کارت پهلویها برای همیشه سوخت!
به گزارش مشرق، محسن گودرزی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
جنگ رمضان به ایستگاه اولین آتش بس خود رسیده است و در این چهل روز نبرد نفس گیر میان ایران و آمریکا و اسرائیل، اتفاقات جالبی رخ داد که بازخوانی و مرور آن چه گذشت باعث میشود تا با یک گزاره قطعی و غیر قابل انکار رو به رو شویم؛ کارت شانس پهلویها و پهلوی چی ها برای همیشه تاریخ سوخت!
بله درست است خاندان پهلوی برای نیم قرن به صورت مستقیم ایران عزیز ما را مستعمره و دست نشانده قدرتهای برتر خارجی کرده بودند و راضی بودند تا میلیونها ایرانی کفن شوند اما یک بیگانه مبادا ابرو اش خم شود و خب عاقبت چنین نوع مواجههای با مردم بزرگ و رشید و پر صلابت ایران عزیز ما، تو دهنی محکم مردمی در انقلاب سال 1357 بود.
از آن زمان یک موضوع همیشگی برای پهلویها به عنوان فکت غیر قابل انکار آن بود که قطعاً و یقیناً در میان مردم ایران هیچ جایگاه و محبوبیتی ندارند فلذا تصمیمشان بر آن بود تا با آخرین دزدی بزرگ تاریخ که همراه با صدها چمدان و ساک، طلا و جواهر و دلار و ثروت مردم ایران زمین بود برای همیشه تاریخ از این سرزمین فرار کنند و با این ثروت دزدیده شده از جیب ملت شریف ایران خوش گذرانی کرده و عملاً با سیاست هم دیگر کاری نداشته باشند.
به بیان بهتر گور خودشان را برای همیشه تاریخ گم کنند.
اما دستگاهها و سرویسهای جاسوسی و اطلاعاتی خارجی و به ویژه موساد در تلاش بود تا به هر طریق ممکن ایران اسلامی خمینی و خامنهای را تهدید، تضعیف و مورد ضربه قرار دهد.
در این میان یکی از بهترین سناریوها این بود تا از ساده لوحی و البته کینه توزی خاندان پهلوی مجدداً استفاده و بهره برداری کند.
در این روش با توجه به اینکه مردم ایران بعد از گذشت تقریباً 50 سال از حکومت نامشروع پهلوی تقریباً خالی الذهن شده و حافظه تاریخیشان از وضعیت واقعی آن زمان به محاق رفته بود و همچنین با توجه به اینکه نسلهای جدیدتر مردمی کمتر سالهای حکومت داری پهلوی را درک کرده بودند فلذا تصورها بر آن بود که میتوان تاریخ را به گونهای دیگر و غیر از آن چه واقعاً بود روایت کرد و بنابراین در این الگو ابتدا با افسانه پردازیهایی دوران سیاه پهلوی را سفید نشان دادند و سپس با سیاه نمایی دوران انقلاب اسلامی و با سرخورده کردن و با تحقیر کردن دوران انقلاب اسلامی تلاش کردند تا مجدداً پهلویها را به صدر خواسته مردمی برگردانند.
در این پروژه بزدلانه و حقیرانه سرویسهای اطلاعاتی سی آی ای و موساد، اصلیترین نقش و کنش گری را علیرضا پهلوی، پسر محمد رضا پهلوی بر عهده داشت.
او که از ابتداییترین ملزومات حکومت داری و سیاست ورزی هم به دور است و عملاً کسی او را بازی نمیدهد به ناگاه در انواع رسانههای ضد ایرانی حضور پیدا کرد و همراه با لابی گری های صهیونیستها ابتدا در برخی کنفرانسها و همایشها به عنوان نماینده ایران حضور پیدا کرد و سپس کار به جایی رسید که با نخست وزیر جنایت کار رژیم صهیونی و رئیس جمهور شیاد و قمار باز ایالات متحده هم دیدار و نشست هایی را برگزار کرد و با وقاحت تمام خواستار بمباران ایران و تلاش برای مداخله خارجی جهت برگرداندن خود به عنوان پادشاه در ایران شد.
تا همین جا هم میزان کینه توزی و خیانتهای خاندان پهلوی در قبال ایران جان ما برای همگان مشخص شده است اما داستان از نهم اسفند ماه 1404 شکل جدیتری به خود گرفت.
ایالات متحده و اسرائیل ناگهان افسار پاره کردند و اقدام به عملیات نظامی در ایران و بمباران مدارس، بیمارستانها، شهرها، منازل مسکونی و ترور دانشمندان، اساتید، فرماندهان و جمع بزرگی از مردم ایران کردند.
موضع گیری اولیه رضا پهلوی در مقابل چنین اقدام وحشیانه آمریکایی صهیونی اما چیزی جز نگرانی برای جان سربازان آمریکایی صهیونی و فاقد اهمیت خواندن جان مردم ایران نبود.
تصور پهلویها آن بود که مردم ایران انقلاب اسلامی را پس میزنند و دقیقاً مشابه اخراج خاندان پهلوی از ایران، مسئولین انقلاب اسلامی را هم از کشور اخراج خواهند کرد.
فکر میکردند که مسئولین جمهوری اسلامی ایران هم مانند پدر و پدربزرگ بی لیاقت پهلویها در مقابل تهاجم بیگانگان سریعاً تسلیم شده و کشور را دو دستی به آنها تقدیم میکنند و بعد هم خود با خفت و خواری از ایران فرار میکنند.
کلاً و حاشا که هیچگاه چنین اتفاقی نیافتاد و شاهد ایستادگی، غیرت، مقاومت ملی و مبارزه در مقابل تهاجم بیگانگان بودیم.
مردم شریف و انقلابی همیشه در صحنه هم برای چهل شبانه روز با حضور خود در میادین و خیابانها اعلام حمایت کامل خود را از مسئولین و فرماندهان جمهوری اسلامی ایران فریاد زدند.
به بیان بهتر پهلوی و پهلوی چی ها هر چه رشته بودند پنبه شد.
نحوه مواجهه و برخورد نتانیاهو و ترامپ از این رضا پهلوی شکست خورده و مأیوس هم همانطور که انتظار میرفت به مانند دستمال توالتی بود که بعد از استفاده از آن به سطل زباله انداخته شد.
فریادهای از سر استیصال پهلوی و پهلوی چی ها مبنی بر توجه کردن و استفاده کردن از ظرفیت آنها در مقابل ایران اسلامی با پاسخ منفی و بی توجهی کاخ سفید و باند جنایتکار حاکم بر سرزمینهای اشغالی مواجه شد.
امروز بعد از چهل روز جنگ نفس گیر ایالات متحده ضمن پذیرش پیش شرطها و چارچوبهای تعیین شده جمهوری اسلامی ایران برای انجام مذاکرات، احترام بیشتری به ایران و ایرانیان میگذارد و با پذیرش شسکت پروژه بازگرداندن پهلویها، در این برهه تلاش دارد تا ابتدا خود را از این باتلاق شکست بیرون کشانده و به نوعی به یک توافق امنیتی در منطقه غرب آسیا با محوریت ایران برسد.
شاید سخت باشد تا پیش از امضای هر توافقی میان ایران و آمریکا بخواهیم تا کمیت و کیفیت پیروزی ملت ایران در برابر ایالات متحده و سگ هارش در منطقه سخن بگوییم اما یک گزاره قطعی و غیر قابل انکار وجود دارد و آن این است که چه توافقی شکل بگیرد و چه جنگ ادامه دار باشد، جمهوری اسلامی ایران برای همیشه تاریخ مانا و ماندگار است و پهلویها آخرین کارت بازی خود را از دست داده و برای همیشه تاریخ از یادها خواهند رفت.
این گزاره از این باب اهمیت دارد که پروژه چندین ساله موساد و سی آی ای برای بازگرداندن خاندان منحوس و خائن پهلوی به شکست کشیده شده است.
بهرحال بازنده قطعی و بزرگ این جنگ پیش از ایالات متحده و اسرائیل، پهلویها و پهلوی چی های بی ادب و فحاش هستند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.