چرا هواگردهای آمریکایی بیشتر از اسراییلی سرنگون می شوند
تلفات بیسابقهی هواگردهای آمریکایی، در بازهی پس از جنگ دوم جهانی، طبعا توجه بسیاری از تحلیلگران امور دفاعی را به خود جلب کرده است.
به گزارش سرویس جهان مشرق، تلفات بیسابقهی هواگردهای آمریکایی، در بازهی پس از جنگ دوم جهانی، طبعا توجه بسیاری از تحلیلگران امور دفاعی را به خود جلب کرده است.
مارشال نیروی هوایی هند، ، در مقالهای در روزنامه اوراسیاتایمز این موضوع را تحلیل کرده که چرا هواگردهای آمریکایی بیشتر از هواگردهای رژیم اسراییل روی آسمان ایران تلفات می دهند.
مقاله به صورت تخلیصشده بازنشر می گردد.
بازنشر گزارشها و مقالات رسانههای خارجی از باب اطلاعرسانی است و به معنی تایید تمامی محتوای بازنشرشده توسط مشرق نیست.
در اوایل آوریل ۲۰۲۶، ایالات متحده در جریان درگیری با ایران تلفات سنگینی در داراییهای هوایی متحمل شد.
این تلفات شامل سرنگونی سه فروند اف-۱۵ئی استرایک ایگل بر اثر آتش خودی و یک فروند دیگر بر فراز غرب ایران در ۳ آوریل بود.
همچنین یک فروند اف-۳۵، یک فروند ای-۱۰، یک فروند ئی-۳ سنتری ایواکس، ۱۷ فروند امکیو-۹ ریپر و خسارت به چندین تانکر سوخترسان کیسی-۱۳۵ از دیگر تلفات آمریکا بودند.
سه فروند بلک هاوک یواچ-۶۰ نیز در عملیات جستجوی خلبانان اف-۱۵ بر اثر آتش ایران آسیب دیدند.
در مقابل، اسرائیل تنها ۱۸ فروند پهپاد کندرو مانند هرمس و هرون را از دست داد.
این اختلاف فاحش در تلفات، محور اصلی تحلیل مقاله است.
استراتژی ایران: جنگ فرسایشی و دفاع موزاییکی
هدف اصلی ایران ایجاد یک «جنگ فرسایشی» برای افزایش هزینههای نظامی و سیاسی آمریکا و متحدانش است، علیرغم برتری هوایی دشمن.
هسته اصلی این استراتژی، «دفاع موزاییکی» (Defa-e Mozaiki) نام دارد که توسط سپاه پاسداران حول سال ۲۰۰۸ رسمی شد.
این دکترین شامل موارد زیر است:
۱.
فرماندهی غیرمتمرکز: ایران به ۳۱ فرماندهی استانی خودمختار تقسیم شده که هر کدام دارای سلاح، اطلاعات و پشتیبانی لجستیکی مستقل هستند.
این ساختار تضمین میکند که با نابودی فرماندهی مرکزی در تهران، بقیه استانها به مقاومت ادامه دهند.
۲.
تابآوری: این سیستم، پایان دادن به درگیری را با یک حمله واحد غیرممکن میکند و جنگ را به درگیری طولانی مدت تبدیل مینماید.
۳.
بهرهگیری از جغرافیا: استفاده از کوهستانها، بیابانها ونیروهای بسیج برای دفاع شهری و ایجاد دژهای طبیعی.
۴.
تاکتیکهای نامتقارن: استفاده از پهپادهای ارزان قیمت (شاهد با هزینه ۲۰ تا ۵۰ هزار دلار) برای اشباع سامانههای پدافندی گرانقیمت دشمن و تهدید تنگه هرمز برای فشار بر اقتصاد جهانی.
چگونه ایران به داراییهای آمریکا ضربه زد؟
علیرغم نابودی بیشتر نیروی هوایی و پدافند ایران در حملات اولیه آمریکا و اسرائیل، سامانههای باقیمانده توانستند تلفات سنگینی وارد کنند:
در هوا : ایران با استفاده از سامانههای آیراستی (جستجو و ردیابی فروسرخ) و موشکهای فروسرخ، به دلیل توانایی بالای پارازیتزنی آمریکا و اسرائیل، موفق به ردیابی و سرنگونی اهداف از جمله اف-۳۵های رادارگریز شد.
احتمال میرود ایران از رادارهای پیشرفته چینی (YLC-8B/E) که برای شناسایی هواپیماهای رادارگریز طراحی شدهاند، استفاده کرده باشد.
ایران با استفاده از سامانههای آیراستی (جستجو و ردیابی فروسرخ) و موشکهای فروسرخ، به دلیل توانایی بالای پارازیتزنی آمریکا و اسرائیل، موفق به ردیابی و سرنگونی اهداف از جمله اف-۳۵های رادارگریز شد.
احتمال میرود ایران از رادارهای پیشرفته چینی (YLC-8B/E) که برای شناسایی هواپیماهای رادارگریز طراحی شدهاند، استفاده کرده باشد.
بر روی زمین : در ۴ روز اول جنگ، ایران تقریباً به تمام پایگاههای آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس (بحرین، امارات، کویت، عربستان، قطر) حمله کرد.
این حملات عمدتاً با موشکهای بالستیک و پهپادهای شاهد انجام شد و اهداف کلیدی زیر را هدف قرار داد: گنبدهای راداری حاوی سامانههای ارتباط ماهوارهای SATCOM رادارهای پدافند تاد (AN/TPY-2) رادار هشدار زودهنگام AN/FPS-132 در قطر تانکرهای سوخترسان کیسی-۱۳۵ و هواپیماهای پارک شده (از جمله یک ایرباس ای۳۸۰ امارات در دبی)
در ۴ روز اول جنگ، ایران تقریباً به تمام پایگاههای آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس (بحرین، امارات، کویت، عربستان، قطر) حمله کرد.
این حملات عمدتاً با موشکهای بالستیک و پهپادهای شاهد انجام شد و اهداف کلیدی زیر را هدف قرار داد:
چرا آمریکا تلفات بیشتری نسبت به اسرائیل داد؟
مقاله دلایل اصلی این نابرابری را به شرح زیر تحلیل میکند:
۱.
مکانیابی و قرارگیری در معرض خطر: آمریکا از پایگاههای بزرگ و پیشرو در خلیج فارس (قطر، امارات، کویت، بحرین) عملیات میکند.
بسیاری از داراییهای پرارزش مانند ایواکس، تانکرها و رادارها در ابتدا در فضای باز و بدون استحکامات کافی قرار داشتند.
در مقابل، اسرائیل از خاک خود با پناهگاههای سخت، پایگاههای پراکنده و متراکمترین شبکه پدافند هوایی لایهای جهان بهره میبرد.
۲.
بار سنگینتر آمریکا: آمریکا نقش اصلی را در هدف قرار دادن جنوب ایران، نیروی دریایی ایران و استفاده از بمبافکنهای دوربرد بر عهده داشته و در نتیجه بیشتر در معرض آتش و ضدحملات ایران بوده است.
اسرائیل بیشتر بر اهداف غرب و مرکز ایران، تأسیسات هستهای و زیرساختهای نفتی متمرکز بوده است.
۳.
عدم هماهنگی با کشورهای میزبان: آمریکا در هماهنگی با کشورهای حاشیه خلیج فارس (که تجربه جنبی کمی دارند) با مشکل مواجه بود.
نمونه بارز، سرنگونی سه اف-۱۵ئی بر اثر آتش خودی بر فراز کویت در اوایل درگیری است.
۴.
تاکتیک محافظهکارانه اسرائیل: نیروی هوایی اسرائیل سالها تجربه هدف قرار دادن داراییهای زمینی در منطقه را دارد.
این نیرو با استفاده حداکثری از سلاحهای دورایستا، جنگ الکترونیک و پهپادها برای مأموریتهای پرخطر، مواجهه خلبانان خود را به حداقل میرساند و تلفات قابل پیشبینی پهپادهای ارزان را میپذیرد.
اشتباهات راهبردی آمریکا
مقاله به عنوان یک تحلیل کارشناسی، اشتباهات فاحشی در استراتژی هوایی آمریکا برمیشمارد:
۱.
دستکم گرفتن دشمن: فرض نابودی کامل پدافند ایران نادرست بود.
ایران توانست ۵۰ درصد از سکوی پرتاب موشکها و پهپادهای خود را حفظ کند و سامانههای متحرک را در تونلها پنهان سازد.
۲.
شکست فرض «جنگ سریع»: تصور پیروزی سریع از طریق یک کارزار هوایی عظیم اشتباه از آب درآمد.
ایران توانست دوام بیاورد و جنگ فرسایشی را تحمیل کند.
۳.
نداشتن استراتژی «روز بعد»: آمریکا مانند افغانستان و عراق، تنها بر نابودی هوایی تکیه کرد بدون برنامه سیاسی مشخص برای جایگزینی رژیم.
۴.
اثر معکوس بمباران: حملات گسترده به زیرساختهای غیرنظامی باعث ایجاد «همبستگی دور پرچم» در میان مردم ایران شد و به جای تضعیف رژیم، مواضع تندروها را تقویت کرد و مخالفان داخلی را تضعیف نمود.
۵.
تحلیل نادرست از ریسک تشدید: این استراتژی نه تنها از تشدید منطقهای جلوگیری نکرد، بلکه ایران را به سمت هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی انرژی در خلیج فارس سوق داد و احساسات ضدآمریکایی را در جهان افزایش داد.
۶.
مشکل پایداری منابع: این درگیری منابع ارزشمند آمریکا مانند موشکهای تاماهاوک و رهگیرهای پاتریوت را تخلیه کرده و در سایر نقاط حیاتی (اروپا و آسیا) کمبود ایجاد نموده است.
اکثر اعضای ناتو از کمک به بازسازی این منابع خودداری کردند.
نتیجهگیری
استراتژی هوایی آمریکا علیه ایران به دلیل اتکای صرف به برتری تکنولوژیک و نادیده گرفتن تابآوری سامانههای دفاعی ایران و پیامدهای ژئوپلیتیکی، با شکست مواجه شده است.
اختلاف تلفات بین آمریکا و اسرائیل ناشی از ضعف فناوری یا مهارت خلبانان آمریکایی نیست، بلکه ریشه در تفاوت در مکانیابی (پایگاههای پیشرو و آسیبپذیر آمریکا در مقابل دفاع لایهای و پناهگاههای سخت اسرائیل)، میزان مواجهه با آتش دشمن و رویکردهای عملیاتی (محافظهکاری و استفاده از پهپاد توسط اسرائیل در مقابل استفاده گسترده از داراییهای بزرگ و گرانقیمت توسط آمریکا) دارد.
در نهایت، دکترین «دفاع موزاییکی» ایران به خوبی توانسته است با غیرمتمرکز کردن فرماندهی، افزایش هزینهها برای دشمن و تبدیل هرگونه درگیری به یک جنگ فرسایشی طولانی و پرهزینه، راهبری آمریکا و اسرائیل را با چالش راهبردی جدی مواجه سازد.