خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

شنبه، 09 اسفند 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

جهان عرب در برابر توهمات آخرالزمانی صهیونیسم مسیحی

مهر | بین‌الملل | شنبه، 09 اسفند 1404 - 08:06
سفیر آمریکا در اراضی اشغالی تنها یک دیپلمات افراطی نیست بلکه نماینده جریانی فکری در آمریکا است که ریشه در قرن نوزدهم و تفکرات پروتستانی انجیلی دارد.
آمريكا،اسرائيل،تحقق،غزه،نفوذ،فكري،قدرت،منطقه،عنوان،آخرالزمان ...

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: وقتی مایک هاکبی سفیر فعلی آمریکا در رژیم صهیونیستی در مصاحبه با تاکر کارلسون، مجری راستگرای آمریکایی بدون کمترین تردیدی گفت که «خوب می‌شود اگر اسرائیل تمام آن سرزمین را بگیرد»، کمتر کسی فکر می‌کرد این جملات طوفانی از خاورمیانه تا واشنگتن به پا کند.
هاکبی در پاسخ به سوالی درباره تفسیر یک آیه توراتی مخدوش که وعده زمین از نیل تا فرات را به قوم بنی‌اسرائیل می‌دهد، رویای دیرینه صهیونیسم را در قالب کلمات ساده اما خطرناکی تکرار کرد.
این سخنان پرده از ایدئولوژی عمیقی برداشت که سال‌هاست در لایه‌های پنهان سیاست آمریکا نسبت به غرب آسیا ریشه دوانده است.
برای درک این فاجعه، باید هاکبی را نه به عنوان یک دیپلمات معمولی، بلکه به عنوان یک مبلغ مسیحی صهیونیست دید که دهه‌هاست برای تحقق پیشگویی‌های آخرالزمانی لحظه‌شماری می‌کند.
این کشیش سابق کلیسای باپتیست که بیش از صد بار به سرزمین‌های اشغالی سفر کرده، هرگز سعی نکرد تعارض منافع میان سِمَت سیاسی خود و باورهای دینی‌اش را پنهان کند.
او صریحا می‌گوید که پشتیبانی از اسرائیل برایش یک وظیفه دینی و تاریخی فراتر از منافع ملی آمریکا به حساب می‌آید.
در این نگاه، کرانه باختری دیگر سرزمین اشغالی فلسطین نیست، بلکه نام باستانی «یهودا و سامره» را یدک می‌کشد و هرگونه عقب‌نشینی از آن، خیانت به فرمان الهی تلقی می‌شود.
پیشینه یک ایدئولوژی خطرناک
هاکبی تنها یک دیپلمات افراطی نیست.
او نماینده جریانی فکری در آمریکاست که ریشه در قرن نوزدهم و تفکرات پروتستانی انجیلی دارد.
در این جریان فکری که بعدها صهیونیسم مسیحی نام گرفت، بازگشت یهودیان به فلسطین و تشکیل رژیمی قدرتمند برای آنان نه یک رویداد سیاسی که شرطی ضروری برای تحقق پیشگویی‌های کتاب مقدس درباره ظهور دوباره مسیح قلمداد می‌شود.
این تفکر با تفسیرهای خاصی از عهد عتیق تغذیه می‌شود و وعده‌های زمینی داده شده به ابراهیم را به‌صورت تحت‌اللفظی و برای دوران معاصر تفسیر می‌کند.
نکته شگفت‌انگیز آنکه این جریان فکری در نهایت به نابودی یهودیانی می‌اندیشد که به مسیحیت نگرویده‌اند.
از دیدگاه آنان، یهودیان نقشی ابزاری در طرح عظیم الهی ایفا می‌کنند و پس از ایفای این نقش، یا باید به مسیح بگروند یا در نبرد نهایی آرماگدون نابود شوند.
این تناقض عمیق، ماهیت این اندیشه را بیش از پیش خطرناک نشان می‌دهد.
در این جهان‌بینی، ساخت معبد سلیمان بر خرابه‌های مسجدالاقصی و قبةالصخره، جرقه آغاز جنگی فراگیر با جهان اسلام و زمینه‌ساز ظهور منجی موعود به حساب می‌آید.
نفوذ در ساختار قدرت آمریکا
آنچه نگرانی را دوچندان می‌کند، نفوذ عمیق این جریان فکری در ساختار سیاسی آمریکا است.
از زمان ریاست جمهوری جیمی کارتر تا دوران جرج بوش پسر، همواره نشانه‌هایی از این نفوذ دیده شده است.
بوش پسر در سخنانی صریحا از جنگ علیه ترور با عنوان «جنگ صلیبی» یاد کرد و مشاوران او در کاخ سفید از جمله شخصیت‌هایی با گرایش‌های انجیلی، منطقه غرب آسیا را عرصه تحقق پیشگویی‌های کتاب مقدس می‌دانستند.
امروز نیز هاکبی تنها یک نمونه از این نفوذ عمیق است.
ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری خود با انتقال سفارت آمریکا به قدس و به رسمیت شناختن جولان اشغالی به عنوان بخشی از اسرائیل، گام‌های بلندی در جهت خواست این جریان برداشت.
هاکبی نیز از همان زمان در تیم ترامپ حضور فعال داشت و اکنون به‌عنوان سفیر، تلاش می‌کند تا این مسیر را با شتاب بیشتری ادامه دهد.
او در مصاحبه با کارلسون صریحاً گفت که این اتحاد با اسرائیل «منطق استراتژیک» دارد و هزینه جایگزینی آن بسیار بیشتر از حفظ آن خواهد بود.
واکنش منطقه و جهان
سخنان هاکبی بی‌پاسخ نماند.
کشورهای عربی و اسلامی به سرعت واکنش نشان دادند و در بیانیه‌ای مشترک که روز شنبه در دوحه صادر شد، این اظهارات را «چراغ سبزی به توسعه‌طلبی اسرائیل» و نقض آشکار حقوق بین‌الملل خواندند.
دبیرخانه اتحادیه عرب نیز با صدور بیانیه‌ای، این سخنان را تحریک‌آمیز و توهین به حاکمیت کشورهای عضو توصیف کرد.
مصر به‌عنوان کشوری که نام نیل در این وعده جعلی آمده، اعتراض رسمی خود را به دولت آمریکا اعلام نمود و اردن نیز هشدار داد که چنین تفکراتی امنیت و ثبات منطقه را به خطر می‌اندازد.
نکته تأمل‌برانگیز، سکوت معنادار وزارت خارجه آمریکا در برابر این فاجعه دیپلماتیک است.
واشنگتن تاکنون حاضر به محکومیت یا حتی اظهارنظر صریح درباره این اظهارات نشده است.
سکوتی که خود به مثابه تاییدی بر این رویاهای توسعه‌طلبانه تفسیر می‌شود.
برخی تحلیلگران معتقدند این سکوت نشان‌دهنده هم‌صدایی بخش‌های مهمی از حاکمیت آمریکا با این تفکر یا حداقل ترس از به چالش کشیدن آن به دلیل قدرت لابی‌های صهیونیستی و انجیلی است.
عقب‌نشینی تاکتیکی یا تغییر استراتژی؟
هاکبی بعد از موج گسترده انتقادات، تلاش کرد عقب‌نشینی کند و سخنانش را «کمی اغراق‌آمیز» توصیف نمود.
او مدعی شد که اسرائیل قصد تصاحب این سرزمین‌ها را ندارد و سخنانش بد فهمیده شده است.
اما این عقب‌نشینی تاکتیکی، حقیقت را پنهان نمی‌کند.
کسی که دهه‌ها برای تحقق رویای «اسرائیل بزرگ» سرمایه‌گذاری فکری و عملی کرده، با یک عذرخواهی مصلحتی تغییر ماهیت نمی‌دهد.
او پیش از این هم با حضور در مراسم ساخت شهرک‌های صهیونیست‌نشین، با رد هویت فلسطینی و با حمایت بی‌قیدوشرط از جنایت‌های غزه، نشان داده که در کدام جبهه می‌ایستد.
به‌ویژه در جریان جنگ غزه، هاکبی از معدود شخصیت‌های آمریکایی بود که آشکارا از جنایت‌های رژیم صهیونیستی دفاع کرد و حتی مدعی شد آنچه در غزه رخ داده از هولوکاست هم بدتر است.
چنین فردی هرگز نمی‌تواند میانجی بی‌طرف یا دیپلماتی متعهد به حقوق بین‌الملل باشد.
او خود را مأموری از جانب خدا برای تحقق نبوت‌های کتاب مقدس می‌داند و در این مسیر، مرزهای بین‌المللی و قوانین بشری را مانعی کوچک تلقی می‌کند.
واقعیت‌های میدان در برابر رویاهای آخرالزمانی
اما پرسش اصلی اینجاست: این رویاهای آخرالزمانی تا چه حد با واقعیت‌های منطقه همخوانی دارد؟
در آن سوی مرزهای خیالی هاکبی، ملت‌هایی با پیشینه تمدنی کهن و اراده‌ای پولادین برای دفاع از حاکمیت خود ایستاده‌اند.
سوریه، عراق، عربستان، اردن، لبنان و مصر هرگز اجازه نخواهند داد حتی یک وجب از خاکشان به نقشه تورات پیوند زده شود.
مقاومت ملت فلسطین در غزه و کرانه باختری، با وجود همه سختی‌ها و مظلومیت‌ها، نشان داد که پروژه اشغال و توسعه‌طلبی با وجود همه پشتیبانان قدرتمندش، به بن‌بست رسیده است.
اسرائیل امروز بیش از هر زمان دیگری دچار بحران داخلی، انشقاق اجتماعی و فرسایش قدرت بازدارندگی خود شده است.
ارتشی که روزی از آن به عنوان قدرت شکست‌ناپذیر منطقه یاد می‌شد، در نبرد با گروه‌های مقاومت در نوار غزه، با چالش‌های جدی و فرسایشی مواجه گردید.
جامعه اسرائیل نیز با اعتراضات گسترده داخلی علیه سیاست‌های نتانیاهو، بیش از پیش از درون متلاشی می‌شود.
در چنین شرایطی، سخن گفتن از تصاحب سرزمین‌هایی از نیل تا فرات نه یک نقشه واقعی که بیشتر شبیه سرابی برای فریب افکار عمومی و انحراف اذهان از بحران‌های عمیق داخلی به نظر می‌رسد.
اظهارات مایک هاکبی سفیر آمریکا در اسرائیل پنجره‌ای به جهان‌بینی خطرناکی گشود که ریشه در افکار انحرافی و آمیخته با سیاست‌های توسعه‌طلبانه دارد.
صهیونیسم مسیحی با نفوذ در ارکان قدرت آمریکا، در تلاش است تا خاورمیانه را به صحنه تحقق پیشگویی‌های آخرالزمانی تبدیل کند.
اما واقعیت‌های میدان، مقاومت ملت‌ها و بیداری افکار عمومی، بزرگترین مانع در برابر این رویاهای شوم است.