خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

سه شنبه، 05 اسفند 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

اقتصاد ایران در بن‌بست تئوری‌؛ چرا نسخه‌های اقتصادی شفا نمی‌دهد؟

مهر | اقتصادی | سه شنبه، 05 اسفند 1404 - 12:12
یک اقتصاددان گفت: تمام حرف‌ها، نسخه‌ها و تئوری‌هایی که اقتصاددانان از هر نحله فکری ارائه می‌دهند، صرفاً برای اجرا در یک چارچوب اقتصادی متعارف و در یک «فضای سالم و باثبات» طراحی شده است.
اقتصاد،كشور،اقتصادي،ايران،پنهان،توليد،منافع،امنيتي،دلار،سياس ...

خبرگزاری مهر، گروه اقتصاد - علی فروزانفر؛ پرونده مبهم و پیچیده «تراستی‌ها» یا واسطه‌های ارزی، به یکی از بزرگ‌ترین گره‌های اقتصاد سیاسی ایران بدل شده است.
در بخش نخست گفت‌وگوی تفصیلی با فرشاد پرویزیان، اقتصاددان و استاد دانشگاه، با عنوان «بحران تراستی‌ها؛ غولی که از چراغ بیرون آمد و به فرمان دولت نیست» به واکاوی ابعاد پنهان این شبکه‌های نوظهور پرداختیم؛ نهادهایی که در ابتدا با هدف تسهیل بازگشت ارز در دوران تحریم شکل گرفتند، اما به تعبیر این کارشناس، امروز به «رستمی» دست‌ساز تبدیل شده‌اند که خالق آن‌ها، یعنی دولت، نه تنها از رویارویی بلکه از آوردن نام آن‌ها هراس دارد.
در آن مصاحبه به روشنی تبیین شد که چگونه این واسطه‌ها شریان‌های مالی را در دست گرفته و با نافرمانی از دستورات حاکمیتی، دستگاه اجرایی کشور را در موضع استیصال قرار داده‌اند.
آنچه در بخش اول این گفت‌وگو به عنوان هشداری بنیادین مطرح شد، خروج پدیده تراستی‌ها از دایره تحلیل‌های صرفاً «اقتصادی» بود.
پرویزیان با بررسی سناریوهای مختلف از دریچه «نظریه بازی‌ها»، تاکید کرد که مهار این شبکه‌ها نیازمند اراده‌ای فراتر از دولت و ورود قاطع دستگاه‌های امنیتی و قضایی است.
حتی این فرضیه تکان‌دهنده نیز مورد واکاوی قرار گرفت که شاید در پس این هیاهو، پدیده «خالی‌فروشی» پنهان شده باشد و اساساً منابع ارزی دندان‌گیری در کار نباشد؛ سناریویی که نشان می‌دهد ریشه بحران را باید در تاریک‌خانه‌های سیاست و امنیت جست‌وجو کرد، نه در فرمول‌های متعارف اقتصاد.
اکنون و در بخش دوم این مصاحبه که امروز پیش روی شماست، زاویه دید این اقتصاددان از کالبدشکافی ساختار واسطه‌ها، به سوی لایه‌های پنهان مافیای ثروت و تقاطع منافع در بازار کلان ارز چرخش پیدا می‌کند.
پرویزیان در این بخش، پرده از هیاهوی پوپولیستی برای «دلار ارزان» برمی‌دارد و نشان می‌دهد که چگونه جریانات وارداتی با پنهان شدن پشت شعارهای عوام‌پسند، در حال هدایت افکار عمومی به نفع جیب خود هستند.
وی با طرح تئوری «مکانیسم اره» در اقتصاد ایران، تشریح می‌کند که نوسانات ارزی چگونه در هر دو جهت صعود و نزول، منافع گروه‌هایی خاص را تامین کرده و تنه نحیف اقتصاد ملی را می‌تراشد.
اوج تحلیل‌های این استاد دانشگاه در بخش پایانی، عبور از متغیرهای روزمره اقتصادی و رسیدن به دغدغه «بقا و موجودیت» ایران است.
او با هشداری صریح نسبت به خطر فروپاشی ساختارها که می‌تواند به جنگ‌های قومیتی و تجزیه کشور بینجامد، تنها راه نجات را در بستر ثبات و اصلاحِ وضع موجود می‌داند.
واکاوی نقش مخرب شبکه‌های نفوذ در مهندسی بحران‌های اقتصادی و همچنین غفلت ممتد نزدیک به ۴۰ ساله از راهبرد کلیدی «تولید»، از دیگر مباحث خواندنی این بخش است که نشان می‌دهد تجویز نسخه‌های اقتصادی، پیش از برقراری امنیت و پاکسازی جبهه‌های غیراقتصادی، توهمی بیش نیست.
در ادامه، مشروح بخش دوم و پایانی این گفت‌وگو را می‌خوانید که پرتو تازه‌ای بر ریشه‌های غیراقتصادی بحران‌های امروز ایران می‌تاباند و مخاطب را با واقعیت‌های عریان اقتصاد سیاسی کشور روبه‌رو می‌کند.
هیاهوی پوپولیستی برای دلار ارزان؛ ردپای جریان واردات
در بخش دوم از این گفت‌وگو، فرشاد پرویزیان به تحرکات اخیر و هیاهوی برخی افراد پیرامون افزایش نرخ ارز اشاره کرد و گفت: اخیراً مد شده است که عده‌ای بر سر گران شدن یا به زعم خودشان «گران کردن» نرخ دلار، جنجال و هیاهوی بسیاری به راه می‌اندازند؛ افرادی که حتی پیشینه شغلی و تخصص آن‌ها در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.
وی در تحلیل ماهیت اظهارات این گروه افزود: وقتی به سخنان این افراد گوش می‌دهید، ظاهری بسیار جذاب و عوام‌پسند دارد و چنین می‌نماید که کاملاً دلسوزانه و به نفع مردم است.
اما زمانی که به خاستگاه این سخنان دقت می‌کنید، درمی‌یابید که این افراد به نحله‌های فکری متصل هستند که اظهاراتشان رنگ‌وبوی تفکرات کمونیستی و پوپولیستی دارد و صرفاً برای جلب رضایت و خوشایند عده‌ای خاص بیان می‌شود.
در چنین شرایطی، انسان ناخودآگاه به این گمان می‌رسد که این افراد و شعارهایشان، به نوعی با جریان واردات کشور گره خورده‌اند.
«مکانیسم اره» در اقتصاد و لایه‌های پنهان مافیای ثروت
این کارشناس اقتصادی با تشریح تضاد منافع در بازار ارز توضیح داد: پرواضح است که جریان واردات همواره به دنبال دلار ارزان است تا بتواند کالاها را با هزینه کمتر وارد کرده و به راحتی در بازار به فروش برساند؛ در نقطه مقابل، نفع جریان صادرات در بالا بودن نرخ ارز تعریف می‌شود.
این وضعیت، یادآور «مکانیسم اره» در اقتصاد است که به صورت دو طرفه در حال بریدن تنه نحیف درخت اقتصاد ایران است؛ سازوکاری که بالا و پایین رفتن دندانه‌های آن (نوسانات ارزی)، در هر جهت که باشد به نفع عده‌ای خاص عمل کرده و منافع آن‌ها را تأمین می‌کند و آنچه به زمین افتاد درخت اقتصاد ایران است.
استاد دانشگاه در ادامه به لایه‌های پنهان اقتصاد سیاسی در کشورهای در حال توسعه پرداخت و تصریح کرد: سخنان عوام‌پسندانه این افراد لایه‌های پنهان دیگری نیز دارد.
متأسفانه در مختصات یک اقتصاد توسعه‌نیافته، همواره لایه‌های عجیب و پیچیده‌ای از تقاطع منافع، جریان‌های مافیایی و رانت‌های پنهان شکل می‌گیرد.
در این ساختار بیمار، عده‌ای خاص در حال بلعیدن منابع و کسب سودهای کلان هستند و در این میان، امثال منِ معلم و دانشگاهی تنها در گوشه‌ای نشسته‌ایم و نظاره‌گر این اتفاقاتیم.
حکایت اقتصاد ما و تناقضات «عروسی خوبان»
پرویزیان در نقد عملکرد برخی همکاران دانشگاهی و تحلیلگران اقتصادی نیز بیان داشت: البته عده‌ای از اساتید دانشگاه نیز به فراخور سطح دانش خود به میدان می‌آیند و اظهارنظرهایی می‌کنند که شاید در سیستم فکری و مختصات پیش‌فرض ذهن خودشان درست و منطقی به نظر برسد، اما وقتی آن را در چارچوب علم اقتصاد می‌سنجیم، کاملاً غلط است یا در نهایت آب به آسیاب منافع گروهی خاص می‌ریزد.
وی با اشاره به فضای تقابل و مجادله در محافل اقتصادی کشور خاطرنشان کرد: در پی این اظهارات نادرست، گروهی دیگر علیه آن‌ها موضع می‌گیرند و فضایی از تخریب و مجادله شکل می‌گیرد که همه بر سر و کله یکدیگر می‌زنند.
در حقیقت، داستان امروز اقتصاد ما و این تقابل‌های شعارزده، بی‌شباهت به روایت فیلم «عروسی خوبان» نیست؛ فضایی پر از تناقض، شعارزدگی و هیاهو که در نهایت گرهی از کار فروبسته اقتصاد و معیشت مردم باز نمی‌کند.
عبور از اقتصاد؛ دغدغه امروز، «بقا و موجودیت» ایران است
فرشاد پرویزیان به ریشه‌یابی بنیادین بحران‌های کشور پرداخت و با صراحت اعلام کرد: اصل قصه و واقعیت میدانی این است که کشور در مقطع کنونی، اساساً با مشکل اقتصادی مواجه نیست؛ بلکه ما امروز با مسائل بسیار کلان‌تری در حوزه‌های سیاسی، امنیتی و فراتر از آن، با دغدغه بقا و موجودیت دست‌وپنجه نرم می‌کنیم.
جنس چالش‌های امروز از این دست است.
وی با تاکید بر نگرانی عمیق خود نسبت به کلیت سرنوشت کشور، در خصوص رویکردش به تحولات سیاسی گفت: اگر بخواهم نظر شخصی‌ام را صریحاً بیان کنم، باید بگویم که کشورم هر ایراد و چالشی هم که داشته باشد، راهکار آن نابودی و فروپاشی وضع موجود نیست؛ بلکه تنها راه نجات، «اصلاح همین وضعیت کنونی» است.
این کم‌هزینه‌ترین، عقلانی‌ترین و امن‌ترین حالت ممکن برای عبور از بحران‌هاست.
تاکید می‌کنم که ریشه مشکلات در جاهای دیگری است و مسیر حل آن‌ها از ایجاد التهاب، شلوغی و اغتشاش نمی‌گذرد.
هشدار نسبت به خلأ قدرت و خطر تجزیه
این استاد دانشگاه برای اثبات ادعای خود مبنی بر مخرب بودن فروپاشی ساختارها، به آرای یکی از برجسته‌ترین اقتصاددانان توسعه ایران استناد کرد و اظهار داشت: برای این موضع خود دلیل علمی و اقتصادی دارم و به صحبت‌های مرحوم حسین عظیمی ارجاع می‌دهم.
ایشان معتقد بود در یک کشور در حال توسعه که سودای پیشرفت دارد، بروز اغتشاش، دگرگونی‌های ناگهانی یا انقلاب، باعث فروریختن تمام ساختارهای قدرت، روابط و سنت‌ها می‌شود.
فاجعه اصلی پس از این فروپاشی رخ می‌دهد؛ جایی که دیگر هیچ ساختار قانونمند و قدرتمند جدیدی برای جایگزینی وجود ندارد و در نتیجه، همه‌چیز به مراتب وخیم‌تر از گذشته خواهد شد.
پرویزیان با تشریح تبعات چنین خلأ قدرتی افزود: در چنان شرایط بی‌قانونی، چه کسی قرار است از چه کسی تبعیت کند؟
نتیجه طبیعی این وضعیت، درگیری‌های داخلی و به جان هم افتادن گروه‌های مختلف است که در نهایت به تکه‌پاره شدن کشور می‌انجامد.
نباید فراموش کنیم که ما کشوری متشکل از اقوام و قبایل متنوع هستیم و بروز چنین شرایطی، مستقیماً به جنگ‌ها و درگیری‌های قومیتی منجر خواهد شد.
وی تصریح کرد: با این اوصاف، به اعتقاد من بهترین راه برای حفظ کلیت، بقا و موجودیت کشور، حفظ همین چارچوب «جمهوری اسلامی ایران» است.
ما هر اختلاف، چالش یا داستانی که در درون این سیستم داریم، باید در درون همین ساختار به دنبال حل‌وفصل آن باشیم.
توهم «ناجی اقتصادی»؛ تئوری‌ها نیازمند بستر آرام هستند
این اقتصاددان در ادامه به نقد نگاه تقلیل‌گرایانه به نقش کارشناسان اقتصادی در حل بحران‌های کلان پرداخت و گفت: آیا واقعاً تصور می‌کنید اگر امروز من یا هر اقتصاددان برجسته دیگری را به جای رئیس‌جمهور بر مسند کار بنشانند، عملکرد بهتری خواهیم داشت؟
به خدا قسم که خیر؛ چه بسا با تصمیماتمان وضعیت را از این که هست نیز بدتر و بحرانی‌تر کنیم.
وی در تبیین دلیل این ناکارآمدی احتمالی توضیح داد: علت روشن است؛ تمام حرف‌ها، نسخه‌ها و تئوری‌هایی که اقتصاددانان از هر نحله فکری ارائه می‌دهند، صرفاً برای اجرا در یک چارچوب اقتصادیِ متعارف و در یک «فضای سالم و باثبات» طراحی شده است.
ما در حال حاضر فاقد چنین بستر سالمی هستیم.
بنابراین، مطلوب‌ترین حالت این است که کلیت کشور ابتدا به سمت ثبات و آرامش حرکت کند؛ پس از استقرار این آرامش است که می‌توانیم در بخش اقتصاد با یکدیگر کلنجار برویم، جدل علمی کنیم، اظهارنظر نماییم و برای اقتصاد نسخه بپیچیم.
از ترورهای امنیتی تا بحران تراستی‌ها؛ سایه سنگین نفوذ و خرابکاری
پرویزیان در بخش دیگری از سخنانش به ابعاد پنهان و امنیتی بحران‌های کشور اشاره کرد و با طرح یک پرسش تامل‌برانگیز گفت: بی‌شک بزرگان و تصمیم‌گیران ارشد کشور به مسائل واقف‌اند و عقلشان می‌رسد؛ اما نمی‌توان این واقعیت تلخ را کتمان کرد که عده‌ای در داخل، به مافیای قدرت و ثروت و در خارج، به دشمنان این مرز و بوم متصل‌اند.
اساساً منافع این شبکه‌ها ایجاب می‌کند که تصمیمات خاصی در کشور اتخاذ شود.
از نگاه من، همه افراد حاضر در ساختارها سالم و دلسوز نیستند.
وی برای تقریب ذهن به قدرت این شبکه‌های نفوذ، به یک رخداد تلخ جنگ 12 روزه اشاره کرد و افزود: به عنوان نمونه، چطور ممکن است در ابتدای درگیری‌های 8 ماه پیش (جنگ ۱۲ روزه)، دشمن بتواند در یک شب آن تعداد از فرماندهان ارشد و عزیز ما را هدف قرار داده و به شهادت برساند؟
وقتی شبکه‌های نفوذ قادرند در چنان سطح عالی و پیچیده‌ای از مسائل امنیتی و نظامی دست به خرابکاری بزنند، آیا نمی‌توانند در حوزه اقتصاد نیز نفوذ کنند؟
قطعاً می‌توانند.
آیا نمی‌توانند «بحران تراستی‌ها» را به صورت مهندسی‌شده ایجاد کنند؟
بی‌شک می‌توانند.
این تحلیلگر مسائل اقتصادی نتیجه‌گیری کرد: بنابراین، باز هم تاکید می‌کنم که ریشه اصلی و موضوع مرکزی ما اقتصاد نیست؛ بلکه باید رفت و در گام نخست، جبهه‌های دیگر (امنیتی و سیاسی) را آرام و پاکسازی کرد.
غفلت چهل‌ساله از راهبرد «تولید»؛ حلقه مفقوده اقتصاد ایران
پرویزیان در فراز پایانی این گفت‌وگو، ریشه ناکامی‌های اقتصادی را در بی‌توجهی عملی به سیاست‌های کلان کشور دانست و خاطرنشان کرد: چهل سال است که مقام معظم رهبری به عنوان شخص اول این مملکت، مستمراً بر یک کلمه تاکید دارند: تولید، تولید و تولید.
مگر ایشان بارها ضرورت حمایت از تولید داخلی را گوشزد نکرده‌اند؟
وی با ترسیم یک چرخه باطل اقتصادی افزود: تمام مشکلات و گرفتاری‌های امروز ما از همین نقطه آغاز می‌شود؛ ما کالا و تولید داخلی کافی نداریم.
از آنجا که به کالا نیاز داریم و در داخل موجود نیست، قیمت‌ها افزایش می‌یابد.
برای جبران این کمبود مجبور به وارداتیم و واردات نیازمند دلار است.
وقتی می‌خواهیم کالا وارد کنیم اما دلاری در بساط نداریم، نرخ دلار سر به فلک می‌کشد و در نتیجه، شیرازه همه چیز از هم می‌پاشد.
پرویزیان در پایان تصریح کرد: اگر در طول این چهار دهه، به درستی و با تعهد عملی به رهنمودهای ایشان گوش فرا می‌دادیم، از تولید ملی به معنای واقعی کلمه حمایت می‌کردیم و اقتصادمان بر پایه تولید استوار بود، آیا امروز با این داستان‌ها و بحران‌های ویرانگر مواجه بودیم؟
قطعاً خیر.