آیینهای رمضان که زمان فراموش شد؛ از «کلوخاندازان» تا «ترنا بازی»
اصفهان-سنتهای ماه رمضان در ایران فراتر از عبادت، پیوندهای اجتماعی و تجربههای آیینی مردم را شکل میدادند که امروز رو به فراموشی رفتهاند.
خبرگزاری مهر، گروه استانها – کورش دیباج: ماه رمضان در ایران، صرفاً زمان روزهداری و عبادت نیست؛ این ماه صحنهای زنده از فرهنگ عامه، پیوندهای اجتماعی و تجربههای آیینی مردم است.
در کوچهها، محلهها و قهوهخانهها، آیینهایی برگزار میشد که رنگ و بوی زندگی روزمره را با معنویت و همبستگی جمعی پیوند میزد.
از کوچهپسکوچههای یزد که کودکان و بزرگترها در آیین «کلوخاندازان» گرد هم میآمدند و با پخت آشی جمعی، صلهرحم و شادی ساده را به ماه رمضان هدیه میکردند، تا قهوهخانههای اصفهان که شبها با «ترنا بازی» محفل ذکر، آموزش و بازیهای آیینی شکل میگرفت، همه بیانگر یک تجربه فرهنگی غنی و جمعی هستند که معنویت و زندگی اجتماعی را در هم میآمیخت.
این آیینها، فراتر از مناسک عبادی، سازوکارهایی برای آموزش ارزشهای اخلاقی، احترام به بزرگان و تقویت پیوندهای محلهای بودند و با هر ضربآهنگ زنگ حلبی یا هر صلوات گروهی، حس تعلق به اجتماع و تاریخ محلی تقویت میشد.
با گذر زمان و تغییر سبک زندگی شهری، بسیاری از این رسوم رنگ باختهاند، اما یاد و خاطره آنها هنوز بخشی از حافظه فرهنگی مردم ایران را شکل میدهد و نشان میدهد چگونه آیینها میتوانند زندگی معنوی و روزمره را به هم پیوند دهند.
برای کشف این تجربههای آیینی و بررسی نقش آنها در فرهنگ عامه ایران، با منصور قربانی، مدیر دفتر تخصصی هنرهای ملی و آئینی شهرداری اصفهان، گفتوگو کردهایم تا آیینهای فراموششده ماه رمضان را بازخوانی کند و اهمیت اجتماعی، فرهنگی و معنوی آنها را برای امروز روشن سازد.
آقای قربانی، شما در مطالعات خود به برخی آیینهای فراموششده ماه رمضان در ایران اشاره کردهاید.
میتوانیم ابتدا با نمونههایی از این سنتها شروع کنیم؟
ماه رمضان در ایران همواره با آیینها و رسوم خاص همراه بوده که بخش قابل توجهی از آنها، علاوه بر جنبه مذهبی، نقش اجتماعی و فرهنگی داشتهاند.
برخی از این آیینها امروز کمرنگ شدهاند یا به فراموشی سپرده شدهاند اما در گذشته نقشی مهم در ایجاد همبستگی اجتماعی، تقویت روابط خانوادگی و ارائه تجربههای معنوی عمیق ایفا میکردند.
یکی از نمونههای معروف، آیین «کلوخاندازان» در یزد است.
مردم یزد برای استقبال از ماه رمضان به طبیعت میرفتند، آشی به نام شولی میپختند و در کنار هم به صلهرحم و برگزاری آیینها میپرداختند.
هدف اصلی این آیین، تقویت پیوندهای اجتماعی و روحیه جمعی بود و در عین حال، فرصتی برای تدبر و تجربه معنوی فراهم میکرد.
آیا این گونه آیینها مختص یزد بودند یا در سایر استانها هم نمونههای مشابه وجود داشت؟
در بسیاری از استانها آیینهای خاصی وجود داشت که هرکدام با ویژگیهای فرهنگی آن منطقه پیوند خورده بود.
برای نمونه، در یزد آیین دیگری به نام «قاصد درکردن» برگزار میشد.
مردم برای رؤیت هلال ماه رمضان به بالای منارهای مساجد میرفتند و آسمان را رصد میکردند.
اگر ماه رؤیت نمیشد، نمایندگان شهر مأمور میشدند به روستاهای اطراف بروند و آسمان آنها را بررسی کنند.
این آیین نه تنها جنبه مذهبی داشت، بلکه حس مشارکت و همکاری جمعی را تقویت میکرد و مردم را با یک هدف معنوی و اجتماعی درگیر میساخت.
به جز یزد، در دیگر استانها چه آیینهایی برگزار میشد که امروز فراموش شدهاند؟
یکی از آیینهای جذاب و کمتر شناختهشده، «حلبیبران» در مازندران بود.
این آیین مربوط به کسانی بود که نذر میکردند در طول ماه رمضان مردم را برای سحری بیدار کنند، به ویژه کسانی که امیدوار به داشتن فرزند پسر بودند.
افراد نذرکننده، یک پیت حلبی به گردن میآویختند و با ضربه زدن به آن، مردم را برای سحری بیدار میکردند.
این سنت ترکیبی از عبادت، نذر و فعالیت جمعی بود و در عین حال تجربهای معنوی و اجتماعی برای جامعه فراهم میآورد.
آیین دیگری در مازندران به نام «روزهسری» وجود داشت.
در این رسم، روزهاولیها تا زمانی که هدیهای از بزرگان دریافت نمیکردند – مانند طلا برای دختران و نقره برای پسران – افطار خود را باز نمیکردند.
این آیین نشاندهنده ارتباط تنگاتنگ بین سنتهای مذهبی و ارزشهای اجتماعی، احترام به بزرگان و تقویت پیوندهای خانوادگی بود.
به طور کلی، چنین رسوم محلی نه تنها جنبه اجتماعی داشتند، بلکه تجربه معنوی ماه رمضان را برای مردم غنیتر میکردند و آنها را در مسیر عبادی و فرهنگی راهنمایی مینمود.
در اصفهان، بهویژه در شبهای رمضان، چه آئینهایی برگزار میشدند که امروز کمتر شناخته شدهاند؟
یکی از سنتهای معروف اصفهان، «ترنا بازی» است.
این آئین در قهوهخانهها برگزار میشد و گروهی از افراد در آن به ذکر فضائل امیرالمؤمنین (ع) میپرداختند.
«ترنا بازی» بیش از آنکه یک سرگرمی باشد، یک فعالیت معنوی و آموزشی بود که به جوانان و عموم مردم مفاهیم دینی، اخلاقی و تاریخی را آموزش میداد.
در این مراسم، افراد از محلههای مختلف گرد هم میآمدند و به احترام پیشکسوتان، میدانداری و هدایت مراسم را به آنان میسپردند.
گروهها به ذکر صلوات میپرداختند و در نهایت، فضایی ایجاد میشد که هم آموزنده و هم اجتماعی بود.
این سنت، نقش مهمی در تقویت صلهرحم، انسجام محلهای و ارتباط بین نسلها داشت و در عین حال یاد و خاطره اهل بیت (ع) را زنده نگه میداشت.
آیا «ترنا بازی» تنها در اصفهان رایج بود یا در شهرهای دیگر هم برگزار میشد؟
برخی منابع نشان میدهند که ریشههای «ترنا بازی» به همدان یا مشهد بازمیگردد، اما در تهران و اصفهان بیشتر رایج بوده است.
در تهران، قهوهخانههایی مانند «خرابات احمد مورچه» و «قهوهخانه شعبونخان» محل برگزاری این آئینها بودند.
حضور غزلخوانهای مشهور و استادان فن، محفلهایی معنوی و آموزشی ایجاد میکرد که جوانان و بزرگترها را با مفاهیم دینی، تاریخی و فرهنگی آشنا میساخت.
به همین دلیل، «ترنا بازی» را میتوان نمونهای از آیینهایی دانست که هم جنبه سرگرمی داشتند و هم در تقویت شناخت مذهبی و تربیتی مردم نقش داشتند.
با توجه به ماهیت این آیینها، به نظر شما این سنتها چه تأثیری بر جامعه و فرهنگ مردم داشتهاند؟
این آیینها، افزون بر بعد مذهبی، نقش بسیار مهمی در تحکیم روابط اجتماعی، تقویت همبستگی محلهای و ایجاد حس مسئولیت جمعی داشتند.
مردم با شرکت در این مراسم، ضمن تجربه معنوی، با ارزشهای فرهنگی، اخلاقی و تاریخی نیز آشنا میشدند.
برای مثال، آیینهای سحری و افطاریهای دستهجمعی، علاوه بر ایجاد پیوندهای اجتماعی، به شکلگیری حس مشارکت و همدلی کمک میکردند.
همچنین، مراسمی مانند «ترنا بازی» یا «حلبیبران»، تجربههای یادگیری و تربیتی به همراه داشتند و به نسلهای جدید انتقال داده میشدند.
از نظر من، این رسوم پلهایی بودند میان معنویت و زندگی اجتماعی، و امروز هم میتوانند این نقش را بازی کنند اگر با تلاش فرهنگی بازسازی شوند.
با تغییر سبک زندگی و تحول فرهنگی، آیا این سنتها قابلیت انتقال به نسل جدید را دارند؟
قطعاً.
یکی از مهمترین مسائل فرهنگی امروز، بازسازی و احیای سنتهای معنوی و اجتماعی است.
حتی اگر بخشی از این آیینها فراموش شده باشند، با برنامهریزی فرهنگی، هنری و آموزشی میتوان آنها را به نسل جوان معرفی کرد.
به عنوان نمونه، میتوان با برگزاری محافل فرهنگی، کارگاههای آموزشی، نمایشگاهها و برنامههای رسانهای، یاد و خاطره این سنتها را زنده نگه داشت.
آیینهایی مانند «ترنا بازی» یا مراسمهای سحری و افطاری دستهجمعی، میتوانند فرصتی باشند برای تجربه معنوی، اجتماعی و فرهنگی، به ویژه در ماه رمضان که مردم به شکل طبیعی به فضائل اخلاقی و مذهبی توجه دارند.
آیا احیای این آیینها میتواند نقش تربیتی و مذهبی هم داشته باشد؟
بله.
بسیاری از این رسوم، همزمان با عبادت و معنویت، ابزارهایی برای آموزش اخلاق، احترام به بزرگان، صلهرحم و مهارتهای اجتماعی بودند.
بازسازی آنها نه تنها به حفظ هویت ملی و فرهنگی کمک میکند، بلکه میتواند به تقویت باورهای دینی و توسعه تجربه معنوی ماه رمضان نیز بیانجامد.
برای مثال، آیین «روزهسری» در مازندران، آموزش احترام به بزرگان و صبر و بردباری را به شکل عملی منتقل میکرد.
آیین «ترنا بازی» در اصفهان، یادگیری مفاهیم دینی و تاریخی را همراه با تجربه اجتماعی فراهم میآورد.
چنین آیینهایی، اگر در قالبهای امروزی بازسازی شوند، میتوانند ابزارهای بسیار مؤثری برای ترویج ارزشهای فرهنگی و تربیتی باشند.
با توجه به اهمیت این آیینها، چه اقداماتی برای ثبت، مستندسازی و احیای آنها انجام شده یا میتواند انجام شود؟
ثبت و مستندسازی این آیینها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، چرا که بدون این اقدامات، نسلهای جدید هرگز با این بخشی از فرهنگ و تاریخ خود آشنا نخواهند شد.
دفتر تخصصی هنرهای ملی و آئینی شهرداری اصفهان تلاش کرده است با جمعآوری اطلاعات از منابع مکتوب، خاطرات کهن و مستندسازی محافل سنتی، بخشی از این میراث معنوی را حفظ کند.
علاوه بر ثبت و ضبط، آموزش و ترویج آیینها از طریق مدارس، دانشگاهها، محافل فرهنگی و رسانهها اهمیت دارد.
برگزاری همایشهای فرهنگی و مذهبی، نمایشگاههای تعاملی، کارگاههای آموزشی و برنامههای تلویزیونی و دیجیتال، میتوانند نسل جوان را با این سنتها آشنا کنند و نقش آنها را در تجربه اجتماعی و معنوی ماه رمضان پررنگ سازند.
اگر بخواهیم یک جمعبندی از اهمیت آیینهای فراموششده رمضان داشته باشیم، چه نکاتی را برجسته میکنید؟
آیینهای فراموششده ماه رمضان، بخشی از میراث معنوی، اجتماعی و فرهنگی ایران هستند.
این رسوم، ارتباط عمیق مردم با باورهای دینی، احترام به بزرگان، همبستگی محلهای و آموزش ارزشهای اخلاقی را به تصویر میکشیدند.
حتی آن دسته از آیینها که امروز کمتر شناخته شدهاند، مانند «کلوخاندازان» در یزد، «حلبیبران» و «روزهسری» در مازندران و «ترنا بازی» در اصفهان، بیانگر نقش حیاتی سنتها در زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم بودند.