نماد سیطرهی آمریکا بر دریاها چگونه از چرخه خارج شد/ گذار از "هژمونی بیچالش" به "حضور پرهزینه و شکننده"
پیش از تهاجم تروریستی آمریکایی-صهیونی به کشورمان، رییسجمهور متوهم و جنایتکار آمریکا بارها از اعزام این نام و دیگر ناو هواپیمابر این کشور، آبراهام لینکلن، برای عملیات روانی با هدف «تسلیم» استفاده کرد.
به گزارش سرویس جهان مشرق، ناو یو اس اس جرالد فورد، به نوعی نماد هژمونی نظامی آمریکا بر دریاها و نقطهی ثقل «نمایش قدرت» این کشور در چند دهه اخیر بوده است.
پیش از تهاجم تروریستی آمریکایی-صهیونی به خاک مقدس کشورمان، رییسجمهور متوهم و جنایتکار آمریکا بارها و بارها از اعزام این نام و دیگر ناو هواپیمابر این کشور، آبراهام لینکلن، برای عملیات روانی و به زعم خود، سوقدادن مقامات کشور به «تسلیم بیقید و شرط»، استفاده کرده بود.
ناو آبراهام لینکلن در همان روزهای نخست درگیری، با شلیکهای نیروی دریایی کشورمان، صدها کیلومتر از محدودهی سرزمینی ما دور شد و عملا از دور جنگ خارج گردید.
سرنوشت جرالد فورد اما جالبتر هم هست.
این ناو هم در همان هفتهی اول جنگ دچار یک «آتشسوزی» عظیم شد و به سرعت از منطقه خارج گردید.
طبق گزارشها، هماکنون این ناو در کرت یونان پهلو گرفته تا تعمیرات اساسی روی آن صورت گیرد و تا ماهها از چرخهی عملیاتی خارج است.
روزنامهی انگلیسی تلگراف، در گزارشی به تاریخ ۱۷ مارس(۲۷ اسفند)، ماجرای آتشگرفتن و غیرعملیاتیشدن ناو جرالد فورد را بررسی کرد که واجد نکات بسیار قابلتاملی است.
به گزارش تلگراف، آتشسوزی که در بزرگترین کشتی جنگی آمریکا رخ داد، ۳۰ ساعت طول کشید تا مهار شد.
سه ملوان روی ناو جرالد فورد نیاز به مداوا پیدا کردند و دهها نفر دچار استنشاق دود شدند.
بیش از ۶۰۰ ملوان و خدمه تختهای خود را پس از وقوع آتشسوزی در رختشویخانه از دست دادند [به نقل از نیویورک تایمز].
برخی روزهاست که روی زمین و میزها میخوابند.
این حادثه دومین واقعه شرمآور برای ناو هواپیمابر آمریکایی، بزرگترین کشتی جنگی ساخته شده تاکنون، در جریان پشتیبانی از نیروهای آمریکایی در خاورمیانه در طول جنگ با ایران محسوب میشود.
به گزارش انپیآر، سرویسهای بهداشتی این کشتی جنگی طراحی نامناسبی دارند و به طور منظم در طول ماههای حضور در دریا خراب میشوند.
ایمیلی از مارس ۲۰۲۵ به ۲۰۵ مشکل در این سیستم تنها در مدت چهار روز اشاره داشت.
روز دوشنبه، استارز اند استرایپس، روزنامه نظامی وابسته به پنتاگون، گزارش داد یک ملوان برای دریافت مداوا پس از آتشسوزی از ناو فورد منتقل شده است.
وضعیت وی پایدار گزارش شده است.
تحقیق درباره علت آتشسوزی همچنان در جریان است، اما نیروی دریایی آمریکا اعلام کرده که این حادثه مرتبط با درگیری نبوده است.
ناو فورد حدود ۱۰ ماه است که در دریا به سر میبرد؛ ابتدا از اکتبر از دریای مدیترانه به دریای کارائیب فرستاده شد تا بخشی از ناوگانی باشد که دونالد ترامپ حول ونزوئلا جمع کرده بود.
پس از ربایش غیرقانونی نیکلاس مادورو، رهبر پیشین ونزوئلا، در ژانویه توسط نیروهای ویژه آمریکا، این ناو به غرب آسیا فرستاده شد تا تنشها با ایران افزایش یابد.
به خدمه گفته شده است که احتمالاً تا ماه مه در منطقه باقی خواهند ماند، به این معنا که حدود یک سال را در دریا سپری میکنند، که دو برابر طول یک مأموریت عادی ناو هواپیمابر است.
دریادار جان اف.
کربی، سخنگوی پیشین پنتاگون، گفت: «کشتیها هم خسته میشوند و در طول مأموریتهای طولانی آسیب میبینند.
شما نمیتوانید یک کشتی را اینقدر طولانی و سخت به کار بگیرید و انتظار داشته باشید که او و خدمهاش در اوج ظرفیت عمل کنند.»
فرماندهی مرکزی نیروی دریایی آمریکا در بیانیهای ادعا کرد: «در ۱۲ مارس، یواساس جرالد آر فورد (CVN ۷۸) دچار آتشسوزی شد که از محوطه اصلی رختشویخانه کشتی شروع شد.
علت آتشسوزی مرتبط با درگیری نبوده و مهار شده است.
به سیستم پیشرانه کشتی آسیبی نرسیده و ناو هواپیمابر همچنان کاملاً عملیاتی است.
دو ملوان در حال حاضر برای جراحات غیرجانی تحت مداوا هستند و وضعیت آنها پایدار است.
اطلاعات تکمیلی در دسترس قرار خواهد گرفت.»
گزارش تلگراف به نقل از منابع یونانی (روزنامه کاتیمرینی) اشاره کرده که سناریوی آتشسوزی عمدی توسط خدمه نیز در حال بررسی است.
در این گزارش، کریس پری، دریادار بازنشسته نیروی دریایی بریتانیا، گفته است: «به ویژه در زمان درگیری، به راحتی میتوانید ۲۰ سال زندان برای این کار بگیرید.»
همچنین در این گزارش به مشکلات طولانیمدت سرویسهای بهداشتی ناو فورد اشاره شده که از مارس ۲۰۲۵ ثبت شده بودند و به گفته منابع، بخشی از آنها به دلیل تخلیه اشیای نامناسب مانند تیشرت توسط خدمه بوده است.
نشانههای افول یک قدرت «هژمون»
برای پاسخ به این پرسش که آیا این رویداد نشانه افول قدرت نظامی آمریکا است یا خیر، باید دو سطح را از هم تفکیک کرد: سطح نمادین و سطح ساختاری-عملیاتی.
سطح نمادین: شکست روایت "حضور بینقص"
از منظر نمادین، خروج ناو فورد از منطقه جنگی در چنین شرایطی، ضربهای به "روایت قدرت مطلق و آمادگی همیشگی" آمریکا محسوب میشود.
شکست تصویر "ابَرنیروی شکستناپذیر": ناو هواپیمابر در راهبرد نظامی آمریکا چیزی فراتر از یک ابزار جنگی است.
این ناوها "نماد حاکمیت و فرافکنی قدرت" هستند.
حضور آنها در یک منطقه، پیام سیاسی "اینجا خط قرمز ماست" را ارسال میکند.
خروج اضطراری این نماد قدرت در میانه بحران، فارغ از علت فنی، این پیام را تضعیف میکند.
تأثیر در فضای روایتپردازی: این رویداد دستکم دو روایت رقیب را تقویت کرده است:
روایت ایران: ایران از این حادثه برای تثبیت روایت "فرار خدمه از میدان جنگ" استفاده کرد و آن را نشانه "پوچی قدرت آمریکا" و "تحقیر" بزرگترین ناو این کشور دانست.
روایت رسانههای غربی: حتی رسانههای نزدیک به غرب مانند تلگراف نیز به طور جدی به سناریوی "خرابکاری توسط خدمه خسته" پرداختند که خود نشاندهنده روایتی از "فروپاشی انضباط و روحیه" در قلب بزرگترین دارایی نظامی آمریکا در منطقه است.
در سطح نمادین، آنچه آسیب دیده، "هیمنه" و "بازدارندگی مبتنی بر نمایش قدرت" است.
زمانی که بزرگترین ناو شما نه در اثر شلیک موشک، که به دلیل نقص در رختشویخانه از مدار خارج میشود، این روایت که "آمریکا همواره در اوج آمادگی است" به چالش کشیده میشود.
سطح ساختاری-عملیاتی: افول یا "شکنندگی در اوج قدرت"؟
پاسخ به این پرسش که آیا این حادثه نشانه "افول" است، بستگی به تعریف ما از افول دارد.
الف) استدلال موافقان نظریه افول:
کارشناسانی مانند سال مرکولیانو (استاد آکادمی بازرگانی دریایی آمریکا) به نکات عمیقتری اشاره میکنند:
فرسودگی استراتژیک: ناو فورد به مدت ۱۰ ماه در مأموریت بوده، در حالی که استاندارد معمول ۶ ماه است.
این نشان میدهد که نیروی دریایی آمریکا با کمبود ظرفیت عملیاتی مواجه است.
به عبارت دیگر، تعداد ناوهای کافی برای پاسخگویی همزمان به بحرانهای دریای سرخ، دریای کارائیب (ونزوئلا) و تقابل با ایران را ندارد و مجبور است داراییهای خود را فراتر از حد تحمل طراحیشده به کار گیرد.
شکنندگی زنجیره تعمیر و نگهداری: مشکلات توالتها که از مارس ۲۰۲۵ ثبت شده بود، همراه با آتشسوزی رختشویخانه، نشاندهنده "ضعف در لجستیک و پشتیبانی" است.
یک نیروی دریایی جهانی برای حفظ حضور مستمر نیازمند ناوگان کمکی قوی و یاردهای تعمیراتی در مناطق عملیاتی است.
در این مورد، ناو مجبور شد برای تعمیر به کرت (یونان) عقبنشینی کند که خود نشاندهنده فاصله پایگاههای تعمیراتی از خط مقدم است.
استدلال مخالفان نظریه افول:
با این حال، تحلیلگران امنیت ملی مانند استیون سیلور (نویسنده گزارش اصلی) و دریادار جان کربی بر این نکات تأکید دارند:
تفاوت میان "حادثه عملیاتی" و "شکست راهبردی": این آتشسوزی به سیستمهای اصلی ناو (پیشرانه هستهای، سامانههای جنگ الکترونیک و سامانه پرتاب هواپیما) آسیبی نزد.
ناو "کاملاً عملیاتی" اعلام شده است.
از منظر فنی، آمریکا همچنان دارای ۱۱ ناو هواپیمابر هستهای است که مجموع قدرت آنها از کل ناوگان تمام کشورهای دیگر جهان بیشتر است.
آموزش از طریق شکست: منتقدان استدلال میکنند که این حادثه بیشتر نشاندهنده "اشتباه در مدیریت نیروی انسانی و برنامهریزی مأموریتها" است تا افول فناورانه یا صنعتی.
یعنی مشکل از "چگونه استفاده کردن" از قدرت است، نه "نداشتن" قدرت.
با این حال، باید توجه داشت که این استدلال مخالفان «افول»، مبتنی بر پذیرش اعلانها و بیانیههای رسمی پنتاگون و نهادهای دولتی آمریکا درباره میزان خسارت این ناوهاست، نهادهایی که همین الان هم سوابق بسیار بد و مکرّری در کتمان و انکار تلفات جنگی نیروهای تروریست آمریکا و انهدام داراییها ومنافع راهبردی آن در منطقه و در سرزمینهای اشغالی در طول بیش از سه هفته جنگ داشته و دارند.
به هر حال ما با دولتی مواجه هستیم که رییس آن به صورت منظم، سیستماتیک و بیشرمانه درباره همهچیز دروغ می گوید.
جمعبندی
این رویداد نشاندهنده "شکنندگی عملیاتی" و "افول کارایی" در اوج تنش است.
حادثه مذکور سه واقعیت را آشکار ساخت:
ظرفیت عملیاتی مازاد وجود ندارد: آمریکا برای مدیریت دو جبهه (ونزوئلا و ایران) مجبور به تمدید مأموریتها فراتر از حد مجاز شده که هزینه آن کاهش آمادگی و افزایش خطای انسانی است.
هیمنه با حضور تضمین نمیشود، با "آمادگی دائمی" تضمین میشود: خروج ناو فورد در حساسترین لحظات، یک "پیروزی اطلاعاتی-روانشناختی" برای ایران ایجاد کرد، حتی اگر ایران شلیککننده موشک نبوده باشد.
آسیبپذیرترین نقطه، تجهیزات پیشرفته نیست، بلکه "خطوط پشتیبانی و روحیه خدمه" است: فرسودگی ۱۰ ماهه و مشکلات رختشویخانه و توالتها نشان داد که یک نیروی نظامی مدرن، بیش از آنکه با موشکهای دشمن آسیبپذیر باشد، با "فرسودگی لجستیک و نیروی انسانی" آسیبپذیر است.
در نهایت، این رویداد نمادی از گذار از "هژمونی بیچالش" به "حضور پرهزینه و شکننده" برای قدرت آمریکا در منطقه است.
آمریکا همچنان قدرتمندترین نیروی نظامی جهان را دارد، اما حادثه فورد نشان داد که این قدرت برای مدیریت همزمان چند بحران و حفظ حضور بیوقفه در نزدیکی سواحل ایران، به مرز فشار حداکثری خود رسیده است.