ترکیب ابزارهای تأمین مالی ریسک پروژههای اقتصادی را کاهش میدهید
تحلیلگر صنعت بیمه گفت: تجارب کشورهای مختلف نشان میدهد که بانکداری بیمهای میتواند در شرایط بحران اقتصادی و پساجنگ به عنوان ابزار مؤثر برای تقویت نظام مالی، افزایش دسترسی به خدمات مالی و مدیریت ریسکهای اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد.
باشگاه خبرنگاران جوان؛ کیمیا قلیپور - وحید نوبهار تحلیلگر صنعت بیمه در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی باشگاه خبرنگاران جوان گفت: بانکداری بیمهای (Bancassurance) یکی از الگوهای همگرایی نهادهای مالی، به معنای ارائه همزمان خدمات بانکی و بیمهای از طریق یک ساختار سازمانی یا شبکه توزیع مشترک بوده و هدف آن افزایش کارایی مالی، تنوعبخشی به درآمد مؤسسات مالی و گسترش دسترسی مشتریان به محصولات مالی است.
بانکداری بیمهای در شرایط عادی اقتصادی بهعنوان یک راهبرد تجاری برای افزایش سودآوری و توسعه بازار مورد استفاده قرار میگیرد، لکن اهمیت واقعی آن در شرایط عدم قطعیت، بیثباتی مالی و دورههای پساجنگ آشکار میشود.
هنگامی که اقتصاد با عدم قطعیت شدید، کاهش سرمایهگذاری و افزایش ریسکهای سیستماتیک مواجه است، ادغام خدمات بانکی و بیمهای میتواند نقش مهمی در بازسازی نظام مالی و تسهیل جریان سرمایه ایفا کند.
تجربه برخی کشورها که جنگ، بحرانهای مالی یا فروپاشی ساختارهای اقتصادی را پشت سر گذاشتهاند نشانگر آنست که بانکداری بیمهای میتواند به عنوان ابزار افزایش تابآوری نظام مالی عمل کند.
چالش اصلی پس از بحران در این کشورها بازگرداندن اعتماد عمومی به نظام مالی، ایجاد جریان پایدار سرمایه و مدیریت ریسکهای گسترده اقتصادی است.
شبکه بانکی بهتنهایی با محدودیت سرمایه و ریسک اعتباری بالا مواجه هستند، در حالی که شرکتهای بیمه گر نیز برای توسعه بازار به مجاری توزیع گسترده نیاز دارند.
الگوی بانک-بیمه با ترکیب این دو ظرفیت میتواند ساختار مالی کارآمدتری ایجاد نموده که هم تأمین مالی پروژههای اقتصادی را تسهیل کرده و هم ریسکهای مرتبط با سرمایهگذاری و فعالیتهای اقتصادی را پوشش دهد.
او افزود: تجربه کشورهای اروپای شرقی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نمونه قابل ملاحظهای از توسعه بانکداری بیمهای در شرایط گذار اقتصادی است.
بسیاری از این کشورها در دهه ۱۹۹۰ با بیثباتی اقتصادی، ضعف نظام بانکی و کاهش اعتماد همگانی مواجه بودند؛ لذا توسعه همکاری میان شبکه بانکی و بیمه گران بهتدریج به یکی از ابزارهای مهم برای تقویت بازارهای مالی تبدیل شد.
بانکهای لهستان، جمهوری چک و مجارستان با ایجاد مشارکت راهبردی با بیمه گران یا تأسیس شرکتهای بیمه گر وابسته توانستند شبکه گسترده شعب خود را برای فروش محصولات بیمهای به کار گیرند.
راهبرد مذکور علاوه بر افزایش ضریب نفوذ بیمه، به شبکه بانکی نیز امکان داد منابع درآمدی جدیدی ایجاد کرده و وابستگی خود به درآمدهای ناشی از تسهیلات اعتباری را کاهش دهند.
مطالعات بانک جهانی و سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نشان داده است که الگوی یادشده در دوره گذار اقتصادی به افزایش ثبات مالی و توسعه بازارهای مالی کمک کرده است.
این تحلیلگر صنعت بیمه اظهار کرد: نمونه دیگری از کاربرد بانکداری بیمهای در شرایط پسابحران را میتوان در تجربه کشورهای جنوب شرق آسیا پس از بحران مالی ۱۹۹۷ مشاهده کرد.
بسیاری از نظامهای بانکی منطقه در این دوره با بحران نقدینگی و افزایش مطالبات معوق مواجه شدند.
از اصلاحات ساختاری که با حمایت صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی اجرا شد میتوان به تقویت مقررات مالی، ادغام مؤسسات مالی و توسعه الگوهای جدید کسبوکار از جمله بانکداری بیمهای اشاره نمود.
بانکداری بیمهای درکره جنوبی و تایلند به عنوان ابزارتنوعبخشی درآمدی بانکها و افزایش کارایی سیستم مالی مورد توجه قرار گرفت.
پژوهشهای انجامشده نشان میدهد که پس از آزادسازی تدریجی مقررات مربوط به فروش محصولات بیمهای از طریق مجاری بانکی، ضریب نفوذ بیمه به شکل قابل توجهی افزایش یافت و دسترسی خانوارها به خدمات مالی گستردهتر شد.
در اقتصادهای پساجنگ که زیرساختهای اقتصادی آسیب دیده، بازارهای مالی کوچک و شکننده هستند و سطح ریسک سرمایهگذاری بالا است این الگو میتواند نقش مهمی در بازسازی اقتصادی ایفا کند؛ لذا ترکیب ابزارهای تأمین مالی بانکی با پوششهای بیمهای میتواند ریسک پروژههای اقتصادی را کاهش داده و سرمایهگذاران داخلی و خارجی را به مشارکت در فرآیند بازسازی ترغیب کند.
در برخی کشورهای بالکان که در دهه ۱۹۹۰ درگیر جنگ بودند، توسعه همکاری میان شبکه بانکی و بیمه گران در دهههای بعدی به افزایش دسترسی به خدمات مالی و تقویت بازار سرمایه کمک کرد.
گزارشهای کمیسیون اروپا نشان میدهد که توسعه الگوی بانک-بیمه در کشورهای یادشده باعث افزایش کارایی شبکه توزیع خدمات مالی و کاهش هزینههای عملیاتی مؤسسات مالی شده است.
او افزود: همچنین میتوان کارایی الگوی بانکداری بیمهای در شرایط بحران را با استفاده از مفهوم تنوعبخشی ریسک توضیح داد.
شبکه بانکی به طور سنتی در معرض ریسکهای اعتباری و نقدینگی قرار دارند و در سوی دیگر بیمه گران بیشتر با ریسکهای بیمهای و سرمایهگذاری مواجه هستند.
ادغام این دو حوزه میتواند به ایجاد یک پرتفوی متنوعتر از ریسکها منجر شده و ثبات مالی مؤسسات را افزایش دهد.
مطالعات Staikouras و Fiordelisi نشان داده که مؤسسات مالی دارای فعالیتهای ترکیبی بانکی و بیمهای در بسیاری از موارد از ثبات سودآوری بیشتری برخوردار بوده و در برابر شوکهای اقتصادی مقاومت بیشتری نشان میدهند.
او تاکید کرد: علیهذا توسعه بانکداری بیمهای در اقتصاد پساجنگ میتواند همراه با معضلاتی باشد که میتوان به ضعف چارچوبهای نظارتی و قانونی در این کشورها اشاره کرد.
ادغام فعالیتهای بانک و بیمه نیازمند نظام نظارتی هماهنگ و شفاف است تا از بروز ریسکهای سیستمی جلوگیری شود.
در آن سو سطح پایین دانش مالی در بسیاری از جوامع پساجنگ میتواند مانعی برای پذیرش محصولات مالی پیچیده باشد؛ لذا توسعه این الگو باید همراه با سیاستهای آموزشی و تقویت نهادهای نظارتی انجام شود.
نوبهار گفت: باید تاکید کرد تجارب کشورهای مختلف نشان میدهد که بانکداری بیمهای میتواند در شرایط بحران اقتصادی و پساجنگ به عنوان ابزار مؤثر برای تقویت نظام مالی، افزایش دسترسی به خدمات مالی و مدیریت ریسکهای اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد.
تحلیل تطبیقی تجربیات بینالمللی نیز نشانگر اینست که موفقیت این الگو تا حد زیادی به وجود چارچوبهای نظارتی مناسب، همکاری مؤثر میان بانکها و شرکتهای بیمه گر و استفاده از فناوریهای مالی نوین وابسته است.
همچنین با گسترش فناوریهای دیجیتال و توسعه فینتک و اینشورتک انتظار میرود الگوی بانکداری بیمهای نقش مهمتری در بازسازی اقتصادهای آسیبدیده و افزایش تابآوری نظامهای مالی در برابر بحرانهای آینده ایفا کند.