نقش مردم در پیادهسازی اقتصادمقاومتی، در شرایط جنگی
به گزارش مشرق، علی حسن حیدری فعال رسانه در تلگرام نوشت:
رهبر معظم انقلاب بارها بر ضرورت اقتصاد مقاومتی تأکید کردهاند و آن را راهبردی اساسی برای مقابله با فشارهای خارجی و تضمین امنیت و استقلال کشور دانستهاند.
در این مسیر، صرفهجویی، استفاده بهینه از منابع، رعایت عدالت اقتصادی و مشارکت فعال مردم، از ستونهای اصلی موفقیت به شمار میآید.
اقتصاد مقاومتی، مفهومی است که فراتر از مدیریت بحران و مقابله با مشکلات کوتاهمدت است.
این رویکرد، برنامهریزی بلندمدت، تقویت تولید داخلی، کاهش وابستگی به منابع خارجی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی را محور خود قرار میدهد.
در شرایط جنگ اقتصادی یا فشارهای شدید خارجی، اقتصاد مقاومتی همانند سپری مستحکم عمل میکند و امکان ادامه زندگی عادی، تولید و رشد کشور را فراهم میآورد.
یکی از اصول کلیدی اقتصاد مقاومتی، صرفهجویی و مدیریت بهینه منابع است.
هرگونه اسراف یا استفاده غیرضروری از منابع ملی، نه تنها فشار اقتصادی را تشدید میکند، بلکه کشور را در برابر بحرانها آسیبپذیرتر میسازد.
رهبر انقلاب تأکید کردهاند که صرفهجویی یک فضیلت ملی است و فرهنگ آن باید در تمام سطوح جامعه نهادینه شود.
این موضوع شامل استفاده منطقی از انرژی، مواد اولیه، بودجه عمومی و حتی مصرف شخصی مردم میشود و به کاهش هزینهها و افزایش توان اقتصادی کشور کمک میکند.
نقش مردم در مدیریت اقتصاد مقاومتی از اهمیت ویژهای برخوردار است.
اقتصاد مقاومتی تنها به سیاستها و برنامههای دولت محدود نمیشود؛ مشارکت آگاهانه و فعال مردم، پیشران اصلی این رویکرد است.
شهروندان با انتخابهای اقتصادی هوشمندانه، حمایت از تولید ملی، رعایت صرفهجویی در مصرف و تقویت فرهنگ کار و تلاش، سهم مستقیم خود را در کاهش فشارهای اقتصادی و مقابله با دشمن ایفا میکنند.
هر خانواده، هر واحد صنفی و هر فرد با این رفتار مسئولانه، همانند یک ستون محکم در ساختار اقتصاد مقاومتی عمل میکند و باعث پایداری و پیشرفت کشور میشود.
نکته دیگر، عدالت اقتصادی و توزیع مناسب منابع است.
در شرایط فشار و محدودیت، رعایت انصاف و توازن در تأمین نیازهای عمومی و حمایت از اقشار آسیبپذیر، تضمینکننده همبستگی اجتماعی و انسجام ملی است.
بیعدالتی اقتصادی، شکافهای اجتماعی را عمیق میکند و زمینهی نارضایتی و ناهماهنگی داخلی را فراهم میآورد؛ پدیدهای که دشمنان خارجی به شدت از آن بهره میبرند.
بنابراین، توزیع عادلانه امکانات و ایجاد فرصتهای برابر، نه تنها یک ضرورت اخلاقی، بلکه یک ضرورت امنیتی و راهبردی است.
در شرایط جنگ اقتصادی، رعایت سه محور اقتصاد مقاومتی، صرفهجویی و عدالت اجتماعی و مشارکت فعال مردم، نه تنها ضامن بقا و پایداری کشور است، بلکه مسیر پیشرفت و استقلال ملی را هموار میکند.
هر فرد و نهاد در جامعه با عمل به این اصول و نقشآفرینی مسئولانه، نقشی مستقیم در مقابله با تهدیدهای خارجی و داخلی ایفا میکند.
بیتوجهی به این اصول، چه خواسته و چه ناخواسته، زمینهساز موفقیت دشمن و تضعیف توان ملی خواهد شد.
اقتصاد مقاومتی، صرفهجویی، عدالت اقتصادی و مشارکت فعال مردم، چهار ستون اساسی مقاومت و پیشرفت کشور در شرایط بحرانی هستند.
با مدیریت هوشمندانه منابع، حمایت از تولید داخلی، رعایت انصاف در توزیع امکانات، نهادینه کردن فرهنگ صرفهجویی و نقشآفرینی مسئولانه مردم، میتوان فشارهای خارجی را خنثی کرد و توسعه پایدار داخلی را تضمین نمود.
این مسیر، نه یک انتخاب اختیاری، بلکه یک ضرورت راهبردی و اخلاقی است که تضمینکننده استقلال، امنیت و آینده روشن کشور خواهد بود.
نقش تجمعات مردمی در تقویت انسجام ملی و تابآوری اجتماعی ایران در شرایط تنش و آتشبس: علی حسن حیدری
در تجربههای اجتماعی ایران، بهویژه در دورههای تنش منطقهای، فشارهای خارجی یا در شرایطی که نوعی آتشبس یا کاهش تنش ۵۷ روز اخیر نیز در آن قابل ارزیابی است، تجمعات و راهپیماییهای مردمی در حمایت از کشور، نظام سیاسی و در واکنش به تهدیدات آمریکا و اسرائیل را باید بهعنوان یکی از مؤلفههای مهم «تابآوری اجتماعی و انسجام ملی» تحلیل کرد؛ نه صرفاً یک رخداد نمادین یا مقطعی.
در این چارچوب، این تجمعات در وهله نخست بیانگر یک واقعیت مهم اجتماعی هستند: وجود ظرفیت بسیج اجتماعی در لحظات ادراک تهدید بیرونی.
در بسیاری از جوامع، زمانی که یک تهدید خارجی بهصورت واقعی یا ادراکی افزایش مییابد، بخشی از جامعه به سمت تقویت همبستگی، نمایش وحدت و اعلام حمایت از ساختارهای سیاسی و امنیتی حرکت میکند.
در ایران نیز این الگو در دورههای مختلف مشاهده شده است؛ بهویژه در مقاطعی که تنشهای منطقهای یا تهدیدهای مستقیم نظامی و امنیتی افزایش یافتهاند.
نکته مهم در تحلیل این تجمعات آن است که کارکرد اصلی آنها صرفاً «نمایشی» نیست، بلکه چندلایه است.
در سطح اول، این حضور خیابانی نوعی اعلام همبستگی ملی و بازتولید حس «ما بودن» در برابر یک تهدید بیرونی است.
در این سطح، جامعه از حالت پراکنده به یک وضعیت همافزا و متحد حرکت میکند.
در سطح دوم، این تجمعات نوعی بازنمایی سرمایه اجتماعی و سیاسی جامعه در فضای عمومی و بینالمللی هستند؛ یعنی پیام داخلی و خارجی همزمان تولید میشود.
در سطح سوم، این حضور میتواند نقش تثبیتکننده روانی داشته باشد؛ به این معنا که در شرایط فشار و اخبار متناقض، بخشی از جامعه از طریق حضور جمعی، احساس امنیت و انسجام بیشتری تجربه میکند.
در تجربههای تاریخی نیز مشاهده شده است که در بسیاری از کشورها، در شرایط جنگ یا تهدید خارجی، شکلگیری تجمعات حمایتی از دولت یا ساختار سیاسی افزایش مییابد.
برای مثال، در دوران جنگهای بزرگ یا بحرانهای امنیتی در کشورهای مختلف، موجهای حمایتی مردمی بهعنوان یکی از ابزارهای تقویت انسجام داخلی عمل کردهاند.
در ایران نیز تجربه جنگ تحمیلی نشان داد که حضور مردمی در صحنه عمومی، از راهپیماییها تا مشارکتهای اجتماعی، یکی از عوامل مهم در حفظ انسجام داخلی بوده است.
با این حال، تحلیل دقیق این پدیده نیازمند توجه به یک نکته کلیدی است: معنای این تجمعات تنها در لحظه شکلگیری آنها خلاصه نمیشود، بلکه در اثرات اجتماعی و روانی آنها قابل فهم است.
این اثرات را میتوان در سه سطح بررسی کرد:
نخست، سطح اجتماعی؛ جایی که این تجمعات به تقویت حس همبستگی، کاهش احساس انزوا و افزایش «سرمایه اجتماعی قابل مشاهده» منجر میشوند.
در چنین شرایطی، افراد احساس میکنند که در یک موقعیت جمعی مشترک قرار دارند و این امر به کاهش شکافهای اجتماعی در کوتاهمدت کمک میکند.
دوم، سطح سیاسی-ادراکی؛ این تجمعات میتوانند به تثبیت تصویر «وحدت اجتماعی» در فضای عمومی کمک کنند و پیام روشنی از انسجام داخلی به بازیگران خارجی منتقل نمایند.
در شرایطی که ادراک بیرونی از یک کشور اهمیت راهبردی دارد، این نوع کنشهای اجتماعی بخشی از تولید قدرت نرم محسوب میشوند.
سوم، سطح روانی؛ حضور جمعی در شرایط تهدید یا تنش میتواند به کاهش اضطراب فردی و افزایش احساس امنیت روانی در بخشی از جامعه منجر شود.
انسان در موقعیتهای بحرانی، تمایل دارد بخشی از یک جمع بزرگتر باشد تا احساس کنترل بیشتری بر محیط داشته باشد.
با این وجود، اثرگذاری این تجمعات وابسته به یک شرط اساسی است: تداوم ارتباط میان جامعه و نهادهای تصمیمگیر در قالب پاسخگویی و مدیریت مؤثر وضعیت عمومی.
اگر این ارتباط برقرار باشد، چنین تجمعاتی میتوانند به تقویت تابآوری اجتماعی کمک کنند و اگر این ارتباط تضعیف شود، اثر آنها محدود به سطح نمادین باقی خواهد ماند.
در جمعبندی میتوان گفت تجمعات حمایتی و راهپیماییهای مردمی در ایران در شرایط تنش یا آتشبس، بخشی از سازوکار طبیعی «بازتولید انسجام اجتماعی» هستند.
این پدیدهها نه صرفاً واکنشی احساسی، بلکه نوعی کنش اجتماعی معنادار در جهت نمایش همبستگی، تقویت سرمایه اجتماعی و ارسال پیام داخلی و خارجی محسوب میشوند.
در نهایت، ارزش راهبردی این حضورها زمانی بیشینه میشود که در کنار آن، فرآیندهای واقعی تقویت اعتماد، بهبود حکمرانی و کاهش فاصله میان واقعیت اجتماعی و ادراک عمومی نیز تقویت شوند؛ زیرا تابآوری پایدار نه فقط در خیابان، بلکه در کیفیت رابطه میان مردم و ساختارهای تصمیمگیری ساخته میشود.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.