دیپلماسی به وقت شاخاب پارس
به گزارش مشرق، علیرضا توانا فعال رسانه در تلگرام نوشت:
شاخاب پارس، آبراهه ای که از میان سرزمین های ایران و عمان می گذرد تا خلیج فارس را به دریای عمان متصل سازد اکنون به محل بحث کشورهای دنیا تبدیل شده است.
تاریخچه تنگه هرمز را میتوان در آرشیو ملی انگلستان جستجو کرد اسنادی که نشان میدهد این آبراهه بخشی از سرزمین های ایران بوده است و به گفته مراجع ذی ربط ترافیک حدودا ۲۰ درصد از انرژی دنیا را در اختیار دارد اما به صورت ملموس و در عمل بیش از ۲۰ درصد را شامل می شود که اینگونه مطبوعات جهان را تحت تاثیر قرار داده است تا ذهن ها را آماده تشکیل یک ائتلاف بین المللی برای مدیریت این شاهراه سازند به گونه ای که اگر تردد برای تمام کشورها ناایمن است پس باید برای ایران نیز ایمن نباشد؛ موضوعی که باید در آینده به آن توجه ویژه داشت این است که ایران آماده سرمایه گزاری خارجی می باشد اما محل مناسبی برای همکاری مدیریتی در حوزه ژئوپلیتیک سرزمینی اش نخواهد بود.
پیش بینی می شود امسال در کنفرانس محرمانه بیلدربرگ با همکاری شورای روابط خارجی موضوع تنگه هرمز به عنوان پاشنه آشیلِ انرژی جهان مطرح و تصمیم گیری شده است.
همانگونه که بر اساس مدارک موجود، پیوند اروپا و آمریکا بهوسیله ناتو، ایجاد بازار مشترک اروپا، وقوع جنگ خلیج فارس، استعفای مارگارت تاچر، تحول نهضت اروپا، تحریم آرژانتین در جریان جنگ فالکلند، تقسیم آلمان به دو قسمت شرقی و غربی و… همه و همه در جلسات بیلدربرگ تصمیمگیری شدهاند.
اندیش ورزان و متفکران چه بپذیرند یا خیر، شرایط کشور از لحاظ سیاسی با قبل از جنگ اخیر بسیار متفاوت می باشد به گونه ای که اقتصادش با کشورهای همسایه از جمله کشورهای عربی دچار سکته مالی شده است ؛ اینبار دیگر ایران تنها کشوری در غرب قاره آسیا نیست بلکه به دلیل تنش های سیاسی، جنگ و ائتلاف منطقه ای اعراب علیه اش، تبدیل به کشوری شده است که تنگه هرمز را بسته و صدر اخبار را پوشش می دهد.
کشورهای مصرفکننده انرژی در اروپا و آسیا، که بخش مهمی از نیاز خود را از طریق این مسیر تأمین میکنند، همواره نسبت به امنیت کشتیرانی در این منطقه حساس بودهاند.
در چنین شرایطی، هرگونه تهدید علیه آزادی عبور و مرور کشتیها میتواند به افزایش فشارهای سیاسی و دیپلماتیک برای ایجاد سازوکارهای بینالمللی جهت تأمین امنیت این شاهراه حیاتی منجر شود به گونه ای که اروپا را از سیاست بیانیه به سیاست اجرایی وادار سازد.
در گذشته نیز نمونههایی از تلاش برای تشکیل ائتلافهای دریایی با هدف اسکورت کشتیها و تضمین امنیت مسیرهای کشتیرانی در خلیج فارس مشاهده شده است.با این حال، باید توجه داشت که هرگونه درگیری گسترده یا بسته شدن تمام و کمال تنگه هرمز پیامدهای اقتصادی بسیار سنگینی برای اقتصاد جهانی به همراه خواهد داشت و باالطبع آن تحریم های گسترده تری اعمال می شود به گونه ای که با افزایش چتر اطلاعاتی ،خرید و فروش کالا در کشور توسط عوامل خارجی تحت نظر قرار گرفته می شود.
اختلال در جریان انرژی میتواند به سرعت قیمت نفت را افزایش دهد، هزینههای حملونقل دریایی را بالا ببرد و فشار قابل توجهی بر اقتصادهای وابسته به واردات انرژی وارد کند.
به همین دلیل، بسیاری از قدرتهای جهانی معمولاً تلاش میکنند تنشها در این منطقه در سطحی کنترلشده باقی بماند و از تبدیل شدن آن به یک درگیری گسترده جلوگیری شود.
تجربههای تاریخی نشان میدهد که در بسیاری از موارد، دورهای از تنش و نمایش قدرت نظامی با مذاکرات پشتپرده و تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنش همراه میشود.
در سطح منطقهای نیز تحولات سیاسی و امنیتی میتواند بر جایگاه ایران در معادلات خلیج فارس تأثیر بگذارد.
افزایش اختلافات سیاسی، شکلگیری ائتلافهای منطقهای و رقابتهای ژئوپلیتیکی ممکن است به پیچیدهتر شدن وضعیت امنیتی منطقه منجر شود.
در چنین شرایطی، برخی کشورها ممکن است به دنبال افزایش حضور نظامی یا همکاریهای امنیتی با قدرتهای بزرگ باشند تا امنیت مسیرهای انرژی را تضمین کنند.از سوی دیگر، در صورت تداوم تنشها، کشورهای مصرفکننده انرژی ممکن است تلاشهای خود را برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز افزایش دهند.
توسعه خطوط لوله جایگزین، افزایش ذخایر استراتژیک نفت و تنوعبخشی به منابع انرژی از جمله اقداماتی است که در چنین شرایطی مورد توجه قرار میگیرد.
با این حال، واقعیت آن است که در کوتاهمدت هیچ مسیر جایگزینی نمیتواند به طور کامل جایگاه تنگه هرمز را در شبکه جهانی انتقال انرژی پر کند.در مجموع، تنگه هرمز همچنان یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان باقی خواهد ماند؛ نقطهای که در آن منافع اقتصادی، امنیتی و سیاسی بازیگران منطقهای و جهانی به یکدیگر گره خورده است.
به همین دلیل، آینده این منطقه احتمالاً نه در قالب یک تقابل تمامعیار، بلکه در چارچوبی از تنشهای کنترلشده، رقابتهای سیاسی و تلاشهای دیپلماتیک برای حفظ ثبات نسبی در جریان تجارت جهانی انرژی شکل خواهد گرفت.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.