چه کنیم هنگام نماز خواندن از نگاه دیگران خجالت نکشیم؟
در محل کار یا دانشگاه میخواهی نماز اول وقت بخوانی، ولی از نگاه دیگران خجالت میکشی؟ این آیه را زمزمه کن و با قدرت به سمت قبله بایست. این یک تمرین روزانه برای «نترسیدن از سرزنش» است.
خبرگزاری مهر-گروه دین، حوزه و اندیشه:آیا تابهحال طعم «زندگی با یک آیه» را چشیدهاید؟
آن لحظهای که در کورانِ یک سختی، آیهای ناگهان در قلبتان مینشیند و تمام اضطرابها را میشوید.
یا در میانۀ یک دوراهیِ سرنوشتساز، کلامی از قرآن همچون چراغی پُرنور مسیر پیش رو را روشن میکند؛ آیهای که دیگر فقط متنی بر روی کاغذ نیست، بلکه به یک دوست صمیمی، یک مشاور حکیم و پناهگاهی امن تبدیل میشود.
این تجربه همان اِکسیری است که روح را در هیاهوی دنیای امروز زنده نگه میدارد.
«نهضتِ زندگی با آیهها» برآمده از همین باور است؛ باوری که میگوید قرآن، کتابِ زندگی در متنِ میدان است، نه صرفاً کتابی برای نهادن در کُنجِ طاقچه.
اکنون، برای سومین سالِ پیاپی، این نهضت سی آیۀ منتخب را بهعنوان سی شاهکلید برای گشودنِ قفلهای ذهنی و رفتاریِ جامعۀ امروز، محور حرکت خود قرار داده است و کتابی که پیشِ روی شماست، عصارهای از این حرکت و تلاشی برای تجهیز شما در کارزار بزرگِ امروز است.
این کارزار، میدان نبردش نه فقط خاکریزهای خاکی، که قلبها و ذهنهای ما و اطرافیانمان است.
جنگ، جنگ روایتهاست؛ نبردی میان روایتِ امید و یأس، روایتِ عزت و تسلیم.
خداوند از همۀ ما که با کتابش آشنا شدهایم، پیمانی گرفته است:لَتُبَیِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَکْتُمُونَهُ؛ «باید آن را برای مردم بیان کنید و کتمانش نکنید».
این کتاب به شما کمک میکند تا ابتدا جان خود را از زلال وحی سیراب کنید و سپس، سفیر این آیهها برای اطرافیانتان شوید و این پیامها را به گوش جان دیگران نیز برسانید.
این کتاب، یک جعبۀ مهمات فکری و معنوی برای شماست تا در این «جهاد تبیین»، با دلی قرص و بیانی رسا، وارد میدان شوید.
آیه ششم
یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ؛مائده، آیۀ ۵۴
همواره در راه خدا جهاد میکنند و از سرزنشِ هیچ سرزنشکنندهای هراسی ندارند.
مبارزه همیشه دو جبهه دارد
قرار است نگاههایشان سنگین باشد؛ مثل همۀ وقتهایی که وسط شلوغیهای مهمانی، دنبال اتاق خلوتی برای نماز اول وقت میگردی.
قرار است پشتسَرت چشم و ابرو بیایند؛ مثل همۀ وقتهایی که موقع حرفزدن با دخترخالهها و دخترعموها، نگاهت را از روی گُل قالی برنمیداری.
قرار است یکییکی صفحهات را آنفالو کنند؛ مثل همۀ وقتهایی که دلت طاقت نمیآورَد و چیزی از خستگی و گرسنگی بچههای فلسطین استوری میکنی.
میدانهای کوچک و بزرگ فرقی ندارند.
قرار است همیشه در دو جبهه بجنگی: جبهۀ بیرون و جبهۀ درون.
برای هرکدام که از قبل آماده نباشی، قافیۀ جهاد را از پیش باختهای!
چگونه از سرزنشها عبور کنیم؟
این یک قانون نانوشته است: همین که تصمیم میگیری در مسیر درست قدم برداری، سروکلۀ سرزنشها پیدا میشود!
تصمیم میگیری در کارت صادق باشی، برچسب «بیعرضه» میخوری.
میخواهی از یک باور دفاع کنی، فوراً متهم به «تندروی» میشوی و ترس از سرزنش و طردشدن، یکی از قویترین ترمزها برای حرکتهای بزرگ است.
قرآن وقتی میخواهد ویژگیهای یاران تراز اول خود را توصیف کند، پس از صفاتی چون تواضع در برابر مؤمنان و سرسختی در برابر کافران، به یک «قدرت روحی» اشاره میکند که آنها را تسلیمناپذیر میسازد: <…یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ> (مائده/۵۴) …آنها همواره در راه خدا جهاد میکنند و از سرزنشِ هیچ سرزنشکنندهای هراسی ندارند.
این «لَوْمَةَ لَائِمٍ» یا سرزنش، شکلهای مختلفی به خود گرفته است؛ از متلکهای اطرافیان گرفته تا جنگ روانی تمامعیار در رسانهها.
وقتی تحلیلهای کارشناسان در شبکههای ماهوارهای و طوفانهای توییتری، همگی یکصدا تلاش میکنند تا یک ملت را از مسیری که انتخاب کرده پشیمان کنند و با برچسبهایی چون «تندرو» و «عقبمانده»، قطبنمای درونیاش را دچار تردید کنند، این دقیقاً مصداق امروزی همان <لَومَةَ لائِم> است.
«یکی از نمونههای جنگ روانی دشمن، همین <لَومَةَ لائِم> است… از <لَومَةَ لائِم> نباید ترسید.»[۱] این همان وضعیتی است که امیرالمؤمنین(علیهالسلام) در نهجالبلاغه دربارهاش هشدار میدهند: «لَا تَسْتَوْحِشُوا فِی طَرِیقِ الْهُدَی لِقِلَّةِ أَهْلِهِ»؛ «در راه هدایت، از کمبودنِ همراهان، وحشت نکنید.»
خیلی خوب، اما چطور میتوان به این صلابت رسید که مثل شهید بهشتیها هیاهوی سرزنشها ما را متوقف نکند؟
شاهکلید این قدرت روحی، در خودِ آیه نهفته است.
خداوند قبل از آنکه بگوید این افراد از سرزنشها نمیترسند، یک ویژگی کلیدیشان را معرفی میکند: <یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ>؛ یعنی «خدا آنها را دوست دارد و آنها [نیز] خدا را دوست دارند».
کسی که در یک رابطۀ عاشقانه با خدا قرار میگیرد و محبت او محور زندگیاش میشود، تمام قطبنمای وجودش به سمت رضایت او تنظیم میگردد.
چنین فردی به دنبال تعریف و تأیید خداست، نه تشویق و تأیید دیگران!
برایش حرف خدا مهم است، نه حرف مردم.
ترس از قضاوت دیگران، از جایی میآید که نظر آنها برایمان خیلی مهم باشد؛ اما وقتی «محبوب» ما خدا شد، نظر بقیه در حاشیه قرار میگیرد.
چنین فردی نترس و شجاع میشود.
همانطور که حافظ گفت:
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
عمل و زندگی با آیه
_ در محل کار یا دانشگاه میخواهی نماز اول وقت بخوانی، ولی از نگاه دیگران خجالت میکشی؟
این آیه را زمزمه کن و با قدرت به سمت قبله بایست.
این یک تمرین روزانه برای «نترسیدن از سرزنش» است.
_ بهخاطر حجابت، دوستانت به تو کنایه میزنند و میگویند «اُمّل»؟
تبریک میگویم!
تو مصداق این آیه شدهای.
ثابتقدم باش و از این سرزنشها نترس.
_ در گروه دوستان، همه جوک قومیتی میگویند و تو تذکر میدهی؟
حتی اگر به تو برچسب «بچهمثبت» یا «اجتماعی نیستی» بزنند، تو برندۀ این میدان جهادی هستی.
_ میخواهی جلوی یک سنت غلط مثل جهیزیۀ سنگین یا مراسم پُرخرج بایستی، ولی کل فامیل به تو میگویند «آبروریزی میکنی»، شجاعانه بایست و این زنجیر غلط را پاره کن.
_ وقتی رسانههای دشمن، کشورت را تحقیر میکنند و عدهای در داخل، همان حرفها را تکرار میکنند تا تو را ناامید کنند، با افتخار از دستاوردهای کشورت دفاع کن و نترس که به تو برچسب «ساندیسخور» بزنند.
_ پدر یا مادر هستی و بهخاطر تربیت متفاوت فرزندت (مثلاً دورکردن او از فضای مجازی ناسالم) سرزنش میشوی؟
به راه درستی که انتخاب کردهای ایمان داشته باش.
این جهاد تو برای ساختن یک نسل پاک است.
_ در یک جلسۀ کاری، همه با یک تصمیم نادرست موافقاند و تو میدانی که مخالفتت به قیمت ازدستدادن محبوبیتت تمام میشود؟
سکوت تو یعنی ترس از سرزنش.
حرف حقت را بزن؛ این جهاد یک مدیر مؤمن است.
[۱].
«بیانات مقام معظم رهبری در دیدار ائمۀ جمعۀ سراسر کشور»، ۲۶/۱۰/۱۴۰۲.