خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

دوشنبه، 11 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

عصر نظم ایران

مشرق | سیاسی | شنبه، 22 فروردین 1405 - 13:44
ايران،تنگه،عبور،هرمز،انرژي،آمريكا،قدرت،جهان،كنترل،امنيتي،مسي ...

به گزارش مشرق، حسین کیامنش فعال رسانه در تلگرام نوشت:
تحولات اخیر در منطقه خلیج‌فارس پس از جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نشان‌ دهنده شکل‌گیری یک واقعیت جدید در تنگه هرمز است؛ واقعیتی که به نظر می‌رسد نه‌تنها موقتی نیست، بلکه در حال تثبیت به‌ عنوان یک نظم تازه در یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است.
در پی این جنگ تجاوزکارانه، ایران با اعمال نوعی کنترل مؤثر و هوشمند بر تنگه هرمز، عملا قواعد بازی در این آبراه راهبردی را تغییر داده و اکنون شواهد نشان می‌دهد جهان، ناگزیر به پذیرش این شرایط جدید شده است.
بر اساس گزارشی که شبکه آمریکایی CNN منتشر کرده، اگرچه ایالات متحده تلاش کرده با یک آتش‌بس شکننده، زمینه بازگشایی تنگه را فراهم کند اما واقعیت میدانی چیز دیگری را نشان می‌دهد.
عبور کشتی‌ها از این مسیر، دیگر مانند گذشته آزاد و بدون قید و شرط نیست و حتی پس از اعلام آتش‌بس، تنها تعداد محدودی نفتکش موفق به عبور شده‌اند که آن هم مرتبط با ایران بوده‌اند.
این یعنی تنگه هرمز، عملا شرایط پیش از نهم اسفند ۱۴۰۴ را نخواهد داشت و اکنون به یک مسیر «مدیریت‌ شده» توسط ایران تبدیل شده است.
نشانه روشن این تغییر، رفتار کشورهای مختلف جهان، بویژه متحدان آمریکاست.
همان‌طور که در گزارش CNN آمده، کشورهایی مانند ژاپن، کره‌جنوبی، تایلند و فیلیپین، به ‌جای اتکا به سازوکارهای امنیتی آمریکا، به ‌طور مستقیم وارد مذاکره با ایران شده‌اند تا از عبور امن محموله‌های انرژی خود اطمینان حاصل کنند.
این تغییر رویکرد، یک پیام روشن دارد: اینکه بازیگران بین‌المللی به این جمع‌بندی رسیده‌اند کلید عبور از تنگه هرمز، نه در واشنگتن، بلکه در تهران قرار دارد.
برای مثال، فیلیپین نه‌تنها با ایران برای تضمین عبور امن کشتی‌هایش مذاکره کرده، بلکه همزمان به خرید نفت از روسیه رو آورده و حتی گفت‌وگوهای انرژی با چین را از سر گرفته است.
ژاپن نیز با وجود داشتن ذخایر استراتژیک، در حال برنامه‌ریزی برای گفت‌وگو با رئیس‌جمهور ایران است تا مسیرهای انرژی خود را تثبیت کند.
کره‌جنوبی هم فرستاده ویژه به تهران اعزام می‌کند تا درباره امنیت عبور کشتی‌هایش رایزنی کند.
حتی کشورهای اروپایی مانند فرانسه و ایتالیا نیز به‌ طور مستقیم وارد مذاکره با ایران شده‌اند.
این روند، بخوبی نشان می‌دهد بر خلاف تلاش‌های آمریکا برای بازگشایی «بی‌قید و شرط» تنگه هرمز از طریق فشار و اقدام نظامی، این هدف محقق نشده است.
در واقع، آنچه در عمل اتفاق افتاده، نه بازگشت به وضعیت پیشین، بلکه پذیرش یک وضعیت جدید از سوی جامعه بین‌المللی است؛ وضعیتی که در آن، نقش و نفوذ ایران در این آبراه، به ‌طور عملی به رسمیت شناخته شده است.
از این منظر، می‌توان گفت جهان، به ‌نوعی از راهبرد آمریکا ناامید شده و به‌ جای تکیه بر تضمین‌های امنیتی واشنگتن، به دنبال راه‌حل‌های واقع‌گرایانه‌تری رفته است.
اظهارات کارشناسانی که در گزارش CNN نقل شده نیز مؤید همین موضوع است.
به‌ عنوان مثال، یک استاد دانشگاه فناوری سیدنی تصریح می‌کند این بحران نشان داده آمریکا با وجود دهه‌ها حضور و تعهد امنیتی، نتوانسته از بسته شدن مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان جلوگیری کند.
این مساله باعث شده متحدان آسیایی به این فکر بیفتند آیا «چتر امنیتی آمریکا» اساساً شامل امنیت مسیرهای انرژی نیز می‌شود یا نه.
درک این تحولات، بدون توجه به اهمیت راهبردی تنگه هرمز ممکن نیست.
این گذرگاه باریک، محل عبور حدود یک‌پنجم نفت جهان است و هرگونه اختلال در آن، بلافاصله بازارهای جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ واقعیتی که در طول جنگ اخیر نیز به طور واضح آشکار شد.
به همین دلیل، کنترل یا حتی تأثیرگذاری بر این مسیر، به معنای داشتن اهرمی قدرتمند در معادلات ژئوپلیتیک و اقتصادی جهان است.
حالا آنچه امروز در حال رخ دادن است، نشان می‌دهد ایران توانسته این اهرم را به ‌صورت عملیاتی فعال کند.
کنترل جریان عبور کشتی‌ها، افزایش هزینه‌های عبور و تبدیل تنگه به یک مسیر «هماهنگ‌شده»، همگی نشانه‌هایی از این واقعیت است.
حتی ادعاهایی که در گزارش سی‌ان‌ان مطرح شده، مانند دریافت احتمالی هزینه‌های چند میلیون دلاری از کشتی‌ها برای عبور، نشان می‌دهد این کنترل می‌تواند پیامدهای اقتصادی مستقیمی نیز به همراه داشته باشد.
در سطحی کلان‌تر، این وضعیت به معنای بازتعریف توازن قدرت در منطقه است.
وقتی کشورهایی که تا پیش از این به ‌طور کامل به سازوکارهای امنیتی آمریکا متکی بودند، اکنون برای تأمین منافع حیاتی خود مستقیماً با ایران وارد تعامل می‌شوند، این یعنی یک جابه‌جایی تدریجی در نظم منطقه‌ای در حال وقوع است.
در چنین چارچوبی، طبیعی است که ایران و بخصوص رهبر معظم انقلاب تأکید کرده‌اند شرایط تنگه هرمز دیگر مانند گذشته نخواهد بود.
اتفاقات میدان و رفتار بازیگران بین‌المللی نیز نشان می‌دهد این گزاره، صرفا یک موضع‌گیری یا بلوف نیست، بلکه بازتاب یک واقعیت در حال شکل‌گیری است؛ واقعیتی که بر اساس آن، تنگه هرمز از یک مسیر صرفا جغرافیایی، به یک ابزار راهبردی در معادلات قدرت تبدیل شده است؛ واقعیتی که اتفاقا اندیشکده‌ها و محافل رسانه‌ای غرب نیز به آن اذعان دارند.
در همین رابطه «رابرت پیپ» استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو در نیویورک‌تایمز، تصویری جالب از نظم در حال شکل‌گیری جهانی ارائه می‌دهد.
وی با رد دیدگاه سنتی درباره ساختار قدرت جهانی که آن را متشکل از ۳ قطب آمریکا، چین و روسیه می‌دانست، تأکید می‌کند این الگو دیگر کارایی ندارد.
به نوشته پیپ، اکنون «یک مرکز چهارم قدرت جهانی» در حال ظهور است: ایران.
نکته مهم در این تحلیل آن است که این قدرت نه از جنس اقتصاد یا توان نظامی کلاسیک، بلکه ناشی از «کنترل ایران بر مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان، یعنی تنگه هرمز» است.
نیویورک تایمز به نکته‌ای کلیدی درباره ماهیت قدرت در تنگه هرمز اشاره می‌کند: برای کنترل این آبراه، لزوماً نیازی به بستن کامل آن نیست.
همین که قابلیت اطمینان عبور از بین برود، عملا کارکرد اقتصادی آن مختل می‌شود.
در چنین شرایطی، اقتصادهای مدرن که به جریان «پایدار، قابل پیش‌بینی و در مقیاس بالا»ی انرژی نیاز دارند، دچار بحران می‌شوند.
نویسنده در ادامه، به یک عدم‌تقارن مهم میان ایران و آمریکا اشاره می‌کند.
از نگاه او، ایالات متحده برای تضمین امنیت هر نفتکش باید حضور نظامی دائمی و پرهزینه داشته باشد، در حالی که ایران تنها با چند اقدام محدود می‌تواند کل این اطمینان را زیر سؤال ببرد.
این عدم‌تقارن، عملاً کفه ترازوی قدرت را در این نقطه حساس به نفع ایران تغییر داده است.
در جمع‌بندی این تحلیل، رابرت پیپ تأکید می‌کند اگر ایالات متحده این وضعیت را بپذیرد، نتیجه روشن است: «نظام بین‌الملل با حضور ایران به ‌عنوان چهارمین مرکز قدرت جهانی بازسازماندهی خواهد شد».
اگر هم بخواهد از طریق نظامی این کنترل را بازپس بگیرد، با یک نبرد طولانی و پرهزینه مواجه خواهد شد که حتی نتیجه آن نیز تضمین‌شده نیست.
*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.