خرید یک کالای ایرانی تا کجا اثر میگذارد؟
به گزارش مشرق، علی قاسمی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
خرید یک قلم کالای ساخت داخل، تنها یک معامله خرد نیست.
این انتخاب، زنجیرهای از حلقههای پنهان را به حرکت درمیآورد؛ از فروشنده محلی و خط تولید کارخانه گرفته تا تأمینکنندگان مواد اولیه، صنایع پاییندستی و نهایتاً مؤلفههای کلان اقتصادی مانند اشتغال، تورم و وابستگی ارزی.
هر معامله، کوچک یا بزرگ، در کلان اقتصاد یک «تکانه» ایجاد میکند که در طول زنجیره تأمین منتشر میشود.
نزدیکترین حلقه به مصرفکننده، شبکه توزیع است.
وقتی تقاضا برای یک کالای داخلی افزایش مییابد، اولین نشانه آن در صندوق فروشنده ثبت میشود.
افزایش گردش مالی فروشگاهها به معنی کاهش نیاز به استقراض از سیستم بانکی و افزایش مالیات پرداختی به خزانه دولت است.
این حلقه، محل تلاقی پول نقد و کالاست و نخستین جایی است که اثر «جابهجایی تقاضا از خارجی به داخلی» خود را نشان میدهد.
با رسیدن سفارشهای بیشتر به کارخانه، دومین حلقه فعال میشود.
تولیدکننده برای پاسخ به تقاضای اضافی، ضریب ظرفیت خود را بالا میبرد.
مهمترین اثر در این حلقه، جلوگیری از تعدیل نیرو در شرایط رکودی و سپس ایجاد اشتغال جدید است.
در اقتصاد ایران که بسیاری از واحدهای تولیدی با ظرفیت کمتر از ۵۰ درصد کار میکنند، یک جهش ۵ تا ۱۰ درصدی در فروش میتواند خط قرمز اخراج کارگران را عقب بزند.
این حلقه، جایی است که خرید داخلی از یک «انتخاب مصرفکننده» به «واقعیت اشتغال» تبدیل میشود.
حلقه سوم به زنجیره تأمین و صنایع پاییندستی بازمیگردد.
کارخانه برای افزایش تولید، به مواد اولیه، قطعات نیمهساخته و خدمات لجستیک بیشتری نیاز دارد.
این نیاز، مستقیماً به صنایع تأمینکننده منتقل میشود.
این حلقه معمولاً از دید مصرفکننده پنهان است، اما اثر آن حیاتیتر است؛ زیرا یک جهش کوچک در تقاضای نهایی میتواند به دلیل اثر اهرمی زنجیره، جهشی بزرگ در تقاضای مواد اولیه ایجاد کند.
دورترین و مهمترین حلقه، سطح کلان اقتصادی است.
وقتی حجم قابل توجهی از تقاضا از کالای خارجی به سمت داخلی تغییر مسیر میدهد، چند متغیر اساسی تحت تأثیر قرار میگیرد: کاهش تقاضا برای ارز و تثبیت نرخ ارز، افزایش ارزش افزوده داخلی و رشد تولید ناخالص داخلی، بهبود کسری بودجه دولت از طریق افزایش درآمدهای مالیاتی و کاهش هزینههای حمایتی، و کاهش وابستگی به واردات در کالاهای استراتژیک.
این مدل در اقتصاد ایران قابل اندازهگیری است.
با استفاده از جدول دادهستانده بانک مرکزی میتوان دید هر یک ریال تقاضای نهایی برای یک کالای خاص، چه مقدار ارزش افزوده ایجاد میکند.
مثلاً در صنعت نساجی، ضریب تکاثر اشتغال حدود ۳.۵ است؛ یعنی یک شغل مستقیم در کارخانه پوشاک، ۲.۵ شغل دیگر در زنجیره تأمین ایجاد میکند.
منتقدان میگویند اگر کالای داخلی کیفیت پایینتری داشته باشد، این اثر زنجیرهای به ضرر مصرفکننده تمام میشود.
اما کیفیت پایین اغلب معلول فروش پایین است نه علت آن.
افزایش فروش میتواند چرخه معیوب را بشکند و طی چند سال کیفیت را ارتقا دهد.
آنچه گفته شد، نمایش سادهشده یک حقیقت پیچیده اقتصادی است: هر انتخاب مصرفکننده، یک حلقه در زنجیره بلندی از تولید، اشتغال، درآمد و تراز ملی است.
اثر پروانهای وجود دارد، چه آن را ببینیم و چه نبینیم.
آگاهی از این اثر، خود یک سرمایه است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.