از ترس تا تابآوری؛ چگونه از کودکان در سایه اخبار جنگ محافظت کنیم؟/ نقش جامعه و رسانه در کاهش اضطراب/ «نظام آموزشی باید از حافظهمحوری فاصله بگیرد»
یک پژوهشگر حقوق کودک به خبرآنلاین میگوید: «حتی کودکانی که کیلومترها دور از میدان درگیری زندگی میکنند، ممکن است اضطراب جمعی را تجربه کنند. در جامعه ایران با وجود تجربه تاریخی جنگ، فشارهای اقتصادی و تغییرات اجتماعی، هر تنش جدید میتواند احساس ناامنی را تشدید کند و کودکان نخستین دریافتکنندگان این اضطراب باشند.»
یک پژوهشگر حقوق کودک به خبرآنلاین میگوید: «حتی کودکانی که کیلومترها دور از میدان درگیری زندگی میکنند، ممکن است اضطراب جمعی را تجربه کنند.
در جامعه ایران با وجود تجربه تاریخی جنگ، فشارهای اقتصادی و تغییرات اجتماعی، هر تنش جدید میتواند احساس ناامنی را تشدید کند و کودکان نخستین دریافتکنندگان این اضطراب باشند.»
کد خبر: 763056 | ۱۴۰۴/۱۲/۰۸ ۱۰:۳۴:۰۱
در روزهایی که زمزمهها و تحلیلهای گاهوبیگاه درباره احتمال درگیری نظامی در ایران در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود، اضطراب تنها در سطح معادلات سیاسی باقی نمیماند؛ این نگرانی به درون خانهها نفوذ میکند و در گفتوگوهای خانوادگی، لحن خبرها و حتی سکوت بزرگترها بازتاب مییابد.
در چنین فضایی، کودکان، که توان تحلیل این پیچیدگیها را ندارند، پیش از آنکه معنای «جنگ» را بفهمند، نشانههای ناامنی را احساس میکنند.
به گزارش خبرآنلاین؛ پرسش اصلی اینجاست که در مواجهه با این فضای ملتهب چه باید کرد؟
آیا باید کودکان را از هر خبر و گفتوگویی دور نگه داشت، یا با زبانی متناسب با سنشان درباره واقعیتها صحبت کرد؟
چگونه میتوان میان آگاهیبخشی و ایجاد احساس امنیت تعادل برقرار کرد تا ترس به اضطراب مزمن تبدیل نشود؟
دکتر محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان، با تمرکز بر شرایطی که جامعه ایران با اخبار و تحلیلهای مرتبط با جنگ روبهروست، به ابعاد روانی، اجتماعی و حقوقی این مسئله میپردازد.
او توضیح میدهد که چرا کودکان در برابر فضای نااطمینانی آسیبپذیرترند، چه نشانههایی از اضطراب ممکن است بروز دهند و خانوادهها، مدارس و رسانهها چگونه میتوانند به جای بازتولید هراس، زمینه شکلگیری تابآوری، امید و احساس کنترل را در آنان تقویت کنند.
سیدناصری، حقوقدان و پژوهشگر
این پژوهشگر به خبرآنلاین میگوید: «در جهان امروز، کودکان نهتنها آیندهسازان جامعه، بلکه حساسترین شاخص سلامت روانی و اخلاقی آن به شمار میآیند.
آنان پیش از آنکه معنای بحرانهای سیاسی یا نظامی را درک کنند، آثار روانی آن را احساس میکنند.
بنابراین نحوه مواجهه جامعه با احساس امنیت کودکان، تعیینکننده کیفیت آینده اجتماعی است.
در شرایطی که جامعه ایران نیز همچون بسیاری از جوامع دیگر با تنشهای منطقهای، فشارهای اقتصادی، بحرانهای زیستمحیطی و نگرانیهای اجتماعی روبهروست، پرداختن علمی و مسئولانه به سلامت روانی کودکان ضرورتی انکارناپذیر است.»
چرا کودکان در شرایط جنگ و بحران بیش از دیگران آسیب میبینند؟
کودکان از نظر زیستی، شناختی و عاطفی در حال رشد هستند و هنوز ابزارهای ذهنی لازم برای تحلیل رویدادهای خشونتبار را در اختیار ندارند.
در نتیجه، ناامنی را نه بهصورت منطقی بلکه بهصورت احساسی تجربه میکنند.
آنان به شدت به ثبات محیط، آرامش بزرگسالان و پیشبینیپذیری زندگی وابستهاند.
هرگونه اختلال در این ثبات، میتواند احساس امنیت بنیادین آنان را متزلزل سازد.
جنگ و بحران تنها پدیدههایی فیزیکی نیستند؛ موج روانی آنها از طریق اخبار، فضای مجازی، گفتوگوهای بزرگسالان و نگرانیهای خانوادگی منتقل میشود.
در مناطق دور از خطر و درگیری چطور؟
این احساس همچنان در کودکان شکل میگیرد؟
بله، حتی کودکانی که کیلومترها دور از میدان درگیری زندگی میکنند، ممکن است اضطراب جمعی را تجربه کنند.
در جامعه ایران، تجربه تاریخی جنگ، فشارهای اقتصادی، تغییرات اجتماعی و گسترش رسانهها، زمینهای فراهم کرده که حساسیت روانی خانوادهها افزایش یابد.
در چنین بستری، هر تنش جدید میتواند احساس ناامنی را تشدید کند و کودکان نخستین دریافتکنندگان این اضطراب باشند.
در چنین شرایطی آیا باید کودکان را از واقعیتهای تلخ دور نگه داشت یا با آنان گفتوگو کرد؟
پنهانسازی کامل واقعیتها معمولاً به افزایش ترس میانجامد.
کودکان خلأ اطلاعاتی را با تخیل خود پر میکنند و تخیل آنان اغلب هراسانگیزتر از واقعیت است.
سکوت بزرگسالان میتواند پیام ناگفتهای از خطر و ناامنی منتقل کند.
گفتوگو با کودک به معنای انتقال ترس نیست، بلکه به معنای ایجاد فهم، اطمینان و احساس امنیت است.
کودکان نیاز دارند بدانند چه اتفاقی رخ داده، چه کسانی مسئول حفظ امنیت هستند و چه اقداماتی برای محافظت از آنان انجام میشود.
اطلاعرسانی باید متناسب با سن، ساده، صادقانه و آرام باشد.
هدف این گفتوگوها ایجاد حس کنترل و کاهش ابهام است، نه توضیح جزئیات خشونت.
جنگ و ناامنی چه پیامدهای روانی و رفتاری برای کودکان دارد؟
پژوهشهای روانشناختی نشان میدهد قرار گرفتن در معرض ناامنی میتواند طیفی از واکنشها را در کودکان ایجاد کند.
در کوتاهمدت، نشانههایی مانند ترس، کابوس، اختلال خواب، وابستگی شدید به والدین، گوشهگیری، تحریکپذیری یا پرخاشگری دیده میشود.
برخی کودکان هم دچار افت تمرکز و کاهش انگیزه تحصیلی میشوند.
در بلندمدت چطور؟
ممکن است این عوارض ماندگار شوند؟
در بلندمدت، اضطراب مزمن، افسردگی، کاهش اعتماد اجتماعی، مشکلات هویتی و اختلال در تنظیم هیجانها ممکن است بروز یابد.
کودکان خردسال به دلیل ناتوانی در بیان احساسات، اضطراب را درونی میکنند و این اضطراب ممکن است سالها بعد به شکل اختلالات روانی یا حتی مشکلات جسمانی ظاهر شود.
در شرایط اقتصادی و اجتماعی دشوار، فشارهای خانوادگی نیز میتواند شدت این پیامدها را افزایش دهد.
والدین چگونه میتوانند احساس امنیت را در کودکان تقویت کنند؟
والدین مهمترین منبع امنیت روانی کودک هستند.
کودکان از رفتار، لحن صدا و واکنشهای عاطفی بزرگسالان برداشت میکنند که آیا جهان امن است یا خطرناک.
حفظ آرامش، پرهیز از بزرگنمایی خطر و پاسخگویی صادقانه به پرسشهای کودک از مهمترین اقدامات حمایتی محسوب میشود.
کودکان باید فرصت بیان نگرانیهای خود را داشته باشند و احساسات آنان تأیید شود.
استفاده از جملاتی که بر مراقبت و حمایت بزرگسالان تأکید میکند، میتواند احساس امنیت ایجاد کند.
همچنین همراه کردن گفتوگو با فعالیتهای خلاقانه مانند نقاشی یا داستانسازی، به کودک کمک میکند احساسات خود را پردازش کند.
چه اقداماتی در محیط خانه، مدرسه و جامعه میتواند به کاهش اضطراب کودکان کمک کند؟
کودکان در شرایط بحران بیش از هر چیز به نظم و پیشبینیپذیری نیاز دارند.
حفظ برنامههای روزمره مانند خواب، تغذیه، مدرسه و بازی، حس ثبات را تقویت میکند.
فعالیتهای هنری، قصهگویی، بازی و موسیقی ابزارهای مؤثری برای کاهش اضطراب و بیان احساسات هستند.
مدارس میتوانند با آموزش مهارتهای مدیریت هیجان، شناسایی نشانههای اضطراب و ایجاد فضای امن گفتوگو نقش مهمی ایفا کنند.
رسانهها نیز با پوشش مسئولانه اخبار و پرهیز از تصاویر و روایتهای هراسانگیز میتوانند به کاهش اضطراب جمعی کمک کنند.
ایجاد فضاهای امن فرهنگی و اجتماعی برای بازی، گفتوگو و فعالیتهای خلاقانه نیز به بازسازی احساس امنیت کمک میکند.
برای جامعه نیز این موضوع یک مسئولیت جمعی است.
نظام آموزشی باید از حافظهمحوری فاصله گرفته و مهارت تفکر انتقادی، درک رسانه، و فرهنگ مطالعه را در اولویت قرار دهد.
چگونه میتوان از دل بحران، تابآوری و امید را در کودکان تقویت کرد؟
تابآوری به معنای توانایی سازگاری و رشد در شرایط دشوار است.
کودکان زمانی تابآور میشوند که احساس کنند تنها نیستند، صدایشان شنیده میشود و میتوانند در بهبود وضعیت نقش داشته باشند.
مشارکت کودکان در فعالیتهای امیدبخش مانند کارهای هنری گروهی، فعالیتهای داوطلبانه یا برنامههای آموزشی درباره صلح و همکاری، احساس کنترل و توانمندی را در آنان تقویت میکند.
داستانها و روایتهایی درباره همکاری، همدلی و عبور از دشواریها میتوانند نگاه امیدوارانه به آینده را تقویت کنند.
در جهانی که بحرانها اجتنابناپذیرند، چگونه میتوان کودکان را برای «مواجهه سالم» با واقعیت آماده ساخت؟
جهان امروز را نمیتوان از بحران خالی کرد، اما میتوان کودکان را برای مواجهه سالم با واقعیت آماده ساخت.
گفتوگوی صادقانه، ایجاد احساس امنیت، حفظ نظم زندگی، تقویت همبستگی اجتماعی و پرورش امید، عناصر اساسی حفاظت از سلامت روانی کودکان هستند.
امنیت واقعی تنها در نبود تهدید خلاصه نمیشود؛ بلکه در آرامش ذهنی، اعتماد اجتماعی و امید به آینده معنا مییابد.
هر جامعهای که بتواند این احساس را در کودکان خود پرورش دهد، بنیان آیندهای پایدار و انسانی را بنا نهاده است.
کودکان در تاریکترین زمانها نیز میتوانند چراغ امید باشند، اگر بزرگسالان پیرامونشان فضایی آکنده از آرامش، محبت و خرد فراهم آورند.