«حسین احمدی» شهیدی که با خدا معامله میکرد
همدان- شهید «حسین احمدی» یکی از مردان خدایی بود که آرزوی شهادت داشت و در روز نخست حمله رژیم صهیونستی در محل خدمت خود به آرزویش رسید.
خبرگزاری مهر-گروه استانها: گاهی یک زندگی، پیش از آنکه با شهادت معنا پیدا کند، با انتخابهایش شناخته میشود؛ انتخابهایی ساده اما مداوم.
«حسین احمدی» از همان مردانی بود که در حاشیه عناوین رسمی میماند، اما در متن زندگی دیگران اثر میگذاشت.
کارمند بخش حراست، رزمنده دیروز، خادم اربعین و پدری که باور داشت انسان باید کارش را درست انجام دهد و باقی را به خدا بسپارد.
روایت شهادت او، روایت یک روز و یک حادثه نیست؛ امتداد مسیری است که با خوشرویی، گرهگشایی از کار مردم و بیاعتنایی به امتیاز و مطالبه شخصی شکل گرفت.
حتی نشانههایی که پیش از رفتن بروز کردند، نه از جنس ادعا، که برآمده از همان زیست آرام و مطمئن بودند.
محمد احمدی، فرزند ارشد شهید «حسین احمدی» در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره محل خدمت پدرش، اظهار کرد: پدر من محل کار ثابتش سایت راداری سوباشی همدان نبود.
محل خدمت اصلی ایشان همدان بود و بهعنوان نیروی حراست در شرکت ارتباطات زیرساخت استان همدان، وابسته به وزارت ارتباطات، فعالیت میکرد.
وی ادامه داد: در روز حادثه، به دلیل بروز مشکلی برای یکی از همکارانشان، پدرم با درخواست همان همکار و با گرفتن مرخصی، بهصورت جایگزین در محل حاضر شد.
از نظر فنی هم ایشان تکنیسین نبودند، بلکه نیروی حراست بودند.
پدر در روز شهادتش برای اولین بار وصیت کرد
فرزند شهید احمدی درباره زمان وقوع حادثه گفت: سایت راداری سوباشی همدان یکبار در ساعات ابتدایی روز مورد حمله تروریستی رژیم صهیونیستی قرار میگیرد و بار دوم، حوالی ساعت ۱۸:۵۳عصر همان روز مجدداً هدف حمله قرار میگیرد که در این حمله، پدرم و تعدادی از همکاران به شهادت میرسند.
پدرم در آن زمان تنها بوده است.
وی با اشاره به اتفاقی تأثربرانگیز پیش از شهادت پدرش افزود: پدرم حدود ۳۰ سال سابقه کاری داشت و در تمام این سالها، حتی یکبار هم پیش نیامده بود که با مادرم تماس بگیرد و درباره وصیت یا مسائل مالی صحبت کند.
اما در همان روز، بهطور غیرمنتظره با مادرم تماس میگیرد و درباره بدهیها و امور زندگی صحبت میکند و تأکید میکند اگر برایم اتفاقی افتاد، این موارد را پیگیری کنید.
احمدی ادامه داد: جالب اینجاست که بعدازظهر همان روز نیز غسل شهادت میکنند؛ گویی خودشان بهنوعی از اتفاق پیشرو آگاه بودند.
به گفته فرزند شهید، یکی از برجستهترین ویژگیهای اخلاقی پدرش، خوشرویی و برخورد صمیمانه با همه بود.
شهید احمدی «همیشه چهرهای خندان داشت؛ با بچهها، کودکانه رفتار میکرد و با بزرگترها، بزرگمنشانه.» این روحیه، در کنار اعتقادات عمیق دینی، چارچوب اصلی زندگی او را شکل داده بود.
بارها به فرزندانش توصیه میکرد که وظیفه خود را انجام دهند و دل به نتیجه نسپارند؛ چراکه به باور او، «روزی را خدا میرساند» و فراتر از تلاش، نگرانیهای اضافی، انسان را گرفتار خواستههای نفسانی میکند.
کمک و دستگیری از دیگران از ویژگیهای شهید احمدی بود
فرزند شهید با تأکید بر روحیه دستگیری پدرش میگوید: اگر از دستش کاری برمیآمد، چه برای آشنا و چه غریبه، دریغ نمیکرد.
حتی اگر مشکل خارج از توانش بود، با استفاده از ارتباطاتی که در محل کار یا بازار داشت، تلاش میکرد گره از کار مردم باز کند.
این ویژگی آنقدر در او پررنگ بود که گاه اعضای خانواده نگران خستگی و فرسودگیاش میشدند، اما پاسخ همیشگیاش این بود: «من دارم با خدا معامله میکنم.»
وی با اشاره به یکی از خاطرات خاص و معنادار پیش از شهادت مربوط به نخستین تشرف او به زیارت کربلا، گفت: سالها آرزوی این سفر را داشت، اما «روزیاش نمیشد»؛ تا اینکه در سالی ویژه، زمانی که تاریخ واقعه عاشورا با تقویم میلادی و هجری قمری همزمان شده بود، به کربلا مشرف شد.
فرزند شهید معتقد است این سفر، دعوتی خاص بود؛ گویی امام حسین(ع) خودش او را طلبیده بود.
احمدی با بیان اینکه سال گذشته، در موکب وزارت ارتباطات در ایلام، برای خادمی زائران اربعین حضور یافت و در جریان خدمت، دچار حادثه شد؛ پایش شکست و چند مهره از کمرش آسیب دید، ادامه داد: با وجود اصرار اطرافیان برای پیگیری حقوقی و دریافت خسارت، حاضر به این کار نشد.
به فرزندش گفته بود: مردم میروند برای امام حسین(ع) کار میکنند و چیزی از او میگیرند؛ امام حسین نخواست من به کربلا برسم، همانجا سهم من را داد.
مگر آدم از صاحبکار خودش شکایت میکند؟
آن هم امام حسین(ع).
وی خاطرنشان کرد: چند روز پیش از شهادتش، یکی از همسایهها در آستانه اربعین از او پرسیده بود که آیا امسال هم عازم کربلاست.
پاسخ داده بود: دعا کنیم امام حسین(ع) این بار ما را پیش خودش ببرد؛ نه مثل پارسال که به کربلا نرسیدیم.
فرزند شهید در ادامه به علاقه پدرش به زیارت اهل قبور و شهدا اشاره میکند: پنجشنبهها، اگر سر کار نبود، رفتن به گلزار شهدا ترک نمیشد.
حتی اگر فقط سلام و علیکی با کسی داشت و میدانست عزیزی را از دست داده، به نیت او به مزار آن فرد میرفت و خیرات میداد.
وی افزود: یکی از دوستان نزدیکش نیز خاطرهای تأملبرانگیز نقل کرده است؛ دو ماه پیش از شهادت، هنگام عبور از گلزار شهدا، به شوخی به پدر من گفته بود: ما چند نفر رفیق بودیم؛ یکی شهید شد، و ما شهید نشدیم.
من گفتم شاید لیاقت نداشتیم… ولی شهید احمدی گفتند: اگر خدا بخواهد، من به همین زودی میآیم همینجا.
شهید احمدی از دفاع مقدس هشت ساله هم یادگارهایی به تن داشت
فرزند شهید با اشاره به سابقه حضور پدرش در دوران دفاع مقدس میگوید: پدرم در سالهای جنگ، مدتی در جبهه حضور داشت و آثار آن دوران تا پایان عمر با او بود.
ترکشهایی که به ناحیه فک و بخشهایی از بدنش اصابت کرده بود، از یادگارهای همان سالها بود؛ زخمهایی که هرگز دربارهشان سخن نمیگفت و حتی نزدیکترین افراد خانواده هم بهندرت از جزئیاتش باخبر بودند.
او تأکید میکند: با وجود این سوابق، پدرم هیچگاه بهدنبال مطرحکردن خود یا احقاق امتیاز نبود.
حتی زمانی که خودِ ایثارگران برایش پیگیری کردند و کارت ایثارگری به نامش صادر شد، هیچگاه از آن استفاده نکرد.
در حالی که بهواسطه همان سوابق میتوانست وضعیت استخدامیاش تغییر کند و رسمی شود، اما تا روز شهادت، همچنان بهعنوان نیروی شرکتی در مجموعه مشغول به خدمت بود و هیچوقت دنبال این مسائل نرفت.
به گفته فرزند شهید، پدرش معتقد بود «کار اگر برای خدا باشد، نیازی به مطالبه و امتیاز ندارد» و همین نگاه، سبک زندگیاش را شکل داده بود؛ نگاهی که از جبهه آغاز شد و تا لحظه شهادت ادامه یافت.
گفتنی است، شهید حسین احمدی، از کارکنان فداکار ادارهکل ارتباطات و فناوری اطلاعات استان همدان بود که عصر روز ۲۳ خردادماه سال جاری، در جریان حمله تروریستی رژیم غاصب صهیونیستی به سایت راداری سوباشی همدان در حین انجام وظیفه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.