اعتراف به یک خلأ تاریخی در مدیریت مهمترین میدان جهانی ایران
اصفهان-در نشست تخصصی بازآفرینی شهری تأکید شد نبود الگوی بومی مدیریت در پایگاه جهانی میدان نقش جهان، طی سالهای گذشته امکان تشخیص و کنترل طرحهای مداخلهگر را دشوار کرده است.
خبرگزاری مهر، گروه استانها، کوروش دیباج: در نشست تخصصی بازآفرینی شهری با محوریت تدوین نقشه مدیریت در مجموعههای میراث جهانی که با تمرکز بر مجموعه میراث جهانی میدان نقش جهان برگزار شد، فریبا خطابخش مدیر سابق پایگاه میراث جهانی میدان امام و رئیس گروه حفظ و احیای بناها و محوطههای تاریخی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان اصفهان، از تدوین فاز نخست نقشه مدیریت این مجموعه خبر داد و آن را گامی راهبردی در مسیر استقرار نظام حکمرانی علمی و منسجم برای یکی از مهمترین میراثهای جهانی ایران دانست.
میدان نقش جهان اصفهان که با عنوان رسمی میدان نقش جهان در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده، یکی از شاخصترین نمونههای طراحی شهری عصر صفوی و نماد هویت تمدنی ایران در مقیاس جهانی به شمار میرود؛ مجموعهای که به گفته خطابخش، اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند سندی جامع برای هدایت، کنترل و پایش تحولات کالبدی، عملکردی و مدیریتی خود است.
وی در ابتدای سخنان خود با اشاره به اهمیت راهبردی این سند اظهار کرد: نقشه مدیریت نه تنها برای سایتهای جهانی بلکه برای تک تک بناها، محوطهها و بافتهای تاریخی کشور یک ضرورت است و آغاز این مسیر از میدان نقش جهان میتواند الگویی برای سایر پایگاههای ملی و جهانی باشد.
تدوین نخستین نقشه مدیریت جامع برای یک میراث جهانی در ایران
خطابخش با تاکید بر جایگاه تمدنی اصفهان در تاریخ ایران و جهان اظهار کرد: در میان شهرهای تاریخی جهان، معدود شهرهایی وجود دارند که نقش گرانسنگ تمدنی ایفا کردهاند و با صراحت میتوان گفت اصفهان طی هزار سال گذشته یکی از مهمترین این شهرها بوده است.
وی افزود: انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت صفوی، آغاز شکلگیری یک سازمان فضایی منسجم و هدفمند بود که اقتدار حکومت مرکزی را در کالبد شهر متجلی میکرد.
به گفته وی، میدان نقش جهان با ابعاد ۱۶۵ در ۵۱۰ متر، دولتخانه صفوی در غرب میدان با وسعت تقریبی ۴۰ هکتار و محور چهارباغ به عنوان ستون فقرات سازمان فضایی شهر صفوی، مجموعهای کمنظیر در تاریخ شهرسازی ایران را پدید آوردند که امروز حفاظت از آن نیازمند ابزار مدیریتی پیشرفته است.
مدیر سابق پایگاه میراث جهانی میدان نقش جهان اظهار کرد: یونسکو طی سالهای گذشته انتظار دریافت سندی جامع برای مدیریت این محوطه جهانی را داشت و تدوین نقشه مدیریت در واقع پاسخ به یک الزام بینالمللی و در عین حال یک نیاز داخلی بود.
وی افزود: این سند با تعیین چشمانداز پنجساله حفاظت و مدیریت منابع ارزشمند میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، اولویتهای اجرایی را طبقهبندی و مسیر اقدام را مشخص میکند.
به گفته خطابخش، نقشه مدیریت اگرچه در نظام برنامهریزی کلان کشور جایگاه الزامآور حقوقی مستقیم ندارد، اما میتواند به عنوان سند بالادستی تخصصی به دستگاههای اجرایی ابلاغ و در طرحهای توسعه شهری لحاظ شود.
چالش تاریخی فقدان الگوی بومی مدیریت در میراث جهانی
خطابخش یکی از مهمترین چالشهای تهیه این سند را فقدان تجربه بومی در تدوین نقشههای مدیریت دانست و اظهار کرد: در ایران سابقه عمیق و نظاممند در تهیه پلان مدیریت وجود ندارد و موارد محدود تدوینشده نیز عمدتا با هدف پاسخگویی به یونسکو و با ادبیاتی غیرمنطبق با ساختار حقوقی و اجرایی کشور تنظیم شدهاند.
وی افزود: بسیاری از این اسناد در بهترین حالت گزارشهایی منظم اما کمکاربرد بودهاند که ارتباط ارگانیک با زمین، ساختار اداری و نظام تصمیمگیری کشور نداشتهاند.
از این رو در تدوین نقشه مدیریت میدان نقش جهان تلاش شد علاوه بر تهیه سند، متدولوژی کار، چالشها و مسیر اجرایی آن مستندسازی شود تا الگویی برای سایر پایگاهها فراهم آید.
به گفته رئیس گروه حفظ و احیای بناها و محوطههای تاریخی استان اصفهان، این پروژه با مشارکت گسترده دانشگاه هنر اصفهان و بهرهگیری از تخصصهای میانرشتهای شامل شهرسازی، مرمت شهری، مرمت بنا، باستانشناسی، گردشگری، صنایع دستی، هنرهای سنتی و مطالعات معماری انجام شد.
خطابخش تشریح کرد: روش کار شامل سه محور اصلی بود؛ نخست بررسی اسناد مکتوب و طرحهای بالادست شامل طرحهای جامع و تفصیلی، پروژههای مرمتی و گزارشهای پژوهشی؛ دوم مطالعات میدانی برای شناسایی آسیبها و تهدیدهای بالقوه در عرصه و حریم؛ و سوم انجام مصاحبههای عمیق با متخصصان، کسبه، هنرمندان، اصناف، شهرداری، اوقاف و سایر ذینفعان.
هشدار درباره مداخلات کلان شهری در حریم میدان
یکی از مهمترین بخشهای سخنان خطابخش به مطالعات شهری و تحلیل تحولات بافت پیرامون میدان اختصاص داشت.
وی اظهار کرد: هدف اصلی مطالعات شهری، تدوین چارچوب حفاظتی برای کنترل و هدایت تغییرات در بافت بلافصل میدان بود، چرا که در نبود مکانیزم اجرایی مناسب، مداخلات پراکنده میتواند به تدریج منجر به نابودی هویت بافت تاریخی شود.
مدیر سابق پایگاه میراث جهانی میدان نقش جهان با اشاره به بررسی طرحهای توسعه شهری مصوب افزود: در اسناد فرادست همواره بر لزوم حفاظت از هویت تاریخی تاکید شده، اما در عمل نبود نقشه راه مدیریتی موجب شده امکان تشخیص مناسب یا نامناسب بودن برخی طرحها دشوار شود و زمینه برای مداخلات سنگین فراهم آید.
خطابخش به طرح ویژه جنوب میدان و برخی گذرهای پیشنهادی اشاره کرد و اظهار کرد: برخی طرحها با مداخلات کلان و مغایر با اصول حفاظتی، عملا تحققپذیر نشدهاند و حتی در صورت اجرا میتوانند منجر به تخریب بیشتر بافت و شکلگیری حلقههای ترافیکی آسیبزا شوند.
وی افزود: نبود چارچوب مدیریتی واحد سبب میشود در صورت تغییر ساختار کارشناسی، نوع مواجهه با مسائل مشابه نیز تغییر کند و ثبات تصمیمگیری در حوزه میراث خدشهدار شود.بر همین اساس، در نقشه مدیریت پیشنهادهایی از جمله ایجاد پایگاه کنترل تغییرات، تدوین طرح حفاظت از بافت تاریخی، ایجاد شهرداری منطقه تاریخی و تعریف طرح ویژه مرمت شهری برای بخشهای شرقی میدان ارائه شده است.
پایش علمی، کلید حفاظت پایدار میدان نقش جهانبخش مهمی از این سند به طراحی نظام پایش منظم اختصاص یافته است.
خطابخش در این زمینه اظهار کرد: پایش مستمر بناها و بافتهای تاریخی، یکی از اساسیترین ارکان مدیریت است و امکان تصمیمگیری فعالانه و پیشگیرانه را فراهم میکند.
وی توضیح داد: در این طرح، فرمهای تکبرگی برای ثبت آسیبهای هر بنا، فرمهای مبسوط گزارش بازدید و فرم پایش جامع طراحی شد که اطلاعات مربوط به سازه، تزیینات، ترکها، رطوبت، وضعیت نظافت، تاسیسات و حتی نماهای تجاری حجرهها را ثبت میکند.
به گفته وی، بازدیدهای میدانی باید حداقل هر پنج سال یکبار به صورت جامع انجام و مبنای برنامهریزی دوره بعد قرار گیرد.
وی تاکید کرد این فرایند باید توسط نیروهای متخصص و مجرب انجام شود تا از تصمیمات شتابزده جلوگیری شود.
مدیر سابق پایگاه میراث جهانی میدان نقش جهان اظهار کرد: در حوزه معماری، چالشهایی همچون وجود رطوبت در بخشهای مختلف، ترکهای سازهای، آشفتگی بصری ناشی از تاسیسات، نورپردازی نامناسب، داربستهای فرسوده و ناهماهنگی نماهای مغازهها شناسایی و برای هر یک راهبرد مشخصی تدوین شده است.
خطابخش همچنین به تهدیدهای حریق، ورود موتورسیکلت به راستهبازارها و تفکیک غیرمجاز مغازهها اشاره کرد و اظهار کرد: حفاظت از میدان بدون ساماندهی بازار پیرامونی و احیای مفهوم اصیل میدان ایرانی ممکن نیست.
بازخوانی صد سال مرمت و ضرورت مستندسازی نظاممند
در بخش دیگری از سخنان، خطابخش به بررسی تاریخی مداخلات مرمتی طی یک قرن اخیر پرداخت و اظهار کرد: نخستین گزارش مستند مرمتی موجود به سال ۱۳۴۳ بازمیگردد و پیش از آن مستندنگاری نظاممند وجود نداشته است.
وی تحولات حفاظتی را به شش دوره تقسیم کرد؛ از مداخلات سنگین اوایل قرن چهاردهم شمسی در تزیینات کاشیکاری گرفته تا دوره همکاری گروههای ایتالیایی با سازمان ملی حفاظت آثار باستانی، سپس دورههای رکود مستندنگاری و در نهایت اوجگیری فعالیتهای پایگاه میراث جهانی در دهه اخیر با تاکید بر اصالت و پژوهش همزمان با مرمت.
به گفته خطابخش، برای نخستین بار بانک اطلاعاتی جامعی از پایاننامهها، مقالات، گزارشهای کارگاهی و پروژههای اجرایی مرتبط با میدان تهیه شده که از تکرار پژوهشهای مشابه جلوگیری و دسترسی محققان را تسهیل میکند.
ضرورت ورود نظاممند باستانشناسی به عرصه و حریم میدان
مدیر سابق پایگاه میراث جهانی میدان نقش جهان با تاکید بر مغفولماندن مطالعات باستانشناسی اظهار کرد: طی صد سال گذشته تمرکز اصلی بر مرمت بناهای شاخص بوده و برنامه منسجمی برای کاوشهای باستانشناسی در عرصه و حریم میدان وجود نداشته است.
وی افزود: مجموعه میدان نقش جهان همانند یک تپه باستانی شهری، لایههای متعدد تاریخی را در خود نهفته دارد و مطالعات باستانشناسی شهری و معماری میتواند شناخت ما از سیستمهای آبرسانی، ساختارهای مدفون و تحولات کارکردی را افزایش دهد.
به گفته خطابخش، شواهدی مانند کانالهای کشفشده در مسجد امام و تغییرات جویهای پیرامونی نشان میدهد نظام مهندسی پیچیدهای در تامین آب میدان وجود داشته که نیازمند پژوهش هدفمند است.
وی تاکید کرد: اولویتبندی کاوشها، مستندسازی سنتهای شفاهی بازار، بررسی اسناد اداری دورههای مختلف و استفاده از فناوریهای نوین باید در دستور کار آینده پایگاه قرار گیرد.
نقشهای برای حکمرانی میراث در تراز جهانی
خطابخش در جمعبندی سخنان خود اظهار کرد: آنچه امروز به عنوان فاز نخست نقشه مدیریت میدان نقش جهان تدوین شده، نقطه آغاز است و برای تحقق راهبردها، تدوین دستورالعملهای اجرایی و الزامآور و استمرار فازهای بعدی ضروری است.
وی افزود: این سند باید به ابزاری اجرایی برای همه دستگاههای ذینفع تبدیل شود تا از تصمیمات مقطعی جلوگیری و حفاظت از منظر فرهنگی تاریخی اصفهان تضمین شود.
به گفته وی، اگر این الگو در سایر پایگاههای جهانی کشور تعمیم یابد، میتواند زمینهساز شکلگیری نظامی بومی و کارآمد برای مدیریت میراث جهانی ایران باشد؛ نظامی که هم پاسخگوی استانداردهای بینالمللی باشد و هم با ساختار حقوقی و اجرایی کشور همخوانی داشته باشد.
نشست تخصصی بازآفرینی شهری با محوریت نقشه مدیریت میدان نقش جهان، در واقع آغاز گفتوگویی جدی درباره آینده حکمرانی میراث جهانی در ایران بود؛ آیندهای که تحقق آن، مستلزم پیوند دانش تخصصی، مشارکت اجتماعی و اراده اجرایی در بالاترین سطوح مدیریتی است.