ایران قدرت نوظهور پساجنگ خواهد بود/ نتانیاهو آمریکا را دژکوب اسرائیل کرده است
گرگ سایمنز، استاد علوم سیاسی، میگوید داریم وارد عصر متفاوتی میشویم که احتمالاً دوران «پساپَکساِمِریکانا» و پایان پروژه صهیونیستی خواهد بود، در حالی که ایران قدرت نوظهور این عصر است.
سرویس جهان مشرق - جنگ تحمیلی آمریکایی-صهیونیستی علیه ایران نهتنها منجر به اهداف آنان، شامل تغییر رژیم و نابودی برنامههای هستهای و موشکی جمهوری اسلامی، نشد، بلکه ایران را به یک قدرت بزرگ جهانی تبدیل کرد که در صورت اراده، میتواند اقتصاد تمام جهان را در تنگهی هرمز گروگان بگیرد.
«گرِگ سایمِنز» تحلیلگر نیوزیلندی و استاد علوم سیاسی و ارتباطات بینالملل، در گفتوگو با مشرق بیشتر دربارهی جنگ تحمیلی سوم، پیامدهای آن برای متجاوزان، و همچنین تأثیر آن بر آیندهی ایران توضیح میدهد.
در ادامه، ابتدا ویدیوی کامل مصاحبه با زیرنویس فارسی، و سپس متن مصاحبه آمده است.
مصاحبهی مشرق با «گرگ سایمنز» استاد نیوزیلندی علوم سیاسی و ارتباطات بینالملل (ویدیو زیرنویس فارسی دارد) [دانلود]
الآن که با هم صحبت میکنیم، اخباری دربارهی احتمال برگزاری دور دوم مذاکرات بین ایران و آمریکا وجود دارد.
به نظر میرسد پیشرفتی که منجر به آتشبس فعلی شد، ناشی از پذیرش پیشنهاد ۱۰ مادهای ایران توسط دولت آمریکا بوده.
اما در حال حاضر، آیا اسرائیل به آمریکا اجازه خواهد داد که با آن شرایط برای پایان نهایی جنگ و دستیابی به صلحی پایدار موافقت کند؟
یا فکر میکنید اسرائیل ترجیح میدهد به اقدام نظامی بازگردد؟
حتی اگر این گزینه به معنای صرف خون و ثروت بیشتر و همچنین فرسایش بیشتر جایگاه اخلاقی آمریکا باشد؟
به نظر من، این مسئله بیشتر از آنکه مربوط به خودِ اسرائیل باشد، مشخصاً به رژیم نتانیاهو مربوط میشود.
من فکر میکنم او ادامهی جنگ را در راستای منافع شخصی خود میبیند، زیرا همانطور که در طول این «بهاصطلاح آتشبسِ» نسبتاً متزلزل دیدیم، پلیس اسرائیل دوباره تحقیقات فعال خود را دربارهی فساد و سوءاستفادهی او از قدرت به جریان انداخته.
بنابراین او به تداوم این جنگ نیاز دارد تا وجودِ نکبتزدهی خودش را بیرون از زندانهای اسرائیل نگه دارد؛ نه به خاطر جنایاتی که علیه جهان انجام داده، بلکه جرائمی که علیه شهروندان خود اسرائیل مرتکب شده.
نتانیاهو یک خودشیفتهی مطلق است؛ خودبزرگبینیاش باورکردنی نیست.
تنها به خودش فکر میکند.
[شعارش] «اول، نتانیاهو»ست؛ و نشان داده حاضر است نهتنها خون و ثروت آمریکا، بلکه خون و ثروت اسرائیل را نیز فدای منافع شخصی خود کند.
ما در اسلامآباد میبینیم که «جِی دی ونس» به نتانیاهو گزارش میدهد [و از او دستور میگیرد]، که واقعاً حیرتآور است.
نفر دوم ساختار قدرت در آمریکا از رئیسِ یک دولت خارجی دستور میگیرد؛ آن هم رئیس دولتی به منفوریِ نتانیاهو.
به نظر میرسد بستن تنگهی هرمز یک اقدام نبوغآمیز از سوی ایران بود؛ دستکم به این دلیل که پیامدهای جنگ را به آمریکا و مردم این کشور چشاند.
آیا جدای از این مسئله و همچنین با احتساب آن، نشانهای میبینید که نشان دهد جنگ در حال ایجاد تأثیرات اقتصادی در آمریکاست؟
بله، کاملاً قطعاً، زیرا موضوع فقط انرژی نیست، بلکه کود و بسیاری چیزهای دیگر است.
شاهد دشواریهای گستردهای هستید؛ نهتنها برای آنهایی که انتظارش را دارید، مانند مسافران روزمره، سفرهای هوایی یا هر چیز دیگری که از سوختهای فسیلی استفاده میکند، بلکه شما کود هم ندارید؛ در حالی که الآن شروع فصل زراعت است.
بنابراین، در کوتاهمدت دربارهی قیمت و پیامدهای انرژی صحبت میکنیم، اما در میانمدت و بلندمدت، دربارهی پیامدهای دیگر از جمله امنیت غذایی صحبت خواهیم کرد که به مخاطره میافتد.
و همچنین، مسئلهی دستیابی به عناصر دیگر مطرح خواهد بود.
مثلاً چهطور میخواهید تراشه و ریزتراشه بسازید؟
چون گازها و مواد لازم برای تولید آنها معطل ماندهاند.
عرضهی جهانی محدود شده.
شهروندان آمریکایی نسبت به آنچه در جهان اتفاق میافتد کاملاً غافل هستند، و تنها زمانی علاقهمند میشوند که موضوع به جیبشان ضربه بزند.
اکنون [جنگ ایران] واقعاً دارد به جیبشان ضربه میزند، و دونالد ترامپ، «الههی دروغین مورد علاقهی همه» [اشاره به عکس ترامپ که خود را مسیح جا زده بود] به عنوان مسئول این وضعیت دیده میشود.
دارد میگوید مزایای اجتماعی شما قطع شده، بهداشت و درمان، آموزش و تأمین اجتماعی برای دهکهای پایین.
همهی اینها قطع شدهاند تا این افراد بتوانند از عهدهی هزینههای یک «جنگِ انتخابی» علیه ایران بربیایند.
مردم اکنون دیگر واقعاً آن احساس میهنپرستی را ندارند.
به علاوه، شاهد اعترافات کاملاً تکاندهنده از سوی افرادی بودهایم که انتظارش را نداشتیم؛ مانند «[جان] برنان» رئیس سابق سیآیای.
او در یک مصاحبهی زندهی تلویزیونی گفت به آنچه مقامات ایرانی میگویند بیشتر اعتماد دارد تا آنچه ترامپ میگوید.
چیزهای زیادی وجود دارد که ممکن است روی آنها شرطبندی کنم، اما این اتفاق قطعاً یکی از آنها نبود، چون چنین چیزی بسیار دور از ذهن بود.
اما به هر حال، وضعیت اینگونه است.
برخی افراد پیشاپیش دربارهی ظهور ایران پس از جنگ به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی صحبت کردهاند، با سلاح عظیمی که چهبسا حتی از سلاح هستهای هم تأثیرگذارتر باشد.
میتوانیم بگوییم ایران پیشاپیش در دریای عمان و خلیج فارس سلاح هستهایش را آزمایش کرده است.
به نظر شما بعد از جنگ چه اتفاقی برای ایران خواهد افتاد؟
برداشت شما چیست؟
میتوانیم درک کنیم چرا اسرائیل و آمریکا این جنگ را شروع کردند.
از دید آمریکا، مسئله، بازپسگیری غرور جریحهدارشدهی آنها در [انقلاب اسلامی] سال ۱۹۷۹ است؛ وقتی ایران یک کشور دستنشانده بود و مستقل شد؛ و علاوه بر آن، تکبر و نادانی آمریکا.
اسرائیل نیز با کمال میل حاضر است آمریکا را قربانی کند، زیرا از نظر آنها آمریکا نقش دژکوب را دارد.
اگر آنها به نابودی ایران کمک کنند، این کار به قیمت نابودی قدرت آمریکا در منطقه تمام خواهد شد.
[از دید اسرائیل] مسئله به پروژهی «اسرائیل بزرگ» مرتبط است، چون ایران مانعی بر سر راه تحقق پروژهی اسرائیل بزرگ است.
اما هر دو شکست خوردهاند.
داریم وارد عصر بسیار متفاوتی میشویم که احتمالاً دوران «پساپَکساِمِریکانا [1]» [«پساصلح آمریکایی»] خواهد بود.
احتمالاً پایان پروژهی صهیونیستی نیز خواهد بود، چون آنها از نظر داخلی کشوری درهمشکسته و گسسته هستند؛ علاوه بر خساراتی که [از بیرون] متحمل شدهاند؛ در حالی که ایران قدرت نوظهور است.
و البته این پیامدهای بزرگی هم برای آن کشورهای اقماری و دستنشاندهی سابق آمریکا در خلیج [فارس] دارد.
به عنوان مثال، قطر خیلی زود متوجه شد که وجود پایگاههای آمریکایی در کشورش تضمینی برای امنیت آنها نیست، بلکه ابزاری برای اِعمال قدرت آمریکا علیه کشورهای دیگر است.
به این معنا که به جای آمریکا قطر است که ضربه میخورد.
به نظر میرسد امارات متحدهی عربی در مقابل این درک حقیقت کمی «مقاوم»تر است، اما فکر میکنم خواهیم دید [که امارات نیز به این درک میرسد].
مزیتهایی که کشورهای خلیج [فارس] داشتند و آنها را ثروتمند، شکوفا و قدرتمند میکرد، اکنون از بین رفته، چون اینها بر پایهی یک «نمای ظاهری» و برداشتی از امنیت (امنیت فیزیکی و شکوفایی اقتصادی و غیره) استوار بود که اکنون ثابت شده یک توهم بودهاند؛ بهویژه وقتی یک بازیگر یا بازیگران مجنون خارجی، یک درگیریِ انتخابی را در غرب آسیا ایجاد میکنند.