حتی با «پسته» ایران هم دشمنی میکنند؛ راز ایرانستیزی خانواده میلیاردر آمریکایی که از تحریم، انحصار و حمله به انبارهای غذایی سیرجان سود بردند
یک روزنامهنگار تحقیقی آمریکایی، به نقش یک خانوادهی یهودی با اصالت اوکراینی در ایران-ستیزی بنیادین سیاست خارجی آمریکا(در کنار دیگر خاندانهای زرسالار یهودی صهیونیست) پرداخت.
به گزارش سرویس جهان مشرق، بامداد روز ۲۳ اسفند، جنگندههای دشمن آمریکایی-صهیونی، در حملهای به شهر سیرجان، یک کارخانه مواد غذایی را مورد اصابت قرار دادند.
طبق گزارش رسانههای محلی، خوشبختانه در این حرکت ددمنشانه هیچ کدام از هموطنان ما آسیب ندید، اما انبار مواد اولیه این کارخانه که عمدتا «پسته» بود در آتش سوخت.
به راستی، هدف قراردادن یک انبار مواد غذایی در جریان جنگ، فقط از رژیمهای هار، وحشی و شیطانصفتی چون آمریکا و اسراییل، چندان غیرمنتظره نبود و نیست، اما در این حمله، به احتمال قوی، سرانگشت یک «کینهورزی» شخصی نیز در میان بوده است.
نقش «الیگارشی زرسالاران» عمدتا یهودی، در حاکم کردن ایران-ستیزی به عنوان یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی آمریکا به طور عام، و در به قدرت رساندن یک جریان افراطی-اعتقادی به اصطلاح «مسیحی صهیونیست» ذیل برند دونالد ترامپ، به طور خاص، امری پنهان و پوشیده نیست.
در همین جنگ تحمیلی که هنوز در آن قرار داریم، نقش و عملکرد ایران-ستیز خاندانهای زرسالار صهیونیست چون روتشیلد و جی.
پی مورگان و چهرههایی چون لری الیسون و ایلان ماسک به وضوح بر هر چشم بینایی عیان است.
اما در ماجرای حمله به انبارهای غذایی سیرجان، دست یک خانوادهی کمتر معروف در فضای داخلی به احتمال قوی در کار بوده است: خانوادهی یهودی رِزنیک(Resnick)
یاشا لِوین، روزنامهنگار تحقیقاتی و نویسندهی آمریکایی، که از قضا خود تبار یهودی، اما بینش ضدصهیونی دارد، در مقالهای در فوریه ۲۰۲۴، به نقش یک خانوادهی صهیونیست با اصالت اوکراینی در ایران-ستیزی بنیادین سیاست خارجی آمریکا(در کنار دیگر خاندانهای زرسالار یهودی صهیونیست) پرداخت که در ادامه یافتههای او را مرور می کنیم.
طبق گزارش لِوین، لیندا و استوارت رزنیک — آن میلیاردرهای بورلی هیلزی که جنایتکاران اقلیمیِ ویرانگر کالیفرنیا هستند تا از انحصار پسته و بادام خود ثروت و قدرت بسازند — طرفداران پروپاقرص اشغالگری هستند.
آنها میلیونها دلار به نهادهای خیریه مختلف مرتبط با ساختار اشغالگری اسرائیل، از جمله مستقیماً به ارتش تروریستی آن، سرازیر کردهاند.
بر اساس گزارشهای مالیاتی بنیادشان، سالانه بین ۵۰۰ تا ۲۰۰ هزار دلار به ارتش تروریستی اسرائیل دادهاند که بیشتر آن از طریق سازمانی به نام «دوستان آمریکایی نیروهای دفاعی اسرائیل» منتقل شده است.
مجموع این کمکها به میلیونها دلار میرسد — فقط بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ مبلغ ۲.۴ میلیون دلار.
اما این حمایت مالی از ارتش، شامل کمکهای بسیار بیشتر رزنیکها به نهادهای بهاصطلاح «آموزشی» نمیشود — نهادهایی که ارتباط تنگاتنگی با ساختار نظامی و اشغالگری اسرائیل دارند.
همچنین شامل فعالیت آنها در یک اندیشکدهی نومحافظهکار وابسته به ایپک (AIPAC) — بزرگترین لابی اسرائیل در آمریکا — نیست.
اگر حمایت از این نهادهای قدرت نرم اشغالگری را هم اضافه کنیم، مجموع پشتیبانی خانوادهی رزنیک از رژیم روزافزون نسلکش اسرائیل به دهها میلیون دلار میرسد، هرچند رقم دقیق آن قابل تعیین نیست.
قطعا حمایت آنها از رژیم اسرائیل، مانند بسیاری از یهودیان آمریکایی، به باورهای سیاسیشان دربارهی ضرورت وجود یک «ملت یهودی» — کشوری که در کنترل و ادارهی یهودیان باشد — گره خورده است.
اما برای رزنیکها، این حمایت لایهای عمیقتر هم دارد.
انحصار پستهی رزنیکها یک بُعد ژئوپلیتیک بسیار خاص دارد: این انحصار بر پایهی دخالت آمریکا در غرب آسیا شکل گرفته است.
دقیقاً بر پایهی سرنگونی دموکراسی در ایران توسط آمریکا و حمایت از شاه — دخالتی که نتیجهی معکوسِ تماشایی آن، گروگانگیری ۵۲ آمریکایی از سفارت ایالات متحده در سال ۱۳۵۷ بود.
نتیجهی این بازگشتِ آتش، تهاجم بیشتر به ایران شد: تحمیل تحریمهای فلجکننده.
همین تحریمها برای نخستین بار در تاریخ، صنعت پستهی ایران را از تجارت جهانی جدا کرد و به رِزنیکها اجازه داد تا در کالیفرنیا وارد کسبوکار پسته شوند.
به جز یک وقفهی کوتاهِ نسبی در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما، تحریمهای اقتصادی علیه ایران در دوران هر رئیسجمهوری پس از کارتر ادامه یافته و تشدید شده است؛ ایران را به یکی از تحریمشدهترین کشورهای جهان تبدیل کرده و به رزنیکها امکان داده که صنعت پستهی آمریکا را از صفر بسازند — صنعتی که از تولید صفر به دو برابر ایران رسید.
با وجود همهی این تحریمها، ایران هنوز رقیب اصلی رزنیکها و صنعت پستهی آمریکا بوده است.
بنابراین مبارزهی مداوم با ایران برای سهم بازار جهانی — چه در اروپا، چین، کرهی جنوبی، روسیه یا هند — یکی از اهداف اصلی رزنیکها بوده است.
آنها این مبارزه را با حمایت از سیاستمداران و لابیهایی که مواضع سرسختانهای در قبال ایران دارند، به راه انداختهاند — چه از طریق پشتیبانی از تحریمها، افزایش تعرفههای خارجی، یا استدلال برای حمله و حتی جنگ تمامعیار.
رژیم صهیونی کجای این ماجرا قرار میگیرد؟
این دشمنی دیرینهی اجماع سیاست خارجی آمریکا با ایران نزدیک به نیم قرن ادامه داشته است.
در حال حاضر، این دشمنی عملاً از لابی اسرائیل و منافع رژیم اسرائیل قابل تفکیک نیست.
افراد و سازمانهایی که در آمریکا از سیاستهای تند ضدایرانی حمایت میکنند، همانهایی هستند که به طور کامل از اشغالگری مداوم نظامی صهیونیستها پشتیبانی میکنند.
یک نمونه، مؤسسهی واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک است: اندیشکدهای که به عنوان بازوی پنهان ایپک (AIPAC) — آن لابی قدرتمند و بهطور گسترده محکومشدهی اسرائیل — ایجاد شد و استوارت و لیندا رزنیک سالها در هیئت امنای آن عضو بودهاند.
بنابراین، برای رزنیکها، در موضوع رژیم منحوس اسرائیل، منافع تجاری و باورهای شخصی با هم هماهنگ و پشتیبان یکدیگرند.
حمایت از لابی تهاجمی اسرائیل به آنها کمک میکند تا ایران، رقیب اصلی تجاریشان را زمین بزنند.
این حمایت همچنین به نظر میرسد با دلبستگی ملیگرایانهشان به دولت یهودی همخوانی دارد.
به بیان دیگر، این خانوادهی صهیونیست سلطهگر بر کالیفرنیا به تعادل کامل میان کسب و کار شخصی و دستور کار سیاسی دست یافتهاند — ایجاد انقراض عظیم در یک قاره(آمریکا)، و پشتیبانی از یک رژیم نسلکش در قارهای دیگر(آسیا).