جنگافروزی و گشودن جبهههای جدید تنها دستاویز نتانیاهو برای بقا
پس از دیدارهای آمریکا و ایران در پاکستان، یک علامت سؤال بزرگ بر سر آیندهی سیاسی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، سایه انداخته است. او همچنان با 6 کیفرخواست قضایی در درون رژیم مواجه است.
به گزارش سرویس جهان مشرق، دکتر «محمد السماک»، استاد دانشگاه و فعال سیاسی لبنانی، در مقالهای در وبگاه «The Intel Drop»، به ماهیت این موضوع وارد شده که چرا بنیامین نتانیاهو، این چنین برای جنگافروزی و گشودن جبهههای جدید، علیرغم فرسودگی ارتش و دولت رژیم، بدنامی و نفرت جهانی از رژیم و ضربات مهلک و تلفاتی که به آن وارد شده، بیتاب است.
السماک با بررسی وضعیت سیاسی و قضایی نخستوزیر جنایتکار و تروریست رژیم جعلی اسراییل، به دنبال پاسخ همین سوال است.
بازنشر گزارشها و مقالات رسانههای خارجی از باب اطلاعرسانی است و به معنی تایید تمامی محتوای بازنشرشده توسط مشرق نیست.
پس از دیدارهای آمریکا و ایران در پاکستان، یک علامت سؤال بزرگ بر سر آیندهی سیاسی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، سایه انداخته است.
او با شش کیفرخواست از جمله رشوهخواری، نقض اعتماد و فساد مواجه است.
نتانیاهو نتوانسته برائت خود را ثابت کند و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، نیز نتوانسته رئیسجمهور اسرائیل را برای عفو ویژهی او متقاعد سازد.
قضات تهدید کردهاند در صورت صدور چنین عفوهایی استعفا می دهند.
رئیسجمهور اسرائیل خود را در تنگنایی میبیند.
اگر تسلیم خواستهی رئیسجمهور آمریکا شود، با واکنش تند دستگاه قضایی و افکار عمومی روبهرو خواهد شد.
او شر کمتر را برگزیده: سکوت در برابر وضعیت موجود، به این امید که نتیجهی جنگ با ایران، پس از جنگ غزه، واقعیتهای تازهای خلق کند که درهای راهحلی را بگشاید.
آمریکاییها جنگ در غزه را متوقف کردند و برای پایان دادن به درگیری با ایران آتشبس ترتیب دادند، اما این برای بستن پروندهی محاکمهی نتانیاهو کافی نبود.
او متهم به رشوهخواری مکرر و اتخاذ تصمیمات دولتی بر اساس این رشوههاست و مدارک بهآسانی در دسترس و مستند است.
نتانیاهو به نفع شرکتهایی که او را غرق رشوه کرده بودند، قوانین مربوط به مالیاتهای عمومی را دور زد.
از بیروت تا بغداد؟
وکلای نتانیاهو اعتراف کردند که او و همسرش هدایایی دریافت کردهاند، اما تلاش او برای تغییر قوانین ناموفق بود، بهویژه پس از علنی شدن تلاشهایش.
دستگاه قضایی اسرائیل مدارک تازهای در اعترافات او یافت که اتهامات علیه نخستوزیر رژیم را تأیید میکرد.
او بر تصمیم خود برای ایستادگی در برابر محاکمه پافشاری کرد و افکار عمومی نیز پشت این تصمیم متحد شدند.
با این حال، نتانیاهو موفق شد از دستور دادگاه فرار کند: نخست با راهانداختن جنگ علیه غزه و سپس با اعلام جنگ علیه ایران.
اما محاکمه به تعویق افتاد، زیرا تصور محاکمه ی نخستوزیری به جرم رشوه در زمان جنگ ممکن نیست.
حالا که غزه بهطور کامل ویران شده و اگر جنگ با ایران پایان یابد، نتانیاهو برای فرار از اصرار دستگاه قضایی بر محاکمهاش چه خواهد کرد؟
آیا جبههی سومی باز خواهد کرد؟
آیا لبنان آن جبهه خواهد بود؟
و آیا تجاوز به بیروت نشانگر این موضوع است؟
جنگ برای نتانیاهو، هم از نظر سیاسی و هم شخصی، ضروری است و وظیفهی او این است که آن را برای اسرائیل ضروری جلوه دهد.
بمباران بیروت نیات نتانیاهو را آشکار میکند: او در پوشش تلاش برای نابودی حزبالله، دستکم بهانهای برای تعویق دوبارهی محاکمهاش ایجاد میکند.
علاوه بر این، جبههی عراق نیز در صورت ورود لبنان به مرحلهی آتشبس، آمادهی بهرهبرداری است.
تهدید به زور علیه عراق نیز آغاز شده که ناشی از مسئلهی تعیین تکلیف شبهنظامیان تحت حمایت ایران مانند حزبالله در لبنان است.
آیا دستاوردهایش به حساب میآیند؟
نتانیاهو فقط یکی دیگر از فهرست نخستوزیران اسرائیل نیست.
این مهاجر لهستانی که زندگی خود را بهعنوان جوانی در سازمان هاگانا آغاز کرد — سازمانی که مرتکب جنایات آوارگی فلسطینیان در ۱۹۴۸ شد — توانسته بیش از هر نخستوزیر دیگری که در اسرائیل این مقام سیاسی را داشته، بر کرسی قدرت تکیه زند.
او فعالیت سیاسی خود را بهعنوان نخستوزیر در سال ۱۹۹۶ آغاز کرد و این مقام را بهمدت ۱۲ سال در اختیار داشت.
پیش از آن، سفیر اسرائیل در سازمان ملل و سپس وزیر دارایی بود.
دوران نخستوزیری او رکورد زد.
با این حال، محاکمه و محکومیت مورد انتظار او در اسرائیل بیسابقه نیست.
پیش از این، ایهود اولمرت، نخستوزیر پیشین، به جرم فساد و رشوهخواری به زندان محکوم شد و موشه کتساو، رئیسجمهور پیشین، به تجاوز جنسی محکوم گردید.
در اسرائیل سابقهای وجود ندارد که نخستوزیری در صورت محکومیت به رشوه، فساد یا اختلاس — اتهاماتی که متوجه نتانیاهو است — در مقام خود باقی بماند.
بنابراین، برای ماندن در قدرت، نتانیاهو مصمم است محاکمه را آنقدر به تأخیر بیندازد تا قضات خسته شوند، یا دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، دخالت کند، یا دستاوردهای نظامیاش برای تضمین تداوم حکومتش کافی تلقی شوند.
تا آن زمان، منافع شخصی او در گشودن جبهههای جدید درگیری برای توجیه تداوم نامحدود قدرت اوست.