هنگامی که هیجانسازی جای آگاهی را میگیرد
به گزارش مشرق، سید علی موسوی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
در فضای رقابتی امروزِ رسانه، جلب توجه مخاطب به هدفی چنان پررنگ بدل شده است که گاه اصول حرفهای قربانی آن میشود.
یکی از آشکارترین نشانههای این انحطاط، استفاده عامدانه از ترس و اضطراب برای جذب مخاطب است.
رسانهای که برای دیدهشدن به وحشت دامن میزند، نهتنها رسالت اطلاعرسانی خود را فراموش کرده، بلکه با تخریب سرمایه روانی جامعه، به ابزاری برای فرسایش آرامش جمعی تبدیل میشود.
رسانه، بازتاب دهنده یا سازنده واقعیت؟
مطابق نظریه «کاشت» (Cultivation Theory) جورج گربنر، رسانهها صرفاً بازتابدهنده واقعیت نیستند، بلکه با تکرار الگوهای خاص، واقعیتی «احساسشده» را در ذهن مخاطب میسازند.
وقتی اخبار و محتوای رسانهای بر بحران، ناامنی و رویدادهای خشونتبار تمرکز افراطی میکند، ذهن مخاطب به تدریج این جهان را خطرناکتر از آنچه هست تصور میکند.
نتیجه، جامعهای پراضطراب و بیاعتماد است.
از منظر نظریه «برجستهسازی» (Agenda-Setting) نیز، رسانهها با گزینش موضوعات خاص و تأکید پیوسته بر آنها، جهتگیری ذهن مخاطب را هدایت میکنند.
وقتی ترس و اضطراب در محور این برجستهسازی قرار گیرد، یک «مارپیچ اضطراب» شکل میگیرد؛ جامعه بهطور فزایندهای درگیر احساس تهدید میشود، حتی اگر تهدید واقعی ضعیف باشد.
بهرهبرداری از سازوکار شناختی مغز
در علوم شناختی، واکنش مغز به ترس و تهدید بخشی از سازوکار بقاست اما همین واکنش طبیعی، امروز به ابزار بازاریابی رسانهها تبدیل شده است.
خبرهای هشداردهنده، تصاویر شوکآور و تیترهای التهاببرانگیز، مستقیماً سیستم هشدار مغز را فعال میکنند و باعث افزایش «درگیری شناختی» (Cognitive Engagement) کوتاهمدت میشوند.
این درگیری، در قالب کلیک، بازدید یا پخش بیشتر ترجمه میشود اما نتیجه نهایی، چیزی جز خستگی ذهنی و کاهش اعتماد عمومی نیست.
در واقع، رسانهای که با اضطراب دیده میشود، دیگر با اعتماد شنیده نخواهد شد.
ضرورت بازگشت به رسالت حرفهای
رسانه اخلاقمحور، به جای تحریک هراس، باید افق دید مخاطب را گسترش دهد.
رسالت رسانه «افزایش آگاهی» است، نه «افزایش آدرنالین».
همانطور که مارشال مکلوهان میگوید، رسانه صرفاً ناقل پیام نیست، بلکه خود پیام است.
وقتی فرم رسانهای بر ترس بنا میشود، محتوایش نیز بهناچار ماهیت اضطرابزا مییابد.
در چنین شرایطی، جامعه به تدریج در چرخه بیاعتمادی و افسردگی اجتماعی فرو میرود.
بنابراین، بازگشت به اخلاق حرفهای در رسانه یعنی بازگشت به وظیفه اصلی آگاهیبخشی.
رسانه باید احساس امنیت و درک متقابل را در جامعه تقویت کند، نه آنکه از اضطراب جمعی بهرهبرداری کند.
در زمانهای که ترس به ابزار رقابت بدل شده است، شجاعت واقعی در حفظ آرامش و صداقت نهفته است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.