آخرین پیشنهاد ایران به دونالد بازنده
به گزارش مشرق، علی ملکی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
ایران پیشنهاد ۱۴بندی جدید خود را تحویل واسطه پاکستانی داد تا به دست آمریکا برسد.
پیشتر آنها پیشنهاد ۹بندی با موضوع «پایان جنگ» داده بودند که با مخالفت ایران مواجه شد.
آمریکا در پیشنهاد اولیه خود ۲ماه آتشبس درخواست کرده بود، اما ایران با ارتقای دکترین دفاعی خود، این پیشنهاد را رد کرد؛ چراکه اعتقاد داشت آتشبس جایی در محاسبات دفاعی ایران ندارد و هرنوع گفتوگویی باید بر محور «اتمام جنگ» متمرکز شود.
شب گذشته خبرنگار آکسیوس گزارش داد ترامپ طرح ایران را بررسی کرده و آن را «ناکافی» خوانده است.
بااینحال تا لحظه تنظیم این متن، هیچ واکنش رسمی از سوی ایالات متحده نسبت به پیشنهاد ایران داده نشده است.
۱- پیشنهاد قبلی ایران هم ۱۴ بند داشت که پس از بررسی طرف آمریکایی و طبق اصول مذاکراتی، اصلاحاتی روی آن انجام شده تا به خواسته هر دو طرف نزدیکتر شود.
بنابراین ایران با اصلاح برخی مواد بندها، بسته جدید را تنظیم و تدوین کرده است.
این یعنی بنبستی برای ابتکارات ایران در دستگاه دیپلماسی وجود ندارد و توپ در زمین طرف مقابل است.
۲- ایران در این متن جدید، بدون آنکه از خطوط قرمز خود عقبنشینی کند، ابتکار عمل را به دست گرفته است.
فرمول تهران شفاف است: اول جنگ باید تعیین تکلیف شود.
تا زمانی که پرونده درگیریها بسته نشود و تضمینهای لازم برای پایان مخاصمات دریافت نگردد، ورود به مباحث دیگر از نظر تهران بیمعناست.
این مرحله شامل رفع کامل محاصره و اقداماتی است که صلح را از یک «احتمال» به یک «واقعیت عینی» تبدیل کند.
در مرحله دوم، موضوعات پیرامونی دیگر مورد بحث قرار میگیرد.
در واقع پس از عبور از مرحله اول، نوبت به بررسی سایر مسائل و ایجاد بسترهای لازم برای شکلگیری سازوکارهای جدید منطقه میرسد.
بعد از حلوفصل تمام مسائل فیمابین، نوبت به موضوع هستهای میرسد.
برخلاف فشارهای غربی که همواره قصد دارند مسئله هستهای را به پیشزمینه تمام گفتوگوها تبدیل کنند، در نگاه راهبردی ایران، موضوع هستهای در انتهای این زنجیره قرار دارد.
ایران اعلام کرده است تنها پس از پایان پرونده جنگ و حصول اطمینان از تغییر رفتار طرف مقابل، حاضر است درباره جزئیات فنی غنیسازی گفتوگو کند.
۳- با وجود اینکه ایران با اصلاح برخی از مواد پیشنهاد قبلی خود، سعی کرده است راه را برای دیپلماسی باز بگذارد؛ اما واقعیت میدان نشاندهنده وجود شکافهای عمیق است.
بر اساس اطلاعات موجود، یکی از نقاط اصلی اختلاف به تعریف «تعلیق» و «محدودیت» بازمیگردد.
درحالیکه ایران به صراحت اعلام کرده بر اساس مبانی اعتقادی و راهبردی خود، قصدی برای ساخت سلاح هستهای ندارد و این موضوع را بارها مورد تأکید قرار داده است، طرف آمریکایی به دنبال تسری دادن این مفهوم به تعلیق کامل غنیسازی و محدودیت شدید در تأسیسات هستهای است.
بااینحال تهران معتقد است غنیسازی صلحآمیز بخشی از حقوق لاینفک ایران است که تحت هیچ شرایطی مورد معامله قرار نخواهد گرفت.
۴- در موضوع انتقال مواد هستهای، اگرچه آمریکا از مواضع اولیه خود مبنی بر انتقال مواد به خاک خود عقبنشینی کرده؛ اما ایران هنوز با اصل انتقال مواد به خارج از کشور موافقت نکرده و تنها آمادگی خود را برای «گفتوگو» در این باره اعلام کرده است؛ آنهم بعد از تعهد به پایان جنگ و عبور از مراحل قبلی توافق.
۵- ارائه این پیشنهاد ۱۴بندی، پیامی دوگانه به جامعه جهانی و طرف آمریکایی ارسال میکند.
ایران نشان میدهد که بنبستی در دستگاه دیپلماسیاش وجود ندارد و همواره برای ارائه ابتکارات سازنده پیشقدم است.
با این کار، توپ کاملاً به زمین آمریکا پرتاب شده است.
اکنون این واشنگتن است که باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد از طریق دیپلماسی واقعگرایانه به یک صلح پایدار برسد یا با تماشای فرصتسوزیها، مسیر تنش را ادامه دهد و نیروها و متحدانش را در خلیج فارس غرق کند.
۶- تهران صراحتاً تأکید کرده است اگرچه مسیر دیپلماسی را ترجیح میدهد؛ اما برای هر سناریوی دیگری، از جمله رویارویی نظامی، کاملاً آماده است.
در دکترین دفاعی جدید ایران، دیگر «زمان» به نفع طرف مقابل سپری نمیشود و ایران ابزارهای لازم برای پاسخگویی به هرگونه اقدام ضدامنیتی را در اختیار دارد.
در واقع، این پیشنهاد صلح از موضع قدرت ارائه شده است، نه از روی نیاز یا اضطرار.
۷- یکی از جنبههای مهم ارائه این پیشنهاد، مدیریت افکار عمومی جهانی است.
مقامات ایرانی میدانند که با توجه به زیادهخواهیهای طرف مقابل، احتمال دستیابی به یک توافق جامع در کوتاهمدت، بالا نیست.
بااینحال ارائه این پیشنهادها و اصلاحاتی که متعاقب آن اعمال میشود، عملاً در قالب تلاش برای برقراری صلح تحلیل میشود.
ترامپ شب گذشته بار دیگر به رسانهها حمله کرد که چرا میگویند آمریکا پیروز نشده است.
این بار دیگر اتمام حجتی است از سوی ایران برای افکار عمومی جهان که اگر مذاکرات به نتیجه نمیرسد، علت آن زیادهخواهی و عدم پایداری سیاستها در واشنگتن است.
در واقع این یک مانور دیپلماتیک برای خلع سلاح رسانهای طرف ارزیابی میشود که ایران در طول جنگ اخیر مورد توجه قرار داده است.
حمله مداوم ترامپ به رسانهها خود نتیجه این دستور کار است.
۸- ایران راهبرد خود را مشخص کرده است: اول تعیین تکلیف جنگ، بعد باقی مسائل.
بسته ۱۴بندی جدید، شاید آخرین آزمون برای اراده سیاسی دولت آمریکا باشد.
تمرکز بر پایان جنگ، رفع محاصره و سپس گفتوگو درباره مسائل هستهای، نقشه راهی مشخص برای خروج از بنبست کنونی برای آمریکاست.
اکنون نوبت آمریکاییهاست که از موضع زیادهخواهی خارج شده و به این واقعیت تن دهند که دیکته کردن شروط خریدار ندارد.
ایران هم برای صلح آماده است و هم برای دفاع؛ و این پیام، پررنگتر از هر زمان دیگری در متن پیشنهادی جدید خودنمایی میکند.
اگر دیپلماسی شکست بخورد، مسئولیت آن بر عهده طرفی خواهد بود که میان واقعگرایی ایران و رؤیاپردازیهای خود، دومی را انتخاب کرده است.
در بعد نظامی هم آمار اهداف محقق نشده، خود گویای همهچیز است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.