"بازی امنیتی" در قلب تپنده رژیم صهیونیستی/ زخمهای کهنه و نبرد تازه بر سر تاج و تخت موساد
در روزهای اخیر، پرونده جدیدی در صحنه تحولات داخلی رژیم صهیونیستی در محافل سیاسی، امنیتی و رسانهای مطرح شده است که میتوان آن را یکی از مهم ترین پروندههای داخلی رژیم صهیونیستی عنوان کرد.
سرویس جهان مشرق – مخالفت بیسابقه و علنی «دیوید بارنیا»، رئیس کنونی موساد، با جانشین منتخب خود، «رومن گافمن»، شاید در نگاه اول یک بحران مدیریتی بر سر یک پرونده قدیمی به نظر برسد.
اما کندوکاو در تاریخچه این سازمان نشان میدهد که این تقابل، نه یک استثنا، که انفجار یک دیگ بخار قدیمی است؛ جدیدترین فصل از یک رشته اختلافات عمیق داخلی که حالا با دخالت بیپرده قدرت سیاسی، به مرحلهای خطرناک رسیده است.
یک توبیخ قدیمی، یک بهانه تازه
استدلال بارنیا برای «فاقد صلاحیت» خواندن گافمن، ظاهراً بر پرونده «اوری ایلماکیس» بنا شده است؛ نوجوانی که سالها پیش برای یک عملیات نفوذ به کار گرفته شد.
اما تحلیلگران این پرونده را چیزی بیش از یک بهانه آماده و روبنایی نمیدانند.
در سازمانی که بسیاری از رهبران آن پروندههای عملیاتی پرحاشیهای دارند، ارجاع به این توبیخ قدیمی، صرفاً نقطه اتکایی برای مخالفتی عمیقتر است.
دعوای اصلی بر سر ماهیت قدرت است: آیا رئیس موساد باید یک «سرباز حرفهای» و برآمده از بدنه سازمان باشد، یا یک «نماینده سیاسی» که نخستوزیر شخصاً منصوبش کرده است؟
این تنها یک نبرد نیست: مروری بر پروندههای افشاشده
برای درک عمق بحران کنونی، باید آن را در ادامه اختلافات ساختاری و تاریخی موساد دید.
اسناد افشاشده و گزارشهای رسانهای، تصویر سازمانی را نشان میدهند که همواره با تنشهای داخلی دستوپنجه نرم کرده است:
الف) قیام در قلب تشکیلات: استعفای فرمانده «قیصریه» (۲۰۲۲): فرمانده واحد عملیات ویژه موساد (با نام مستعار "ب") به همراه معاون و چند مأمور ارشد، به دلیل اختلاف شدید با دیوید بارنیا بر سر نحوه عملکرد این واحد، استعفا دادند.
این رویداد نشان داد که مخالفت و اختلافات در درون این سازمان تروریستی، سابقهای طولانی دارد و قربانیان قبلی، از بدنه خود موساد بودهاند.
ب) نفوذ خارجی و فساد: پرونده «قطرگیت»: در این پرونده جنجالی، اتهاماتی مبنی بر همکاری مقامات سابق موساد با سرویس اطلاعاتی قطر مطرح شده که با پرونده بزرگتر فساد در دفتر نخستوزیری گره خورده است.
این رسوایی، کابوس نفوذ دشمن در بالاترین سطوح امنیتی را زنده کرد.
د) سیاستزدگی: تشویق به اعتراضات (۲۰۲۳): اسناد لو رفته از پنتاگون فاش کرد که رهبری وقت موساد، کارکنان را به شرکت در اعتراضات علیه اصلاحات قضایی نتانیاهو تشویق کرده بود.
این اسناد که از سوی دفتر نخستوزیری «دروغین» خوانده شد، این افشاگری نشاندهنده سطح بیاعتمادی و شکاف ایدئولوژیک میان موساد و دولت راستگرای نتانیاهو است.
پروژه تسخیر نهادهای امنیتی: نمای کامل یک نقشه
برای درک عمق بحران کنونی، باید به این نقشه جامع نگاه کرد:
وزارت جنگ: برداشتن اولین مانع بر سر راه نتانیاهو
وزیر جنگ سابق، یوآو گالانت که به دلیل شکست ۷ اکتبر، از سوی نتانیاهو و برای اینکه بتواند خودش در قدرت بماند، به عنوان یکی از مقصران معرفی شد و در نهایت مجبور به استعفا شد.
پس از گالانت، وزیر جنگ جایگزین، اسرائیل کاتس که هیچگونه درک نظامی و یا سابقهای در این حوزه ندارد و صرفا از نتانیاهو حرف شنوی دارد، به عنوان وزیر جنگ منصوب شد.
ارتش رژیم صهیونیستی: تصفیه در رأس
هرتزی هالِوی، فرمانده سابق ستاد کل ارتش این رژیم که به دلیل ناکامی در برابر حمله ۷ اکتبر تحت فشار بود، کناره گیری کرد و ایال زمیر که به نتانیاهو نزدیک است و انتصابش با چالشهایی همراه بود، به عنوان رئیس ستاد کل ارتش این رژیم منصوب شد.
شاباک: خانهتکانی با چاشنی رسوایی
رونن بار، رئیس سابق شاباک پس از ماهها درگیریهای شدید و افشاگریهای متعدد علیه نتانیاهو برکنار شد و داوید زینی، ژنرال ارتش که هیچ سابقه اطلاعاتی نداشت و سیستم قضائی رژیم با انتصاب وی مخالف بود، به عنوان رئیس شاباک منصوب شد که با هشدار شدید ۲۶۰ مقام سابق شاباک روبرو شد.
موساد: آخرین سنگر برای جلوگیری از تسلط کامل نتانیاهو
داوید بارنیا، آخرین نیروی امنیتی ارشد که دوره ریاست وی به پایان رسیده است و نتانیاهو به جای وی، رومن گافمن، مشاور نظامی شخصی خود را بدون سابقه اطلاعاتی به عنوان جانشین وی کرده است و در حال حاضر بارنیا در تلاش برای جلوگیری از ریاست وی بر موساد است.
این مسئله نشان میدهد که در درون موساد، اختلافات گستردهای بر سر انتصاب رئیس جدید این سازمان تروریستی وجود ندارد.
تسویهحساب سیاسی در لباس دغدغه اخلاقی
اقدامات نتانیاهو، موساد را که پیشتر دچار تنشهای داخلی بود، به مرز یک شکاف علنی کشانده است.
اول آنکه نتانیاهو با نادیده گرفتن سه گزینه پیشنهادی بارنیا از بدنه موساد، این پیام را فرستاد که تخصص و سلسلهمراتب داخلی بیارزش است.
مسئله دیگر، افشای نامه محرمانه بارنیا علیه گافمن نشان داد که مقاومت در بدنه موساد جدی است.
حمایت غیرمنتظره یوسی کوهن، رئیس پیشین موساد، از بارنیا نیز مؤید این شکاف است.همچنین ورود سارا نتانیاهو، همسر نخستوزیر، به روند انتصاب گافمن به مثابه خط قرمزی بود که نشان داد مرزهای سیاسی-امنیتی فرو ریخته است.
با نگاه به این تاریخچه، مخالفت کنونی بارنیا با گافمن در یک خلاء رخ نمیدهد.
این اقدام، آخرین تلاش یک جناح حرفهای و قدرتمند در موساد است که نمیخواهند سازمانشان به طور کامل به یک ابزار سیاسی در دست نخستوزیر تبدیل شود.
زمانی که نتانیاهو، بارنیا را علناً به خاطر نامه اعتراضیاش «توبیخ» میکند و او را به «تضعیف اقتدار» متهم میسازد، این پیام را به کل سازمان مخابره میکند: دوران استقلال به سر آمده است.
پرونده ایلماکیس، تنها رسواییای از پیشساخته بود که به این جنگ قدرت عمیق و ریشهدار، یک صورت عمومی و قابل عرضه بدهد.
نبرد بر سر موساد، تازه آغاز شده است.
در ماههای گذشته گروه هکری «حنظله» اعلام کرد که عملیات نفوذ به ایمیل شخصی یک مقام ارشد سابق موساد و انتشار بیش از ۱۰۰,۰۰۰ سند محرمانه با موفقیت انجام شده است.
این بزرگترین نشت اطلاعاتی تاریخ موساد خواهد بود و میتواند در آینده پرده از اختلافات داخلی بیشتری بردارد.