شرایط مطلوب پایان جنگ
به گزارش مشرق، سیدطهرضا نیرهدی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
بیان مسئله
بعد از اعلام خبر شهادت رهبر انقلاب، پیچیدهترین سوالی که برای بخشی از نخبگان ایجاد شد، این بود که «باتوجهبه این هزینه، چه شرایطی میتواند به جمهوری اسلامی پیشنهاد شود که ترک مخاصمه را بپذیرد؟».
اما در همه این پیشنهادات، ابعادی از شرایط مطلوب مغفول مانده است: ابعاد غیرامنیتی و غیراقتصادی ترک مخاصمه.
شرح وضعیت
عمده پیشنهادات برای پذیرش پایان جنگ، امنیتی و اقتصادی هستند:
۱.
آتشبس صرف کفایت نمیکند و شرایط باید منجر به صلح پایدار و عدم تکرار حمله شود؛
۲.
پرداخت هزینههایی که ایران بهعنوان قربانی این جنگ، متحمل شده است؛
۳.
دسته دیگری به دلالت وضعیت بهتر نظامی-امنیتی ایران نسبت به اهداف اعلامی طرف مقابل و توان اعمال اراده روی اقتصاد جهان و ایجاد مخاطره بر آن، بهعنوان امتیاز ویژه خواستار انتفاع اقتصادی پساجنگ هستند و درباره شرط طرح میکنند که ایران بتواند با آزادی کافی نفت بفروشد و تجارت کند.
یعنی تحریمها لغو یا کماثر شوند.
موارد فوق مطلوب و لازم است، هرچند میزان تحقق هرکدام از آنها وابستگی به شرایط میدان جنگ و دیپلماسی دارد.
اما تقلیل شرایط و خواستهها به این موارد، به نظر ناشی از آن است که سیاستگذاران و تصمیمگیران، جنگ را به میدان نظامی-امنیتی و تا حدی اقتصادی تقلیل میدهند.
حالآنکه ما موافق چارچوب مفهومی هستیم که این جنگ را ترکیبی از ابعاد نظامی، امنیتی، اقتصادی، رسانهای و سیاسی میداند.
این چارچوب بدین نحو صورتبندی میشود که جنگ به تمامیت خود، میدانهای نظامی، رسانهای، اجتماعی و سیاسی دارد و رسانه و جامعه، یک بحث حاشیهای و تزیینی نیستند؛ بلکه بطن جنگ و شاید مهمترین بخش جنگ هستند.
در این صورتبندی، اصل قراردادن حملات بهوسیله اف۳۵ و فرع قراردادن بمباران رسانهای توسط شبکههای فارسیزبان غلط است.
رسانههای دشمن چه بهصورت بردکست در ماهوارهها پخش شوند و چه در شبکههای اجتماعی بهصورت حقیقی و چه بهصورت هوش مصنوعی با حمایت الگوریتم بر ذهن جامعه ایرانی اثرگذار باشند، امروز مهمترین بخش جنگ هستند و مستقیما تابآوری جامعه، همزیستی جامعه و ذهنیت آن در کلیت خود را متاثر میکند.
پیشنهادات و جمعبندی
براینمبنا، شروط مرتبط با حوزههای اجتماعی، سیاسی و رسانهای میباید در نظر گرفته شوند و اگرنه با پایان درگیری نظامی، ما همچنان با چالشهای موجودیتی و حتی یکپارچگی سرزمینی مواجه خواهیم بود و این چالشها روزبهروز وخیمتر خواهند شد.
یادآور میشود که توجه به چنین متغیرهایی پیشتر مثلا در توافق پکن میان ایران و عربستان در نظر گرفته شده است، هرچند که با فرصتطلبی رژیم صهیونیستی بیاثر گردید.
در این راستا بهصورت مشخص موارد زیر، بهعنوان بخشی از شروط پایان جنگ از طرف ایران پیشنهاد میشود:
۱.
بهرسمیتشناختن حق حاکمیت سرزمینی ایران در مورد ارسال امواج شبکههای ماهوارهای در پهنه سرزمینی؛ به بیان دیگر هر شبکهای که بخواهد امواج آن در ایران دریافت شود، میبایست از جمهوری اسلامی مجوز بگیرد.
این امر نسبت به سایر کشورها بهرسمیت شناخته میشود و خواسته عجیبی نیست؛
۲.
بهرسمیتشناختن حق حاکمیت سرزمینی ایران درباره ارائه خدمات اینترنت ماهوارهای در پهنه سرزمینی ایران.
ارائهدهندگان اینترنت ماهوارهای، حق فعالیت بدون مجوز را در فضای ایران ندارند؛
۳.
بهرسمیتشناختن حق حاکمیت بر فضای مجازی داخل ایران توسط سرویسدهندگان بینالمللی بهخصوص شبکههای اجتماعی و پیامرسانها.
به بیان دیگر، شبکههای اجتماعی همانند تعاملی که با دولتهای هر کشوری در دنیا انجام میدهند و اقتضائات، محدودیتها و شرایط فرهنگی اجتماعی آنها را بنا بر قانون آن کشور اجرا میکنند، در ایران نیز باید چنین کنند؛
۴.
ارائه تضمین عملی برای جلوگیری از بهکارگیری الگوریتمهای شبکههای اجتماعی بر ضد منافع ملی کشور.
به بیان دیگر، شبکههای اجتماعی آمریکایی - اسرائیلی نباید اجازه داشته باشند با ضریبدهی به محتوای ضد امنیتی و حذف و کماثرکردن محتوای ایرانی، صحنه تولید و توزیع محتوای کشور را، بر علیه امنیت کشور دستکاری کنند؛
۵.
تحویل رضا پهلوی و مجرمینی که در سالهای اخیر فضای کشور را ملتهب کردهاند و باعث کشتهشدن هزاران ایرانی شدهاند.
این امر به انضمام محاکمه عادلانه این افراد، یا جایگزینهای امنیتی-اطلاعاتی موثر و معتبر برای آن، تاثیر قابلتوجهی در آرامش و امنیت روانی جامعه خواهد داشت؛
۶.
تعطیلی کامل رسانههای ایران اینترنشنال، من و تو و صدای امریکا در بخش ماهوارهای و شبکههای اجتماعی و تحویل کلیه دستاندرکاران این شبکهها به مقامات قضایی ایران جهت محاکمه.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.