مذاکره در شاهنامه؛ تبیین هویت و مشروعیت در میانه جنگ
در شاهنامه، مذاکرات و نامهنگاریها تنها ابزار توقف جنگ نیستند، بلکه بخشی از فرایند مشروعیتبخشی، تبیین مواضع و تعریف هویت طرفین به شمار میروند.
به گزارش خبرنگار مهر، در شهرکتاب مرکزی، نشست علمی ـ فرهنگی با موضوع «جنگ و مذاکره در شاهنامه» با سخنرانی نسرین فقیه ملک مرزبان مدرس دانشگاه الزهرا برگزار شد.
او در ابتدای سخنان خود با اشاره به اهمیت ادبیات در شکلگیری ذهنیت تاریخی و فرهنگی جوامع، تأکید کرد که ادبیات، اسطوره و تاریخ صرفاً روایتهایی متعلق به گذشته نیستند، بلکه همچنان بر شیوه تفکر، تصمیمگیری و مواجهه انسان معاصر با جهان اثر میگذارند.
وی با اشاره به برخی نظریههای روانشناختی، بهویژه دیدگاههای مرتبط با کارل گوستاو یونگ، بیان کرد که اسطورهها و روایتهای کهن در ناخودآگاه جمعی ملتها باقی میمانند و در رفتارها و الگوهای فرهنگی آنان بازتاب مییابند.
به اعتقاد او، بسیاری از عناصر هویتی ایرانیان همچنان تحت تأثیر شخصیتها و روایتهای اسطورهای شاهنامه قرار دارد و حتی ایرانیانی که در خارج از کشور زندگی میکنند نیز در برخی مناسبتها و آیینها، همچون نوروز، پیوند عاطفی خود را با این میراث فرهنگی حفظ میکنند.
این استاد دانشگاه با طرح این دیدگاه که شخصیتهایی چون جمشید، فریدون و رستم بهنوعی در ناخودآگاه فرهنگی ایرانیان حضور دارند، اظهار داشت که این کهنالگوها در شیوه تعامل، تصمیمگیری و حتی واکنشهای اجتماعی ایرانیان تأثیرگذارند.
جنگ سخت و نرم در شاهنامه
در ادامه، دکتر فقیه ملکمرزبان به مفهوم جنگ در شاهنامه پرداخت و توضیح داد که جنگ در این اثر صرفاً نبردی فیزیکی و نظامی نیست، بلکه دارای ابعاد فرهنگی، ذهنی، روانی و سیاسی نیز هست.
وی جنگهای شاهنامه را به انواع مختلفی همچون جنگهای داخلی، جنگ با بیگانگان، نبردهای تنبهتن و لشکرکشیهای گسترده تقسیم کرد و افزود که در کنار «جنگ سخت»، نوعی «جنگ نرم» نیز در شاهنامه قابل مشاهده است؛ جنگی که از طریق تحریک، نیرنگ، نمایش قدرت، اقناع، فریب یا تأثیرگذاری روانی بر دشمن شکل میگیرد.
او نمونههایی از این جنگ نرم را در روایتهای مربوط به رستم و اسفندیار، سیاوش و افراسیاب و دیگر داستانهای شاهنامه بیان کرد و گفت که بسیاری از درگیریها پیش از آغاز نبرد نظامی، در عرصه ذهن و روان شکل میگیرند.
دیو «آز» مهمترین عامل شکلگیری جنگها در شاهنامه
یکی از محورهای اصلی این سخنرانی، بررسی «آز» بهعنوان مهمترین عامل شکلگیری جنگها در شاهنامه بود.
سخنران توضیح داد که فردوسی بارها از واژه «آز» برای اشاره به زیادهخواهی، قدرتطلبی و سیریناپذیری انسان استفاده میکند و این مفهوم در بسیاری از نبردها و بحرانهای شاهنامه حضور دارد.
وی با استناد به متون کهنی چون «دینکرد» و «بندهش»، آز را مفهومی ریشهدار در اندیشه ایرانی دانست که حتی در برخی متون بهصورت «دیوی» با ویژگیهای ویرانگر معرفی شده است.
وی در ادامه توضیح داد بسیاری از جنگهای شاهنامه از میل به قدرت، کشورگشایی، انتقام یا برتریطلبی ناشی میشوند؛ با این حال، در برابر این انگیزهها، مفاهیمی چون دادگری، اخلاق، وطندوستی و دفاع از عدالت نیز قرار دارند.
او تأکید کرد که شاهنامه صرفاً ستایش جنگ نیست، بلکه بارها بر ضرورت عدالت و پرهیز از بیداد در هنگام نبرد تأکید میکند.
انتقام و کینخواهی حقی مشروع در شاهنامه برای گستردن داد
در بخش دیگری از سخنان خود، دکتر فقیه ملکمرزبان به موضوع «انتقام» در شاهنامه اشاره کرد و توضیح داد که انتقام در این اثر، برخلاف برداشت منفی امروز، گاه بهعنوان حقی مشروع تلقی میشود؛ البته در صورتی که بر پایه عدالت و حقخواهی باشد.
وی نمونههایی از داستان فریدون، ایرج، سیاوش و گرسیوز را در این زمینه مطرح کرد.
سخنران همچنین به مفهوم مذاکره در شاهنامه پرداخت و اظهار داشت که مذاکره در جهان اسطورهای فردوسی، گرچه با دیپلماسی مدرن تفاوت دارد، اما از ساختار و قواعد خاص خود برخوردار است.
او انواع مذاکره در شاهنامه را شامل گفتوگوهای مستقیم میان پهلوانان، پیامرسانی از طریق فرستادگان، نامهنگاریهای سیاسی و استفاده از واسطهها و موبدان دانست.
وی تأکید کرد که در بسیاری از این مذاکرات، «صحنهآرایی» و نمایش قدرت نقش مهمی ایفا میکند؛ بهگونهای که فرستادگان پیش از شنیدن پیام، تحت تأثیر شکوه دربار، جایگاه شاه یا عظمت سپاه قرار میگیرند.
به اعتقاد او، این شیوهها نشاندهنده نوعی درک سیاسی و روانشناختی در روایتهای شاهنامه است.
داستان «دوازده رخ» نمونه ای از مذاکره در میان جنگ
فقیه ملکمرزبان بر اهمیت شناخت متقابل ملتها تأکید کرد و گفت بسیاری از سوءتفاهمها و تنشهای امروز جهان ناشی از ناآگاهی فرهنگی و ناتوانی در شناخت متقابل است.
وی افزود که شناخت ادبیات و اسطورههای یک ملت میتواند به درک عمیقتر رفتارها و ذهنیتهای اجتماعی آن جامعه کمک کند.
او سپس به بررسی نمونهای برجسته از مذاکره در شاهنامه، یعنی مکاتبات میان «پیران ویسه» و «گودرز» در داستان «دوازده رخ» پرداخت و این بخش را نمونهای مهم از راهبردهای سیاسی، اخلاقی و روانی در فضای جنگ دانست.
وی توضیح داد که پس از وارد آمدن خسارتهای سنگین به سپاه توران و کشته شدن بسیاری از نزدیکان و فرماندهان پیران، او که وزیری خردمند و سیاستمدار معرفی میشود، تصمیم میگیرد از طریق نامهنگاری وارد مذاکره شود.
پیران در نامه خود خطاب به گودرز، ضمن یادآوری احترام و اماننامهای که پیشتر از سوی ایرانیان دریافت کرده بود، تلاش میکند موضع اخلاقی و انسانی به خود بگیرد و ایرانیان را به پایان دادن به جنگ دعوت کند.
این استاد دانشگاه افزود پیران در این نامه میپرسد که هدف واقعی از جنگ چیست؛ آیا هدف کشتار انسانها بوده است یا تصرف سرزمین و به دست آوردن مال و خواسته.
او در ادامه پیشنهاد میکند که اگر مسئله بر سر قلمرو یا ثروت است، بخشهایی از سرزمین و اموال را واگذار خواهند کرد، اما جنگ و خونریزی متوقف شود.
فقیه ملکمرزبان تأکید کرد که این نامه از نظر ساختار، زبان و شیوه اقناع، نمونهای مهم از مذاکره سیاسی در شاهنامه به شمار میآید.
وی سپس به ساختار کلی نامهها و مذاکرات در شاهنامه اشاره کرد و گفت اغلب این نامهها با ستایش خداوند یا اشاره به فرّه ایزدی پادشاه آغاز میشوند و سپس وارد بیان حکمت، پند، تمثیل و طرح مسئله میشوند.
به گفته او، در این متون، گذشته و پیشینه روابط طرفین نقش مهمی در استدلال و اقناع دارد و مذاکره صرفاً به معنای تبادل امتیازهای سیاسی یا نظامی نیست، بلکه نوعی تبیین هویت، اخلاق و جهانبینی نیز محسوب میشود.
سخنران همچنین به اهمیت «صحنهآرایی» در مذاکرات شاهنامه اشاره کرد و توضیح داد که در بسیاری از موارد، پیش از آنکه پیام یا نامهای خوانده شود، شکوه دربار، آرایش سپاه، لباسها، هدایا و تشریفات، بر فرستاده یا مخاطب اثر روانی میگذارد.
وی نمونههایی از توصیف دربار فریدون و منوچهر را مطرح کرد که در آنها، تخت شاهی، زیورآلات، سپاه، فیلها و شکوه کاخها بهگونهای تصویر میشوند که پیام قدرت و اقتدار را پیش از آغاز گفتوگو منتقل کنند.
فقیه ملکمرزبان در ادامه به پاسخ گودرز به نامه پیران پرداخت و اظهار داشت که این پاسخ نیز ساختاری کاملاً منظم و مفهومی دارد.
گودرز در جواب خود، بند به بند و موضوع به موضوع به سخنان پیران پاسخ میدهد و هیچ نکتهای را بیپاسخ نمیگذارد.
وی این شیوه را نوعی «شمارهگذاری مفهومی» در مذاکرات شاهنامه توصیف کرد؛ بدین معنا که هر ادعا، اتهام یا پیشنهاد، پاسخ مستقلی دریافت میکند.
مذاکرات و نامهنگاریها تنها ابزار توقف جنگ نیستند
او ادامه داد گودرز در پاسخ خود تأکید میکند که آغازگر جنگ، تورانیان بودهاند و ایرانیان پیشتر حتی به پیران و خاندان او امان داده بودند.
او همچنین پیران را به پیمانشکنی متهم میکند و یادآور میشود که تورانیان پیشتر نیز عهد خود را شکستهاند و نمونه بارز آن، سرنوشت سیاوش است.
سخنران خاطرنشان کرد که در این پاسخ، مفاهیمی چون وفاداری، عدالت، پیمان، خرد و مسئولیت اخلاقی، محور اصلی استدلالها را تشکیل میدهند.
وی افزود که در شاهنامه، مذاکرات و نامهنگاریها تنها ابزار توقف جنگ نیستند، بلکه بخشی از فرایند مشروعیتبخشی، تبیین مواضع و تعریف هویت طرفین به شمار میروند.
به همین دلیل، حتی در شرایط جنگی نیز پاسخگویی به مفاهیم و ارزشها اهمیت دارد و صرفاً مسائل مادی یا سرزمینی تعیینکننده نیستند.
«جنگ روانی» و «روانشناسی اجتماعی جنگ» در شاهنامه
در بخش دیگری از سخنان خود، دکتر فقیه ملکمرزبان به مفهوم «جنگ روانی» و «روانشناسی اجتماعی جنگ» در شاهنامه پرداخت و توضیح داد که بسیاری از رفتارها و آیینهای جنگی، ریشه در سنتها و ساختارهای اجتماعی دارند.
وی نمونههایی همچون نمکگیر کردن، استفاده از نمادهایی چون انگشتر و مهر حکومتی، و بهرهگیری از سنتهای فرهنگی برای تأثیرگذاری بر دشمن را از جمله عناصر جنگ روانی در شاهنامه دانست.
او تأکید کرد که جنگ در شاهنامه پدیدهای پیچیده و چندلایه است و عوامل متعددی همچون قدرتطلبی، ایدئولوژی، سنت، جغرافیا، نژاد، سیاست، ادبیات و باورهای فرهنگی در شکلگیری آن نقش دارند.
سخنران در همین زمینه بار دیگر به مفهوم «آز» بازگشت و آن را مهمترین عامل شکلگیری بسیاری از جنگها معرفی کرد.
وی با اشاره به پژوهشهای خود درباره مفهوم «آز» در متون کهن ایرانی اظهار داشت که در برخی منابع اسطورهای، «آز» نهفقط یک صفت اخلاقی، بلکه دیوی ویرانگر و سیریناپذیر معرفی شده است.
به اعتقاد او، فردوسی نیز آگاهانه از همین واژه در شاهنامه استفاده کرده و بارها آن را عامل اصلی خونریزیها، جنگها و فروپاشیهای اخلاقی دانسته است.
نسرین فقیه ملکمرزبان در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد که شناخت ادبیات، اسطورهها و روایتهای تاریخی برای فهم بهتر جامعه ایرانی ضروری است.
وی افزود که جوامع امروز نیز همچنان تحت تأثیر روایتها و الگوهای فرهنگی دیرینه خود قرار دارند و بدون شناخت این ریشهها، فهم رفتارهای اجتماعی و سیاسی امکانپذیر نخواهد بود.
این نشست با پرسش و پاسخ حاضران درباره مفاهیم جنگ، مذاکره، روانشناسی اجتماعی و نقش اسطورهها در فرهنگ ایرانی به پایان رسید.