خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

پنجشنبه، 31 اردیبهشت 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

صنایع فرهنگی در دوران پساجنگ چه نقشی دارند؟

مهر | فرهنگی و هنری | پنجشنبه، 31 اردیبهشت 1405 - 10:01
فناوری‌های نرم و صنایع فرهنگی در دوران پساجنگ نقش بسزایی دارند که می‌توان به بازسازی زیرساخت‌ها و بازآفرینی هویت ملی اشاره کرد.
فرهنگي،بازسازي،صنايع،جنگ،اجتماعي،كشور،فناوري،دوران،فرهنگ،جام ...

بهزاد رشیدی کارشناس فرهنگ و رسانه در گفت‌وگو با خبرنگار مهر، با اشاره به نقش صنایع فرهنگی در دوران پساجنگ گفت: جنگ، علاوه بر تخریب زیرساخت‌های فیزیکی، فرسایش همزمان سرمایه‌های انسانی و اجتماعی را به‌دنبال دارد و هر کشوری پس از جنگ، باید با برنامه و با بسیج همه امکانات خود، بازیابی و سازندگی همه جانبه ای را در پیش گرفته و مدیریت کند.
وی ادامه داد: راهبرد دوران پساجنگ، دیگر یک برنامه صرفا عمرانی برای بازسازی فیزیکی کشور نیست؛ بلکه باید آن را فرآیندی چندلایه برای بازطراحی و بازسازی کشور و مهم‌تر از آن، بازآفرینی جامعه به حساب آورد.
این کارشناس فرهنگ و رسانه خاطرنشان کرد: تجربه‌های جهانی نشان داده‌اند، کشورهایی که در دوره‌های پساجنگ توانسته‌اند خلاقیت و نوآوری را سرلوحه کار خود قرار دهند و پیشران‌های فناورانه را تقویت کنند، نه‌تنها بازسازی را سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر کرده‌اند، بلکه توانسته‌اند مسیر جدیدی برای افزایش اقتدار، توسعه اقتصادی، ارتقای امنیت ملی و حضور مؤثر در نظم جدید و جهانی ترسیم کنند.
اگر این الگو را بپذیریم، ساختارهای فناوری به ویژه پارک‌های علم و فناوری به‌عنوان قلب تپنده زیست‌بوم نوآوری، نقشی کلیدی در مجموعه این بازسازی‌ها و تحولات ایفا می‌کنند.
فناوری، فرآیند بازسازی را کم‌هزینه‌تر می‌کند
وی بیان کرد: بی تردید فناوری، فرآیند بازسازی را هوشمندتر، سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر می‌کند؛ در شرایطی که کشور با چالش‌هایی چون تخریب زیرساخت‌ها، فشارهای اقتصادی، محدودیت‌های بین‌المللی و فرسایش بخشی از سرمایه انسانی خود مواجه شده، حرکت به‌سوی تحول فناورانه، دیگر نه تنها یک انتخاب که ضرورتی مهم و راهبردی برای آینده‌سازی محسوب می‌شود.
توسعه اقتصاد دانش‌بنیان، افزایش بهره‌وری، ایجاد اشتغال تخصصی و کاهش وابستگی خارجی، از دیگر پیامدهای این رویکرد هستند.
رشیدی با اشاره به ظرفیت بالای صنایع فرهنگی و هنری گفت: از طرفی اگر بازسازی را صرفاً به زیرساخت ها محدود کنیم، عملاً نیمی از مسیر را نادیده گرفته‌ایم.
اینجاست که فناوری‌های نرم، صنایع فرهنگی و هنر می‌توانند وارد میدان شده و مأموریتی بسیار مهم که همانا بازسازی روح و روان جامعه در کنار جسم اقتصاد است، را بر دوش بکشند.
استفاده از ظرفیت بالای صنایع فرهنگی و هنری در بازسازی و برنامه‌های پسا جنگ، کارکردهای مختلفی دارد.
وی یادآور شد: اولین کارکرد فناوری‌های نرم و صنایع فرهنگی، کمک به روایت‌سازی است.
در شرایطی که جنگ روایت‌ها بخش عمده‌ای از نبرد را شامل می‌شود، اگر بدون روایت‌پردازی دقیق، صادقانه و امیدبخش تجربه جنگ رها شود، به منبعی از اضطراب و گسست اجتماعی تبدیل خواهد شد.
هنرمندان، نویسندگان، فیلم‌سازان و فعالان رسانه‌ای می‌توانند با استفاده از خلاقیت خود، سختی و رنج موجود را معنا ببخشند و تجربه روزهای سخت جنگ را به هویت ملی پیوند بزنند و با چنین رویکردی، زمینه بازگشت بخشی از جامعه که آسیب بیشتری دیده را به تعادل روانی و انسجام اجتماعی فراهم کنند.
بازسازی سرمایه اجتماعی؛ دومین کارکرد صنایع فرهنگی در دوران پساجنگ است
این کارشناس فرهنگ و رسانه خاطرنشان کرد: دومین کارکرد صنایع فرهنگی در این روزها، بازسازی سرمایه اجتماعی است.
هر چند در ایران همیشه در حین و بعد از جنگ، انسجام اجتماعی و وحدت ملی، رشد فزاینده‌ای می‌یابد، اما برای بازسازی و باز آفرینی اعتماد و اطمینان در میان آن بخش از جامعه که جنگ برای‌شان با بی‌اعتمادی و تضعیف پیوندهای اجتماعی همراه بوده، محصولات و پلتفرم‌های فرهنگی می‌توانند بستر گفت‌وگو، همدلی و پیوند اجتماعی را به ارمغان بیاورند.
وی افزود: کارکرد سوم، پیوند میان اقتصاد فرهنگ و اقتصاد دانش‌بنیان است.
همان‌طور که سرمایه‌گذاری در فناوری به‌عنوان یک ضرورت امنیتی، اقتصادی و اجتماعی مطرح می‌شود، صنایع فرهنگی نیز می‌توانند با اتکا به خلاقیت، سرمایه انسانی و هزینه‌های پایین‌تر، به یکی از موتورهای مکمل رشد اقتصادی در دوران بازسازی تبدیل شوند.
این هم‌افزایی زمانی به اوج می‌رسد که شرکت های دانش‌بنیان و واحدهای فناور، در کنار حمایت از فناوری‌های سخت، در توسعه کسب‌وکارهای خلاق و فرهنگی خود، موفق عمل کنند.
رشیدی در سطح ساختاری، زیست‌بوم فناوری در دوران جنگ و پساجنگ بر سه ستون استوار است؛ جهت‌گیری تقاضامحور برای پاسخ به نیازهای فوری، هم‌افزایی میان صنعت، دانشگاه و نهادهای راهبردی، و ایجاد محیط‌های امن و پایدار برای تداوم فعالیت شرکت‌های فناور.
در این میان، پارک‌های علم و فناوری می‌توانند با تبدیل‌شدن از مراکز صرفاً حمایتی به «هاب‌های راهبردی»، نقش محوری در شبکه‌سازی، تجاری‌سازی و هدایت نوآوری ایفا کنند.
نباید از دیپلماسی فرهنگی غافل شد
وی بیان کرد: از سوی دیگر در روزگار پس از جنگ، دانشگاه‌ها نیز ناگزیر از بازتعریف نقش خود هستند.
حرکت به‌سوی مأموریت‌گرایی، پیوند ساختاری با صنعت و پارک‌ها، و کارکردی‌سازی پژوهش‌ها، آن‌ها را به موتور محرک بازسازی فناورانه تبدیل خواهد کرد.
این تحول، به‌ویژه در بازسازی صنایع پیشران مانند فولاد، پتروشیمی، انرژی و زیرساخت‌های حیاتی، اهمیتی دوچندان دارد؛ جایی که نوسازی تجهیزات، بومی‌سازی فناوری‌های حساس و دیجیتالی‌سازی، شرط بقا و رقابت‌پذیری است.
این کارشناس فرهنگی با اشاره به دیپلماسی فرهنگی گفت: در کنار این تحولات، نباید از دیپلماسی فرهنگی غافل شد.
در جهانی که تصویر کشورها به اندازه قدرت سخت اهمیت دارد، روایت‌های فرهنگی و هنری می‌توانند نقش مؤثری در بازتعریف جایگاه بین‌المللی کشور ایفا کنند و مسیر تعاملات سازنده‌تر را هموار سازند.
وی افزود: اصحاب فرهنگ و هنرمندان با استفاده از انواع تکنیک‌ها و قالب‌های هنری، مسلح شده و در کنار کشور و مردم مانده‌اند، باید قدر این بخش از ظرفیت کشور را بیشتر بدانیم و برای کمک به بازآفرینی هویت ملی، با روایت جذابِ تاریخ، ارزش‌ها و زیبایی‌های ملی و ایجاد زبانی مشترک میان اقوام و اقشار جامعه، دست این هنرمندان خلاق و جوانان نوآور و فناور را به گرمی بفشاریم و نباید بپنداریم دوران پساجنگ، صرفاً زمان بازگشت به وضعیت پیشین است؛ بلکه فرصتی تاریخی برای باز طراحی و بازآفرینی آینده کشور است.
رشیدی در پایان گفت: آینده‌ای که در آن، فناوری‌های پیشرفته و صنایع فرهنگی، هنر و خلاقیت، در کنار یکدیگر، همزمان با بازسازی کشور، مسیر یک جهش پایدار و هوشمند دیگر را برای ایران عزیز هموار می‌سازند.