سیستان؛ خاستگاه پهلوانان و تمدن کهن ایران در تاریخ
زاهدان - سیستان، سرزمینی با تاریخچهای غنی و فرهنگی عمیق، خاستگاه پهلوانانی چون رستم و زال است که نقش مهمی در هویت ملی ایران ایفا کردهاند.
خبرگزاری مهر - گروه استانها: منطقه سیستان بهعنوان یکی از کهنترین حوزههای تمدنی فلات ایران، همواره در طول تاریخ نقشی اثرگذار در تحولات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شرق کشور ایفا کرده است.
این سرزمین که پیشینه سکونت انسانی در آن به هزاران سال پیش بازمیگردد، با دارا بودن آثار باستانی شاخصی همچون شهر سوخته، قلعه رستم و دهانه غلامان، گواه روشنی بر شکوفایی تمدنهای بزرگ در ادوار مختلف تاریخی است.
در متون تاریخی از سیستان بهعنوان خاستگاه دلاورانی نام برده شده که در شکلگیری رویدادهای مهم ایرانزمین نقشآفرین بودهاند.
علاوه بر ظرفیتهای تاریخی، سنتها، آیینها و میراث ناملموس مردم این منطقه نیز بخشی ارزشمند از هویت فرهنگی کشور بهشمار میرود.
فردوسی، روایت گر تاریخ شفاهی کهن سیستان
ناصر چاری، عضو هیئت علمی دانشگاه سراوان در گفت وگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: سیستان در متون کهن ایرانی، بهویژه در شاهنامه فردوسی، جایگاهی بسیار برجسته و هویتساز دارد.
وی ادامه داد: این منطقه با نام باستانی سکستان شناخته میشود و خاستگاه یکی از مهمترین و نامدارترین خاندانهای پهلوانی ایران، یعنی خاندان زال و رستم، به شمار میآید.
چاری بیان کرد: فردوسی با تکیه بر روایتهای شفاهی کهن و سنتهای حماسی پیش از خود، سیستان را سرزمین پرورش پهلوانانی معرفی میکند که پاسدار مرزهای ایران و نگاهبان هویت ایرانی بودهاند.
سیستان؛ بخشی زنده از حافظه اساطیری و تاریخی ایرانیان است
وی گفت: رستم، بهعنوان نماد دلاوری، خردمندی، وفاداری و میهندوستی، از همین اقلیم برمیخیزد؛ اقلیمی که در ذهن و حافظه تاریخی ایرانیان با غیرت، مردانگی و پهلوانی گره خورده است؛ حتی جزئیات زندگی رستم، از تولد شگفتانگیزش تا نبردهای سرنوشتسازش، همگی در پیوند مستقیم با جغرافیا و فرهنگ سیستان روایت میشود.
عضو هیئت علمی دانشگاه سراوان تصریح کرد: سیستان از دیرباز منطقهای مرزی، راهبردی و حساس بوده است؛ محل تلاقی تمدنها و گاه میدان رویارویی با اقوام مهاجم از شرق ایران؛ چنین موقعیتی سبب میشد روحیه سلحشوری، مرزداری و دفاع از سرزمین در میان مردم تقویت شود.
وی ادامه داد: این واقعیت تاریخی، بهتدریج در ادبیات حماسی و روایتهای اسطورهای بازتاب یافت و در قالب شخصیتهایی چون رستم، زال، سهراب و دیگر پهلوانان سیستانی تجسم پیدا کرد.
چاری تاکید کرد: سیستان فقط یک محدوده جغرافیایی نیست؛ بخشی زنده از حافظه اساطیری و تاریخی ایرانیان است.
وقتی از رستم سخن میگوییم، در حقیقت از مجموعهای از ارزشها مانند جوانمردی، عدالتخواهی، وفای به عهد و دفاع از مظلوم حرف میزنیم.
سیستان؛ بستر تمدن، حماسه و مقاومت
محمود شیخ اویسی، مدیرگروه علوم سیاسی دانشگاه زابل در گفتوگو با خبرنگار مهر درباره پیشینه تاریخی سیستان و جایگاه پهلوانان اساطیری این سرزمین گفت: وقتی از سیستان سخن میگوییم، در حقیقت از یکی از کهنترین زیستبومهای فلات ایران حرف میزنیم؛ سرزمینی که در متون باستانی با نام زرنگ و بعدها در دوره ساسانیان با عنوان سکستان شناخته میشد و به مرور زمان به سیستان تغییر نام داد.
وی تصریح کرد: این منطقه به واسطه موقعیت جغرافیایی خاص خود در حاشیه هیرمند، همواره بستر شکلگیری تمدن، حماسه و مقاومت بوده است.
شیخ اویسی افزود: سیستان، یک هویت تاریخی و فرهنگی است که در لایههای مختلف تاریخ ایران حضور دارد؛ از دورههای پیش از اسلام تا قرون میانه، این خطه نقش مهمی در تحولات سیاسی و فرهنگی داشته و همواره محل پرورش مردمانی دلیر بوده است؛ اما آنچه بیش از هر چیز نام سیستان را در ذهن ایرانیان ماندگار کرده، پیوند آن با حماسههای ملی است.
وی ادامه داد: وقتی نام سیستان میآید، یاد رستم یادآوری می شود؛ پهلوانی که در شاهکار ادبی شاهنامه جاودان شده است؛ رستم، فرزند زال و نوه سام، نماد قدرت، خرد و وفاداری به ایرانزمین است.
سیستان در تخیل تاریخی ایرانیان، خاستگاه پهلوانی و جوانمردی بوده است
مدیرگروه لوم سیاسی دانشگاه زابل بیان کرد: روایتهای مربوط به نبردهای رستم با دیوان، تورانیان و حتی تراژدیهایی چون داستان سهراب، بخشی از حافظه جمعی ایرانیان را شکل داده است؛ اهمیت این شخصیت تنها در قدرت بازوی او نیست، بلکه در منش پهلوانی، مسئولیتپذیری و دفاع از سرزمین معنا پیدا میکند.
وی تصریح کرد: در کنار رستم، دیگر پهلوانان سیستانی همچون زال، سام و گرشاسپ نیز جایگاه ویژهای در اسطورههای ایرانی دارند؛ این شخصیتها هر کدام نماینده دورهای از تداوم حماسه در این خطهاند و نشان میدهند که سیستان در تخیل تاریخی ایرانیان، خاستگاه پهلوانی و جوانمردی بوده است.
شیخ اویسی تاکید کرد: حتی اگر این روایتها را اسطوره بدانیم، باز هم نمیتوان از تاثیر عمیق آنها بر شکلگیری هویت فرهنگی منطقه چشم پوشید.
وی در پایان خاطرنشان کرد: امروزه نیز مردم سیستان با تکیه بر همین پیشینه تاریخی و اسطورهای، نوعی احساس تعلق و غرور فرهنگی را حفظ کردهاند.
بازخوانی تاریخ و حماسههای این منطقه میتواند به تقویت سرمایه اجتماعی و بازشناسی جایگاه واقعی سیستان در تاریخ ایران کمک کند.