خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

جمعه، 08 اسفند 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

دلیل تازه‌عروس برای درخواست زودهنگام طلاق چیست؟

اعتماد | همه | جمعه، 08 اسفند 1404 - 16:58
الناز و شوهرش سه ماه بعد از ازدواج تصمیم به طلاق گرفته‌اند. الناز می‌گوید این جدایی برایش بسیار سخت‌ است اما انتخاب کرده این سختی را تحمل کند تا در آینده دچار مشکلات دیگری نشود.
آرمان،زندگي،ازدواج،الناز،مادر،مادرش،جدايي

الناز و شوهرش سه ماه بعد از ازدواج تصمیم به طلاق گرفته‌اند.
الناز می‌گوید این جدایی برایش بسیار سخت‌ است اما انتخاب کرده این سختی را تحمل کند تا در آینده دچار مشکلات دیگری نشود.
کد خبر: 763091 | ۱۴۰۴/۱۲/۰۸ ۱۶:۳۴:۲۸
الناز و شوهرش سه ماه بعد از ازدواج تصمیم به طلاق گرفته‌اند.
الناز می‌گوید این جدایی برایش بسیار سخت‌ است اما انتخاب کرده این سختی را تحمل کند تا در آینده دچار مشکلات دیگری نشود.
او برای سایت جنایی از زندگی‌اش می‌گوید.
*چرا این‌قدر زود زندگی شما به بن‌بست رسید؟
من هفت سال با آرمان دوست بودم.
حتی مدتی در خانه مادر او زندگی کردم.
وقتی صحبت ازدواج می‌شود همه چیز تغییر می‌کند.
فکر می‌کردم چقدر خوب و خوشحال زندگی خواهم کرد اما وقتی مساله خانواده‌ها به میان آمد همه چیز تغییر کرد.
*با چه کسی دچار مشکل شدی؟
به طور کلی همه چیز عوض شد.
حتی نگاه مادر آرمان به من عوض شد.
مادر آرمان مرا لایق ازدواج با پسرش نمی‌دانست.
حتی من را به خانواده‌اش معرفی نکرد.
با اینکه من در خانه او مستاجر هم بودم و خودش می‌دانست با پسرش رابطه دارم اما من را به عنوان عروس قبول نکرد.
بعد هم که با پدر و مادرم بحث کرد.
آرمان کلاً عوض شده.
یک آدم دیگر شده و می‌گوید نباید با هم ازدواج می‌کردیم.
من هم تصمیم گرفتم دیگر با او زندگی نکنم.
*چرا آرمان چنین حرفی می‌زند؟
چون مسئولیت‌پذیر نیست و نمی‌خواهد جلوی مادرش بایستد.
می‌خواهد پسر خوب مادرش بماند ولی من نمی‌خواهم تن به هر خفتی بدهم.
*چرا با خانواده خودت زندگی نمی‌کردی؟
من در تهران کار می‌کردم.
برای همین تنها زندگی می‌کردم.
*آرمان را چطور پیدا کردی؟
در شرکت همکار بودیم.
آرمان پیک موتوری بود و من منشی.
با هم آشنا شدیم گفت مادرش یک سوئیت اجاره می‌دهد و من می‌توانم آنجا بمانم، البته با قیمت نسبتاً ارزانی به من اجاره دادند.
*آرمان هم به جدایی راضی است؟
بله او می‌گوید جدا شویم اما دوست بمانیم.
من قبول نکردم و گفتم اگر جدا شوم، با فردی دیگر ازدواج می‌کنم.
*هنوز در خانه مادر آرمان زندگی می‌کنی؟
نه.
یک جای دیگر سوئیت اجاره کردم.
آرمان فکر می‌کند برمی‌گردم اما این کار را نمی‌کنم.