خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

شنبه، 09 اسفند 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

جزئیات جدید از قتل ملیکا قدبگلویی / متهم به قتل: کاش اعدامم کنند

اعتماد | همه | شنبه، 09 اسفند 1404 - 08:41
مدتي از اظهارات او مي‌گذرد. دوباره از او سوال مي‌كنم كه به چه جرمي اينجا هستيد؟ پاسخ مي‌دهد: «به جرم قتل.» روز حادثه را تعريف مي‌كنيد! سكوت مي‌كند، ولي بعد از چند ثانيه مي‌گويد: «كاش اعدامم كنند.»
متهم،قتل،پرونده،مليكا،مقتوله،ماشين،لوكيشن،گوشي،راننده،روز،دو ...

کد خبر: 763169 | ۱۴۰۴/۱۲/۰۹ ۰۸:۳۲:۴۷
بهاره شبانکارئیان-نویسنده در این گزارش بنا به رعایت اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری خصوصا در حوزه حوادث از برخی مشاهدات خود صرف‌نظر کرده است.
همچنین نویسنده به خاطر رعایت حقوق متهم از نام و نام‌خانوادگی او و برخی جزییات زندگی خصوصی متهم به قتل خودداری کرده است.
در این گزارش به وقایعی که متهم به قتل در اظهارات و مشروح جلسات بازجویی عنوان کرده، پرداخته شده است.
متهم به قتل در تمام طول مصاحبه با نویسنده این گزارش منکر قتل شده تا اینکه در آخرین فایل صوتی اعتراف کرده است؛ مصاحبه با این متهم در چهار فایل صوتی جداگانه تهیه شده و گزارش پیش رو چکیده‌ای از این چهار فایل صوتی است.
از آنجایی که متهم به جزییات قتل اشاره نکرده، نویسنده با افسر این پرونده نیز گفت‌وگویی داشته است.
طبق گفته افسر پرونده؛ متهم یک کانال تلگرامی داشته و از همین طریق درآمد کسب می‌کرده، اما وقتی اینترنت قطع شده، شروع به مسافرکشی کرده است.
او به عنوان راننده در اسنپ هم فعالیت می‌کرده، اما آن روز مقتوله مسافر اسنپ نبوده و به صورت عبوری سوار ماشین متهم شده است.
با این حال هنوز انگیزه متهم از ارتکاب جنایت مشخص نشده است.
همچنین بر اساس مستندات، رد خون مقتوله داخل ماشین پراید متعلق به متهم کشف شده است.
جزییات این پرونده تا حدودی شباهت‌های زیادی به پرونده قتل «الهه حسین‌نژاد»؛ دختر جوان ۲۴ ساله ساکن اسلامشهر دارد؛ او نیز قربانی یک راننده مسافرکش با انگیزه‌ای نامعلوم شده است.
بخش اول: نویسنده
چیزی شبیه پیش‌درآمد یک فاجعه جریان دارد.
مسیر طی می‌شود تا به پلیس آگاهی تهران می‌رسم.
او را در یکی از اتاق‌ها می‌بینم؛ مرد مسافرکشی که به اتهام قتل «ملیکا قدبگلویی»، دختر ۲۳ ساله بازداشت شده است.
جلو می‌آید، کنارم می‌نشیند، نور اتاق صورتش را دو نیم کرده است؛ نیمی در روشنایی و نیمی در تاریکی.
در این لحظه می‌فهمم کسی که کنارم نشسته، فقط یک متهم نیست.
بخش دوم: انکار قتل
متهم ۳۹ ساله، متاهل است و سه فرزند دارد.
اصالتا اهل اردبیل است.
در تمام طول مصاحبه سرش را پایین می‌اندازد؛ انگار با این کار قصد دارد چیزی را پنهان کند.
از او در مورد روز حادثه و سرقت طلاها و گوشی ملیکا می‌پرسم.
منکر می‌شود، اما بعد از کمی مکث آرام زمزمه می‌کند: «من کاری نکردم.
فقط مسافر سوار و پیاده کردم.
او آن روز در صندلی جلو نشست.
من ماهی ۱۰۰ میلیون تومان درآمد داشتم و نیازی نداشتم که طلاها و گوشی را بدزدم.
من اصلا دست به وسیله‌های او نزدم، اما او ترسیده بود.
لوکیشن زنده برای دوستش فرستاد.
به او گفتم چرا لوکیشن فرستادی!
برای من داستان نشود!
خواستم گوشی او را از دستش بگیرم تا ببینم به چه کسی لوکیشن فرستاد، اما او در ماشین را باز کرد و پیاده شد.
من او را نکشتم.
فقط جای بدی پیاده‌اش کردم.
من خبر ندارم بعد از اینکه پیاده شد چه اتفاقی برایش افتاد.
مشکل مالی داشتم.
حتی به خاطر مشکلات مالی خودکشی کردم.
بعد از چند روز مرا گرفتند و اینجا آوردند و گفتند جنازه دختری که سوار کردی در رودخانه پیدا شد.»
بخش سوم: درخواست اعدام
او به قتل اعتراف نمی‌کند.
مدتی از اظهارات او می‌گذرد.
دوباره از او سوال می‌کنم که به چه جرمی اینجا هستید؟
پاسخ می‌دهد: «به جرم قتل.» روز حادثه را تعریف می‌کنید!
سکوت می‌کند، ولی بعد از چند ثانیه می‌گوید: «کاش اعدامم کنند.» از متهم می‌پرسم که چرا با ملیکا درگیر شدید؟
او مدعی می‌شود: «قبلا همسرم از من شکایت کرده بود.
پرونده شکایت داشتم.
نمی‌خواستم دوباره برایم پرونده درست شود.
او برای دوستش لوکیشن به صورت زنده فرستاد.
گفتم چرا لوکیشن زنده فرستادی، اما او گوشی‌اش را به من نداد و مقاومت کرد و گوشی را داخل کیفش گذاشت.
من دست به هیچ کدام از اموال او نزدم و آخر جاده او را پیاده کردم.
بعد از اینکه اینترنت‌ها وصل شد حدود بیست، سی میلیون تومان کار کردم.»
بخش چهارم: سکوت طولانی
متهم به قتل ملیکا مدت طولانی سکوت می‌کند...
.
بخش پنجم: اعتراف به قتل
مدت طولانی می‌گذرد.
من او را نگاه می‌کنم.
او زمین را نگاه می‌کند.
ناگهان یاد اعترافاتی که کرده، می‌افتد.
بعد از سکوت طولانی می‌گوید: «من کشتم.
با چاقو او را کشتم.
به گردنش ضربه زدم.
وقتی گوشی را نداد چاقو را از داشبورد ماشین برداشتم و به او زدم.»
بخش ششم: اظهارات افسر پرونده
افسر پرونده در مورد جزییات قتل «ملیکا قدبگلویی» و اظهارات متهم به قتل پرونده به «اعتماد» می‌گوید: «هفتم بهمن ماه ۱۴۰۴، یک فقره آدم‌ربایی به اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران گزارش می‌شود.
با این موضوع که خانمی با هویت «ملیکا قدبگلویی» قصد عزیمت به خانه‌شان واقع در قرچک ورامین را داشته، اما هنگامی که از محل کارش در میدان آرژانتین خارج شده و با مترو به ایستگاه جوانمرد قصاب رسیده و سوار ماشین سواری شده، راننده مسیری که برای رفتن به قرچک بوده را تغییر داده و به بیراهه رفته است.
مقتوله متوجه ماجرا شده و به یکی از دوستانش پیامی داده و از تغییر مسیر راننده به دوستش گفته است.
دوستش به ملیکا گفته لوکیشن زنده برای او ارسال کند.
ملیکا هم لوکیشن را برای دوستش ارسال کرده است.
دوستش وقتی لوکیشن را دیده، متوجه شده ملیکا در بیراهه‌ای سمت قوچ حصار است.
دوست ملیکا همان موقع با او تماس گرفته که بگوید سریع از ماشین پیاده شود، اما به محض اینکه مقتوله تلفن را جواب داده، دوستش از پشت خط شنیده راننده به او گفته به گوشی کاری ندارد و مقتوله هم با جیغ و داد به راننده التماس کرده و گفته گوشی و همه اموالش را بگیرد، اما با او کاری نداشته باشد.
راننده گوشی را از ملیکا گرفته و تماس قطع شده است.»
او در ادامه می‌گوید: «پرونده با عنوان آدم‌ربایی به اداره یازدهم ارجاع و در نهایت در دهم بهمن ماه، جنازه مقتوله در محدوده فشافویه در حالی که از کانال آب خارج شده، کشف می‌شود.
آثار بریدگی روی گردن مقتوله مشهود بوده است.
پرونده به خاطر وقوع جنایت به اداره دهم ارسال و تحقیقات گسترده آغاز و در نهایت با گذشت هشت روز پلاک ماشین شناسایی می‌شود.
متهم به قتل ابتدا به سمت کاشان رفته و آنجا خودکشی نافرجام داشته است.
با این حال وقتی به سمت تهران بازگشته در محدوده کهریزک دستگیر می‌شود.
او ابتدا اظهار بی‌اطلاعی و منکر قتل می‌شود و می‌گوید وقتی متوجه شده مقتوله لوکیشن زنده ارسال کرده، ترسیده و او را پیاده کرده است.
متهم به قتل با همین اظهارات اولیه به دادسرا اعزام و قرار بازداشت متهم صادر می‌شود.
در نهایت با توجه به اظهارات شاهد پرونده و تحقیقات فنی اداره دهم، متهم به قتل اعتراف و بیان می‌کند که با دست راست و با چاقو یک ضربه با انگیزه نامعلوم به گردن مقتوله زده است.
او همچنین گفته مشروبات الکلی مصرف کرده و آن لحظه نمی‌دانسته چه کار می‌کند.» افسر این پرونده همچنین می‌گوید: «تحقیقات برای اینکه متوجه شویم انگیزه متهم چه بوده و آیا موارد دیگری هم وجود داشته یا نه، ادامه دارد.
با توجه به اینکه خانواده مقتوله اعلام کرده‌اند وسایل مقتوله نیست، احتمال انگیزه سرقت وجود دارد.
از طرف دیگر با توجه به اینکه دوست ملیکا شنیده مقتوله به راننده التماس کرده و گفته گوشی را بگیرد، اما به او کاری نداشته باشد، هنوز جای سوال و با اظهارات متهم به قتل در تناقض است.
پرونده دارای زوایای پنهان است و بررسی‌ها ادامه دارد، اما طبق بررسی‌هایی که تاکنون صورت گرفته؛ متهم دچار مشکلات متعدد جنسی و اختلالات روحی و روانی است.
متهم یک کانال تلگرامی داشته و از همین طریق درآمد کسب می‌کرده، اما وقتی اینترنت قطع شده، شروع به مسافرکشی کرده است.
او به عنوان راننده در اسنپ هم فعالیت می‌کرده، اما آن روز ملیکا قدبگلویی مسافر اسنپ نبوده و به صورت عبوری سوار ماشین متهم شده است.
در تحقیقاتی که انجام داده‌ایم، متوجه شده‌ایم آن روز اطرافیان به ملیکا گفته‌اند حالا که پدرش مریض است از اسنپ استفاده کند، اما ملیکا در پاسخ به آنها گفته مگر چقدر درآمد دارد که هزینه اسنپ بدهد.
ملیکا گفته با مترو تا مسیری می‌رود و از آنجا با ماشین عبوری خود را به قرچک می‌رساند که متاسفانه این اتفاق ناگوار برای او رخ می‌دهد.»
بخش آخر: نویسنده
در اتاق بازجویی اعترافات متهم ثبت شده؛ همان‌طور که توضیحات افسر پرونده نیز ثبت شده است.
شواهدی از جمله آثار خون مقتوله داخل ماشین متهم بخش مهمی از این پرونده را تشکیل داده است.
پرونده اکنون در حال رسیدگی است و بازجویی از متهم برای مشخص شدن انگیزه جرم ادامه دارد...
.