واقع، مسأله اصلی این است که آیا می‌توان الگوی مدیریتی شهید رئیسی را صرفاً به «سبک شخصی» تقلیل داد، یا باید آن را به‌مثابه یک «پارادایم حکمرانی» در تراز جمهوری اسلامی و در امتداد بیانیه گام دوم انقلاب صورت‌بندی و نهادینه کرد؟
۱.
از دولت‌داری کلاسیک تا حکمرانی تمدنی
در الگوی پنج‌گانه‌ی ترسیم شده برای تحقق اهداف انقلاب اسلامی، سال‌هاست که «دولت اسلامی» به‌عنوان مرحله‌ای حدّی، به یک وضعیت شبه‌ثابت و حتی انجمادی تبدیل شده است.
این توقف، بیش از آنکه ناشی از کمبود منابع مادی باشد، محصول «کج‌فهمیِ مفهومی» نسبت به ماهیت دولتِ تراز است.
در قرائت کلاسیک، دولت اسلامی عمدتاً به سطح «ساختار حقوقی و اداری» تقلیل یافته است؛ گویی با اصلاح فرم‌ها، آیین‌نامه‌ها و چارت‌های سازمانی، جهش تمدنی محقق می‌شود.
اما تجربه عینی دولت سیزدهم نشان داد که:
- دولت تراز، پیش از آن‌که یک ساختار باشد، یک دکترین است.
- این دکترین، محوریت را از «بوروکراسی تخصص‌زده» به «خدمت‌محوری مردم‌بنیاد» منتقل می‌کند.
در این چارچوب، خدمت نه یک فضیلت فردیِ اخلاقی و توصیه‌پذیر، بلکه یک «راهبرد امنیت ملی» و «منبع تولید قدرت نرم و سخت» است.
شهید رئیسی در عمل نشان داد که می‌توان دولت را از حالت «ماشین اداری توزیع‌گر منابع» به «عاملِ فعالِ تولید سرمایه اجتماعی و اقتدار درون‌زا» ارتقا داد.
۲.
دکترین خدمت به‌مثابه مهندسی اجتماعی انقلابی
تمایز اصلی میان «مدیر بوروکرات» و «خادم تراز انقلابی» در نوع رابطه با جامعه است.
در الگوهای متعارف مدیریت دولتی، شهروندان عمدتاً «واحدهای مصرف‌کننده خدمات» هستند و دولت، یک تأمین‌کننده متمرکز.
اما در دکترین شهید رئیسی:
- مردم نه «مخاطب منفعل»، بلکه «شریک فعال در حکمرانی» تعریف می‌شوند.
- روستا، حاشیه شهر، مناطق محروم و طبقات فرودست، نه موضوع ترحم و مداخله مقطعی، بلکه «کانون‌های تولید سرمایه اجتماعی و قدرت مقاومت ملی» محسوب می‌شوند.
سفرهای استانی مکرر، حضور در نقاط محروم و مواجهه بی‌واسطه با افکار عمومی، در این رویکرد صرفاً یک رفتار پوپولیستی یا تبلیغاتی نبود؛ بلکه نوعی «مهندسی اجتماعی انقلابی» بود که سه کارکرد کلیدی داشت:
الف.
کاهش فاصله ادراکی ملت–حاکمیت:
با شکستن دیوارهای نمادین میان مسئول و مردم، احساس «دسترس‌پذیری قدرت» تقویت شد؛ احساسی که در نظریه‌های سرمایه اجتماعی، یکی از بنیادهای اعتماد نهادی تلقی می‌شود.
ب.
ارتقای کرامت گروه‌های حاشیه‌ای:
طبقات محروم، از «دریافت‌کنندگان یارانه» به «صاحبان حق و شریک در تصمیم‌سازی» ارتقا یافتند؛ این تحول، نوعی بازتوزیع کرامت و منزلت اجتماعی بود که اثر آن در لحظات بحران، خود را در سطحی وسیع نشان داد.
ج.
تولید دارایی نامرئی برای امنیت ملی:
نتیجه این فرآیند، شکل‌گیری ذخیره‌ای از اعتماد و وفاداری اجتماعی بود که در مدل‌های کلاسیک اقتصادی، به‌عنوان «سرمایه نامشهود» تعریف می‌شود؛ اما در منطق انقلاب اسلامی، به‌مثابه رکن اقتدار ملی و عامل تاب‌آوری در برابر جنگ ترکیبی معنا پیدا می‌کند.
*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.