سفری به باغ نگارستان،تاریخ در یک قاب جمع شد/داستان یک عکس بیتکرار
عکس معروفی که در کنگره هزاره فردوسی گرفته شد، عکسی تکرارناشدنی در تاریخ است.، چراکه هیچ زمان دیگر این تعداد ایران شناس در ایران گرد نیامده و در یک قاب جمع نشده اند.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: کنگره و جشن هزاره فردوسی مجموعه آیینهایی بود که در مهرماه سال ۱۳۱۳ شمسی در تهران برگزار شد.
این جشن یکی از مهمترین رویدادهای فرهنگی دوره پهلوی اول به شمار میآید که به مناسبت گذشت هزار سال از سرایش شاهنامه برگزار شد و هدف اصلی آن بزرگداشت مقام حکیم ابوالقاسم فردوسی و معرفی جایگاه شاهنامه در فرهنگ و ادب ایران و جهان بود.
برگزاری این جشن با محوریت وزارت معارف انجام گرفت، در میان برگزارکنندگان اصلی این رویداد فرهنگی، نام محمدعلی فروغی، علیاصغر حکمت و کیخسرو شاهرخ به عنوان میزبانان و سازماندهندگان اصلی ذکر شده است و حسن اسفندیاری به عنوان رئیس کنگره انتخاب شد.
همچنین عیسی صدیق به عنوان رئیس افتخاری کنگره معرفی شد و آرتور کریستنسن، هانری ماسه و عبدالوهاب عزّام وظیفه دبیری جلسه افتتاحیه را بر عهده داشتند.
داستان یک عکس
عکس معروفی که در کنگره هزاره فردوسی گرفته شد، عکسی تکرارناشدنی در تاریخ است، چراکه هیچ زمان دیگر این تعداد ایران شناس در ایران گرد نیامده و در یک قاب جمع نشده اند.
در این عکس تاریخی که در باغ نگارستان تهران گرفته شده، حاضران در شش ردیف ایستاده اند و نامهایشان به این ترتیب است:
ردیف اول (نشسته): حیدرعلی کمالی (ترکیه)، محمدتقی بهار، هانری ماسه (فرانسه)، عباس اقبال، عیسی صدیق، محمد آقااوغلو (آمریکا)، فرانکلین گونتر (آمریکا)، سباسستیان بک (آلمان).
ردیف دوم: جان درینکواتر (انگلستان)، عبدالوهاب عزام (مصر)، ژرژ کونتنو (فرانسه)، ابراهیم حکیمی، یوگنی برتلس (شوروی)، سفیر شوروی، حسن اسفندیاری، محمدعلی فروغی، خانم گدار، دستور نوشیروان (هند)، آرتور کریستنسن (دانمارک)، فریدریش زاره (آلمان)، عبدالحسین شیبانی، حسن پیرنیا.
ردیف سوم: مجتبی مینوی، ولیالله نصر، مهدی دیبا، حسن وحید دستگردی، میرزا یانس، بدیعالزمان فروزانفر، سعید نفیسی، جمیل صدقی زهاوی (عراق)، صادق رضازاده شفق، محمد فؤاد کوپرولو (ترکیه)، ابوالقاسم اعتصامزاده، محمد نظامالدین، ادوارد دنیسن راس، آشیکاگا آتسوجی (ژاپن)، زینالعابدین رهنما، آ.
آ.
بولوتنیکوف (شوروی)، محمدطاهر رضوی (هند)، غلامرضا رشید یاسمی.
ردیف چهارم: مایل تویسرکانی، احمد حامد صراف (عراق)، علیاصغر حکمت، یان ریپکا (چکسلواکی)، نصرالله فلسفی، محمد عشاق (هند)، آلکساندر فرایمان (شوروی)، سید عبد الکریم حسینی (حیدرآباد دکن ,هند)، عبدالعظیم قریب، علی نهاد بی (ترکیه)، شیخالملک اورنگ، احمد بهمنیار، رحیمزاده صفوی.
ردیف پنجم: ژوزف هاکن (فرانسه)، جلال همایی، یوری نیکولایویچ مار (شوروی)، علی قویم، آلکساندر روماسکویچ (شوروی)، یوزف اوربلی (شوروی)، جمشید جی اونوالا (هند).
ردیف ششم (ایستاده، بالا): بهرامگور آنکلساریا (هند)، احمد کسروی، نصرالله تقوی، ولادیمیر مینورسکی (انگلستان)، عبدالحمید عبادی (مصر)، آنتونیو پاگلیارو (ایتالیا)، ملک کرم، ارنست کوهنل (آلمان)، عباس خلیلی، علی جواهرکلام، ال.
آ.
مایر (فلسطین).
در کنگره علمی هزاره فردوسی بیش از چهل تن از خاورشناسان برجسته به نمایندگی از کشورهای خود (17 کشور جهان) حضور یافتند و به ارائه سخنرانیها و مقالات خود پرداختند، از جمله: بهرامگور آنکلساریا (هند)، جمشید جی اونوالا (از پارسیان هند)، یوگنی برتلس (از شوروی)، سباستیان بک (آلمان)، آنتونیو پاگلیارو (ایتالیا)، ادوارد دنیسن راس (انگلستان)، جمیل صدقی زهاوی (عراق)، یان ریپکا (چکسلواکی)، روماسکویچ (شوروی)، فریدریش زاره (آلمان)، عبدالحمید عبادی (مصر)، عبدالوهاب عزام (مصر)، فرایمان (شوروی)، فهیم بیر قدارویچ (یوگسلاوی)، آرتور کریستنسن (دانمارک)، ارنست کوهنل (آلمان)، کونتنو (فرانسه)، ژرژ مار (شوروی)، هانری ماسه (فرانسه)، سید عبد الکریم حسینی(حیدرآباد دکن ,هند)، ولادیمیر مینورسکی (انگلستان)، آشیکاگا آتسوجی (ژاپن)، محمد آقااوغلو (آمریکا)، جان درینکواتر (انگلستان)، ال.
آ.
مایر (فلسطین).
حاضران کنگره و نکاتی چند
وقتی به اسامی شرکت کنندگان نگاه کنیم، نکات جالبی به نظر میرسد.
نخست اینکه در فهرست مهمانان نام چهار ایران شناس عرب به چشم میخورد که دوتای از آنان قابل توجهاند، یکی جمیل الزهاوی، از عراق.
او از نخستین فیلسوفْ شاعران و پیشگامانِ عرب بود که علیه حجاب نوشت و شعرها سرود؛ وی فرزند ملامحمد فیضی فقیه و مُفتی مشهور بغداد بود.
دومین ایرانشناس عرب دکتر عبدالوهاب عزام از مصر است.
بنا به گفته مسعود بابالحوائجی در باب آشنایی اعراب با شاهنامه پیش از برگزاری گنکره هزاره فردوسی، و وجود ترجمههای عربی از آن، برخلاف تصور رایجی که آشنایی جهان عرب با شاهنامه را نتیجه برگزاری جشن هزاره فردوسی در سال ۱۳۱۳ش میداند، شواهد تاریخی نشان میدهد که ترجمههای عربی شاهنامه چند قرن پیش از این رویداد وجود داشتهاند.
دستکم سه ترجمه عربی از شاهنامه پیش از هزاره فردوسی شناخته شده بود، اما نکته مهم آن است که در تذکرهها و منابع فارسی هیچ اشارهای به این ترجمهها دیده نمیشود و ایرانیان عملاً از وجود آنها بیاطلاع بودند.
نخستینبار ادوارد براون، خاورشناس برجسته، در کتاب «تاریخ ادبیات ایران» به دو ترجمه عربی شاهنامه اشاره کرد؛ یکی ترجمه ابنبنداری در اوایل قرن هفتم هجری به سفارش یکی از فرمانروایان ایوبی شام و دیگری ترجمهای قدیمیتر از اثیرالملک نیشابوری در قرن ششم.
تا سال ۱۹۲۴م و پایان نگارش کتاب براون، تنها دو نفر از وجود نسخه ابنبنداری اطلاع داشتند: علامه محمد قزوینی که با براون همکاری داشت و دکتر عبدالوهاب عزام، استاد زبان فارسی دانشگاه قاهره، که در کمبریج از این نسخه تصویربرداری کرد.
عبدالوهاب عزام پس از بررسی ترجمه ابنبنداری دریافت که این اثر به نثر نوشته شده و با وجود دقت علمی بالا، بخشهایی از شاهنامه، بهویژه جزئیات جنگها، در آن حذف شده و حجم آن تنها حدود دوسوم متن اصلی را دربر میگیرد.
عزام برای رفع این کاستیها، بخشهای حذفشده را ترجمه و متن را تکمیل کرد.
تمامی این فعالیتها و آمادهسازی چاپ نخست ترجمه او تا سال ۱۳۱۰ش انجام شده بود؛ یعنی سه سال پیش از برگزاری جشن هزاره فردوسی در تهران و توس.
خود عزام نیز در این جشن حضور داشت و به پاس پژوهشها و ترجمهاش، مدال علمی دریافت کرد.
از اینرو، جشن هزاره فردوسی نه آغاز آشنایی جهان عرب با شاهنامه، بلکه مرحلهای در تداوم و رسمیتیافتن پژوهشها و ترجمههایی بود که پیشتر آغاز شده بودند.
نکته دیگر اینکه لئو آری مئیر ( به عبری: ליאו אריה מאיר ) معروف به ال.
آ.
مایر، شرق شناس برجسته یهودی، استاد تاریخ هنر، هنر اسلامی، ایران شناس و رئیس دانشگاه عبری اورشلیم بود؛ و از کشور «فلسطین» در این کنگره شرکت کرده، آن روزگار هنوز رژیم جعلی اسرائیل تشکیل نشده بود!
سومین نکته حضور ملکالشعرای بهار است در این کنگره، میدانیم که او مورد خشم رضاخان بوده و به زندان افتاده، و بعد از آزادی از زندان به اصفهان تبعید شده و در همان سال کارنامه زندان را پس از آزادی و تبعید به اصفهان به پایان برده بود.
سرانجام با وساطت محمدعلی فروغی و علی اصغر حکمت نزد شاه، اجازه حضور او برای حضور در جشن هزاره فردوسی گرفته شد و بهار قصیده بلند «آفرین فردوسی» را به این مناسبت سرود.
کوتاه سخن اینکه جشن هزاره فردوسی صرفاً یک مراسم بزرگداشت ادبی نبود، بلکه به عنوان نخستین گردهمایی بزرگ علمی در ایران شناخته میشود.
این رویداد نمادی از سیاست فرهنگی دولت پهلوی اول در جهت تقویت هویت ملی و برجستهسازی زبان و فرهنگ فارسی بود، هرچند به عقیده تاریخ پژوهان غرض رضاخان بهرهبرداری شخصی و هویت سازی و مشروعیتبخشی به خودش از مسیر باستانگرایی و برکشیدن نمادهای ملی مانند فردوسی و شاهنامه بود.
به هر روی این کنگره موجب گرفته شدن این عکس تاریخی شد، و بعدها مجموعه سخنرانیها و مقالات ارائهشده در کتابی با عنوان «هزاره فردوسی» منتشر گردید.