ریزش دو میلیونی رباتها در حساب پهلوی/ وایرال سازی گارد جاویدان با صفحات فیک پس از جنگ!+ نمودار
رضا پهلوی از سال ۱۴۰۱ تاکنون تلاشهای بسیاری برای افزایش محبوبیت خود از طرق مختلف نظیر خرید فالوور، پولپاشی بین بلاگرها و ایرانیان متواری در خارج از کشور داشته است.
سرویس سیاست مشرق- اخیرا کاربران شبکههای اجتماعی متوجه پدیدهای غیرعادی در اینستاگرام شدند؛ افت ناگهانی تعداد فالوور بسیاری از صفحات پرمخاطب، از چهرههای سیاسی و رسانهای گرفته تا سلبریتیها، اینفلوئنسرها و برندهای بزرگ، شامل این ریزشهای شدید بودهاند.
بررسیها و گزارشهای منتشرشده نشان میدهد این کاهش گسترده، همزمان با اجرای مرحله تازهای از سیاستهای اینستاگرام برای مقابله با حسابهای جعلی، رباتها و اکانتهای غیرفعال رخ داده است.
به نظر میرسد متا در بهروزرسانی جدید خود تلاش کرده شاخصهای تعامل و تعداد دنبالکنندگان را واقعیتر و قابل اعتمادتر کند؛ اقدامی که باعث شد میلیونها حساب مشکوک یا کمفعالیت از چرخه این پلتفرم حذف شوند.
در این میان، دنبالکنندگان صفحه officialrezapahlavi نیز کاهش قابل توجهی را تجربه کرده و بر اساس دادههای منتشرشده، تعداد دنبالکنندگان آن از حدود ۱۱.۳ میلیون به حدود ۹.۸ میلیون نفر رسیده است.
این یعنی نزدیک به یکونیم میلیون فالوور از این صفحه حذف شدهاند.
پس از آن هم، طی چند روز از حدود ۹ میلیون و ۹۵۲ هزار نفر به حدود ۹ میلیون و ۸۳۹ هزار نفر کاهش یافته؛ یعنی افتی بیش از ۱۱۲ هزار دنبالکننده، معادل حدود ۱.۱۴ درصد کل فالوورها.
نکته قابل توجه، شدت افت در تاریخ ۵ مه ۲۰۲۶ است؛ جایی که این صفحه تنها در یک روز بیش از ۵۲ هزار دنبالکننده از دست داده، در حالی که در روزهای قبل، کاهشها عمدتاً بین یک تا سه هزار نفر در روز بوده است.
الگوی این ریزش ناگهانی، از نگاه تحلیلگران شبکههای اجتماعی، بیشتر با یک پاکسازی سیستمی از سوی اینستاگرام همخوانی دارد تا ریزش طبیعی مخاطبان.
معمولاً کاهش طبیعی فالوور روندی تدریجی و وابسته به تحولات سیاسی، رسانهای یا محتوایی دارد، اما افتهای شدید و همزمان در تعداد زیادی از صفحات بزرگ، بیشتر به حذف حسابهای غیرواقعی یا غیرفعال نسبت داده میشود.
سوابق پهلوی در جعل حسابهای سایبری
اواسط مهرماه بود که سامانه ربع پهلوی پس از برگزاری گردهمایی سلطنتطلبان در مونیخ با موضوع دفترچه اضطرار، یک وبسایت، برای این دفترچه راهاندازی کرد تا برای رضا پهلوی امضا جمعآوری کند.
سلطنتطلبان از زمان راهاندازی این کمپین با بکارگیری رباتها و شیوههای گوناگون اینترنتی، برای خود سیاهیلشکر فراهم کرده و عملاً آمار امضاها را دستکاری کردند تا وجهه از دست رفته پهلوی را احیا کنند.
در ابتدا گروههای سلطنتطلب و کانالهای خبری با افتخار ثبت ۱۰۰ تا ۳۰۰ هزار امضا در کمتر از ۳ روز را اعلام کردند؛ اما این دستکاری آمار به قدری عیان و ملموس شده بود که اکانتهای ضدانقلاب فاش کردند که موفق به ثبت چند امضا در این وبسایت شده و این موضوع را برای ربع پهلوی خجالتبار توصیف کردهاند.
ساعاتی بعد آش آنقدر شور شد که اکانتهای حامی پهلوی به صورت هماهنگ مدعی شدند که این جمعآوری امضاها همیشه نمادین بوده و تقلب درآنها عادی است!
حالا با گذشت ۳ هفته از آغاز کمپین، تعداد امضاها به یک میلیون ۴۰۰ هزار امضا رسیده است؛ صفحات مجازی طرفدار پهلوی نیز سرخوش از این آمار جعلی آن را یک دستاورد بیسابقه و بزرگ توصیف کردند.
پیشتر هم خبرنگاران موسسه کانادایی Citizen Lab و وبگاه خبری صهیونیستی هاآرتص، پرده از «یک عملیات نفوذ مبتنی بر هوش مصنوعی با هدف سرنگونی حکومت ایران» برداشتند.
این گزارش که روز دوم اکتبر منتشر شده بود، روایت میکند که اصل ماجرا این است که یک شبکه هماهنگ شامل بیش از ۵۰ حساب کاربری غیرواقعی یا inauthentic در ایکس یا توئیتر سابق، در حال اجرای عملیات مجازی و رسانهای هستند که نگارندگان این گزارش آن را PRISONBREAK - (فرار از زندان) توصیف کردهاند.
بر اساس این گزارش، هرچند شواهد حاکی از آن است که شبکه مجازی مورد نظر در سال ۲۰۲۳ ایجاد شده، اما تمامی فعالیتهای آن از ژانویه ۲۰۲۵ یعنی بهمنماه ۱۴۰۳ آغاز گردیده و تا زمان انتشار گزارش همچنان ادامه دارد.
همزمان با حمله رژیم صهیونیستی به ایران در ۲۳ خرداد، فعالیت این پروفایلها به شکلی کاملاً هماهنگ شدت گرفت.
ارزیابی نویسندگان گزارش این بود که انتشار برخی از پستها در صفحات عمومی و پربازدید توییتر که توانستهاند دهها هزار بازدید جذب کنند، نشاندهنده صرف هزینههای قابل توجه برای تقویت و ارتقای آن عملیات بود.
در نهایت، نتیجهگیری گزارش آن است که این عملیات به طور مستقیم توسط نهادی ناشناس وابسته به دولت اسرائیل یا واسطهها هدایت شده بوده است.
هدف استراتژیک و نهایی طراحان عملیات نفوذ «PRISONBREAK»، ایفای یک نقش کلیدی و از پیش تعریفشده در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ یعنی نقطه آغاز جنگ ۱۲ روزه بود.
با شعلهور شدن آتش این درگیری نظامی، این کمپین اطلاعاتی به طور کامل فاز عملیاتی خود را فعال کرد.
تمامی حسابهای جعلی و نیروهای سایبری که پیش از این به صورت پراکنده و نهان فعالیت میکردند، در این مقطع «محور واحد» گرد هم آمدند.
این شبکه هماهنگ، با پشتیبانی همهجانبه از حمله جنایتکارانه رژیم صهیونیستی به زبان فارسی، با تولید و تقویت گفتمانهای ضدایرانی، شایعات و روایتسازیهای جهتدار، کوشیدند تا افکار عمومی را تحت تاثیر قرار داده و فضا را ابتدا برای آشوب در کشور و اجرای عملیات فتح تهران، فراهم کنند.
کارشناسان امنیتی در روزهای اخیر پرده از این پروژه برداشتند و مشخص شد طبق اسناد، موساد انتظار داشت به محض آغاز عملیات، منافقین پروژهای با عنوان «فتح تهران» را آغاز کنند که حتی رضا پهلوی در شبکه اینترنشنال چهار فراخوان در این خصوص داده بود.
اما به لطف رصد دقیق اطلاعاتی و اتحاد ملی مردم ایران، این پروژه ناکام ماند و حتی با وجود تبلیغات گسترده منافقین در شبکههای اجتماعی، هیچکس به صفوف آنها نپیوست.
محبوبیت خریدنی نیست!
رضا پهلوی از سال ۱۴۰۱ تاکنون تلاشهای بسیاری برای افزایش محبوبیت خود از طرق مختلف نظیر خرید فالوور، پولپاشی بین بلاگرها و ایرانیان متواری در خارج از کشور داشته است.
اما هیچکدام او را به مقصود دلخواهش نرسانده و با وجود کمکهای کلان دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی پروژههای محول شده به او به نتیجه نرسیده است.
برخی رسانهها و فعالان فضای مجازی این اتفاقات رسانهای در اطراف رضا پهلوی را در چارچوب مهندسی ادراک و ایجاد تصویر اغراقآمیز از میزان محبوبیت خود تحلیل کردهاند.
گفته میشود بخشی از فالوورها صرفاً برای افزایش عدد، مانیتورینگ یا تقویت ظاهری نفوذ رسانهای صفحات حضور داشتهاند و نه بهعنوان مخاطب فعال و واقعی.
نکته مهمتر این است که این اتفاق بار دیگر مسئله اعتبار اجتماعی در عصر شبکههای اجتماعی را به مرکز توجه آورده است.
سالها تعداد فالوور بهعنوان یکی از مهمترین شاخصهای قدرت رسانهای، نفوذ سیاسی و محبوبیت اجتماعی شناخته میشد، اما موج جدید پاکسازیها نشان میدهد که اعداد خام، لزوماً بازتابدهنده میزان واقعی اثرگذاری نیستند.
اکنون بیش از هر زمان دیگری، نرخ تعامل، کیفیت مخاطبان و میزان مشارکت واقعی کاربران، جایگزین صرفِ عدد فالوورها در تحلیل نفوذ رسانهای شده است.
این تحلیل را میتوان در گزارش اخیر بیبیسی نیز درک کرد.
اواخر فروردین ماه، رسانه بیبیسی، در تحقیق مفصلی که منتشر کرد، به این نتیجه رسیده بود که در حوادث دیماه، بیش از حد به شعارهای حمایتی از رضا پهلوی بها داده است.
در گزارشی که مزدک آذر، پژوهشگر رسانه در گفتگو با بیبیسی فارسی ارائه داد، مدعی شد برای بررسی این موضوع، بیش از ۹ هزار محتوای منتشر شده در شبکههای اجتماعی از جمله توئیتر، اینستاگرام و تلگرام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
از این میان فقط ۴۵۰۰ مورد آن تکراری نبود.
در روند این بررسی، مشاهده شد که تنها حدود ۱۷ درصد از کل شعارهای موجود در ویدیوها به رضا پهلوی یا جریان حامی او مربوط میشود.
در تحلیل نحوه بازتاب این شعارها در رسانههای جریان اصلی، نظیر اینترنشنال و بیبیسی، مشخص شد که این رسانهها تا چه اندازه به نفع یا علیه جریانهای مختلف رفتار کرده و تا چه حد بیطرف بودهاند.
نتیجهی بررسیها نشان داد که اینترنشنال حدود ۴۰۰ درصد بیش از اندازه از رضا پهلوی و جریانهای حامی او حمایت کرده و بیبیسی نیز با ۲۰ روز تولید محتوا، حدود ۱۰۰ درصد به نفع رضا پهلوی پوشش داده است.
اما به گفته مزدک آذر بررسی دقیقتر ویدیوهای منتشر شده از خیابانهای ایران نشان میدهد که رسانهها، به ویژه بیبیسی، از بیطرفی خود فاصله گرفته و به وضوح به نفع رضا پهلوی و جریان حامی او عمل کردهاند.