خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

دوشنبه، 04 اسفند 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

نبرد پنهان برای شکست مذاکرات ایران و آمریکا؛ دیپلماسی در محاصره فشارهای تل‌آویو

مشرق | بین‌الملل | دوشنبه، 04 اسفند 1404 - 17:29
در حالی که تهران و واشنگتن با وجود شکاف‌های عمیق همچنان کانال‌های دیپلماتیک را باز نگه داشته و برای تبادل پیش‌نویس‌ها آماده می‌شوند، همزمان فشارهای تل‌آویو برای سوق دادن آمریکا به جنگ ادامه دارد.
اسرائيل،ايران،آمريكا،نظامي،نتانياهو،مذاكرات،رژيم،ديپلماسي،اي ...

به گزارش مشرق، با وجود شکاف‌های عمیق و چالش‌های جدی میان تهران و واشنگتن، آخرین اظهارات مذاکره کنندگان موید این واقعیت است که دو طرف همچنان در تلاش هستند تا مسیرهای دیپلماتیک را باز نگه داشته و زمینه‌ای برای دستیابی به توافق احتمالی فراهم کنند.
هرچند سیاست «نگه داشتن گزینه نظامی روی میز» از سوی آمریکا همچنان یکی از مهم‌ترین موانع اعتماد متقابل است و هر حرکت دیپلماتیک را با پیچیدگی همراه می‌کند، با این حال رایزنی‌ها و آمادگی برای تبادل پیش‌نویس‌ها نشان می‌دهد که دو کشور همچنان به مسیر گفت‌وگو پایبندند.
در همین حال، کشورهای مسلمان و عرب منطقه که اغلب از هم‌پیمانان نزدیک واشنگتن به شمار می‌روند، به شکل مستمر با ایران و ایالات متحده رایزنی می‌کنند تا اوضاع را مدیریت کرده و از بروز بحران گسترده جلوگیری کنند.
با این حال، تل‌آویو و لابی آیپک به عنوان بازوی فعال آن در قلب آمریکا همچنان در تلاش است تا رئیس جمهور ایالات متحده را به اقدام نظامی علیه ایران سوق دهد.
در همین حال این نگرانی وجود دارد که فشارهای اسرائیل بتواند مسیر مذاکرات جاری را مختل کرده و احتمال برخورد نظامی را افزایش دهد، به‌ویژه در شرایطی که دو طرف همچنان در مسیر دیپلماسی حرکت می‌کنند و فضای سیاسی برای توافق محتاطانه اما ممکن برقرار است.
توماس فریدمن، تحلیلگر نیویورک تایمز در یکی از تازه ترین تحلیل‌های خود می‌نویسد که کابینه افراطی اسرائیل با هدایت تمام توجهات به سمت تهدید هسته‌ای و موشکی ایران تلاش می‌کند تا چشمان جهانیان را بر روی اقدامات خطرناک خود در سرزمین‌های اشغالی ببندد.
به باور این تحلیلگر آمریکایی، «ایران هراسی» ابزاری سیاسی در دست نتانیاهو برای بقا در قدرت است.
پشت پرده‌ای به نام «پروژه اسرائیل بزرگ»
سخنان مایک هاکبی، سفیر ایالات متحده در اراضی اشغالی در مصاحبه با تاکر کارلسون، مجری معروف آمریکایی در خصوص آنچه وعده کتاب مقدس عنوان می‌شود، بار دیگر توسعه طلبی و جنگ افروزی صهیونیست‌ها را که این رژیم حتی تلاشی برای پوشش آن در میان لفاظی‌های دیپلماتیک نمی‌کند، به صورت عیان در مقابل دیدگان افکار عمومی قرار داد.
تاکر کارلسون از سفیر آمریکا پرسید که آیا وعده «از نیل تا فرات» به این معناست که اسرائیل امروز ادعایی بر کل منطقه دارد؟
هاکبی پاسخ داد: «اگر همه‌اش را هم بگیرند، اشکالی ندارد.»
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل نیز پیش‌تر در سخنانی از «ماموریت تاریخی و معنوی» خود سخن گفته و افزوده بود که «یکی از چیزهایی که رویایش را دارم، نقشه سرزمین موعود است؛ وقت آن رسیده، نامش اورشلیم است.»
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه پس از این سخنان نخست وزیر اسرائیل در حساب ایکس خود نوشت: « نتانیاهو در مصاحبه با یک شبکه تلویزیونی اسرائیل گفته است که در یک «ماموریت تاریخی و معنوی» به سر می‌برد، و علاقه زیادی به دیدگاه «اسرائیل بزرگ» دارد که شامل مناطق متعلق به دولت آینده فلسطین و احیانا بخش های از اردن و مصر می شود.
گفتنی است که رسانه‌های غربی معمولاً هر کسی را که به ایده «اسرائیل بزرگ» صهیونیست‌ها اشاره کند متهم به «یهودی‌ستیزی» می‌کنند.»
سیدحسین موسویان، دیپلمات پیشین ایرانی و استاد بازنشسته دانشگاه پرینستون در واکنش به این سخنان دیپلمات آمریکایی نوشت: «‏اظهارات رسمی سفیر ایالات متحده در اسرائیل و نخست‌وزیر اسرائیل، نشان می‌دهد که روایت واقعی پشت حملات نظامی قبلی آمریکا و اسرائیل به ایران و همچنین استقرار بی‌سابقه نیروهای نظامی آمریکا در منطقه، نه درباره مسئله هسته‌ای ایران و غنی‌سازی، بلکه درباره پروژه «اسرائیل بزرگ» است.»
طرح موسوم به «اسرائیل بزرگ» یک دیدگاه استراتژیک و ایدئولوژیک است که هدف آن گسترش مرزها و نفوذ اسرائیل در خاورمیانه فراتر از مرزهای فعلی این رژیم است.
این طرح شامل مناطقی از کرانه باختری، نوار غزه، بلندی‌های جولان، بخش‌هایی از جنوب لبنان و گاه مناطقی از شمال شبه‌جزیره سینا در مصر و شرق اردن می‌شود و به دنبال ایجاد یک فضای امنیتی و ژئوپلیتیک تحت کنترل تل‌آویو است تا توانایی اسرائیل در تعیین روندهای منطقه‌ای و نفوذ بر کشورهای همسایه افزایش یابد.
نتانیاهو و تلاش برای به بن‌بست کشاندن مذاکرات
نخست وزیر رژیم صهیونیستی که همواره یکی از مخالفان تاریخی هرگونه دیپلماسی میان ایران و آمریکا بوده، بار دیگر با اتخاذ مواضع سختگیرانه سعی دارد روند مذاکرات را مختل کند.
نتانیاهو که در آخرین سفر خود به واشنگتن شنید که رئیس‌جمهور ایالات متحده همچنان به دنبال ادامه مسیر دیپلماسی با ایران است، تلاش دارد با بیان شروط حداکثری و خط قرمزهای رژیم صهیونیستی، در صدد است تا طرف آمریکایی را تحت فشار قرار دهد و مذاکرات را به بن‌بست بکشاند.
شبکه خبری سی‌ان‌ان، پیش از سفر ماه گذشته نتانیاهو به آمریکا نوشت: «نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی بنا دارد در جریان سفر خود به واشنگتن در آخر هفته جاری، درباره گزینه‌های احتمالی نظامی علیه ایران با «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا گفت‌وگو کند؛ آن‌هم در شرایطی که تل‌آویو خود را برای سناریوهای احتمالی در صورت شکست مذاکرات آمریکا و ایران آماده می‌کند.»
تاکید او بر لزوم برچیده شدن تمامی زیرساخت‌های هسته‌ای ایران و همچنین خروج مواد غنی‌شده، در حالی که تهران در کنار موضوع موشکی، توان غنی سازی را نیز به عنوان یکی از خطوط قرمز خود اعلام کرده است، نشان‌دهنده قصد تل‌آویو برای ایجاد چالش‌های جدی در مسیر دیپلماسی است.
این همزمانی فشارها، احتمال رسیدن به توافق موقت یا نهایی را کاهش داده و پیچیدگی‌های سیاسی و امنیتی منطقه را افزایش می‌دهد.
استراتژی بی بی برای القای خط قرمزهای اسرائیل به آمریکا و ایجاد محدودیت برای مذاکرات می‌تواند زمینه‌ساز تشدید تنش‌ها و افزایش ریسک وقوع یک بحران نظامی تازه در خاورمیانه باشد، به‌ویژه در شرایطی که حضور گسترده نظامی و تسلیحاتی آمریکا در منطقه، ریسک آن را دارد که هر اقدام مدیریت نشده به یک جنگ بزرگ منجر شود.
عبدالباری عطوان، تحلیلگر جهان عرب و سردبیر روزنامه رای الیوم در تازه‌ترین یادداشت خود در خصوص تلاش‌های رژیم صهیونیستی می‌نویسد: «دولت اشغالگر اسرائیل به سمت شکست مذاکرات و شتاب دادن به جنگ پیش می‌رود و شروط غیرواقعی مانند توقف کامل غنی‌سازی، انتقال اورانیوم غنی‌شده با درصد بالا یا پایین به خارج از ایران، محدود کردن تعداد و برد موشک‌های بالستیک و توقف حمایت مالی و نظامی از گروه‌های مقاومت را اعمال می‌کند تا ترامپ را به تسریع تجاوز وادارد.
اگر هر توافقی میان آمریکا و ایران حاصل شود، رژیم اسرائیل بزرگ‌ترین بازنده خواهد بود.»
المانتیور نیز در گزارشی مشابه و در خصوص افزایش نگرانی‌ها در اراضی اشغالی در قبال رویکرد جنگ طلبانه نتانیاهو می‌نویسد: «مقام‌های نظامی اسرائیل به نتانیاهو هشدار داده‌اند که از کارزار برای حمله آمریکا به ایران، حتی با مشارکت احتمالی اسرائیل، خودداری کند، زیرا چنین موضعی نه‌تنها خطر حملات به اسرائیل را افزایش می‌دهد، بلکه این دولت را در موقعیتِ کشاندن ایالات متحده به جنگی بیهوده نشان می‌دهد.»
ریچارد هاس، کارشناس ارشد روابط بین الملل و رئیس پیشین شورای روابط خارجی آمریکا در این خصوص می‌نویسد:«اسرائیل مشتاق است که خود یا ایالات متحده به انبار موشک‌های بالستیک ایران حمله کنند.
خطر اینجاست که ایران تلافی کند؛ چه علیه نیروهای نظامی آمریکا در منطقه، چه علیه اسرائیل، چه علیه کشتیرانی در تنگه هرمز یا تأسیسات نفتی در سراسر خاورمیانه.
اگر چنین شود، بهای نفت که در هفته گذشته ۱۰ درصد افزایش یافته اما هنوز پایین‌تر از سطح سال گذشته است، می‌تواند جهش کند.تصور می‌کنم این چیزی نیست که رئیس‌جمهور آمریکا را خوشحال کند، به‌ویژه در شرایطی که قدرت خرید همچنان دغدغه اصلی آمریکایی‌هاست و تنها نه ماه تا انتخابات میان‌دوره‌ای باقی مانده است.»
دیپلماسی در محاصره
مجموع تحولات نشان می‌دهد که پرونده هسته‌ای ایران دیگر صرفاً یک منازعه فنی بر سر سطح غنی‌سازی یا دامنه بازرسی‌ها نیست، بلکه به صحنه‌ای برای تقابل دو راهبرد کلان «مدیریت تنش از مسیر دیپلماسی» و راهبرد «تشدید تنش برای بازآرایی ژئوپلیتیک» تبدیل شده است.
در حالی که نشانه‌هایی از تمایل دو طرف ایرانی و آمریکایی برای تبادل پیش‌نویس‌ها و حفظ کانال‌های ارتباطی دیده می‌شود، همزمان فشار برای تعریف خطوط قرمز حداکثری و انتقال دستورکار امنیتی تل‌آویو به میز مذاکره واشنگتن شدت گرفته است.
سخنان چهره‌هایی مانند توماس فریدمن و همچنین تحلیل‌های منطقه‌ای حاکی از آن است که برجسته‌سازی «تهدید ایران» می‌تواند کارکردی دوگانه برای نتانیاهو داشته باشد که هم موجب پوشاندن بحران‌های داخلی و منطقه‌ای اسرائیل است و هم از هر توافقی که توازن قوا را به زیان این رژیم تغییر دهد، جلوگیری می‌کند.
در چنین فضایی، توافق میان ایران و امریکا اگر مبتنی بر راهبرد برد-برد باشد نه‌تنها یک دستاورد دیپلماتیک بلکه شکست راهبرد جنگ‌افروزانه اسرائیل تلقی خواهد شد.
اگر مسیر دیپلماسی تداوم یابد، امکان مدیریت اختلافات و جلوگیری از لغزش منطقه به سمت یک درگیری گسترده وجود دارد؛ اما اگر فشارها برای تحمیل خطوط قرمز بیرونی بر مذاکرات غلبه کند، خاورمیانه بار دیگر در آستانه یک بحران پرهزینه و غیرقابل پیش‌بینی قرار خواهد گرفت.
اکنون آزمون اصلی، توان واشنگتن در تفکیک منافع ملی خود از مطالبات حداکثری تل‌آویو و سنجش هزینه‌های یک جنگ ناخواسته در منطقه‌ای است که بیش از هر زمان دیگر مستعد اشتباه محاسباتی است.