مهندسی رزمی عملیات والفجر ۸ زیرساخت پیروزی
سردار عطارزاده گفت: بچههای مهندسی با کار شبانهروزی طاقتفرسا توانستند خط پدافندی کارخانه نمک را تقویت و خاکریزهای منطقه را به هم متصل کنند و استقرار مناسبی برای نیروها در منطقه فراهم کنند.
به گزارش مشرق، یکی از مهمترین ارکان عملیات در جنگ هشتساله که زمینهساز موفقیت بود، زیرساختسازی و ایجاد راههای سهلالوصول و بهرهگیری از تجهیزات مهندسی و راهسازی برای ایجاد جانپناه و ایجاد مسیر عبور تجهیزات و ادوات برای رسیدن بهموقع به صحنه یا پشتیبانی از رزمندگان بود.
ضرورت ایجاد چنین بخشی نخستینبار در جهاد سازندگی در قالب واحد مهندسی جهاد برای خدمترسانی فنی -مهندسی در جنگ احساس شد و پس از آن در بیشتر یگانها و لشکرها هم این واحد دایر شد و به سبب طراحیهای خلاقانه و متحیرانه عملیاتی که در دوران دفاع مقدس اتفاق افتاد، این واحدها علیرغم اینکه نمیتوانستند آنگونه که باید از تجهیزات بهروز استفاده کنند، اما تجربه گرانبهایی در این سالها کسب شد که پس از آن ایران را در رده یکی از بهترین کشورهای این حوزه کرد، نمونه آن را در قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا (ص) میبینیم.
ساخت سدها و پلهای ثابت و متحرک بر روی رودخانههای مناطق عملیاتی، احداث جاده در صعبالعبورترین مناطق جنگی، احداث خاکریزها برای ایجاد سنگرهای اضطراری رزمندگان در خط مقدم جبهه و همچنین احداث درمانگاهها و بیمارستانها جهت مداوای سریع رزمندگان در نزدیکترین محل به خط مقدم، از جمله اقدامات مهم و ارزشمند مهندسی رزمی در جنگ هشتساله بود که در این راه بسیاری از رزمندگان و متخصصین این حوزه جان خود را تقدیم اسلام و انقلاب کردند، و آنهایی که ماندند آبادانی و پیشرفت ایران و ایجاد زیرساختهای ناممکن را رقم زدند.
به مناسبت روز مهندس، بر آن شدیم که بخشی از این اقدامات ارزشمند را از کتاب تاریخ شفاهی سردار محمدرضا عیدی عطارزاده؛ فرمانده لشکر مهندسی رزمی ۴۲ قدر در چارچوب عملیات والفجر ۸ منتشر کنیم که آن را در ادامه میخوانید.
جنگ خاکریز در کارخانه نمک
یکی از اقدامات ما در این عملیات، جنگ خاکریزها، بهویژه در منطقه کارخانه نمک بود.
با تثبیت منطقه نبرد، بین دو جاده فاو -بصره و فاو -امالقصر، خاکریز مناسبی احداث کرده بودیم؛ ولی مدتها در کارخانه نمک جنگ احداث خاکریز داشتیم.
به دلیل وجود حوضچههای آبی بزرگ در این منطقه، محل استقرار نیروها و تجهیزات و تردد، فقط در دژهای بین حوضچهها بود.
واقعاً احداث خاکریز در این منطقه کار بسیار مشکلی بود.
واحدهای مهندسی تیپ ۴۴ قمر بنیهاشم (ع) و لشکرهای ۱۷ علی بن ابیطالب (ع)،۸ نجف،۲۵ کربلا و ۳۱ عاشورا که در این منطقه مستقر بودند، زحمت زیادی کشیدند و توانستند با سختی زیاد، برای تأمین نیروها و تجهیزات و کمکردن تلفات، تعدادی خاکریز احداث کنند.
وضعیت خیلی سختی بود.
فشار دشمن برای نفوذ از این منطقه زیاد بود و لشکرهای مستقر در این منطقه با پاتکهای سنگین و مکرر دشمن مقابله و در برابر آن استقامت میکردند.
در چنین وضعی، آتش بسیار سنگین دشمن فرصت کوچکترین اقدام مهندسی را به ما نمیداد.
به نیروهای مهندسی و نیروهای مستقر در پشت دژها، گونیهای خالی داده شده بود تا با پرکردن خاک، خط پدافندی حداقلی برای خود ایجاد کنند؛ هرچند این خط پدافندی در مقابل آتش سنگین تانک و خمپاره و توپخانه دشمن، خیلی ضعیف و تلفات ما بسیار زیاد بود.
بچههای مهندسی با کار شبانهروزی طاقتفرسا توانستند خط پدافندی کارخانه نمک را تقویت و خاکریزهای منطقه را به هم متصل کنند و استقرار مناسبی برای نیروها در منطقه فراهم کنند.
سدسازی
اقدام مهم دیگر مهندسی جهاد در مقطع عملیات والفجر ۸، احداث سد خاکی «ابوشانک» در روستای ابوشانک، روی رودخانه بهمنشیر بود.
این منطقه عقبه عملیات محسوب میشد.
با ایجاد این سد خاکی، عبور از بهمشیر بهراحتی انجام میشد.
انجام این کار موفقیت بزرگی برای ما محسوب میشد.
اقدام مهم بعدی در عقبه، ساخت سد خاکی «قفاص» در محدوده روستای قفاص، روی رودخانه بهمنشیر، به همت قرارگاه مهندسی صراط المستقیم بود.
با احداث این سد، پل ارتباطی دیگری برقرار شد که تأمینکننده بیشترِ عقبه ما بود و به تثبیت منطقه فاو کمک زیادی کرد.
هرچند دشمن بارها آن را بمباران کرد، تأثیر چندانی نداشت و دشمن کاملاً مأیوس شد.
احداث اسکله روی پل خیبری
یکی دیگر از کارهای لشکر مهندسی ۴۲ قدر، اسکلهسازی با پل شناور خیبر ۲ در خورعبدالله بود.
منطقه آبی وسیعی که جزر و مد در آن مؤثر بود.
نیروهای گشتی دشمن از این منطقه خود را به نزدیکیهای نیروهای خودی مستقر در کارخانه نمک میرساندند و به آنها ضربه میزدند.
مقرر شد اسکلهای با هدف استقرار نیروهای تأمینی روی آن در خورعبدالله احداث شود تا از این منطقه مراقبت شود.
بر اساس اطلاعات و محاسبات سالهای گذشته، حداکثر جزر و مد تا دو متر ارتفاع پیشبینی شد؛ بنابراین، با لولههایی به ارتفاع دو و نیم متر بالاتر از سطح آب، مسیر نصب اسکله دو هزار و ۶۰۰ متر از سمت ساحل خودی به داخل خور عبدالله شمعکوبی شد و برای هر دو سه قطعه پل، یک شمع کوبیده شد و قطعات به شمع متصل میشد.
در هر ۳۰۰ متر، یک پارکینگ درست شد که در حقیقت، یک سکوی دفاعی دفاعی با ویژگیهای خاص بود.
بهاینترتیب، یک خط پدافندی همراه با سنگرهای دفاعی در این منطقه ایجاد شد و نیروهای خودی توانستند روی آن مستقر شوند و بهراحتی تردد کنند.
بعد از مدتی، یک روز نیروهای مستقر در اسکله خبر دادند قسمتهایی از پل، بالای شمعهای لولهای مانده و پایین نیامده است.
مشاهده کردیم پل در شرایط مد، از شمعها بالاتر رفته و در حالت جزر، چند قطعه از آن سرجای خودش بازنگشته و نظم پل بههمریخته است.
با اعزام گردان پل، وضعیت آنها اصلاح شد.
در بررسی علت وقوع این موضوع، متوجه شدیم در هر چند صدسال یکبار، ارتفاع مد بیشتر از حد معمول دو متر اتفاق میافتد.
خط دفاعیای که ما روی سطحه پل خیبری به این شکل طولانی ایجاد کردیم، در زمان جنگ سابقه نداشت و بینظیر بود.
در واقع، این اسکله یکی از محورهای حرکت به سمت اسکله الامیه عراق در عملیات کربلای ۳ هم بود و از این خط، پشتیبانی مناسبی از این عملیات انجام شد.
این اسکله را گردان بدر لشکر ۴۲ قدر به فرماندهی سهراب عبدی احداث کرد.
همچنین برای تسهیل این عملیات و پشتیبانی از آن، در کنار ساحل خورعبدالله مینگذاری کردیم.
جادهای هم به طول تقریبی هزار و ۴۰۰ متر در نخلستانهای سواحل خلیجفارس احداث شد.
هم زمان با این عملیات، احداث دژ مرزی و نصب پل پی.ام.
پی روی رودخانه کارون، نزدیک به چهارراه صاحبالزمان (عج) در دستور کار قرار گرفت.
احداث بیمارستان فاو
چند واحد اورژانس تاکتیکی در نزدیکی خط مقدم منطقه عملیاتی فاو احداث شده بود.
برای مدت کوتاهی، مجروحان آنجا نگهداری میشدند؛ ولی انتقال آنها به عقبه سختی زیادی داشت و در این مسیر، تلفات مجروحان زیاد بود.
بنا بر حساسیت منطقه، برای ادامه عملیاتهای بعدی و پیشگیری از تلفات بیشتر، ضرورت احداث بیمارستان در منطقه فاو در قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ص) مطرح و تصویب و به قرارگاه مهندسی خاتمالانبیا (ص) ابلاغ شد.
ما تجربه ساخت بیمارستان سولهای را داشتیم؛ ولی اینجا قرار شد بیمارستان بتنی بسازیم.
برای احداث این بیمارستان که ابتدا به نام فدک و بعد به نام امام سجاد (ع) نامگذاری شد، من پیشقدم شدم و مسئولیت آن را بهعنوان لشکر ۴۲ قدر به عهده گرفتم.
اولین کار ما انتخاب محل مناسب برای احداث بیمارستان بود.
بعد از بررسیهای فراوان، منطقه بکر انتهای نخلستان فاو انتخاب شد که مزیتهای متعددی داشت:
اول، وضعیت استتار؛ دوم خلوتی محیط؛ سوم نزدیک بودن به اروندرود؛ چهارم، فاصله مناسب با انواع آتش سلاحهای دشمن.
محلی انتخاب شد که علاوه بر این مزیتها، بهراحتی امکان استفاده از قایق و بالگرد و پل در آن وجود داشته باشد.
همچنین این محل را میتوانستیم با کاشتن نخل در اطراف و بالای بام بیمارستان، کاملاً استتار کنیم.
به همین دلیل، بیمارستان هیچوقت آسیب انفجاری ندید؛ چون پیشبینیهای خوبی شده بود.
هواپیماهای دشمن چندبار برای بمباران بیمارستان در حال احداث آمدند؛ ولی نتوانستند مانع پیشرفت کار بشوند؛ البته بچههای مهندسی رزمی هم عملیات مهندسی را همراه با آتش دشمن، زیاد تجربه کرده بودند.
بعد از انتخاب محل و کمی گودبرداری و کوبیدن، بتن، سطح خوبی برای نصب باکسهای بتنی ایجاد شد.
باکسهای بتنی سطح پهنی داشتند.
وقتی به هم متصل میشدند، یکپارچگی ایجاد میکردند.
همین سبب تقسیم فشار به نقاط مختلف زمین میشد.
کف بیمارستان با ضخامت باکس، حدود ۴۵ سانتیمتر از کف زمین بالاتر قرار میگرفت.
مجموع اینها زیرسازی مناسبی ایجاد میکرد.
بر اساس طراحی انجامشده، قرار بود این بیمارستان با ۴۵۰ باکس بتنی در ابعاد ۳۰ متر عرض و صد متر طول ساخته شود.
هر شش قطعه باکس بتنی با یک تریلی از اندیمشک یا اهواز بارگیری میشد، از رودخانه بهمنشیر و سد خاکی ابوشانک یا از پل قفاص عبور میکرد و به کنار اروند میرسید.
شبی تقریباً چهار تا تریلی را بیشتر نمیتوانستند عبور دهند؛ چون با جزر و مد اروند، تریلی یا سطحه، گیر میکرد.
کار بسیار سختی بود.
اینطور نبود که همه چیز مرتب و منظم باشد.
برای استحکامبخشی ساختمان، تجربه بیمارستان فاطمه الزهرا (س) در منطقه قفاص را داشتیم که عملیات والفجر ۸ را پشتیبانی میکرد.
دشمن آن بیمارستان را بمباران کرد.
با بررسی محل بمباران متوجه شدیم، راکتی که دشمن زده، دو زمانه بوده است؛ به اینصورت که راکت هواپیما در خاکریز روی سقف نفوذ کرده و سپس با انفجار روی باکس بتنی، قوسی در سقف بیمارستان به وجود آورده بود.
با این تجربه، بیمارستان امام سجاد (ع) فاو، مستحکمتر از آنجا احداث شد و بهصورت دو پوششی مقاومسازی شد.
بچههای بهداری، تجهیزات پزشکی بیمارستان را وارد و نصب کردند.
بهاینترتیب، بیمارستان با هشت اتاق عمل آماده خدماتدهی شد.
این اولین مرکز درمانی مهندسی، اصولی و مجهز نزدیک خط مقدم جبهه بود که در موقعیتی امن ساخته شد و یکی از افتخارات مهندسی رزمی هشت سال دفاع مقدس بود که در ۲۰ کیلومتری خط مقدم احداث شد.